Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

آیا بن‌بست راهبردی، ایران و آمریکا را به توافقی پایدار نزدیک‌تر کرده است؟

ایران و آمریکا
ایران و آمریکا Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button
لینک کپی پیست کد امبد ویدیو: Copy to clipboard لینک کپی شد!

نه ایران راهبردی مطمئن برای تامین امنیت خود پیدا کرده و نه آمریکا راهی روشن برای شکست جمهوری اسلامی در اختیار دارد. موسسه هلندی کلینگندیل در تحلیلی می‌نویسد جنگ‌های اخیر این واقعیت را برای هر دو طرف آشکار کرده و به همین دلیل، برخلاف انتظار، زمینه برای دستیابی به توافقی پایدارتر از گذشته فراهم شده.

موسسه هلندی کلینگندیل در مقاله‌ای از مجموعه «ایران در گذار» می‌نویسد که جنگ‌های اخیر و تفاهم‌نامه ۱۸ ژوئن میان تهران و واشنگتن، هر دو طرف را به نقطه‌ای رسانده که نه ایران راهبردی مطمئن برای تضمین امنیت خود دارد و نه آمریکا مسیر روشنی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم.

آگهی
آگهی

به باور نویسندگان این مقاله، همین بن‌بست متقابل می‌تواند، برخلاف ظاهر ماجرا، فضای نسبتا مناسبی برای یک توافق پایدارتر ایجاد کند؛ مشروط بر آنکه دو طرف به جای اتکا به اعتماد از دست‌رفته، توافق را بر پایه گام‌های مرحله‌ای، قابل راستی‌آزمایی و متقابل بنا کنند.

این مقاله به قلم اروین ون وین و حمیدرضا عزیزی استدلال می‌کند که تهران پس از تجربه دو حمله در زمان مذاکرات، اظهارات مقام‌های آمریکایی را معیار قابل اتکایی برای سنجش نیت واشنگتن نمی‌داند و بیش از هر چیز به اقدامات عملی آمریکا نگاه می‌کند. در مقابل، آمریکا نیز به این نتیجه رسیده که فشار اقتصادی و حتی اقدام نظامی، دست‌کم تاکنون، جمهوری اسلامی را از پا درنیاورده و بستن تنگه هرمز می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای اقتصاد جهانی و جایگاه آمریکا به همراه داشته باشد.

یادگیری سیاسی و روان‌شناسی

در سال‌های گذشته، نخبگان سیاسی ایران دست‌کم چهار نکته را درباره دولت آمریکا، و به‌ویژه دونالد ترامپ، آموخته‌اند.

نخست اینکه اعلام تمایل آمریکا به مذاکره می‌تواند همزمان به این معنا باشد که واشنگتن خود را برای جنگ نیز آماده می‌کند و حتی ممکن است در جریان مذاکرات آغازگر آن باشد. این اتفاق دو بار رخ داد: نخست در ژوئن ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل و آمریکا جنگی را علیه ایران آغاز کردند که به جنگ ۱۲ روزه معروف شد و به‌ویژه تاسیسات کلیدی هسته‌ای ایران را هدف گرفت؛ و بار دوم در فوریه ۲۰۲۶، در قالب کارزار گسترده بمباران زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی ایران و ترور چهره‌های ارشد سیاسی، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی.

دوم اینکه اسرائیل و آمریکا، فارغ از اختلاف‌هایی که گاه به شکل علنی مطرح می‌شود یا نارضایتی فزاینده‌ای که میان حامیان ترامپ دیده می‌شود، با اهداف راهبردی مشابهی عمل می‌کنند. از آنجا که اسرائیل با هدف حفظ برتری هسته‌ای خود در منطقه، دشمنی آشتی‌ناپذیر با ایران دارد، پیامدهای این همکاری برای تهران تا حد زیادی قابل پیش‌بینی است. تا زمانی که شواهد قابل راستی‌آزمایی از شکافی بنیادین میان اسرائیل و آمریکا بر سر ایران وجود نداشته باشد، تهران فرض را بر این می‌گذارد که فقط مسئله زمان است تا رهبران اسرائیل بار دیگر دولت آمریکا را به ازسرگیری عملیات پنهانی، جنگ اقتصادی یا حتی حمله نظامی تازه متقاعد کنند.

سوم اینکه در یک جنگ هوایی و دریایی، ایران در بهترین حالت می‌تواند مزاحم قدرت نظامی آمریکا باشد؛ برای مثال با هدف قرار دادن سامانه‌های راداری، هواپیماهای سوخت‌رسان و زیرساخت‌های پشتیبان مشابه. بازدارندگی میان‌برد ایران از طریق نیروهای نیابتی یا همان «محور مقاومت» در جریان جنگ آشکار، جایگزین ضعیفی برای توانایی‌های پیشرفته جنگ متعارف از آب درآمد. با این حال، اگر زمان کافی در اختیار داشته باشد، ایران می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر متحدان آمریکا در خلیج فارس و همچنین بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. بستن تنگه هرمز و احتمالا باب‌المندب، اما نیازمند توجیهی است که معمولا فقط زمانی فراهم می‌شود که ایران در معرض تجاوز گسترده و بی‌دلیل آمریکا و اسرائیل قرار گرفته باشد. این ابزار، سلاحی تهاجمی نیست. افزون بر این، تهران اهرم مستقیم محدودی علیه اسرائیل دارد.

چهارم اینکه رفتار دمدمی، خودشیفته‌وار و پیش‌بینی‌ناپذیر دونالد ترامپ باعث شده اظهارات سطح بالای مقام‌های آمریکایی، چه از سوی خود او و چه از سوی حلقه نزدیکانش، از جمله روبیو، هگست، ویتکاف، کوشنر و ونس، اهمیت چندانی نداشته باشد. آنچه اهمیت دارد، اقدامات آمریکاست؛ اقداماتی که نیت واقعی واشنگتن را نشان می‌دهد. در واقع، از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، اظهارات مقام‌های بلندپایه آمریکا چنان آشفته و متناقض شده که حتی به‌سختی می‌توان فرض کرد هدف آنها غلیظ‌تر کردن مه جنگ به سود آمریکاست.

از نگاه ایران، این برداشت‌ها بر دهه‌ها بی‌اعتمادی انباشته شده است؛ بی‌اعتمادی‌ای که از حمایت آمریکا از صدام حسین در جنگ ایران و عراق، با وجود ماجرای ایران-کنترا، حمله آمریکا به افغانستان، حمله آمریکا به عراق، بیش از دو دهه جنگ اقتصادی علیه تهران، و دو بار بمباران ایران در حالی که در حال مذاکره با حسن نیت بود، ریشه می‌گیرد؛ آن هم بر پایه دلایل واهی. این ایران نبود که در سال ۱۹۸۰ به عراق حمله کرد؛ ایران یا طالبان نبودند که فاجعه ۱۱ سپتامبر را رقم زدند؛ صدام حسین سلاح کشتار جمعی نداشت؛ ایران در فاصله سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ تلاش برای نظامی‌سازی برنامه هسته‌ای خود را کنار گذاشت؛ و ایران توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ را امضا و اجرا کرد.

این به آن معنا نیست که حکومت ایران، هر زمان که احساس نیاز کند، همسایگان خود را با موشک‌ها یا گروه‌های مسلح وابسته به خود مرعوب نمی‌کند، مردم خود را به‌شدت سرکوب نمی‌کند یا اقتصاد ایران را بد اداره نمی‌کند. حکومت ایران همه این کارها را انجام می‌دهد. پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، نخبگان سیاسی ایران در واقع دچار تکان جدی شده بودند. اعتراضات گسترده کشور را لرزانده بود، اجرای سختگیرانه‌تر تحریم‌های آمریکا، همراه با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل از طریق سازوکار «ماشه»، فشار ایجاد کرده بود، اقتصاد وضعیت نامطلوبی داشت و نفوذ منطقه‌ای ایران به سرعت در حال کاهش بود.

«یادگیری» سیاسی آمریکا ساده‌تر بوده و اساسا به دو برداشت اصلی خلاصه می‌شود: پروژه اسلام انقلابی ایران، نخبگان سیاسی و پایگاه‌های اجتماعی آن مقاوم‌اند و به‌راحتی درهم شکسته نمی‌شوند؛ و در عین حال، ایران توانایی دارد با بستن تنگه هرمز هزینه سنگینی بر آمریکا تحمیل کند. واژه «یادگیری» را در گیومه می‌گذاریم، چون جامعه اطلاعاتی آمریکا از این واقعیت‌ها آگاه بود، اما نظر حرفه‌ای آن از سوی دونالد ترامپ نادیده گرفته شد.

تهران به یک راهبرد کلان تازه نیاز دارد

در چنین زمینه‌ای است که ایران به تفاهم‌نامه‌ای نگاه می‌کند که در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ امضا شد. جمع‌بندی اصلی تهران این است که این تفاهم‌نامه هرچه باشد و هر وعده‌ای بدهد، تا زمانی که شواهد سخت و برگشت‌ناپذیر خلاف آن را ثابت نکند، در نگاه ایران در درجه نخست مرحله‌ای دیگر از رویارویی چند دهه‌ای آن با اسرائیل و به‌ویژه ایالات متحده است.

این پرسش را پیش می‌کشد که حکومت ایران چگونه می‌تواند خود را برای دوره‌ای احتمالا طولانی از ابهام آماده کند. نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد تهران این ترتیبات را به دلیل محتوای آن پذیرفته است: این متن، فراتر از چیزهایی که تهران پیشتر هم وعده داده بود، تعهد الزام‌آوری ایجاد نمی‌کند؛ به‌نوعی گام‌های قابل راستی‌آزمایی آمریکا را با گام‌های قابل راستی‌آزمایی ایران مرحله‌بندی می‌کند؛ و هیچ دری را نمی‌بندد، بلکه در زمینه دارایی‌های بلوکه‌شده، تنگه هرمز و صندوق بازسازی احتمالی، فرصت‌هایی ایجاد می‌کند. محاسبات اقتصادی نیز نقش داشته است. خسارت جنگ در ایران حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود، پیش‌بینی شده تولید ناخالص داخلی واقعی در سال ۲۰۲۶ بیش از ۶ درصد کاهش یابد، و محاصره دریایی، تورمی را که از پیش شدید بود، تشدید کرد؛ تورمی که اکنون از ۸۰ درصد فراتر رفته است.

راهبرد کلان، در واقع نظریه‌ای درباره امنیت است. به بیان عملی، این یعنی تهران اکنون باید بازنگری کند که چگونه می‌تواند خود را در برابر فشارها و حملات احتمالی آینده آمریکا یا اسرائیل تا جای ممکن ایمن کند. ایران، با وجود آنکه زیر آتش آمریکا و اسرائیل تسلیم نشد، گزینه‌های خوب زیادی در اختیار ندارد.

نخست، رفتن به سمت سلاح هسته‌ای

تهران می‌تواند برای دستیابی به بازدارندگی نهایی، سلاح هسته‌ای تولید کند. اما این راهبرد پرریسکی است، چون تصور می‌شود بخش‌های مختلف حکومت ایران از سوی اسرائیل نفوذپذیر شده‌اند و همین احتمال کشف زودهنگام چنین اقدامی را بالا می‌برد. ایران همچنین در صورت حرکت در این مسیر، با خطر محکومیت گسترده‌تر جهانی روبه‌رو می‌شود. حفظ وضعیت آستانه‌ای هسته‌ای به عنوان ابزار بازدارندگی نیز راهبرد پرخطری است، چون همین وضعیت در وهله نخست زمینه حملات آمریکا و اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ را فراهم کرد. در عین حال، تولید یک سلاح هسته‌ای عملیاتی همچنان می‌تواند از شش ماه تا چند سال زمان ببرد.

دوم، گسترش بازدارندگی موشکی و پهپادی

این راهبرد بازدارندگی امکان‌پذیر است و در جنگ‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نیز نشان داد می‌تواند موثر باشد. اما بازده آن رو به کاهش است، زیرا کشورهای خلیج فارس و آمریکا با کمک اوکراین و اسرائیل، به‌ویژه در مورد امارات، به سرعت در حال تقویت سامانه‌های دفاعی خود هستند. نقطه ضعف دیگر این راهبرد آن است که در برابر نیروهای نظامی آمریکا، جز در مورد اهداف ثابت مانند پایگاه‌ها، تا حد زیادی کارایی محدودی دارد. گزارش‌ها نیز حاکی است آمریکا در حال بررسی انتقال پایگاه‌های خود به نقاطی دورتر از مرزهای ایران به عنوان اقدامی حفاظتی است.

سوم، تقویت کنترل بر هرمز

ایران می‌تواند شیوه‌هایی برای اعمال سطوح مختلف کنترل بر تنگه هرمز ایجاد کند؛ از جمله دریافت هزینه خدمات، الزام کشتی‌ها به گرفتن مجوز عبور، مستثنا کردن شناورهای نظامی، و اطمینان از آماده بودن ذخایر مین، پهپاد، قایق تندرو و موشک برای جلوگیری گزینشی یا کامل از تردد. این راهبرد بازدارندگی زمانی می‌تواند موثر باشد که ایران مورد حمله قرار گرفته باشد، زیرا نیازمند توجیه است. اما با گذشت زمان از اثرگذاری آن کاسته می‌شود؛ مثلا وقتی مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل بیشتر در دسترس قرار بگیرد یا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا پشت سر گذاشته شود. واشنگتن همین حالا در حال هماهنگی با عمان برای ایجاد مسیری جنوبی در تنگه است که مستقل از ایران باشد. مهم‌تر از همه اینکه کنترل ایران بر تنگه هرمز تاثیر بازدارنده مستقیم بسیار اندکی، یا حتی هیچ تاثیر مستقیمی، بر اسرائیل دارد.

حفظ محور مقاومت در هر راهبرد کلان ایران، هم به دلایل ایدئولوژیک و هم به دلایل عملی، امری مفروض است؛ اما محدودیت‌های آن آشکار شده است. افزون بر این، بیشتر اعضای این محور منافع خاص خود را دارند و اعضای قدیمی‌تر، مانند سپاه بدر و عصائب اهل حق در عراق، اکنون بیش از ایده «مقاومت فراملی علیه امپریالیسم و صهیونیسم» بر سیاست داخلی خود متمرکز شده‌اند. حتی حزب‌الله بازسازی‌شده نیز باید با فضای داخلی سخت‌گیرانه‌تر و محدودتری در لبنان کنار بیاید.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

به طور خلاصه، ایران از آنچه شاید در ظاهر به نظر برسد ضعیف‌تر است و احتمالا ناچار خواهد شد به راهبرد کلانی تن دهد که ترکیبی از افزایش تاب‌آوری پدافندی و گسترش «توانایی‌های مزاحمت‌آفرین» مانند پهپادها و موشک‌هاست؛ راهبردی که در پشت آن، گزینه هسته‌ای یا بستن آبراه‌های کلیدی به عنوان پشتوانه باقی می‌ماند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

«پیشرفت مثبت مذاکرات» در دوحه؛ ادامه گفت‌وگوها به بعد از مراسم تشییع علی خامنه‌ای موکول شد

سیگنال واشنگتن به تهران در مذاکرات دوحه: از اصرار بر هرمز دست بردارید و بزرگ‌تر فکر کنید

ترامپ: مذاکرات ما با ایران خوب پیش می‌رود