به گزارش نیویورکتایمز، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی در میانه جنگ آمریکا و ایران از ترامپ خواست تا سرنگونی جمهوری اسلامی به حملات خود ادامه دهد. اما کمی بعد خواهان توقف حملات شد و به پیگیری اولویتهای امنیتی خود پرداخت. اما چه چیزی منجر به شکاف میان این دو متحد شد؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در اوایل ماه مه ماموریت را تازهای برای ارتش آمریکا با عنوان «پروژه آزادی» اعلام کرد که هدف آن هدایت کشتیهای تجاری گیرافتاده در تنگه هرمز بود. به گفته فرماندهان آمریکایی، در جریان این ماموریت قرار بود که نیروهای دریایی و هوایی آمریکا هر حمله از سوی ایران را دفع کنند.
اما، به گزارش نیویورکتایمز، مقامات عربستان سعودی ناگهان اعلام کردند که نیروهای آمریکایی نمیتوانند برای اجرای این ماموریت از حریم هوایی آنها استفاده کنند و این امر فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) را غافلگیر کرد. بنابر این گزارش، آمریکاییها با مقامات سعودی درباره این پروژه مشورت نکرده بودند.
به گزارش این روزنامه آمریکایی، این موضوع موجی از تماسهای تلفنی پرتنش و فوری میان واشنگتن و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به راه انداخت. به گفته مقامات آمریکایی، آقای ترامپ که خشمگین شده بود، روز ۴ مه، یعنی نخستین روز عملیات، و همچنین در دو روز بعد با او گفتگو کرد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آقای ترامپ در امور خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد و مشاور آقای ترامپ نیز در تماسهای جداگانهای با ولیعهد عربستان سعودی گفتگو کردند. مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی کاخ سفید هم با همتایان سعودی خود صحبت کرد.
اما ولیعهد عربستان سعودی بر موضع خود ایستاد، زیرا نگران بود که طرح آمریکا جنگ را دوباره شعلهور کند. دولت آقای ترامپ ناچار شد پروژه آزادی را کمتر از ۴۸ ساعت پس از آغاز آن متوقف کند.
حسین ایبیش، پژوهشگر «موسسه کشورهای عرب خلیج فارس» در واشنگتن، گفت: «آنها اعتمادشان را به دولت [آمریکا] از دست داده بودند و فکر میکردند اگر اجازه دهند آمریکا از حریم هواییشان استفاده کند، ایران ضربه سختتری به آنها خواهد زد.»
تلاش همهجانبه کاخ سفید برای متقاعد کردن محمد بن سلمان و دیگر لحظات حساس جنگ نشان داد که مقامات آمریکایی و سعودی بهطور فزایندهای درباره نحوه برخورد با امنیت منطقه، بهویژه در ارتباط با ایران و اسرائیل، با یکدیگر اختلاف پیدا کردهاند.
سعودیها نیز بیش از پیش دولت آمریکا را غیرقابل اعتماد و حتی گاه خطری برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس میبینند.
از زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، عربستان سعودی تلاش کرده است برای حفاظت از منافع خود راهی میانه در پیش بگیرد. این کشور از آمریکا حمایت نظامی و دیپلماتیک کرد و هدف حمله ایران نیز قرار گرفت. اما ریاض در برخی لحظات حساس نیز با آقای ترامپ مخالفت کرده است.
بنابر این گزارش، در حالی که آقای ترامپ در تلاش است دیپلماسی با ایران را، با تمرکز بر برنامه هستهای تهران، پیش ببرد، عربستان سعودی همچنان ابتکارهای خود را دنبال میکند که گاه از اولویتهای آمریکا فاصله میگیرند و در جهت تقویت روابط با دیگر کشورها حرکت میکنند. از جمله این کشورها پاکستان و چین هستند؛ چین در سال ۲۰۲۳ به میانجیگری برای گشایش دیپلماتیک میان عربستان و ایران کمک کرد. وزیر خارجه عربستان سعودی قرار است این هفته به چین سفر کند.
به دلیل همین گشایش، مقامهای سعودی اکنون مستقیما با همتایان ایرانی خود درباره مسائلی مانند کنترل ایران بر تنگه هرمز، زرادخانه موشکی تهران و حمایت جمهوری اسلامی از شبهنظامیان منطقهای گفتگو میکنند؛ موضوعاتی که رهبری عربستان آنها را تهدیدی بزرگتر از برنامه هستهای ایران میداند.
محمد بن سلمان در سال جاری سعی کرده است توازن را در موضع خود حفظ کند. به گفته منابع آگاه، او پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، خطرات جنگ را برای آقای ترامپ تشریح کرد و سپس در ادامه کار از رئیسجمهوری آمریکا خواست برای نابودی حکومت ایران به جنگ ادامه دهد. اما با تداوم حملات ایران، محمد بن سلمان آمریکا را برای حصول توافق با ایران تحت فشار گذاشت.
عربستان سعودی، همراه با امارات عربی متحده، در مقطعی از جنگ حملات تلافیجویانه محرمانهای را علیه ایران انجام داد. با این حال، به گفته مقامات آمریکایی، محمد بن سلمان چندان راغب به تشدید تنشها نبود. او همزمان از همتایان قطری و عمانی خود که نقش میانجی را میان آمریکا و ایران ایفا میکنند، رویکرد تهاجمیتری داشته است.
اکنون، در حالی که دولت ترامپ میکوشد به توافقهایی با ایران دست یابد که فراتر از توافق اولیه آتشبس اعلامشده در ۱۴ ژوئن باشد، عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای دستیابی به نتیجهای فشار میآورند که در صورت ازسرگیری گسترده خصومتها از سوی ایران، اسرائیل یا آمریکا، آنها را از پیامدهای آن مصون نگه دارد.
با توجه به نوسانهای آقای ترامپ در جریان جنگ، سعودیها تردید دارند که آمریکاییها در درگیری بعدی، از آنها محافظت کنند.
آقای ایبیش گفت: «ما یک دعوای بزرگ راه میاندازیم، بعد حوصلهمان سر میرود و کنار میکشیم.»
با این حال، برخی جنبههای شراکت آمریکا و عربستان همچنان مستحکم است. به گفته یک مقام آمریکایی، دو دولت ماههاست درباره چگونگی آغاز برنامه هستهای غیرنظامی عربستان سعودی گفتگو میکنند. دولت آقای ترامپ ممکن است بهزودی طرحی را به کنگره ارائه کند، هرچند برخی قانونگذاران آمریکایی و مقامات اسرائیلی نگراناند که ولیعهد عربستان در پی توسعه سلاح هستهای باشد.
واشنگتن و ریاض همچنین درباره چگونگی ایجاد مسیرهای زمینی که تنگه هرمز را دور بزنند گفتگو میکنند. عربستان سعودی نیز همچنان با فاصله زیاد، بزرگترین خریدار تسلیحات آمریکایی است.
در هر دو دوره ریاستجمهوری آقای ترامپ، عربستان سعودی نخستین سفر مهم خارجی او بود. آقای کوشنر با وجود نداشتن هیچ سمت دولتی، روابط نزدیکی با محمد بن سلمان دارد و اغلب به ریاض سفر میکند.
با این حال، آقای ترامپ در جریان جنگ بهطور علنی شاهزاده محمد را به سخره گرفت. آقای ترامپ در ماه مارس با لحنی تحقیرآمیز گفت که ولیعهد عربستان او و دولتش را دستکم گرفته بود. رئیسجمهوری آمریکا در جریان یک نشست سرمایهگذاری که به میزبانی عربستان سعودی در میامی فلوریدا برگزار شد، گفت: «او فکرش را هم نمیکرد که یک روز مجبور شود باسن من را ببوسد.»
نشانههای دیگری از تنش نیز وجود دارد. در جریان سفر هفته گذشته مارکو روبیو به خلیج فارس، او در عربستان سعودی توقف نکرد و در عوض به بحرین، کویت و امارات رفت.
آقای روبیو روز پنجشنبه در بحرین با دیپلماتهای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس دیدار کرد. فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان نیز بهطور جداگانه با آقای روبیو گفتگو کرد.
مارکو روبیو در نشست گروهی گفت: «این ائتلاف بر اساس رویدادهای اخیر مورد آزمون قرار گرفت و از این آزمون سربلند بیرون آمد؛ به این معنا که سطح همکاری، سطح تعامل و سطح دوستیای که در این روزهای دشوار میان ما وجود داشت، به محک گذاشته شد و با موفقیتی چشمگیر از آن عبور کرد.»
در حالی که عربستان سعودی از آتشبس آمریکا و ایران آسودهخاطر شده است، توافق اولیه هیچیک از دشوارترین مسائلی را که از دل جنگ سر برآوردهاند برطرف نکرده است. از جمله اینکه این توافق میپذیرد ایران به شکلی بر تنگه هرمز کنترل دارد و به ایران و عمان اجازه میدهد درباره شیوه اداره آن توافق کنند. چنین شیوهای در بلندمدت میتواند شامل دریافت عوارض یا هزینه عبور باشد.
مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان سعودی، گفت: «لحظهای که ایران تنگه هرمز را بست، کل روانشناسی خلیج فارس تغییر کرد. اکنون ایران این شمشیر داموکلس را دارد که میتواند آن را بالای سر اقتصاد خلیج فارس و اقتصاد جهانی نگه دارد.»
سند اولیه همچنین هیچ اشارهای به موشکهای بالستیک ایران و حمایت تهران از شبهنظامیان نمیکند. از سوی دیگر اصلا مشخص نیست که آیا دولت آقای ترامپ میتواند تهران را وادار به پذیرش یک توافق هستهای کند یا خیر.
مقامات سعودی در عرصه عمومی از تفاهمنامه تهران و واشنگتن تمجید کردهاند. فیصل بن فرحان روز ۱۸ ژوئن در نشستی در وین گفت: «فکر میکنم بسیار مهم و بسیار معنادار است که تفاهمنامهای داریم که امیدواریم به این درگیری پایان دهد و مهمتر از آن، مسیر را برای حلوفصل بسیاری از مسائل باقیمانده باز کند. طبعا در صدر آنها مساله هستهای قرار دارد.»
با این حال، مقامات سعودی در قبال پیامدهای این توافق رویکردی مبتنی بر انتظار و مشاهده در پیش گرفتهاند. در بخشی از این توافق، ایالات متحده متعهد به تشکیل یک صندوق سرمایهگذاری برای بازسازی ایران با همکاری شرکای منطقهای شده است. با این حال عربستان سعودی هنوز هیچ بودجهای به این صندوق اختصاص نداده است.