Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

محمدباقر خرازی؛ شیعه‌ای داعشی یا فردی مطلع از اسرار نظام؟

محمدباقر خرازی
محمدباقر خرازی Copyright  شبکه‌های اجتماعی
Copyright شبکه‌های اجتماعی
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

محمدباقر خرازی، روحانی شیعه ۶۵ ساله و دبیرکل تشکل «حزب‌الله ایران»، در روزهای اخیر چنان گوی سبقت را از سایر چهره‌های تندروی جمهوری اسلامی ربود که نهایتا از سوی دادگاه ویژه روحانیت تحت تعقیب قرار گرفت.

باقر خرازی فرزند محسن خرازی و برادر صادق خرازی است. محسن خرازی مدرس حوزه علمیه قم و عضو پیشین مجلس خبرگان رهبری است، صادق خرازی هم در دولت هاشمی رفسنجانی به مدت شش سال نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد بر عهده داشت و در دولت دوم محمد خاتمی هم به مدت چهار سال سفیر ایران در فرانسه بود.

آگهی
آگهی

کمال خرازی نیز که در دولت خاتمی وزیر خارجه و پس از آن مشاور بین‌الملل علی خامنه‌ای بود، عموی باقر و صادق خرازی بوده. علاوه بر این، خواهر باقر خرازی همسر مسعود خامنه‌ای، برادر کوچک‌تر مجتبی خامنه‌ای است. مجموع این روابط، نشان‌دهند پیوندهای خانوادگی عمیق باقر خرازی با کانون‌های قدرت در نظام جمهوری اسلامی است و احتمالا همین پیوندها علت اصلی آزادی بیان کم‌نظیر او در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک است.

باقر خرازی در چند اظهار نظر جنجالی، ابتدا مدعی شد مسعود پزشکیان تا کنون ۲۸ بار استعفا کرده و مجتبی خامنه‌ای، رهبر نادید جمهوری اسلامی گفته اگر پزشکیان یک بار دیگر استعفا کند، استعفایش را می‌پذیرم.

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

آقای خرازی سپس از ضرورت «تضریب» و کشتن زنان بی‌حجاب سخن گفت. او درباره زنی که حجاب را رعایت نمی‌کند، گفت: «حکمش تضریب است و بعدش هم اگر (بر بی‌حجابی) اصرار داشت، حکمش قتل است.»

وی همچنین درباره مبارزه با بی‌حجابی و انتقاد از دولت پزشکیان گفت: «فرض کن ما یک جمعیت پنجاه‌هزار نفری را در تهران راه انداختیم و این‌ها در خیابان‌ها شروع کردند به حرکت کردن و به هر بی‌حجابی که رسیدند، با تندی با او برخورد کردند؛ (بی‌حجابی) تمام می‌شود دیگر. وقتی که شما با پنجاه‌هزار نفر وارد عمل شدید، دولت دیگر جرات نمی‌کند چون می‌داند نفر بعدی خودش است. همین بچه‌های حزب‌اللهی که در خیابان هستند، می‌ریزند توی ارگان‌ها و نهادها، همه مکان‌ها را می‌گیرند. (دولت) چه کار می‌خواهد بکند؟ دولت فعلی، دولت شیطانی است... این‌ها مزدور آمریکا و مزدور شیطانند. موقعش برسد، می‌گویم و پدر این‌ها را هم درمی‌آورم؛ منتها زمانی که ما در حزب‌الله حداقل پانصدهزار نفر نیرو داشته باشیم؛ نیروی فداکار که وقتی ما از او بخواهیم حرکت کند به سمت تهران، حرکت کند. نداریم چنین آدمی را. ما نیاز داریم که بچه‌های حزب‌اللهی هر چه سریع‌تر به تشکیلات حزب‌الله متصل شوند... اسلام است و همین ضربه‌خوردن‌ها و ضربه‌زدن‌ها. تضریب است؛ بزنندشان. اگر کسی هم مقاومت کرد، بکشندش. فتوای من این است.»

پس از این سخنان، احمد زیدآبادی فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشت: «آخرین بخش از سخنان سید محمد باقر خرازی در مورد برخورد با بی‌حجابی، دیگر در چارچوب اظهارنظر نمی‌گنجد. او به صراحت دستور به قتل و کشتار شهروندان و اشغال دوایر دولتی داده است. در هر کشوری در دنیا چنین شخصی را فوری بازداشت و محاکمه و محکوم می‌کنند.»

همچنین محمدعلی ابطحی، دیگر فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره نظرات افراطی باقر خرازی نوشت: «حرف‌های باقر خرازی عادی‌سازی افراطی‌گری نیست، افتتاح شعبه رسمی حکومت اسلامی داعش است. این حرف‌ها از حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل و اقدامات براندازان تلخ‌تر و حتی خطرناک‌تر است.»

اما بخش مهم‌تر سخنان باقر خرازی در چند ویدئویی که از او طی چند روز منتشر شد، انتقاداتش از تشکیلات مدیریتی علی خامنه‌ای (موسوم به بیت رهبری) بود. او از یکسو مدعی شد علی‌اصغر حجازی، قائم‌مقام و معاون سیاسی و امنیتی بیت رهبری، در سه سال پایانی عمر علی خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای را طرد کرده و به حاشیه رانده بود، از سوی دیگر تایید صلاحیت پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری را کار علیرضا مرندی، وزیر اسبق بهداشت و رئیس تیم پزشکی علی خامنه‌ای دانست.

او برای بیان این ادعایش از چنین ادبیاتی درباره پزشکیان و مرندی استفاده کرد: «رئیس‌جمهوری داریم که این الدنگ هیچ فهمی ندارد. خدا بگویم چه کار کند شورای نگهبان را که این آمدند چنین آشغالی را تهیه کردند. و لعنت کند خدا بر مرندی خبیث ملعون که رفت خدمت آقا و این را چپاند در پاچه ملت.»

او همچنین حزب‌اللهی‌ها را در شرایط فعلی «حمال قدرت دیگران» دانست و گفت: «ما بیاییم حمال قالیباف بشویم؟ قالیباف که از دین اسلام هیچی نمی‌فهمد.»

خرازی در مجموع تایید صلاحیت پزشکیان و آنچه را که طردشدن مجتبی خامنه‌ای از بیت رهبری را نشانه فساد در تشکیلات مدیریتی علی خامنه‌ای دانست و نهایتا مدعی شد عناصر فاسد در بیت خامنه‌ای در پی انتخاب صادق لاریجانی به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی بودند و علاوه بر این گفت اگر مجتبی خامنه‌ای از بیت طرد نشده بود و شانس برگزیده شدنش به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی در سال‌های پایانی عمر علی خامنه‌ای کاهش نیافته بود، حتما کشته می‌شد.

مجموع این ادعاها، سبب شد که باقر خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شود. در هفدهم مرداد، اصغر جهانگیری سخنگوی قوه قضاییه درباره خرازی گفت: «بر اساس آخرین اطلاعات، نام‌برده امروز به دادگاه ویژه روحانیت احضار شده و پرونده وی تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است. ایشان اتهامات متعددی می‌تواند داشته باشد که اتهام امنیتی نیز خواهد داشت و در صورت عدم حضور جلب خواهند شد‌.»

یک روز پس از سخنان سخنگوی قوه قضاییه، باقر خرازی به‌رغم اینکه درباره برخورد احتمالی با خودش و سایر حزب‌اللهی‌های شبیه خودش گفته بود «غلط می‌کنند کاری بکنند. پدرشان را درمی‌آوریم اگر کسی بخواهد کاری بکند»، ویدئویی منتشر کرد که بگوید ویدئوهای منتشرشده از در چند روز گذشته، «تقریبا جعلی» بوده و با کمک هوش مصنوعی تهیه شده بودند.

در بین سخنان متشتت این روحانی افراطی، احتمالا متهم کردن دفتر علی خامنه‌ای به فساد و نیز تحریک جماعت حزب‌اللهی به شورش برای سرنگونی دولت پزشکیان، دلیل اصلی احضار وی به دادگاه ویژه روحانیت بود. با این حال به نظر می‌رسد دو دلیل دیگر هم در احضار وی موثر بوده.

نخست اینکه او مدعی شد اگر مجتبی خامنه‌ای از بیت طرد نشده بود و شانس رهبر شدنش کاهش نیافته بود، کسانی در بیت رهبری او را می‌کشتند. این ادعا منطقا دلالتی جز این ندارد که الان هم که مجتبی خامنه‌ای بر مسند رهبری نشسته، افراد ذی‌نفوذی در بیت علی خامنه‌ای، که همگی نیز از سوی مجتبی خامنه‌ای در مقام خودشان ابقا شده‌اند، قاعدتا به دنبال کشتن و حذف مجتبی خامنه‌ای هستند.

دوم اینکه سخنان خرازی درباره مجتبی خامنه‌ای، در حکم مهر تاییدی بر جنگی پنهان در بالاترین سطوح «ساختار حقیقی قدرت در نظام جمهوری اسلامی» بود و این یعنی «مسئله جانشینی علی خامنه‌ای» در نظام جمهوری اسلامی هنوز حل نشده و همچنان پابرجاست.

ولی شاه‌بیت سخنان خرازی پیش‌بینی او درباره کنار رفتن محمدباقر ذوالقدر از دبیری شورای عالی امنیت ملی و منصوب شدن محسن رضایی به این مقام بود. درست از آب درآمدن این ادعای خرازی، احتمال صحت سایر ادعاهایش را جدی‌تر از قبل کرد و او را از یک آخوند شهرت‌طلب به فردی مطلع از اسرار نظام ارتقا داد.

حمید آصفی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، آزمودن مرز تحمل نهادهای سیاسی نظام جمهوری اسلامی را یکی از دلایل سخنان باقر خرازی می‌داند.

آقای آصفی در تحلیل گفته‌های خرازی، که بسیار فراتر از عرف سیاسی جمهوری اسلامی بودند، به یورونیوز گفت: «من حرف‌های باقر خرازی را بیش از آنکه یک اظهار نظر سیاسی بدانم، یک کنش تنش‌ساز و مرزآزما می‌دانم. ادعای او درباره استعفای مکرر آقای پزشکیان، هم از سوی دفتر رهبری و هم از سوی دولت تکذیب شد. پس اگر ما بخواهیم در سطح خبر نظر بدهیم، تقریبا با یک روایت تاییدنشده روبرو هستیم. در سطح سیاسی هم حرف‌های او تلاشی است برای القای شکاف، بی‌ثباتی و مداخله از بالا. اما چرا حرف‌های او اهمیت پیدا می‌کند؟ چون در ایران امروز اختلافات واقعی در ساختار قدرت بر سر موضوعاتی چون مذاکره با آمریکا، حدود اختیارات دولت و مسئله جانشینی است. مواضع افرادی مثل باقر خرازی، فشار فزاینده‌ای بر ساختار قدرت است. او می‌کوشد با استفاده از یک فضای ملتهب، مرزهای نظام سیاسی را تست کند. یعنی حرف‌هایش لفاظی‌های تصادفی نیست. او می‌خواهد ببینید از این فضای ملتهب می‌تواند نتیجه‌ای به نفع عقایدش بگیرد؟»

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

آقای آصفی احتمال خودسریِ باقر خرازی در طرح چنین سخنانی را اندک دانست و برخلاف کسانی که در روزهای اخیر حرف‌های خرازی را ناشی از شهرت‌طلبی و جلب توجه دانستند، می‌گوید: «اینکه چنین کاری را به تنهایی انجام داده یا یک جریان خاصی پشت سرش بوده، چندان معلوم نیست ولی به سختی می‌توان کسی در حد باقر خرازی را یک فرد منزوی دانست. او رفاقت دیرینه‌ای با مجتبی خامنه‌ای دارد، با مسعود خامنه‌ای (برادر مجتبی خامنه‌ای) هم پیوند خانوادگی دارد و به کانون قدرت نزدیک است و این نزدیکی می‌تواند نوعی مصونیت نسبی هم برای او ایجاد کند. اما این مصونیت لزوما به این معنا نیست که کسی یا کسانی از داخل بیت رهبری به او گفته‌اند چنین حرف‌هایی بزند. نه، اگر لازم باشد، ساکتش می‌کنند. شاید اگر بخواهیم گمانه‌زنی دقیق‌تری داشته باشیم، بتوان گفت او به عنوان صدایی از طیف تندرو، با تلاش برای تحت فشار نهادن دولت پزشکیان و مطرح کردن پیام‌هایی از درون هسته سخت قدرت، در حال آزمایش جریان حزب‌الله و فضای سیاسی کشور بود. به نظرم حرف‌های باقر خرازی بیشتر از اینکه خبر باشد، حرف‌هایی برای فضاسازی بوده و علاوه بر فشار آوردن به دولت، برای آزمودن مرزهای تحمل نهادهای رسمی مطرح شده. ضمنا پیام‌هایی به بازیگران درون حاکمیت فرستاد. نمی‌توان با قطعیت گفت که او با مجوز چه کسی چنین حرف‌هایی را زده. اما روشن است که این جنس سخن‌گفتن در خلأ رخ نمی‌دهد و معمولا متکی به شبکه‌ای از حمایت است.»

اما محمدعلی ابطحی، اصلاح‌طلب نزدیک به محمد خاتمی، درباره باقر خرازی به یورونیوز می‌گوید: «این نوع گفتار آقای خرازی طولانی‌مدت است. من یادم است که از دورانی که آقای خاتمی وزیر ارشاد بود، ایشان شروع کرد به مطرح‌کردن دیدگاه‌های افراطی و نظریات شاذ خودش. آن موقع ابتدا دنبال بحث تهاجم فرهنگی بود و به وزارت ارشاد و صداوسیما اولین حملات علنی را انجام می‌داد که صداوسیما بلافاصله به آقای خرازی و دوستانش امکاناتی داد تا تلویزیون را از تهاجم فرهنگی دور کنند. ولی آقای خاتمی مقاومت بیشتری کرد. از آن موقع، باقر خرازی خودش را به عنوان یک چهره فعال ضد تهاجم فرهنگی نشان داد و شعارهایی در حوزه‌های علمیه سر داد که بعدها در دنیا به عنوان شعارهای داعشی شناخته شدند. ولی نکته مهم این بود که هیچ کس خرازی را جدی نمی‌گرفت. هر کسی که او را می‌شناخت، می‌دانست او را از حیث اعتدال شخصی و فکری نباید جدی گرفت. از باقر خرازی بیشتر به عنوان چهره‌ای که شوق دیده‌شدن دارد، یاد می‌شد و در مناسبت‌های مختلفی هم، مثل انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات خبرگان، به میدان می‌آمد ولی تایید صلاحیت نمی‌شد و خودش هم می‌دانست تصمیم‌گیرندگان اصلی کشور، تاییدش نمی‌کنند. اما فرصت اخیر، ناگهان فرصت متفاوتی برای او شد. رهبر انقلاب شهید شد و دسترسی به رهبر فعلی هم بسیار دشوار است. خرازی هم از نسبت خانوادگی‌اش با رهبری نظام استفاده کرد برای اینکه خودی نشان دهد.»

با این حال آقای ابطحی خودنمایی را تنها انگیزه باقر خرازی را نمی‌داند و می‌گوید: «باقر خرازی، به دلیل خلأ قدرت، یعنی شهادت رهبر قبلی و عدم حضور رهبر فعلی و سخت بودن ارتباط با رهبر کنونی نظام، و البته به این دلیل که باقر خرازی در خانواده‌اش اطلاعات خوبی هم می‌تواند کسب کند، از فرصت استفاده کرد و از روح پرخاشگری‌اش هم بهره برد و در مجموع سخنانی را که شاید همیشه در محافل غیرعلنی می‌گفت، علنی کرد و خواست از فرصت موجود استفاده کند. اما من فکر نمی‌کنم که حرف‌های او دعوت به کودتا بوده باشد چون او اصلا در چنین سطحی نیست. نه کسانی را دارد که چنین حمایت‌هایی از او بکنند و نه سیستم‌های امنیتی اجازه چنین اتفاقاتی را می‌دهند. حرف‌های او بیشتر ناشی از این تصور بود که خلأ قدرتی پیدا شده که با استفاده از آن می‌توانند برای آینده جریان افراطی ظرفیت‌سازی بکنند ولی فکر نمی‌کنم جز دوستانش کسی او را قبول داشته باشد. یعنی سایر جریان‌های افراطی کشور هم بعید است از او حمایت کنند.»

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب، عادی‌سازی افراطی‌گری و حرکت به سمت حکومت داعشی را انگیزه دیگر باقر خرازی در مطرح کردن ایده قتل زنان بی‌حجاب و حرکت به سمت تأسیس «حکومت اسلامی» دانست و گفت: «این نکته هم مهم است که سخنان او در راستای عادی‌سازی دیدگاه‌های افراطی بود. البته حرف‌های او حتی از عادی‌سازی دیدگاه‌های افراطی هم یک مرحله بالاتر بود و باید آن را مصداق عادی‌سازی حکومت داعشی دانست. بحث تغییر جمهوریت به حکومت اسلامی، که در سخنان باقر خرازی مطرح شد، ریشه درازی دارد. در پاریس همین جریان‌های افراطی نزد امام خمینی رفتند و گفتند اگر شما حکومت اسلامی را می‌پذیری و نه جمهوری اسلامی، چون جمهوریت ریشه دینی ندارد، ما در کنار شما خواهیم بود. امام هم آن‌ها را طرد کرد. در شرایط کنونی که جامعه ایران به علت جنگ و غیبت رهبری در وضعیتی بحرانی قرار دارد، انسجام‌شکنی فردی مثل باقر خرازی بسیار جدی قلمداد می‌شود ولی از حیث تاثیرگذاری عملی، من قدرت تاثیرگذاری این افراد به شدت افراطی را خیلی جدی نمی‌گیرم.»

در سال ۱۳۹۷ مصطفی تاج‌زاده در مناظره با علیرضا زاکانی با اشاره به گوناگونیِ نیروهای سیاسی در جامعه ایران گفت که در ایران امروز از سکولار بی‌خدا داریم تا شیعۀ داعشی. به نظر می‌رسد باقر خرازی یکی از مظاهر اصلی «تشیعِ داعشی» در جامعه ایران است. فتوای او در مبارزه با آزادی پوشش زنان، اگر فقط شامل تضریب یا ضرب و شتم فیزیکی می‌شد، می‌شد او را یک «شیعه طالبانی» محسوب کرد، ولی فتوا به قتل زنان بی‌حجاب، خصلت داعشیِ اندیشه مذهبی او را نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد حتی اگر نظام جمهوری اسلامی بر اثر فشارهای اقتصادی و حملات نظامی آمریکا سقوط کند، وجود افراد و گروه‌هایی با ذهنیت سیاسی و مذهبی باقر خرازی، یکی از موانع تاسیس و بویژه تثبیت دموکراسی و برقراری صلح و آرامش در ایران فردا خواهد بود.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

تغییرات در عالی‌ترین سطوح نظامی ایران با حکم مجتبی خامنه‌ای؛ وحیدی فرمانده سپاه شد

ادعای تازه محمدباقر خرازی: علی خامنه‌ای با کتمان رهبری مجتبی، موجب زنده ماندنش شد

ادعای استعفای ۲۸باره پزشکیان و هشدار مجتبی خامنه‌ای در روایت خرازی؛ رئیس‌جمهور تکذیب کرد