چند ساعت فاصله میان سخنرانی تند دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل و انتشار خبر گفتوگوی نمایندگان ایران و آمریکا در نیویورک، شاید تصویر روشنی از وضعیتی باشد که روابط دو کشور به آن رسیده است.
رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی خود بار دیگر ایران را به حمله نظامی گسترده تهدید کرد، از کشورهای دیگر خواست تهران را از نظر اقتصادی منزوی کنند و گفت ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. ساعاتی بعد اما از مذاکراتی سخن گفت که همان روز میان دو طرف انجام شده و گفت تصور میکند در نهایت توافقی حاصل خواهد شد.
گزارشها از نیویورک حاکی است استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر در تماسهایی که حدود سه ساعت طول کشید با هیئت ایرانی به ریاست عباس عراقچی گفتوگو کردهاند. درباره شکل دقیق این گفتوگو روایتهای متفاوتی منتشر شده است؛ رسانههای دولتی ایران از دیدار مستقیم عراقچی و ویتکاف خبر دادهاند، در حالی که ویتکاف گفته میانجیها در طول روز میان دو طرف در رفتوآمد بودهاند. آنچه روشنتر به نظر میرسد این است که پس از ماهها بنبست، یک بار دیگر کانال ارتباطی در سطحی جدی فعال شده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پیش از این تماسها گفته بود واشنگتن برای دیدار با نمایندگان ایران در حاشیه مجمع عمومی آمادگی دارد، مشروط بر اینکه چنین دیداری امکان دستیابی به نتیجهای مثبت را داشته باشد. در تهران نیز مقامهای ایرانی پیش از سفر مسعود پزشکیان به نیویورک گفته بودند هیئت ایران اختیار لازم برای پیشبرد مذاکرات را دارد. با این حال برنامهای برای دیدار پزشکیان و ترامپ اعلام نشده و به نظر نمیرسد در این مرحله، ملاقات روسای جمهوری دو کشور شرط لازم برای پیشرفت گفتوگوها باشد.
از تهدید در تریبون سازمان ملل تا مذاکره پشت درهای بسته
این رفتوبرگشت میان تهدید و دعوت به توافق، در ماههای گذشته بارها در رفتار دولت ترامپ دیده شده است و شاید نتوان آنرا نشانهای از تغییر ناگهانی سیاست در واشنگتن در نظر گرفت. کاخ سفید همچنان تلاش میکند فشار نظامی و اقتصادی را همزمان با باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی حفظ کند. از نگاه دولت آمریکا، مذاکره زمانی ارزش بیشتری دارد که تهران با هزینه ادامه وضعیت موجود روبهرو باشد.
محاصره دریایی آمریکا در ماههای اخیر به یکی از مهمترین ابزارهای همین فشار تبدیل شده است. برآوردهای شرکتهای ردیابی نفتکشها نشان میدهد بارگیری نفت خام و میعانات ایران از حدود دو میلیون بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در اوت رسیده است. کاهش درآمد ارزی در کنار تورم بالا، هزینه ادامه جنگ و بنبست را برای تهران افزایش میدهد.
در چنین شرایطی ارزیابی مقامها در کاخ سفید این است که هرچه زمان بیشتری سپری شود، تهران برای کاهش فشار اقتصادی آمادگی بیشتری برای امتیاز دادن پیدا خواهد کرد. اظهارات روبیو هم نشان میدهد که مسئله هستهای همچنان یکی از خطوط اصلی آمریکا باقی مانده است؛ او گفته هدف هر گفتوگویی باید اطمینان از این باشد که ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند.
اما آنچه اکنون روی میز قرار گرفته بسیار گستردهتر از پرونده هستهای است.
تهران چرا دوباره به میز نزدیک شده است؟
از طرف ایران، تمایل به گفتوگو در روزهای منتهی به مجمع عمومی پنهان نبوده است. یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته تهران در ۱۶ سپتامبر پیشنهاد تازهای را از طریق میانجیها به واشنگتن منتقل کرده و نشستهای نیویورک میتواند فرصتی برای بازگشت به دیپلماسی باشد.
بخش فوری این پیشنهاد به تنگه هرمز مربوط میشود؛ جایی که هر دو طرف بابت ادامه این وضعیت هزینه پرداخت میکنند. ایران گفته در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادرش میتواند ظرف چند روز مسیر تردد در تنگه را بازتر کند. رسانههای دولتی ایران پس از گفتوگوی عراقچی و ویتکاف شرایط گستردهتری را مطرح کردند که شامل رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و پایان درگیری در جبهههای مرتبط با متحدان منطقهای تهران بود.
جزئیات پیشنهادهای ردوبدلشده هنوز روشن نیست و روایتهای مختلفی درباره دامنه آنها وجود دارد، اما جهت کلی مواضع تهران نشان میدهد احتمالا مقامهای ایرانی به بازگشت به مسیر تفاهم اسلام آباد و شرایطی که در آن یاداشت حاصل شده بود رغبت دارند.
در تهران این برداشت تقویت شده که دیپلماسی بدون داشتن اهرم بازدارنده میتواند ایران را در موقعیتی آسیبپذیر قرار دهد. مقامهای جمهوری اسلامی بارها به این نکته اشاره کردهاند که در مراحل قبلی، زمانی که کانالهای مذاکره همچنان فعال بود، حملات نظامی علیه ایران انجام شد. برای بخشی از ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی، نتیجه این تجربه ظاهرا این بوده که مذاکره باید پس از ایجاد هزینه برای طرف مقابل صورت بگیرد، نه در زمانی که تهران احساس میکند زیر فشار مجبور به توافق شده است.
محدود کردن کشتیرانی، افزایش هزینه انتقال نفت و تهدید گسترش درگیری به دیگر نقاط منطقه، برای تهران ابزارهایی هستند که میتوانند بخشی از عدم توازن نظامی با آمریکا را جبران کنند. ضمن اینکه ایران در این مدت از ابزار دیگری به نام حوثیها استفاده کرده که توانسته به مدد آن ضمن ایجاد اخلال در تنگه راهبردی بابالمندب و آسیب رساندن به خطوط لوله انتقال نفت عربستان سعودی، زمینه را برای افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی فراهم سازد.
ایران توان رقابت متعارف با ارتش آمریکا را ندارد، اما توانسته نشان دهد ادامه بحران میتواند برای اقتصاد جهانی و متحدان واشنگتن در خلیج فارس نیز هزینه ایجاد کند. به همین دلیل تنگه هرمز در این شرایط اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
در نتیجه علاقه ایران به مذاکره الزاما به معنی آمادگی برای کنار گذاشتن این ابزارها پیش از شروع گفتوگو نیست. تهران احتمالا میخواهد ابتدا بخشی از این فشار را به امتیاز قابل اندازهگیری ــ مانند رفع محاصره، آزادسازی داراییها یا کاهش فشار نظامی ــ تبدیل کند.
آمریکا چه توافقی میخواهد؟
اما این فقط ایران نیست که بابت گذشت زمان هزینه میدهد؛ هرچند عقربههای ساعت برای ایران با سرعت بیشتری حرکت میکنند و ادامه این وضعیت و استمرار مشکلات اقتصادی، محاصره دریایی و شرایطی از این دست اوضاع را برای حاکمان در تهران بیش از همیشه دشوار کرده اما در عین حال دولت ترامپ هم با محدودیتهای ویژهای رو به رو است.
در آستانه انتخابات میاندورهای ایالات متحده، میزان محبوبیت دونالد ترامپ به کمترین سطح رسیده، میزان همراهی با جنگ ایران در افکار عمومی آمریکا بسیار کاهش یافته و ادامه این وضعیت و افزایش قیمت سوخت میتواند به قیمت از دست رفتن هر دو مجلس نمایندگان و سنا برای جمهوریخواهان باشد.
در نتیجه دولت ترامپ هم تلاش دارد تا پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا دستکم تغییری در تصویر ایجاد شده در این جنگ ایجاد شود که بتواند کمی به جایگاه ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات کمک کند. این تغییر میتواند صرفا یک توافق نباشد و حتی برداشته شدن گامهایی اندک که به پایین آمدن قیمت انرژی بینجامد هم میتواند در شرایط کنونی برای دولت ترامپ کافی باشد.
در مقابل ایران میخواهد پیش از واگذاری مهمترین اهرمهای خود، نشانهای ملموس از تغییر رفتار آمریکا ببیند. در پرونده هستهای نیز اختلافهای قدیمی همچنان باقی است. آمریکا خواهان تضمینهایی است که مسیر ایران به سمت ساخت سلاح هستهای را مسدود کند. تهران همچنان بر حقوق هستهای خود تاکید دارد و هر توافقی که در داخل ایران به عنوان تسلیم کامل در برابر خواسته آمریکا دیده شود، با مشکلات سیاسی جدی روبهرو خواهد شد.
ضمن اینکه پیچیدگیها بر سر برنامه هستهای ایران آنقدر جدی است که کمتر کسی انتظار دارد در مرحله فعلی بتوان به این موضوع رسیدگی کرد و در نهایت بعید به نظر میرسد که بتوان به چیزی فراتر از باز شدن تنگه هرمز در مرحله فعلی دست یافت و احتمالا هرنوع گفتگو در خصوص برنامه هستهای به بعدتر موکول خواهد شد.
در کنار این موضوعها، تجربه تفاهمهای قبلی نشان داده که لبنان، رفتار اسرائیل، وضعیت گروههای متحد ایران و امنیت کشورهای عربی خلیج فارس را هم نمیتوان به آسانی از مذاکرات جدا کرد. چیزی که زمانی عمدتا به عنوان مذاکره درباره برنامه هستهای ایران شناخته میشد، اکنون به مجموعه بزرگتری از مسائل امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل شده است.
حضور کشورهای عربی در تلاشهای دیپلماتیک نیویورک نیز از همین واقعیت ناشی میشود. ترامپ همزمان با تماسهای ایران و آمریکا با نمایندگان چند کشور عربی درباره جنگ گفتوگو کرده است. این کشورها از یک طرف خواهان محدود شدن توان ایران برای مختل کردن کشتیرانی و حمله به زیرساختهای منطقه هستند و از طرف دیگر تجربه ماههای گذشته نشان داده که تشدید جنگ میتواند مستقیما امنیت و اقتصاد خود آنها را نیز تهدید کند.
مجموعه این مولفههای مختلف و متفاوت و پیچیده به ما نشان میدهد که با چه مسیر پردستانداز و دشواری برای دستیابی به یک توافق رو به رو هستیم.
دیدار پزشکیان و ترامپ چقدر اهمیت دارد؟
در روزهای پیش از سفر پزشکیان، احتمال دیدار او با ترامپ توجه زیادی جلب کرده بود. ترامپ گفته بود برای چنین دیداری آمادگی دارد، اما تهران تاکنون برنامهای برای آن اعلام نکرده است.
برای جمهوری اسلامی، دیدار مستقیم در سطح روسای جمهوری هزینه سیاسی خاص خود را دارد، بهویژه اگر پیش از آن هیچ امتیاز مشخصی دریافت نشده باشد. دولت پزشکیان نیز باید بتواند در تهران توضیح دهد که چنین دیداری چه نتیجهای برای ایران خواهد داشت.
تجربه دیدارهای دونالد ترامپ با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ آینهای است که به مقامهای ایرانی نشان میدهد ممکن است خروجی چنین دیداری برای تهران تقریبا هیچ باشد. ترامپ حتی با یک عکس یادگاری با پزشکیان میتواند شرایط را تغییر دهد و خود را به نخستین رئيس جمهور ایالات متحده تبدیل کند که با رئيسجمهور ایران دیدار کرده است. علاوه بر این تاثیر روانی چنین ملاقاتی میتواند به پایین آمدن قیمت انرژی و تغییر شرایط نسبی در فضای سیاسی داخلی آمریکا بینجامد. اما در تهران این محاسبه متفاوت است؛ چرا که این دیدار در صورتی که خروجی عملی برای ایران به همراه نداشته باشد ممکن است سبب شود بخشی از اهرمهایی که ایران به مدد آنها امیدوار است این جنگ را ادامه دهد و تهران را به اهدافش برساند از دست خواهد رفت.
آنچه سهشنبه شب رخ داد نشان داد که بدون ملاقات دو رئیسجمهور هم امکان پیشبرد تماسها وجود دارد. عراقچی و ویتکاف در ماههای گذشته کانال اصلی ارتباط دو کشور بودهاند و ادامه گفتوگو در همین سطح احتمالا برای بررسی جزئیات یک توافق مناسبتر است.
اگر مذاکرات به مرحلهای برسد که خطوط اصلی یک توافق مشخص شده باشد، دیدار پزشکیان و ترامپ میتواند نقش سیاسی و نمادین پیدا کند. در شرایط فعلی اما تمرکز بیش از حد بر احتمال چنین ملاقاتی ممکن است تحولی مهمتر را پنهان کند: دو طرف بعد از ماهها تهدید و درگیری دوباره وارد گفتوگویی شدهاند که ظاهرا درباره مسائل مشخص و قابل معامله انجام میشود.
فاصله میان مذاکره و توافق
نشانههای نیویورک نسبت به چند هفته قبل فضای متفاوتی را نشان میدهد، اما هنوز دشوار است از آنها نتیجه گرفت که توافق نزدیک است.
آمریکا همچنان فشار اقتصادی و تهدید نظامی را بخشی از سیاست خود میداند. ایران نیز هنوز هرمز و توان گسترش فشار منطقهای را اهرمهایی ضروری میبیند. هر دو طرف تصور میکنند طرف مقابل بیش از خودشان از طولانی شدن وضعیت فعلی آسیب خواهد دید و همین محاسبه میتواند رسیدن به مصالحه را دشوار کند.
در چنین فضایی، یک توافق مرحلهای از یک توافق جامع قابل تصورتر به نظر میرسد. نخستین گام میتواند به کاهش فشار نظامی، بازتر شدن هرمز یا بخشی از محاصره و داراییهای ایران مربوط باشد و در مقابل راه را برای مذاکرات طولانیتر درباره برنامه هستهای، تحریمها و ترتیبات امنیتی منطقه باز کند.
تجربه توافقها و آتشبسهای قبلی البته نشان داده است که رسیدن به متن اولیه پایان کار نیست. مسئله اعتماد همچنان در مرکز اختلاف دو طرف قرار دارد و هر حادثه نظامی در ایران، خلیج فارس، لبنان یا یمن میتواند محاسبات را بار دیگر تغییر دهد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
حضور مسعود پزشکیان در نیویورک و گفتگوهای احتمالی که بین هیئت او و دولت آمریکا انجام میشود فرصتی را فراهم میکند که امکان دستیابی به یک تفاهم سنجیده شود. تماسهای سهشنبه نشان داد هیچکدام از دو طرف راه دیپلماسی را کنار نگذاشتهاند؛ تهدیدهای همان روز نیز یادآوری کرد که هنوز هر دو میخواهند مذاکره را از موقعیتی آغاز کنند که خودشان آن را موضع قدرت میدانند.