Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از تنگه هرمز تا پرونده هسته‌ای؛ ایران از پایان جنگ با آمریکا چه می‌خواهد؟

میدان آزادی تهران، ایران از پایان جنگ چه می‌خواهد؟
میدان آزادی تهران، ایران از پایان جنگ چه می‌خواهد؟ Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از سعید جعفری
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

ماه‌ها است که ایران و آمریکا در چرخه‌ای از حمله، مذاکره و آتش‌بس‌های موقت گرفتار شده‌اند. هیچ‌یک از این وقفه‌ها نتوانسته به جنگ پایانی پایدار بدهد.

حالا به نظر می‌رسد مقام‌های ایرانی تمایل کمتری به پذیرش یک توقف موقت دیگر دارند، مگر اینکه محاصره دریایی را پایان دهد، خطر ازسرگیری حملات را کاهش دهد و اختلاف بر سر تحریم‌ها و برنامه هسته‌ای را دوباره به مسیر سیاسی بازگرداند.

آگهی
آگهی

این وضعیت در اواخر ژوئیه به‌خوبی نمایان شد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۲۵ ژوئیه پس از ۱۳ شب پیاپی حمله، بمباران ایران را متوقف کرد. چند روز هیچ‌یک از دو طرف حمله مستقیمی به یکدیگر انجام ندادند و همزمان تبادل پیام از طریق میانجی‌ها ادامه داشت. اما روز ۲۸ ژوئیه، سپاه پاسداران اعلام کرد در حملاتی به اردن نیروهای آمریکایی را در پایگاه هوایی موفق‌السلطی در الازرق و همچنین یکی از مراکز فرماندهی مرکزی آمریکا در اردن هدف قرار داده است.

بعد از انجام آن حملات، مهدی محمدی، مشاور راهبردی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت این حمله نشان‌دهنده حرکت به سمت حملات پیش‌گیرانه است. او در کانال خود در تلگرام نوشت ایران دلیلی نمی‌بیند منتظر بماند تا یک تهدید به واقعیت تبدیل شود و بعد واکنش نشان دهد. او همچنین در ادامه نوشته بود: «هر زمان لازم باشد، حملات پیش‌گیرانه انجام خواهد شد. البته مذاکره و اقدام نظامی می‌توانند همزمان ادامه داشته باشند.

حمله به اردن احتمالا نشانه‌ای از آن است که برخی مقام‌های ایرانی ترجیح می‌دهند جنگ ادامه پیدا کند تا اینکه یک وقفه موقت را بپذیرند که ممکن است خیلی زود جای خود را به دور دیگری از حملات آمریکا بدهد.

حمله به اردن احتمالا نشانه‌ای از آن است که برخی مقام‌های ایرانی ترجیح می‌دهند جنگ ادامه پیدا کند تا اینکه یک وقفه موقت را بپذیرند که ممکن است خیلی زود جای خود را به دور دیگری از حملات آمریکا بدهد.

بی‌اعتمادی تهران البته به جنگ کنونی محدود نمی‌شود. در سال ۲۰۱۸، ترامپ آمریکا را از توافق هسته‌ای برجام خارج کرد، با وجود اینکه گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌داد ایران به تعهداتش پایبند است. در ژوئن ۲۰۲۵ نیز اسرائیل در حالی به ایران حمله کرد که تهران و واشنگتن در حال مذاکره بودند. در ادامه همان درگیری، ایالات متحده تاسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد و به صورت کامل در آن منازعه مشارکت داشت.

زمستان سال قبل، آمریکا و اسرائیل دور تازه‌ای از حملات را علیه ایران آغاز کردند. در این حملات علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و چند مقام ارشد دیگر ایران کشته شدند و جنگی ۴۰ روزه آغاز شد. این حملات نیز در شرایطی صورت گرفت که تنها چند روز پیش از آن، نمایندگان دونالد ترامپ با عباس عراقچی در سوئيس مذاکره کرده بودند.

از آن زمان، حملات آمریکا پس از دوره‌هایی از دیپلماسی دوباره از سر گرفته شده و محاصره دریایی نیز به یکی دیگر از ابزارهای فشار نظامی تبدیل شده است. برای بسیاری از مقام‌های ایرانی، یک آتش‌بس موقت دیگر تضمین چندانی نمی‌دهد که جنگ دوباره آغاز نخواهد شد.

چرا تهران ممکن است جنگ را ادامه دهد؟

برای برخی در تهران، یک آتش‌بس ضعیف می‌تواند ایران را در چرخه‌ای از جنگ‌ها و وقفه‌های کوتاه گرفتار کند. این باور نزد بسیاری از مقام‌های تصمیم‌گیر در جمهوری اسلامی دیده می‌شود که دوره‌ای از آرامش می‌تواند به واشنگتن و اسرائیل فرصت بدهد موشک‌های رهگیر خود را جایگزین کنند، سامانه‌های دفاعی آسیب‌دیده را تعمیر کنند، اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کنند و برای حمله بعدی آماده شوند، در حالی که ایران همچنان نمی‌داند این وقفه چند روز طول می‌کشد یا چند ماه.

قالیباف در هفته‌های نخست جنگ صریحا همین نگرانی را مطرح کرد. او گفت: «آتش‌بس زمانی معنا دارد که یعنی جنگ دوباره آغاز نخواهد شد.» به گفته او، آتش‌بس نباید فقط به طرف مقابل فرصت بدهد رادارهای آسیب‌دیده را تعمیر کند، موشک‌های رهگیرش را جایگزین کند و بعد دوباره به ایران حمله کند. قالیباف گفت اگر جلوگیری از چنین وضعیتی به جنگی طولانی نیاز داشته باشد، ایران برای آن آماده است.

علاالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، صریح‌تر سخن گفته است. او تاکید کرده که ایران باید به نقطه‌ای برسد که دشمنانش «جرات تکرار اشتباه خود را نداشته باشند». تا زمانی که ایران به آنچه او «امنیت پایدار» خواند نرسیده، به گفته بروجردی «باید این جنگ را ادامه دهیم».

برای برخی در تهران، یک آتش‌بس ضعیف می‌تواند ایران را در چرخه‌ای از جنگ‌ها و وقفه‌های کوتاه گرفتار کند.

همچنین بخشی از تصمیم‌گیران در جمهوری اسلامی استدلال می‌کنند که پذیرش مکرر آتش‌بس‌های کوتاه‌مدت همچنین می‌تواند این تصور را ایجاد کند که ایران در نهایت برای پرهیز از یک جنگ گسترده‌تر عقب‌نشینی خواهد کرد و اگر واشنگتن و اسرائیل به چنین برداشتی برسند، ممکن است تکرار حملات محدود علیه ایران برای آنها آسان‌تر شود.

به نظر می‌رسد برخی مقام‌های ایرانی حاضرند اکنون هزینه بیشتری بپردازند تا اجازه ندهند چنین الگویی به وضعیت عادی تبدیل شود.

منطق این محاسبه در اصل بازدارندگی است: شاید پذیرفتن هزینه بیشتر در شرایط فعلی ارزش داشته باشد، اگر باعث شود هزینه هرگونه حمله احتمالی آتی طرف مقابل به ایران افزایش یابد. اتفاقی که می‌تواند در محاسبات آمریکا و اسرائيل تاثیرگذار باشد.

فواد ایزدی، استاد مطالعات آمریکا در دانشگاه تهران، استدلال کرده است که چرخه جنگ، آتش‌بس و مذاکره به سود واشنگتن است، زیرا هر دوره توقف به آمریکا فرصت می‌دهد توان خود را بازسازی کند و در عین حال فشار بر ایران را حفظ کند. او هشدار داده که تهران نباید بدون تحمیل هزینه به طرف مقابل، اهرم‌های خود از جمله در تنگه هرمز را کنار بگذارد.

بخشی از تصمیم‌گیران در جمهوری اسلامی استدلال می‌کنند که پذیرش مکرر آتش‌بس‌های کوتاه‌مدت همچنین می‌تواند این تصور را ایجاد کند که ایران در نهایت برای پرهیز از یک جنگ گسترده‌تر عقب‌نشینی خواهد کرد و اگر واشنگتن و اسرائیل به چنین برداشتی برسند، ممکن است تکرار حملات محدود علیه ایران برای آنها آسان‌تر شود.

هزینه‌های چنین رویکردی البته سنگین است: خسارت بیشتر به اقتصاد و زیرساخت‌های ایران، تلفات نظامی بیشتر و احتمال حملات تازه آمریکا. با این حال به نظر می‌رسد مقام‌هایی مانند قالیباف و بروجردی این هزینه‌ها را به سال‌ها زندگی زیر سایه تهدید یک جنگ کوتاه دیگر ترجیح می‌دهند.

یک پایان پایدار به چه چیزهایی نیاز دارد؟

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در ۱۷ ژوئن روشن‌ترین تصویر را از خواسته‌های تهران ارائه می‌دهد. در این تفاهم‌نامه بر پایان دائمی عملیات نظامی و تعهد دو طرف به خودداری از استفاده از زور علیه یکدیگر تاکید شده بود. آمریکا باید محاصره دریایی را لغو می‌کرد و پس از رسیدن به توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق نزدیک ایران خارج می‌کرد. ایران نیز عبور تجاری از تنگه هرمز را از سر می‌گرفت و همزمان با عمان و دیگر کشورهای خلیج فارس درباره نحوه مدیریت آینده تنگه مذاکره می‌کرد.

قرار بود موضوع تحریم‌ها، دارایی‌های مسدودشده ایران و مناقشه هسته‌ای نیز در مذاکرات نهایی بررسی شوند. تفاهم‌نامه همچنین خواستار ایجاد سازوکاری برای نظارت بر اجرای تعهدات و تایید توافق نهایی از طریق قطعنامه‌ای الزام‌آور در شورای امنیت سازمان ملل شده بود.

منطق این محاسبه در اصل بازدارندگی است: شاید پذیرفتن هزینه بیشتر در شرایط فعلی ارزش داشته باشد، اگر باعث شود هزینه هرگونه حمله احتمالی آتی طرف مقابل به ایران افزایش یابد. اتفاقی که می‌تواند در محاسبات آمریکا و اسرائيل تاثیرگذار باشد.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، اواخر ماه مارس گفته بود که ایران آماده پایان جنگ است، اما تنها در صورتی که نگرانی‌های اصلی‌اش برطرف شوند. او در تماس تلفنی با آنتونیو کوستا، رئیس شورای اروپا، گفت: «ما اراده پایان دادن به این جنگ را داریم، مشروط بر اینکه الزامات آن، به‌ویژه تضمین‌های لازم در برابر حمله‌ای دیگر، فراهم شود.»

تهران همچنین هرگونه آتش‌بس را به رفع محاصره دریایی آمریکا پیوند زده است. سرلشکر علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، در ماه آوریل هشدار داد که اگر آمریکا به محاصره دریایی ادامه دهد، «این آغاز نقض آتش‌بس خواهد بود». او افزود اگر کشتی‌های تجاری و نفتکش‌های ایران همچنان تحت فشار قرار بگیرند، ایران واکنش نشان خواهد داد.

هزینه‌های چنین رویکردی البته سنگین است: خسارت بیشتر به اقتصاد و زیرساخت‌های ایران، تلفات نظامی بیشتر و احتمال حملات تازه آمریکا

لبنان موضوع دیگری است که مقام‌های ایرانی بر آن تاکید کرده‌اند. در پیام‌های مکتوبی که به مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نسبت داده شده، آتش‌بس در لبنان نیز در میان شروط ایران برای پایان دادن به جنگ ذکر شده است.

این می‌تواند راهی برای تهران باشد تا به متحدان منطقه‌ای خود اطمینان دهد که همچنان می‌توانند روی حمایت جمهوری اسلامی حساب کنند.

از نگاه تهران، همه این مسائل به یکدیگر مرتبط هستند. وعده توقف بمباران ایران، اگر محاصره دریایی همچنان ادامه داشته باشد، ارزش چندانی ندارد. پایان محاصره نیز اگر اختلاف هسته‌ای همچنان بتواند زمینه یک رویارویی نظامی تازه را فراهم کند، یکی از مهم‌ترین عوامل درگیری را حل‌نشده باقی خواهد گذاشت. حل‌نشده ماندن حتی یکی از این مسائل می‌تواند برای شروع یک رویارویی دیگر کافی باشد.

از نگاه تهران، همه این مسائل به یکدیگر مرتبط هستند. وعده توقف بمباران ایران، اگر محاصره دریایی همچنان ادامه داشته باشد، ارزش چندانی ندارد. پایان محاصره نیز اگر اختلاف هسته‌ای همچنان بتواند زمینه یک رویارویی نظامی تازه را فراهم کند، یکی از مهم‌ترین عوامل درگیری را حل‌نشده باقی خواهد گذاشت. حل‌نشده ماندن حتی یکی از این مسائل می‌تواند برای شروع یک رویارویی دیگر کافی باشد.

ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح ایران، در ماه ژوئیه گفته بود مدیریت تنگه هرمز «به هیچ عنوان» به شرایط پیش از ۲۸ فوریه باز نخواهد گشت. این سخنان نشان می‌دهد تهران انتظار دارد هرگونه ترتیبات پس از جنگ در تنگه، تغییرات نظامی و سیاسی ایجادشده در جریان جنگ را در نظر بگیرد.

هرچند گزارش‌هایی در خصوص توافق ایران و عمان برای تعیین مختصات عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز منتشر شده اما سابقه تنش‌ها در ماه‌های اخیر باعث می‌شود که همچنان نسبت به پایداری چنین توافقاتی بدبین باشیم.

در داخل ایران نیز درباره آینده تنگه هرمز اتفاق نظر کاملی وجود ندارد. منتقدان توافق خواهان کنترل بیشتر ایران بر کشتیرانی هستند، در حالی که دولت بیشتر با تنگه به‌عنوان اهرمی برای مذاکرات برخورد کرده است. اما هر دو دیدگاه بر این فرض استوارند که ایران باید از موقعیتی که در جریان جنگ در تنگه به دست آورده، امتیازی کسب کند. کنار گذاشتن زودهنگام این اهرم همچنین هزینه خروج واشینگتن از مذاکرات را کاهش می‌دهد.

هرچند گزارش‌هایی در خصوص توافق ایران و عمان برای تعیین مختصات عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز منتشر شده اما سابقه تنش‌ها در ماه‌های اخیر باعث می‌شود که همچنان نسبت به پایداری چنین توافقاتی بدبین باشیم.

مقام‌های ایرانی آتش‌بس را آغاز یک روند سیاسی گسترده‌تر می‌دانند.

قالیباف گفته است: «هدف مذاکرات پایان دادن به جنگ و ایجاد امنیت پایدار است، نه عادی‌سازی روابط با آمریکا.» او در همان پیام گفته بود دیپلماسی باید اهرم‌های نظامی ایران را به دستاوردهای مشخص حقوقی، سیاسی و اقتصادی تبدیل کند. از نگاه قالیباف، آتش‌بس باید به توافقی گسترده‌تر منتهی شود که اختلافاتی را حل کند که بیش از همه ممکن است به جنگ دیگری منجر شوند.

مذاکره‌کنندگان ایرانی نیز توافق نهایی را به مسئله تحریم‌ها و مناقشه هسته‌ای پیوند زده‌اند. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، در ماه ژوئن گفت رفع تحریم‌ها و مسائل هسته‌ای بخشی از مرحله بعد مذاکرات خواهند بود. او بعدتر گفت دسترسی به سایت‌های هسته‌ای بمباران‌شده تنها در قالب توافق نهایی و پس از آن بررسی خواهد شد که طرف مقابل گام‌های عملی برای رفع کامل تحریم‌ها برداشته باشد.

آتش‌بسی که این مسائل را دست‌نخورده باقی بگذارد، شاید برای مدتی جنگ را متوقف کند، اما با معیاری که مقام‌های ایرانی اکنون برای یک پایان موفق تعیین کرده‌اند مطابقت نخواهد داشت.

محدودیت‌های راهبرد تهران

تفاهم‌نامه ژوئن نشان می‌دهد که واشنگتن و تهران دست‌کم در اصول می‌توانند بر بخش بزرگی از این موارد توافق کنند. مشکل اصلی، پایدار نگه داشتن چنین توافقی است.

در نظرسنجی رویترز/ایپسوس در اواخر ژوئیه، تنها یک نفر از هر سه آمریکایی از جنگ حمایت می‌کرد و ۶۹ درصد گفته بودند ترامپ اهداف آن را به‌روشنی توضیح نداده است. برخی جمهوری‌خواهان در کنگره نیز حالا پرسش‌هایی درباره سرانجام جنگ و اینکه آیا اساسا هزینه‌هایش ارزش انجام و ادامه این جنگ را دارد یا خیر مطرح می‌کنند.

تفاهم‌نامه ژوئن نشان می‌دهد که واشنگتن و تهران دست‌کم در اصول می‌توانند بر بخش بزرگی از این موارد توافق کنند. مشکل اصلی، پایدار نگه داشتن چنین توافقی است.

اگر ترامپ اکنون توافقی را بپذیرد که رفت‌وآمد عادی کشتی‌ها در تنگه هرمز را از سر بگیرد، تحریم‌ها را کاهش دهد و در عین حال بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای ایران را که واشنگتن قصد محدود کردن آنها را داشت باقی بگذارد، پاسخ دادن به این پرسش‌ها برای او دشوارتر خواهد شد.

این مسئله انتقادی را که پس از تفاهم‌نامه ژوئن نیز مطرح شده بود پررنگ‌تر خواهد کرد: اینکه ترامپ پس از ماه‌ها جنگ امتیازهای قابل توجهی به ایران داده، اما در مقابل تعهدات قطعی کمتری نسبت به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ به دست آورده است.

اگر ترامپ اکنون توافقی را بپذیرد که رفت‌وآمد عادی کشتی‌ها در تنگه هرمز را از سر بگیرد، تحریم‌ها را کاهش دهد و در عین حال بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای ایران را که واشنگتن قصد محدود کردن آنها را داشت باقی بگذارد، او با پرسش‌های دشواری در داخل آمریکا رو به رو خواهد شد

فشار اسرائیل نیز بر آنچه ترامپ می‌تواند بپذیرد تاثیر خواهد گذاشت. دولت بنیامین نتانیاهو با بخش‌های مهمی از چارچوب ژوئن مخالف بوده و خواستار محدودیت‌های بسیار گسترده‌تری بر برنامه هسته‌ای، موشک‌ها و متحدان منطقه‌ای ایران شده است. اسرائیل همچنین نگران است که توافق میان ایران و آمریکا آزادی عملش برای حمله به ایران و حزب‌الله را محدود کند.

نتانیاهو پیش‌تر نیز به‌شدت با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ مخالفت کرده بود، بنابراین اعمال فشاری مشابه بر ترامپ سابقه روشنی دارد.

فشار اسرائیل نیز بر آنچه ترامپ می‌تواند بپذیرد تاثیر خواهد گذاشت. دولت بنیامین نتانیاهو با بخش‌های مهمی از چارچوب ژوئن مخالف بوده و خواستار محدودیت‌های بسیار گسترده‌تری بر برنامه هسته‌ای، موشک‌ها و متحدان منطقه‌ای ایران شده است

از نگاه تهران، تضمین‌های مکتوب زمانی ارزش محدودی دارند که نقض آنها هزینه چندانی برای طرف مقابل نداشته باشد. ایران کنترل زیادی بر این ندارد که آیا تعهدات آمریکا در برابر فشار سیاسی داخلی، مخالفت اسرائیل یا تغییر دوباره سیاست در واشنگتن دوام خواهند آورد یا نه. همین مسئله تا حدی توضیح می‌دهد چرا رهبران ایران حاضر نیستند همه اهرم‌های نظامی خود را صرفا در برابر وعده‌ها کنار بگذارند.

اما همین استفاده از فشار می‌تواند جنگ را طولانی‌تر کند.

حمله‌ای از سوی ایران که با هدف تقویت موقعیت تهران انجام شود، ممکن است واشینگتن را به این نتیجه برساند که باید فشار بیشتری وارد کند. حمله بعدی آمریکا نیز می‌تواند این باور را در تهران تقویت کند که یک آتش‌بس موقت امنیت چندانی ایجاد نمی‌کند. هر دور تازه درگیری، دلیل دیگری به هر دو طرف می‌دهد تا به توافق بعدی بی‌اعتماد باشند.

ایران کنترل زیادی بر این ندارد که آیا تعهدات آمریکا در برابر فشار سیاسی داخلی، مخالفت اسرائیل یا تغییر دوباره سیاست در واشنگتن دوام خواهند آورد یا نه. همین مسئله تا حدی توضیح می‌دهد چرا رهبران ایران حاضر نیستند همه اهرم‌های نظامی خود را صرفا در برابر وعده‌ها کنار بگذارند.

ترامپ اخیرا بار دیگر با چنین انتخابی روبه‌رو شد و پس از فشار شرکای آمریکا در خلیج فارس، حمله برنامه‌ریزی‌شده دیگری را لغو کرد.

در شرایط فعلی، دیپلماسی همچنان کم‌هزینه‌ترین راه خروج از بن‌بست به نظر می‌رسد. توافق باید به تهران دلیلی بدهد تا باور کند احتمال حمله دیگری کاهش یافته است و در عین حال دستاورد کافی در اختیار ترامپ قرار دهد تا بتواند از آن هم در داخل آمریکا و هم در برابر فشار اسرائیل دفاع کند.

توافق باید به تهران دلیلی بدهد تا باور کند احتمال حمله دیگری کاهش یافته است و در عین حال دستاورد کافی در اختیار ترامپ قرار دهد تا بتواند از آن هم در داخل آمریکا و هم در برابر فشار اسرائیل دفاع کند.

دور دیگری از بمباران، محاصره طولانی‌تر یا سال‌ها درگیری نظامی متناوب، خطرهای بسیار بیشتری به همراه خواهد داشت، بی‌آنکه نشانه روشنی وجود داشته باشد که هیچ‌یک از این گزینه‌ها در نهایت یکی از دو طرف را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

گفتگو با رئيس پژوهشکده مطالعات خاورمیانه: خامنه‌ای نمی‌خواهد فتحعلی‌شاه یا شاه سلطان حسین صفوی شود

گفتگوی اختصاصی؛ تحلیل آرون میلر، مشاور پیشین وزرای خارجه آمریکا از آینده جمهوری اسلامی

گفتگو با گراهام فولر؛ «ایران و اسرائیل بدون جمهوری اسلامی هم روابط گرمی نخواهند داشت»