Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

دو تنگه، یک اهرم؛ هرمز و باب‌المندب چه قدرتی به ایران می‌دهند؟

تنگه هرمز
تنگه هرمز Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از امید لهبی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

ایران در تنگه هرمز قدرت مستقیم دارد و متحدان حوثی آن نیز موقعیت خود را در باب‌المندب تقویت کرده‌اند. قرار گرفتن این دو گلوگاه در کانون یک بحران، چه اهرم ژئوپلیتیکی در اختیار تهران می‌گذارد و اختلال همزمان آنها چه معنایی برای انرژی و تجارت جهانی دارد؟

تنگه هرمز در شرق و باب‌المندب در غرب، دو آبراه باریک با فاصله بیش از دو هزار کیلومتر از یکدیگر که اختلال در هرکدام می‌تواند بازارهای جهانی انرژی و تجارت دریایی را تحت تاثیر قرار دهد.

آگهی
آگهی

اما تحولات اخیر خاورمیانه این دو گلوگاه را بیش از هر زمان دیگری به یک معادله ژئوپلیتیکی واحد نزدیک کرده است.

ایران در ساحل شمالی تنگه هرمز قرار دارد و نیروهای نظامی آن قادرند بر رفت‌وآمد کشتی‌ها در این آبراه فشار وارد کنند. در سوی دیگر شبه‌جزیره عربستان، حوثی‌های یمن، متحد تهران، در روزهای اخیر با پیشروی در امتداد ساحل دریای سرخ و رسیدن به جزیره راهبردی پریم یا میون، موقعیت خود را در تنگه باب‌المندب به شکل چشمگیری تقویت کرده‌اند.

این وضعیت یک پرسش مهم را مطرح می‌کند: اگر تهران بتواند مستقیما بر تنگه هرمز فشار وارد کند و متحدانش نیز قادر به ایجاد اختلال در باب‌المندب باشند، ایران چه اهرمی بر جریان انرژی و تجارت جهانی به دست می‌آورد؟

تنگه هرمز؛ مهم‌ترین اهرم مستقیم ایران

اهمیت هرمز را بیش از هر چیز اعداد نشان می‌دهند. بر اساس تازه‌ترین داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا در سه‌ماهه پایانی سال ۲۰۲۵ و پیش از آغاز جنگ، روزانه به طور متوسط ۲۱ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

این میزان معادل حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت و بیش از یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان بود. حدود یک‌پنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز عمدتا از قطر از همین آبراه عبور می‌کرد.

بخش بزرگی از صادرات نفت عربستان سعودی، عراق، کویت، قطر و امارات برای رسیدن به آب‌های آزاد باید از هرمز عبور کند. ایران نیز یکی از دو کشور ساحلی این تنگه است و جزایر و پایگاه‌های نظامی متعددی در اطراف آن دارد.

بحران سال ۲۰۲۶ نشان داد این تهدید تا چه اندازه واقعی است. طبق آمار آژانس بین المللی انرژی، حجم نفت عبوری از هرمز از روزانه ۲۱.۶ میلیون بشکه در سه‌ماهه پایانی ۲۰۲۵ به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ سقوط کرد.

اثر کاهش صادرات به سرعت در اقتصاد جهانی ظاهر شد. قیمت نفت برنت در ۲۹ آوریل به ۱۱۸ دلار در هر بشکه رسید و اختلال در هرمز کشورهای خاورمیانه را وادار کرد تا بخشی از تولید خود را متوقف کنند.

اکنون این فشار بار دیگر در حال افزایش است. داده‌های شرکت کپلر نشان می‌دهد روز دوشنبه تنها چهار کشتی حامل کالا از هرمز عبور کردند؛ در حالی که پیش از جنگ به طور متوسط روزانه حدود ۱۲۵ کشتی از این مسیر می‌گذشتند.

نکته‌ مهمی که معمولا در تحلیل‌ها مغفول مانده این است که تنگه هرمز فقط مسیری برای صادرات انرژی نیست، بلکه در عین حال محل ورود کالا برای کشورهای حاشیه خلیج فارس است. بنابراین حتی اگر کشورهای منطقه بتوانند به هر طریقی نفت، گاز یا محصولات دیگر نفتی را صادر کنند، قادر نخواهند بود مسیر دیگری را برای واردات کالا جایگزین کنند.

باب‌ المندب؛ دروازه دیگر

اما در بیش از دو هزار کیلومتر آن‌سوتر، گلوگاه دیگری قرار دارد که به دلیل موقعیت استراتژیکش، پس از هرمز بیش از هر گذرگاه دیگری بر قیمت و امنیت انرژی تاثیرگذار است.

باب‌ المندب تنها حدود ۲۹ کیلومتر عرض دارد و میان یمن در یک سو و جیبوتی و اریتره در سوی دیگر قرار گرفته است. این تنگه خلیج عدن و اقیانوس هند را به دریای سرخ و از آنجا به کانال سوئز متصل می‌کند.

برای کشتی‌هایی که میان آسیا و اروپا رفت‌وآمد می‌کنند، این یکی از کوتاه‌ترین و مهم‌ترین مسیرهای جهان است.

بر اساس برآوردهای موجود حدود ۷ درصد نفت جهان از باب‌ المندب عبور می‌کند. در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶، روزانه حدود ۸.۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این تنگه گذشته است اما این رقم در سه‌ماهه پایانی سال گذشته به ۵.۴ میلیون بشکه رسید.

افزایش تردد در باب‌المندب اتفاقی نیست. اختلال در هرمز باعث شده بخشی از نفت منطقه از مسیرهای جایگزین به دریای سرخ منتقل شود و همین موضوع اهمیت تحولات یمن را چند برابر می‌کند.

حوثی‌ها چه چیزی را تغییر داده‌اند؟

حوثی‌ها در روزهای اخیر بندر مخا را تصرف کرده و به جزیره پریم در قلب باب‌ المندب رسیده‌اند. این جزیره در موقعیتی قرار گرفته که بر مسیرهای عبوری از تنگه اشراف دارد.

حوثی‌ها پیش از این نیز نشان داده‌اند برای ایجاد اختلال در کشتیرانی بین‌المللی لزوما نیازی به «بستن» کامل یک تنگه ندارند.

حملات آنها به کشتی‌ها در دریای سرخ از سال ۲۰۲۳ باعث شد شرکت‌های بزرگ کشتیرانی مسیر بسیاری از کشتی‌های خود را تغییر دهند و به جای دریای سرخ و کانال سوئز، آنها را از مسیر بسیار طولانی‌تر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور دهند.

این تفاوت مهم است، کنترل جغرافیایی یک آبراه تنها راه اعمال قدرت بر آن نیست. کافی است خطر حمله به اندازه‌ای افزایش یابد که شرکت‌های کشتیرانی، مالکان کشتی و شرکت‌های بیمه استفاده از آن مسیر را بیش از حد پرهزینه ارزیابی کنند.

آیا ایران اکنون دو تنگه را کنترل می‌کند؟

توصیف وضعیت به عنوان «کنترل ایران بر هر دو تنگه هرمز و باب‌ المندب» کاملا با واقعیت منطبق نیست.

در هرمز، ایران یک بازیگر مستقیم است. نیروهای نظامی ایران در ساحل و جزایر اطراف حضور دارند و تهران مستقیما می‌تواند بر امنیت و رفت‌وآمد کشتی‌ها اثر بگذارد. سه جزیره تنب بزرگ، کوچک و ابوموسی، به همراه قشم یک کمربند دفاعی مستحکم در ورودی و خروجی تنگه هرمز ایجاد کرده‌اند که از طریق آنها عبور و مرور کشتی‌ها کاملا تحت نظارت و احیانا تیررس ایران قرار می‌گیرد.

اما باب‌المندب متفاوت است. ایران در آنجا موقعیت جغرافیایی مشابهی ندارد و حوثی‌ها نیز، با وجود حمایت گسترده نظامی و سیاسی تهران، یک بازیگر یمنی با ساختار فرماندهی و منافع خاص خود هستند.

با این حال، رابطه دو طرف بسیار عمیق است. اگرچه تهران همواره هدایت مستقیم حوثی‌ها را رد کرده است اما گزارش‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد تسلیحات و مشاوره سیاسی و نظامی ایران در پیشروی اخیر حوثی‌ها در ساحل دریای سرخ نقش مهم، چه بسا تعیین کننده داشته است.

بنابراین به نظر می‌رسد آنچه ایران در باب‌ المندب دارد بیشتر اهرم نفوذ است تا کنترل مستقیم.

اگر هرمز بسته شود، نفت از کجا می‌رود؟

کشورهای تولیدکننده نفت سال‌ها با صرف میلیاردها دلار هزینه تلاش کرده‌اند تا وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهند.

عربستان سعودی خط لوله شرق-غرب را در اختیار دارد که نفت مناطق شرقی این کشور را بدون عبور از هرمز به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند.

امارات نیز خط لوله‌ای دارد که نفت میدان‌های ابوظبی را مستقیما به فجیره در دریای عمان می‌رساند و به این ترتیب هرمز را دور می‌زند.

این زیرساخت‌ها اهمیت زیادی دارند، اما مشکل را کاملا حل نمی‌کنند. آژانس بین المللی انرژی پیش از این گزارش کرده بود که عربستان حتی در سال ۲۰۲۴، زمانی که حملات حوثی‌ها کشتیرانی در باب‌المندب را مختل کرده بود، از خط لوله شرق-غرب برای انتقال نفتی استفاده می‌کرد که در غیر این صورت باید از هرمز عبور می‌کرد.

یعنی بخشی از راه‌حل دور زدن یک گلوگاه، نفت را به سمت گلوگاه دیگری هدایت می‌کند.

هرمز را دور بزنید با باب‌المندب چه می‌کنید؟

فرض کنیم نفت عربستان از شرق کشور با خط لوله به ینبع برسد و دیگر نیازی به عبور از تنگه هرمز نباشد.

در این صورت اگر مقصد آن اروپا باشد، نفتکش پس از بارگیری در دریای سرخ باید به سمت شمال حرکت کند و از کانال سوئز عبور کند. اگر مسیر جنوب دریای سرخ و باب‌المندب ناامن باشد، الگوی حرکت نفتکش‌ها و دسترسی به بازارهای آسیایی و اروپایی پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر می‌شود.

کشتی‌ها می‌توانند مسیر خود را تغییر دهند، اما جایگزین اصلی عبور از دریای سرخ، دور زدن قاره آفریقا از دماغه امید نیک است.

این مسیر طولانی‌تر است و به معنای مصرف سوخت بیشتر، زمان حمل طولانی‌تر، نیاز به تعداد بیشتری کشتی و افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل است.

در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶، روزانه حدود ۹.۴ میلیون بشکه نفت از مسیر دماغه امید نیک عبور کرده است که نشان می‌دهد مسیرهای جایگزین در دوران اختلال در گلوگاه‌های خاورمیانه روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

نقطه قوت ایران: بالا بردن هزینه است، نه بستن کامل تنگه

برای برخورداری از اهرم ژئوپلیتیکی، ایران لزوما نیازی ندارد هرمز را به طور کامل مسدود کند یا حوثی‌ها باب‌المندب را ببندند.

کاهش رفت‌وآمد کشتی‌ها، افزایش خطر مین و حملات موشکی و پهپادی، بالا رفتن حق بیمه، تغییر مسیر نفتکش‌ها و افزایش قیمت نفت، همگی می‌توانند بدون بسته شدن کامل یک آبراه اتفاق بیفتند.

تحولات امسال هرمز نمونه روشنی از این مسئله است. حتی پس از توافق ماه ژوئن برای بازگشایی تنگه، بازار نفت همچنان نسبت به امنیت آن حساس باقی ماند و اکنون با تشدید دوباره تنش‌ها، تردد کشتی‌ها بار دیگر به‌شدت کاهش یافته است.

در باب‌ المندب نیز حوثی‌ها قبلا نشان داده‌اند که با حمله به تعداد محدودی کشتی می‌توانند شرکت‌های بین‌المللی را وادار به تغییر مسیر کنند.

بنابراین قدرت واقعی این دو گلوگاه نه فقط در امکان «بستن» آنها، بلکه در توانایی ایجاد عدم اطمینان دائمی درباره امنیت عبور از آنهاست.

نقطه ضعف اهرم ایران کجاست؟

نخست اینکه استفاده طولانی‌مدت از هرمز به عنوان سلاح اقتصادی به خود ایران نیز آسیب می‌زند. صادرات نفت ایران و بخش مهمی از تجارت دریایی کشور، از جمله واردات اقلام ضروری نیز به همین منطقه وابسته است.

دوم اینکه کشورهای منطقه با افزایش ظرفیت خطوط لوله تلاش می‌کنند تا وابستگی خود را به هرمز کاهش دهند. حتی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا اخیرا گفته است که توسعه این زیرساخت‌ها می‌تواند در آینده اهمیت هرمز را کاهش دهد، هرچند تحلیل‌ها نشان می‌دهد که جایگزین کردن کامل این آبراه اگرنه غیرممکن، بلکه بسیار دشوار است.

سوم اینکه نفوذ ایران بر حوثی‌ها با کنترل مستقیم برابر نیست. تهران نمی‌تواند لزوما درباره تمام تصمیم‌های نظامی و سیاسی این گروه تصمیم بگیرد.

در نهایت، هرچه تهدید علیه این آبراه‌ها جدی‌تر شود، انگیزه آمریکا، کشورهای اروپایی و قدرت‌های منطقه‌ای برای مداخله نظامی، ایجاد مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی به این گلوگاه‌ها نیز بیشتر می‌شود.

دو تنگه، یک اهرم

اهمیت موقعیت کنونی ایران در «کنترل دو تنگه» خلاصه نمی‌شود.

مزیت استراتژیک تهران در این است که در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، یعنی هرمز، توان اعمال فشار مستقیم دارد و در گلوگاه مهم دیگری، باب‌المندب، متحدی مسلح دارد که نشان داده قادر است هزینه عبور کشتی‌ها را به‌شدت افزایش دهد.

در شرایط عادی این دو آبراه دو مسئله جغرافیایی جداگانه‌اند. اما زمانی که هرمز مختل می‌شود، مسیرهای جایگزین و دریای سرخ اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند و هنگامی که باب‌المندب نیز همزمان ناامن شود، تعداد گزینه‌های ارزان و امن برای صادرکنندگان انرژی کاهش می‌یابد.

همین همزمانی است که می‌تواند اهرم ایران را بزرگ‌تر از مجموع قدرت آن در هر یک از این دو تنگه به تنهایی کند.

اما این اهرم یک شمشیر دولبه است، هرچه تهران و متحدانش بیشتر از آسیب‌پذیری این دو گلوگاه استفاده کنند، کشورهای وابسته به آنها نیز انگیزه بیشتری برای ساخت خطوط لوله جدید، یافتن مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی استراتژیک خود به هرمز و باب‌المندب خواهند داشت.

در کوتاه‌مدت جغرافیا به ایران قدرت می‌دهد، اما در بلندمدت، نحوه استفاده تهران از این قدرت تعیین خواهد کرد که این مزیت حفظ می‌شود یا جهان برای دور زدن آن هزینه می‌کند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

پشت پرده یک اتحاد پیچیده؛ آیا حوثی‌ها از تهران دستور می‌گیرند؟

داستان ۳۰ ساله یک جنبش یمنی؛ حوثی‌ها چگونه قدرت گرفتند؟

تسلط حوثی‌ها بر باب‌المندب؛ ارتش وفادار به دولت یمن سقوط آخرین جزایر شاهراه حیاتی دریای سرخ را تایید کرد