امروز نام حوثیها بیش از هر زمان دیگری با موشک، پهپاد، دریای سرخ و تنگه بابالمندب گره خورده است. اما گروهی که اکنون یکی از مهمترین بازیگران نظامی خاورمیانه محسوب میشود، کار خود را نه بهعنوان یک نیروی منطقهای، بلکه بهعنوان جنبشی مذهبی و محلی در کوهستانهای شمال یمن آغاز کرد.
حوثیها که نام خود را از خانواده حوثی گرفتهاند و با نام «انصارالله» نیز شناخته میشوند، در دهه ۱۹۸۰ در میان زیدیهای شمال غرب یمن شکل گرفتند. زیدیه شاخهای از تشیع است که بخش مهمی از جمعیت مناطق شمالی یمن را تشکیل میدهد. هدف اولیه جنبش، احیای هویت و سنتهای زیدی و مقابله با آنچه اعضای آن نفوذ خارجی و گسترش جریانهای سلفی در مناطقشان میدانستند، بود.
در آن زمان هنوز خبری از قدرت نظامی امروز حوثیها نبود. نقطه عطف زمانی فرا رسید که این جنبش به تدریج از فعالیت مذهبی و اجتماعی به یک نیروی سیاسی و مسلح تبدیل شد.
جنگهایی که حوثیها را قدرتمندتر کرد
دولت علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن در سال ۲۰۰۴ تلاش کرد تا حسین بدرالدین حوثی، یکی از رهبران اصلی جنبش، را بازداشت کند. درگیری به شورشی مسلحانه تبدیل شد و حسین حوثی در همان سال کشته شد.
اما کشته شدن رهبر جنبش به پایان آن منجر نشد. برعکس، عبدالملک حوثی رهبری گروه را در دست گرفت و حوثیها وارد مجموعهای از جنگها با ارتش یمن شدند.
بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، شش دور جنگ میان دولت و حوثیها در استان صعده رخ داد. این جنگها اگرچه خسارات زیادی به جنبش وارد کردند، اما تجربه نظامی، سازماندهی و توان رزمی حوثیها را نیز افزایش داد. در پایان این دوره، آنها عملا در صعده و مناطق اطراف آن به یک نیروی مهم تبدیل شده بودند.
بهار عربی، فرصتی که توازن قدرت را تغییر داد
سال ۲۰۱۱ همهچیز را در یمن تغییر داد. اعتراضات گسترده علیه حکومت ۳۳ ساله علی عبدالله صالح در نهایت به کنارهگیری او انجامید و عبدربه منصور هادی جای او را گرفت.
اما انتقال قدرت نتوانست بحران سیاسی و اقتصادی یمن را حل کند. ارتش و نهادهای حکومتی دچار شکاف بودند و گروههای مختلف برای سهم بیشتر از قدرت رقابت میکردند.
حوثیها نیز از این خلا استفاده کردند و نفوذ خود را از پایگاه سنتیشان در شمال گسترش دادند.
یکی از مهمترین مشکلات دولت جدید این بود که نتوانست روند انتقال سیاسی و بازنویسی ساختار حکومت را مدیریت کند. اختلاف بر سر طرح فدرالی کردن یمن نیز حوثیها را بیشتر در برابر دولت قرار داد.
دشمن دیروز، متحد امروز
شاید یکی از عجیبترین بخشهای داستان قدرت گرفتن حوثیها، اتحاد موقت آنها با کسی باشد که سالها با آن جنگیده بودند: علی عبدالله صالح.
صالح پس از برکناری از ریاست جمهوری همچنان شبکهای گسترده از هواداران، نیروهای نظامی و چهرههای سیاسی در یمن داشت. او و حوثیها دشمنان مشترکی پیدا کرده بودند و هر دو از دولت هادی و حزب اصلاح، یکی از مهمترین رقبای سیاسی حوثیها، ناراضی بودند.
در نتیجه، دشمنان قدیمی به شکل تاکتیکی به یکدیگر نزدیک شدند.
این اتحاد برای حوثیها بسیار مهم بود، زیرا شبکههای صالح در ارتش و نهادهای دولتی به آنها کمک کرد تا در سال ۲۰۱۴ با مقاومت بسیار کمتری وارد صنعا شوند.
سقوط صنعا، صعود حوثیها
در ژوئیه ۲۰۱۴ حوثیها کنترل استان عمران در شمال صنعا را به دست گرفتند. چند ماه بعد، در ماه سپتامبر، نیروهای آنها وارد پایتخت شدند.
دولت هادی نتوانست جلوی پیشروی آنها را بگیرد و حوثیها کنترل بخشهای مهمی از صنعا و نهادهای حکومتی را در دست گرفتند.
در ژانویه ۲۰۱۵ حوثیها کاخ ریاست جمهوری را نیز تصرف کردند و فشار بر هادی افزایش یافت. او در نهایت به عدن و سپس عربستان سعودی رفت.
به این ترتیب، جنبشی که کمتر از دو دهه پیش یک گروه مذهبی محلی در شمال یمن بود، عملا به قدرت مسلط در پایتخت و بخش بزرگی از شمال کشور تبدیل شد.
عربستان وارد جنگ شد
قدرت گرفتن حوثیها نگرانی ریاض را بهویژه به دلیل مرز مشترک دو کشور و نزدیکی مناطق تحت کنترل حوثیها به خاک عربستان بهشدت افزایش داد.
عربستان در مارس ۲۰۱۵ ائتلافی نظامی تشکیل داد و برای حمایت از دولت یمن وارد جنگ شد. اما مداخله نظامی عربستان نتوانست حوثیها را از صنعا بیرون براند.
جنگ سالها ادامه پیدا کرد و اگرچه حوثیها ضربات سنگینی دریافت کردند اما توانستند بخش اصلی مناطق تحت کنترل خود را حفظ کنند. از سال ۲۰۲۲ نیز خطوط اصلی نبرد برای مدتی عمدتا منجمد شد.
ایران چه نقشی داشت؟
حوثیها ساخته و پرداخته ایران نبودند، اما در طول سالها، حمایت تهران از حوثیها افزایش یافت. این حمایت شامل انتقال سلاح، آموزش و کمکهای اطلاعاتی و نظامی بود و به حوثیها امکان داد تا توان موشکی و پهپادی خود را توسعه دهند.
به همین دلیل، توصیف حوثیها بهعنوان «نیروی نیابتی» ایران نیز محل بحث است. بسیاری از تحلیلگران آنها را متحد یا شریک غیررسمی ایران میدانند.آنها منافع مشترک زیادی با تهران دارند اما در عین حال اهداف و تصمیمهای مستقل خود را نیز دنبال میکنند.
با این حال، تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که نقش حمایتی ایران را نمیتوان صرفا به گذشته محدود کرد. خبرگزاری رویترز در گزارشی که روز ۱۰ سپتامبر منتشر کرد به نقل از منابع یمنی، ایرانی و منطقهای ادعا کرد که سپاه پاسداران نقش مستقیم در هدایت عملیات اخیر حوثیها در سواحل دریای سرخ دارد. اگرچه تهران این گروه را متحد خود میداند اما علنا هدایت نظامی آنها را رد میکند.
از جنگ داخلی یمن تا قدرتی که مسیر تجارت جهانی را تهدید میکند
تحول بزرگ بعدی در جایگاه حوثیها پس از جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ رخ داد.
حوثیها حملات موشکی و پهپادی علیه کشتیهای تجاری را در دریای سرخ آغاز کردند و گفتند که این اقدامات در حمایت از فلسطینیها انجام میشود.
موقعیت جغرافیایی آنها اهمیت این حملات را چند برابر کرد. حوثیها در بخشی از سواحل دریای سرخ و نزدیک به تنگه بابالمندب مستقر هستند، گذرگاهی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی است.
در نتیجه حوثیها دیگر صرفا یک بازیگر در جنگ داخلی یمن نبودند، آنها به گروهی تبدیل شدند که توانایی ایجاد اختلال در تجارت و انرژی جهانی را دارد.
چرا حوثیها هنوز قدرت دارند؟
حوثیها از یک پایگاه اجتماعی و مذهبی واقعی در شمال یمن برخوردارند، سالها تجربه جنگ چریکی دارند، در طول جنگ توان نظامی خود را توسعه دادهاند و رقبای آنها نیز بارها دچار اختلاف و شکاف شدهاند.
در مقابل، حمایت ایران دسترسی آنها به موشک، پهپاد، آموزش و اطلاعات را افزایش داده است.
از سوی دیگر، سالها جنگ هوایی و محاصره نیز نتوانسته ساختار این گروه را از بین ببرد. بخش زیادی از توان نظامی آنها در مناطق کوهستانی و شبکهای از زیرساختهای پنهان نگهداری شده است.
حوثیها در سال ۲۰۲۶؛ یک قدرت رو به گسترش؟
تحولات چند روز اخیر بار دیگر نشان داده که چرا حوثیها همچنان یکی از بازیگران مهم خاورمیانهاند.
نیروهای حوثی در سپتامبر ۲۰۲۶ در یک پیشروی سریع در امتداد ساحل دریای سرخ، شهر بندری مخا را تصرف کردند و سپس کنترل جزیره پریم در ورودی تنگه بابالمندب را در دست گرفتند. به عبارت دیگر در حال حاضر عملا کنترل تنگه باب المندب در اختیار حوثیها قرار گرفته و آنها بر یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان تسلط دارند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که جنگ میان حوثیها و نیروهای مورد حمایت عربستان پس از سالها آرامش نسبی دوباره شدت گرفته است. کتابخانه مجلس عوام بریتانیا نیز در تازهترین گزارش خود هشدار داده که تشدید درگیریها خطر بازگشت یمن به یک جنگ گسترده را افزایش داده است.
بنابراین داستان قدرت گرفتن حوثیها را نمیتوان فقط داستان یک گروه مورد حمایت ایران دانست. این داستان ترکیبی از شکافهای مذهبی و اجتماعی، ضعف دولت مرکزی، سالها جنگ، فروپاشی ساختار سیاسی پس از ۲۰۱۱، اشتباهات رقبای حوثیها، ائتلافهای موقت و در نهایت حمایت فزاینده خارجی است.
همین ترکیب است که یک جنبش محلی در شمال یمن را به نیرویی تبدیل کرده که امروز میتواند بر یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان اثر بگذارد.