حوثیها امروز یکی از مهمترین متحدان منطقهای ایران به شمار میروند، گروهی که توانسته با استفاده از موشک و پهپاد نهتنها بر تحولات یمن، بلکه بر امنیت دریای سرخ و یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی اثر بگذارد. آیا این گروه مستقل عمل میکند یا تحت کنترل تهران است؟ رابطه ایران و جنبش انصار الله چیست؟
ایران نیز در طول سالهای گذشته به مهمترین حامی خارجی حوثیها تبدیل شده است. تهران به این گروه در زمینههایی مانند انتقال سلاح، آموزش، اطلاعات و مشاوره نظامی کمک کرده و سپاه پاسداران نیز در این همکاری نقش داشته است.
اما یک پرسش همچنان مطرح است: آیا حوثیها صرفا نیرویی هستند که از تهران دستور میگیرند یا یک جنبش یمنی با اهداف مستقلند که با ایران منافع مشترک دارد؟
ایران از چه زمانی به حوثیها نزدیک شد؟
حوثیها پیش از شکلگیری رابطه نظامی نزدیک با ایران وجود داشتند و در جنگهای خود با دولت یمن در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، هنوز حمایت گستردهای از تهران دریافت نمیکردند.
درباره زمان دقیق آغاز حمایت نظامی ایران اختلاف نظر وجود دارد. برخی کارشناسان شروع آن را تا سال ۲۰۰۹ عقب میبرند، اما بیشتر کارشناسان معتقدند که حوثیها دستکم تا سال ۲۰۱۴، یعنی سالی که صنعا را تصرف کردند، بهطور مشخص از ایران سلاح دریافت نمیکردند. ورود عربستان به جنگ علیه حوثیها نیز به افزایش علاقه و حمایت تهران از این گروه کمک کرد.
بنابراین، برخلاف برخی روایتها، حوثیها محصول سیاست منطقهای ایران نیستند. این جنبش پیش از تبدیل شدن به یکی از متحدان تهران، ریشههای سیاسی، مذهبی و اجتماعی خود را در یمن داشت.
اما رابطه آنها با ایران بهتدریج از یک ارتباط سیاسی به همکاری نظامی بسیار گستردهتری تبدیل شد.
ایران چه چیزی در اختیار حوثیها گذاشته است؟
ایران مهمترین حامی خارجی نظامی حوثیها محسوب میشود. بر اساس ارزیابی شورای روابط خارجی آمریکا، حمایت تهران شامل انتقال سلاح، آموزش و پشتیبانی اطلاعاتی بوده و سپاه پاسداران نیز در مشاوره به فرماندهی نظامی حوثیها نقش داشته است. این حمایت بهویژه در زمینههای موشکی و پهپادی به حوثیها امکان داده تا تواناییهایی به دست آورند که دستیابی مستقل به آنها برای این گروه بسیار دشوارتر بود.
این کمکها فقط به انتقال سلاحهای آماده محدود نمیشود. قطعات پهپاد، کلاهکهای موشکی، سامانههای راداری و فناوریهای نظامی نیز در محمولههایی که برای حوثیها ارسال شده، کشف شده است.
یکی از مثالها به ژوییه سال ۲۰۲۵ برمیگردد. در آن زمان نیروهای یمنی یک محموله بزرگ تسلیحات ایرانی را توقیف کردند که گفته میشود حدود ۷۵۰ تن سلاح متعارف، قطعات پیشرفته پهپاد، کلاهک موشکی و تجهیزات راداری در آن وجود داشت.
چرا حوثیها برای ایران مهمند؟
یمن در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و حوثیها نیز در نزدیکی یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان مستقرند: تنگه بابالمندب.
از نگاه ایران، داشتن یک متحد مسلح در این موقعیت جغرافیایی چند مزیت دارد.
نخست اینکه حوثیها میتوانند فشار بر عربستان سعودی را، به عنوان رقیب مهم منطقهای ایران افزایش دهند.
در عین حال حضور حوثیها به ایران این امکان را میدهد که در فاصلهای بسیار دور از خاک خود، بر یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی اثر بگذارد.
در واقع ایران به عنوان کشور ساحلی تنگه هرمز بر مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان تسلط دارد و اگر بتواند این سلطه را به دومین مسیر انتقال نفت و گاز جهان گسترش دهد عملا کنترل انرژی جهان را در دست میگیرد، و به همین ترتیب تاثیرگذاری کشورهای منطقه، به ویژه عربستان را کاهش دهد.
در نهایت اینکه حوثیها میتوانند در صورت بالا گرفتن تنش با آمریکا یا اسرائیل، یک جبهه دیگر در منطقه ایجاد کنند. در این صورت تهران عملا بدون اینکه وارد جنگ شود میتواند فشار بر رقبایش را افزایش دهد.
به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند که حمایت ایران از حوثیها بخشی از راهبرد گستردهتر تهران برای ایجاد شبکهای از گروههای مسلح متحد در منطقه است.
آیا حوثیها «نیروی نیابتی» ایران هستند؟
اصطلاح «نیروی نیابتی» معمولا این تصور را ایجاد میکند که یک گروه مسلح عملا تحت فرمان دولت حامی خود قرار دارد و دستورات آن را اجرا میکند.
اما بسیاری از کارشناسان رابطه ایران و حوثیها را دقیقا با این تعریف منطبق نمیدانند و حوثیها را بیشتر «شریک غیررسمی» ایران توصیف میکنند.
دلیل مهم این است که حوثیها یک جنبش یمنی هستند که پیش از حمایت نظامی گسترده ایران وجود داشتهاند. آنها اهداف سیاسی و مذهبی خود را دارند و تصمیمهایشان نیز همیشه صرفا بر اساس منافع تهران گرفته نمیشود.
از نظر مذهبی نیز میان دو طرف تفاوت وجود دارد. حوثیها ریشه در زیدیه دارند، در حالی که جمهوری اسلامی ایران بر تشیع دوازدهامامی استوار است. البته در طول سالهای گذشته، حوثیها برخی عناصر فکری نزدیک به تشیع دوازدهامامی را نیز پذیرفتهاند.
بنابراین، رابطه را میتوان بیشتر به شکل یک اتحاد با منافع مشترک دید که در آن ایران منابع و تواناییهای نظامی در اختیار حوثیها قرار میدهد و حوثیها نیز قدرت منطقهای و اهرمهای فشاری در اختیار دارند که برای تهران ارزشمند است.
جنگ غزه رابطه را وارد مرحله تازهای کرد
پس از آغاز جنگ اسرائیل و حماس در اکتبر ۲۰۲۳، رابطه ایران و حوثیها اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد.
حوثیها از نوامبر همان سال حملات موشکی و پهپادی خود را علیه اهداف مرتبط با اسرائیل و کشتیهای مرتبط با اسرائیل و آمریکا در دریای سرخ آغاز کردند و این اقدامات را در جهت «حمایت از فلسطینیها» عنوان کردند.
این حملات باعث شد تا بخش قابل توجهی از کشتیهای تجاری مسیر خود را تغییر دهند و اهمیت استراتژیک حوثیها بسیار فراتر از مرزهای یمن برود.
در عین حال کارشناسان درباره اینکه آیا تهران مستقیما دستور نخستین حملات را صادر کرده بود یا حوثیها خود تصمیم گرفتند وارد این درگیری شوند، اتفاق نظر ندارند. آنچه روشنتر است این است که ایران از عملیات حوثیها حمایت و به گفته برخی منابع در هدفگیری کشتیها نیز به آنها کمک کرده است.
آزمون بزرگ: آیا تهران واقعا حوثیها را کنترل میکند؟
تحولات سپتامبر ۲۰۲۶ بار دیگر این سؤال را به مرکز توجه آورده است.
خبرگزاری رویترز در در گزارشی با تکیه به منابع یمنی، ایرانی و منطقهای ادعا کرد که سپاه پاسداران در عملیات اخیر حوثیها در امتداد ساحل دریای سرخ نقش مستقیمتری داشته است. به گفته این منابع، فرماندهان سپاه در زمینه راهبرد نظامی و عملیات علیه عربستان به حوثیها کمک کردهاند و ایران نیز در مقطعی خواستار تشدید حملات علیه عربستان شده است.
با این حال همین گزارش به نقل از یک مقام ایرانی میگوید که تصمیم برای پیشروی به سمت بندر مخا تصمیم خود حوثیها بوده، اقدامی که البته در عمل به پیشبرد منافع ایران نیز کمک کرده است.
با این حال تهران همچنان دخالت مستقیم در فرماندهی عملیات حوثیها را رد میکند و این گروه را «نیروی نیابتی» خود نمیداند.
این تمایز مهم است: وجود مشاوران، انتقال سلاح و حتی کمک عملیاتی لزوما به این معنا نیست که تمام تصمیمهای یک گروه از خارج دیکته میشود.
منافع تهران و حوثیها تا کجا مشترک است؟
تحولات اخیر نشان میدهد که این منافع در بسیاری از موارد به یکدیگر نزدیک شدهاند.
حوثیها با تهدید باب المندب میتوانند قدرت خود را در یمن افزایش دهند و رقبای داخلی و منطقهای خود را تحت فشار بگذارند.
ایران نیز که در جریان جنگ و درگیری نظامی تحت فشار قرار گرفته از داشتن چنین اهرمی سود میبرد.
پیشروی و پیروزیهای اخیر حوثیها در امتداد ساحل دریای سرخ، توانایی آنها را برای تهدید کشتیرانی در باب المندب افزایش داده و همزمان به تهران امکان میدهد تا علاوه بر تنگه هرمز بر گلوگاه دیگر انرژی، یعنی باب المندب نفوذ داشته باشد.
اما این الزاما به معنای آن نیست که هر تصمیم حوثیها از تهران میآید. حتی مؤسسه مطالعات جنگ نیز در ارزیابی اخیر خود تاکید کرده که افزایش کنترل حوثیها بر سواحل دریای سرخ با اهداف ایران همسو است، اما لزوما به این معنا نیست که آنها در آینده تمام عملیات خود در باب المندب را بر اساس اهداف ایران تنظیم خواهند کرد.
پس حوثیها نیروی نیابتی ایران هستند یا نه؟
واقعیت میان این دو تصویر قرار دارد. حوثیها نه یک گروه کاملا مستقل از ایرانند و نه صرفا گروهی که تهران هر لحظه میتواند به آنها دستور دهد.
آنها جنبشی یمنی با ریشهها و منافع سیاسی مستقل خود هستند،اما حمایت ایران در طول سالها به شکل چشمگیری توان نظامی آنها را افزایش داده است. در مقابل، تهران نیز از وجود یک متحد مسلح در نزدیکی عربستان، اسرائیل و یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان سود میبرد.
به همین دلیل، شاید دقیقترین توصیف رابطه ایران و حوثیها این باشد: یک اتحاد استراتژیک نامتقارن که در آن دو طرف اهداف مشترک زیادی دارند، اما حوثیها لزوما همه تصمیماتشان از تهران دیکته نمیشود.
تحولات اخیر اما نشان میدهد که این رابطه ممکن است در حال نزدیکتر شدن باشد، زیرا گزارشهای تازه از نقش مستقیمتر نیروهای ایرانی در عملیات حوثیها حکایت دارند و پیشرویهای حوثیها در بابالمندب نیز بهطور همزمان یکی از مهمترین اهرمهای منطقهای ایران را تقویت میکند.