Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

چین در چه صورتی در جنگ ایران با آمریکا و اسرائيل مداخله خواهد کرد؟

کنگره چین
کنگره چین Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی, Foreign Affairs
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

در حالی که ایالات متحده و اسرائیل ایران را بمباران می کنند، چین که از متحدان نزدیک تهران به شما می‌آید با دقت در حال تماشای تحولات است. چرا پکن تا کنون اقدام ملموسی برای حمایت از ایران انجام نداده است؟

نشریه فارن افرز، در تحلیلی مفصل به موضوع سیاست چین در جنگ ایران پرداخته است.

آگهی
آگهی

در این مقاله آمده است: پکن مهم ترین شریک تهران به شمار می رود. دو کشور بر پایه تاریخ و اهداف مشترک به یکدیگر نزدیک شده اند. هر دو ریشه‌های خود را در تمدن‌های بزرگ و کهن غیرغربی می‌بینند و هر دو امروز با نظم جهانی تحت سلطه غرب مخالفت می‌کنند. امنیت انرژی چین نیز با رابطه‌اش با ایران گره خورده است.

بیش از ۵۵ درصد از کل واردات نفت چین در سال ۲۰۲۵ از خاورمیانه تامین شده است. حدود ۱۳ درصد آن مستقیما از ایران بوده است. بیشتر این نفت باید از تنگه هرمز عبور کند. این آبراه باریکی است که در کنار آن ایران قرار دارد. از آنجا که کارزار بمباران اخیر عرضه نفت ایران را مختل خواهد کرد و می‌تواند تولید نفت در سراسر کشورهای حوزه خلیج فارس را تضعیف کند و همچنین می‌تواند توانایی پکن برای انتقال نفت از این منطقه را به خطر بیندازد برخی تحلیلگران گمانه زنی کرده‌اند که پکن ممکن است به کمک تهران بیاید.

این کمک می‌تواند به شکل مداخله مستقیم نظامی باشد یا دست کم به صورت حمایت مادی مانند تجهیزات و قطعات دوکاربردی. چنین حمایتی مشابه آن چیزی است که چین در جنگ اوکراین در اختیار روسیه قرار داده است.

اما با وجود نگرانی چین بعید است این کشور درگیر شود. پس از جنگ دوازده روزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ چین تنها از عبارات دیپلماتیک کلی در حمایت از جمهوری اسلامی استفاده کرد. به همین شکل در اظهارات رسمی این هفته وزارت امور خارجه چین در نشست خبری تندترین عبارتی که این وزارتخانه به کار برد محکوم کردن ترور رهبر جمهوری اسلامی بود نه محکوم کردن کل کارزار نظامی علیه ایران.

درخواست وزارت خارجه چین برای اینکه طرف‌های ذی ربط عملیات نظامی را متوقف کنند شامل ایران، ایالات متحده و اسرائیل می‌شود. همچنین این وزارتخانه بر احترام به حاکمیت امنیت و تمامیت ارضی کشورهای خلیج فارس تاکید کرد. این مواضع نشان می دهد چین تلاش می‌کند به همان اندازه که روابط خود با ایران را حفظ می‌کند با کشورهای خلیج فارس نیز روابط خوبی داشته باشد.

این رویکرد محتاطانه نسبت به ایران نتیجه روندی طولانی است. از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که حماس به اسرائیل حمله کرد پکن به تدریج نسبت به توانایی و اعتبار تهران به عنوان یک قدرت منطقه ای دچار سرخوردگی شد. استراتژیست‌های چینی همچنین به دلیل آنچه تمایل ایران به عقب نشینی در برابر خواسته های غرب می‌دانند اعتماد خود را از دست داده‌اند. این موضوع در تمایل مداوم تهران برای مذاکره با واشنگتن دیده می شود. در نهایت پکن تغییر رژیم در ایران را بدترین سناریو نمی‌داند. چین آماده است با هر رهبری که پس از این حملات به قدرت برسد کار کند به شرط آنکه جریان نفت حفظ شود و منافع اقتصادی مشترک در اولویت قرار گیرد. تنها در صورتی که این منافع تهدید شود یا اگر یک جنگ فرسایشی طولانی انتقال نفت از تنگه هرمز را مختل کند پکن ناچار خواهد شد جایگاه خود در حاشیه را مورد بازنگری قرار دهد و واکنش قوی‌تری نشان دهد.

از دست دادن محبوبیت

راهبرد چین در قبال ایران مدت ها بر این فرض استوار بود که این کشور می‌تواند پایگاهی برای منافع پکن در خاورمیانه باشد. در سال ۲۰۲۱ برای تاکید بر همکاری رو به گسترش دو کشور توافق راهبردی بیست و پنج ساله‌ای به ارزش چهارصد میلیارد دلار امضا کردند. هدف این توافق تقویت روابط اقتصادی و امنیتی بود. اما بسیاری از پروژه‌هایی که در این توافق پیش بینی شده بود هرگز عملی نشدند. دلیل آن نگرانی تهران از این بود که نفوذ چین به حاکمیت و استقلال ایران لطمه بزند. در مقابل پکن نیز از بی‌ثباتی و غیرقابل اتکا بودن سیاست‌های تهران ناامید شد. مهم‌تر از همه چین به این نتیجه رسیده است که درباره قدرت ایران و اعتبار انقلابی آن بیش از حد بزرگ نمایی شده است. ایران جمعیتی ده برابر اسرائیل و سه برابر عربستان سعودی دارد. اما تولید ناخالص داخلی آن کمتر از نود درصد اقتصاد اسرائیل و تنها بیست و پنج درصد اقتصاد عربستان است. در ارزیابی پکن، ایران برای بازدارندگی دشمنان خود از جنگ‌های نیابتی و جنگ نامتقارن استفاده کرده است. این رویکرد ظرفیت واقعی این کشور را بزرگ‌تر از حد واقعی نشان داده و ضعف‌های داخلی آن را پنهان کرده است.

چین همچنین میان هدف راهبردی ایران برای رهبری یک انقلاب اسلامی و شرایط لازم برای تحقق آن تناقض می‌بیند. بر اساس تحلیل‌های عمومی نیو شینچون مدیر اجرایی موسسه تحقیقات چین و جهان عرب در دانشگاه نینگشیا ایدئولوژی اسلامی حکومت ایران مانع از آن می‌شود که تهران در مسائل سیاسی و هسته‌ای با ایالات متحده سازش کند یا امتیاز بدهد. اما در عین حال به دلیل تحریم‌های فلج کننده بهبود رابطه با ایالات متحده پیش شرط اساسی برای بهبود اقتصاد ایران افزایش قدرت آن و کاهش فشار خارجی است. بنابراین ایران میان مخالفت با ایالات متحده و نیاز به توافق با واشنگتن گرفتار شده است. همچنین میان ریشه‌های محافظه‌کارانه ایدئولوژیک و نیاز به اصلاحات اقتصادی قرار دارد.

ناامیدی چین از رهبران ایران به این معناست که پکن ذاتا با تغییر رژیم مخالف نیست. از آنجا که اولویت چین این است که ایران همچنان یک شریک اقتصادی قابل دوام باقی بماند پکن نسبت به نوع رژیم بی طرف است
فارن افرز

علاوه بر این از دید بسیاری از تحلیلگران چینی ایران در مقابله مستقیم با دشمنان خود قاطعیت کافی نشان نداده است. برای مثال زمانی که ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس سپاه را ترور کرد یا زمانی که اسرائیل در سال ۲۰۲۴ سفارت ایران در سوریه را هدف قرار داد واکنش ایران از نظر بسیاری از ناظران چینی کم اثر تلقی شد. بسیاری از ناظران چینی همچنین پاسخ ایران به جنگ دوازده روزه را که شامل اطلاع قبلی به قطر و ایالات متحده پیش از شلیک موشک‌ها بود واکنشی نامتناسب و ناکارآمد دانستند. کاربران اینترنتی چینی این واکنش‌ها را انتقام نمایشی توصیف کردند. بدبینی نسبت به سرنوشت ایران اکنون در ارزیابی‌های چینی از خاورمیانه تثبیت شده است. در بحران کنونی برخی چهره‌های تاثیرگذار چینی مانند هو شی جین از بن بستی که ایران و مردمش با آن روبه رو شده‌اند ابراز تاسف کرده و تهران را مسئول کشاندن کشور به این وضعیت می‌دانند.

رفتار ایران با نیروهای نیابتی خود نیز اعتماد چین را تضعیف کرده است. از سال ۲۰۲۳ این گروه‌ها یکی پس از دیگری هدف حمله قرار گرفته‌اند. برای مثال نیروهای اسرائیلی حماس و حزب الله را به شدت تضعیف کرده‌اند. در مقابل ایران نتوانسته حمایت موثری ارائه دهد یا پاسخ قابل توجهی بدهد. پکن با شگفتی مشاهده کرد که در دسامبر ۲۰۲۴ محمدجواد ظریف معاون رئیس جمهور ایران روابط کشور با گروه های نیابتی منطقه موسوم به محور مقاومت را انکار کرد و گفت ایران کنترلی بر اقدامات آنها ندارد. سپس در آوریل ۲۰۲۵ ایران در میانه کارزار بمباران آمریکا از یمن نیروهای نظامی خود را خارج کرد. این اقدام به معنای رها کردن متحدان حوثی خود بود تا از افزایش تنش با واشینگتن جلوگیری کند و امید به ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده را حفظ کند.

پکن همچنین از ناکامی‌های داخلی حکومت ایران ناامید شده است. اگرچه رسانه‌های دولتی چین از انتقاد علنی از حکومت ایران خودداری می‌کنند اما جامعه کارشناسی چین که بر خاورمیانه تمرکز دارد نسبت به تصمیم گیری‌های ضعیف، فساد گسترده و حکمرانی ناکارآمد در تهران دیدی روشن دارد. توانایی اسرائیل برای نفوذ در دستگاه امنیتی ایران که در جنگ دوازده روزه امکان هدف قرار دادن فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایران را فراهم کرد نشان می‌دهد بسیاری از مقام‌های ایرانی به نظام خود اعتماد ندارند. حتی ممکن است برخی حاضر باشند کشورشان را بفروشند. رهبران چین نسبت به پایداری دولتی که حتی مقام‌هایش به آن اعتماد ندارند تردید دارند.

ناامیدی چین از رهبران ایران به این معناست که پکن ذاتا با تغییر رژیم مخالف نیست. از آنجا که اولویت چین این است که ایران همچنان یک شریک اقتصادی قابل دوام باقی بماند پکن نسبت به نوع رژیم بی طرف است. در واقع اگر حملات آمریکا و اسرائیل جاه طلبی‌های نظامی ایران را محدود کند و این کشور خود را به عنوان یک قدرت اقتصادی در خاورمیانه بازتعریف کند چنین آینده‌ای می‌تواند برای چین قابل قبول باشد.

چین همچنین به دلیل روابطش با ایالات متحده بعید است تلاش کند از حکومت ایران حمایت کند. قرار است دونالد ترامپ و شی جین پینگ در پایان ماه مارس دیدار کنند. این دیدار می‌تواند به توافقی بزرگ میان دو کشور و کاهش واقعی تنش‌ها پس از هشت سال رقابت قدرت‌های بزرگ منجر شود. پکن نمی‌خواهد جنگ در خاورمیانه تلاش‌هایش برای همکاری با ترامپ را مختل کند.

تغییر محاسبات

منافع چین در ایران پیش از هر چیز به امنیت انرژی مربوط می‌شود. هرچند چین منابع انرژی خود را متنوع کرده و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در زغال سنگ انرژی خورشیدی بادی و هسته‌ای انجام داده است اما نفت همچنان نقشی غیرقابل جایگزین در اقتصاد این کشور دارد. در سال ۲۰۲۵ انرژی‌های تجدیدپذیر پس از زغال سنگ دومین منبع بزرگ مصرف انرژی چین شدند. با این حال چین همچنان برای سوخت هواپیماها تامین انرژی کشتی‌ها و تولید محصولات پتروشیمی به نفت وارداتی وابسته است. برآورد می‌شود چین بین یک میلیارد و سیصد میلیون تا یک میلیارد و چهارصد میلیون بشکه نفت در ذخایر خود داشته باشد. این مقدار حدود سی درصد واردات نفت آن در سال ۲۰۲۵ است. چنین ذخیره‌ای برای تحمل اختلال کوتاه مدت در ارسال نفت از خاورمیانه کافی است اما برای اختلال طولانی مدت کافی نخواهد بود.

یکی از نگرانی های بزرگ چین که می‌تواند محاسبات پکن را تغییر دهد بسته شدن تنگه هرمز است. چنین اتفاقی می‌تواند بیش از نیمی از واردات نفت چین را قطع کند. مدیران شرکت‌های نفتی چین و کارشناسان خاورمیانه مدت‌ها احتمال بسته شدن طولانی مدت این مسیر به دلیل درگیری منطقه‌ای را کم اهمیت دانسته اند.

هرچه حکومت ایران مدت بیشتری دوام بیاورد احتمال دخالت و حمایت چین بیشتر خواهد شد. چنین اقدامی می تواند جنگ را بیش از پیش طولانی کند. اما اگر حکومت ایران به سرعت فروبپاشد همان گونه که حکومت بشار اسد در سوریه سقوط کرد یا اگر وضعیت سریع تثبیت شود همان گونه که پس از کنار رفتن نیکلاس مادورو در ونزوئلا رخ داد
فارن افرز

به گفته آنها اگر جنگ در خاورمیانه جریان نفت از تنگه هرمز را مختل کند یک بحران جهانی انرژی ایجاد خواهد شد و راه حلی جمعی به سرعت شکل خواهد گرفت. برای مثال در جریان جنگ دوازده روزه کارشناسان چینی احتمال بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران را رد کردند. آنها معتقد بودند چنین اقدامی کل کشورهای خلیج فارس را علیه ایران متحد کرده و درآمدهای نفتی خود ایران را نیز از بین می برد. پکن از همین استدلال برای رد درخواست های داخلی و گمانه زنی‌های غربی درباره احتمال ایجاد حضور نظامی چین در منطقه استفاده کرده است.

اکنون این فرض که تولیدکنندگان و مصرف کنندگان جهانی انرژی اجازه نخواهند داد منطقه فرو بپاشد در حال آزموده شدن است. پکن تهران را تحت فشار قرار می‌دهد تا تنگه هرمز را باز نگه دارد و از هر اقدامی که جریان انرژی را مختل کند خودداری کند. اگر عرضه نفت چین از این منطقه تهدید شود این کشور می‌تواند به تامین کنندگان جایگزین روی آورد. مهم ترین گزینه روسیه است که اکنون بیش از هفده درصد واردات نفت چین را تامین می‌کند. با این حال پکن از وابستگی بیش از حد به یک تامین کننده واحد نگران است زیرا از اختلال بزرگ دیگری در عرضه انرژی بیم دارد.

آزمون بزرگ‌تر برای چین یک جنگ طولانی خواهد بود. اگر حکومت ایران در برابر بمباران آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و در ضدحملات خود خسارت واقعی وارد کند پکن با یک معضل روبه رو خواهد شد. اگر تهران از تمایل خود به عقب نشینی دست بردارد مقاومت کند و زنده بماند برای چین دشوار خواهد بود که کنار بایستد و از کمک به حکومت خودداری کند. ایران همچنان شریک کلیدی چین در منطقه است. اگر چین حتی در چنین شرایطی نیز از حمایت از ایران خودداری کند این امر نشان دهنده فقدان تعهد چین خواهد بود. اگر چین وارد عمل شود حمایت آن از تهران می‌تواند شبیه حمایتی باشد که از روسیه در جنگ اوکراین کرده است. این حمایت می‌تواند شامل ارائه فناوری ها و قطعات دوکاربردی مانند پهپادها خرید نفت ایران و ارائه حمایت فناورانه برای توسعه صنایع دفاعی داخلی ایران باشد.

هرچه حکومت ایران مدت بیشتری دوام بیاورد احتمال دخالت و حمایت چین بیشتر خواهد شد. چنین اقدامی می تواند جنگ را بیش از پیش طولانی کند. اما اگر حکومت ایران به سرعت فروبپاشد همان گونه که حکومت بشار اسد در سوریه سقوط کرد یا اگر وضعیت سریع تثبیت شود همان گونه که پس از کنار رفتن نیکلاس مادورو در ونزوئلا رخ داد. پکن احتمالا چندان بر این نتیجه تمرکز نخواهد کرد. چین پیش تر اعتماد خود را به رهبری جمهوری اسلامی از دست داده است.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

آنچه اکنون برای پکن اهمیت دارد این است که بداند چگونه با قدرت های جدیدی که در ایران ظاهر می شوند کار کند تا جریان نفت از خاورمیانه همچنان ادامه داشته باشد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

اعتراضات ایران و انگشت آمریکا روی ماشه؛ سکوت معنادار چین و روسیه چرا؟

تلاش آمریکا برای تسلط بر نفت ونزوئلا؛ رویترز: چین نفت «تخفیف‌دار» ایران را جایگزین می‌کند

شی جین‌پینگ: ۲۰۲۵ سال پیشرفت‌های هوش مصنوعی و تراشه‌ها در بحبوحه رقابت فناوری آمریکا و چین