آرزو برای شکست خوردن تیم ملی فوتبال یک کشور از سوی گروهی از شهروندان آن سرزمین اتفاق تازهای نیست و بیش از نیم قرن قبل، عدهای از برزیلیها آرزوی شکست تیمی را داشتند که بعد از ۵۶ سال هنوز به عنوان یکی از بهترین تیمهای تاریخ فوتبال جهان شناخته میشود.
در تابستان ۱۹۷۰، زمانی که میلیونها نفر در سراسر جهان محو تماشای یکی از زیباترین تیمهای تاریخ فوتبال بودند، در خود برزیل گروهی از مردم آرزو میکردند تیم ملی کشورشان شکست بخورد.
نه به این دلیل که فوتبال را دوست نداشتند. نه به این دلیل که از پله، کارلوس آلبرتو، جرزینیو یا ریولینو متنفر بودند؛ ماجرا به مخالفت بخشی از جامعه برزیل با حکومت نظامی مربوط میشد.
آنها معتقد بودند هر پیروزی تیم ملی، به تقویت حکومتی کمک میکند که مخالفانش را زندانی، شکنجه و سرکوب میکند.
امروز وقتی نام تیم افسانهای برزیل ۱۹۷۰ به میان میآید، ذهنها به سمت گلهای پله و شاهکار کارلوس آلبرتو در فینال میرود. اما پشت آن جام طلایی، جدالی سیاسی جریان داشت که کمتر درباره آن صحبت شده است.
فوتبال در سایه دیکتاتوری
برزیل از سال ۱۹۶۴ تحت حکومت نظامیان قرار داشت. در آستانه جام جهانی ۱۹۷۰، ژنرال امیلیو گاراستازو مدیسی بر کشور حکومت میکرد؛ دورانی که بعدها بسیاری از مورخان آن را یکی از تاریکترین دورههای دیکتاتوری نظامی برزیل توصیف کردند.
در همان زمانی که مخالفان بازداشت میشدند و سانسور رسانهها شدت گرفته بود، حکومت به خوبی میدانست فوتبال بزرگترین سرمایه عاطفی کشور است.
برزیل دو بار قهرمان جهان شده بود و حالا میتوانست با سومین قهرمانی، جام ژول ریمه را برای همیشه به خانه ببرد. برای حکومت، این موفقیت علاوه بر اینکه یک موفقیت ورزشی به شمار میرفت، میتوانست به عنوان فرصتی برای نمایش وحدت ملی و مشروعیت سیاسی هم به کار گرفته شود. ترانههای میهنپرستانه از رادیوها پخش میشد، تبلیغات حکومتی همه جا دیده میشد و بسیاری از افراد حاضر در ساختار پشتیبانی تیم، ارتباط نزدیکی با ارتش داشتند.
چه کسانی خواهان شکست برزیل بودند؟
بر اساس روایتهای تاریخی، هرچند یک کمپین سراسری و سازمان یافته با نام مشخص برای تحریم تیم ملی برزیل وجود نداشت اما در میان بخشهایی از مخالفان حکومت نظامی، بهویژه دانشجویان، فعالان چپ، روشنفکران، روزنامهنگاران منتقد و برخی گروههای مخالف که بسیاری از اعضای آنها در زندان، تبعید یا زندگی مخفی به سر میبردند، این بحث به شکل جدی مطرح بود که موفقیت تیم ملی به سود دیکتاتوری تمام خواهد شد.
این گروه از مخالفان استدلال میکردند که حکومت نظامی به شدت از فوتبال برای تبلیغات سیاسی استفاده میکند و هر پیروزی تیم ملی را نشانه موفقیت، ثبات و محبوبیت خود معرفی میکرد. در چنین شرایطی، مخالفان میپرسیدند چگونه میتوان از تیمی حمایت کرد که پیروزیهایش بلافاصله به ابزار تبلیغاتی حکومت تبدیل میشود؟
برخی از آنها معتقد بودند شکست تیم ملی میتواند این پروژه تبلیغاتی را ناکام بگذارد و توجه افکار عمومی را دوباره به سرکوب سیاسی، سانسور و نقض حقوق بشر جلب کند. برای این گروه، مسئله فراتر از فوتبال بود و تصور میکردند که موفقیت ورزشی میتواند به دوام یک حکومت اقتدارگرا کمک کند.
در مستند «پله» که نتفلیکس در سال ۲۰۲۱ منتشر کرد، ژوزه تراجانو، روزنامهنگار مشهور برزیلی، از احساسی صحبت میکند که امروز برای بسیاری از فوتبالدوستان غیرقابل تصور است.
او میگوید هنگام اعزام به جام جهانی مکزیک، امیدوار بود برزیل قهرمان نشود. او در آن مستند روایت میکند که مانند برخی دیگر از مخالفان حکومت تصور میکرد اگر برزیل قهرمان نشود، یکی از مهمترین ابزارهای تبلیغاتی حکومت از بین خواهد رفت.
اما اتفاقی افتاد که خودش هم انتظارش را نداشت. سالها بعد تراجانو گفت وقتی مسابقات شروع شد، همه محاسبات سیاسیاش فرو ریخت.
او در آن مستند میگوید که مخالف دیکتاتوری بود و حتی برای حمایت نکردن از تیم ملی به مکزیک رفت، اما وقتی بازیها آغاز شد دیگر نتوانست در برابر هیجان فوتبال مقاومت کند و پشت تیم کشورش ایستاد.
پله؛ قهرمان یا همدست؟
در مرکز این ماجرا یک نفر قرار داشت: پله. بازیکنی که بسیاری از اهالی فوتبال، او را بزرگترین بازیکن تاریخ این رشته ورزشی میدانند.
ستاره فوتبال جهان نه یک سیاستمدار بود و نه یک فعال سیاسی. اما همین بیطرفی او بعدها به یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای میراثش تبدیل شد.
بازیکنی که بعد از جام جهانی ۱۹۶۶ تصمیم گرفته بود دیگر برای تیم ملی به میدان نرود، با اصرار حکومت، فدراسیون و چهرههای فوتبال بار دیگر پیراهن زرد سلسائو را در مکزیک به تن کرد.
منتقدان میگفتند پله بیش از حد به حکومت نزدیک است. تصاویر متعددی از دیدارهای او با ژنرال مدیسی منتشر میشد و حکومت نیز با اشتیاق از محبوبیت او استفاده میکرد. حتی سالها بعد برخی از همتیمیهایش او را متهم کردند که در برابر دیکتاتوری بیش از حد سکوت کرده است.
اما مدافعان پله استدلال دیگری داشتند. آنها میگفتند انتظار از یک فوتبالیست برای مقابله علنی با حکومتی که مخالفانش را زندانی میکند، سادهانگارانه است. پله بعدها گفت که باور دارد با فوتبالش بیشتر از بسیاری از سیاستمداران به کشورش خدمت کرده است.
پیروزی بزرگ و یک پرسش بزرگتر
برزیل نهتنها قهرمان شد، بلکه بسیاری آن تیم را بهترین تیم تاریخ فوتبال میدانند.
پله در اوج درخشید. برزیل تمام مسابقاتش را برد. در فینال با نتیجه ۴ بر ۱ ایتالیا را شکست داد و به نخستین کشوری تبدیل شد که سه بار قهرمان جام جهانی میشود و برای همیشه وارد تاریخ شد.
اما سوال اصلی تازه پس از پایان جام مطرح شد. آیا مخالفان درست میگفتند؟ آیا قهرمانی برزیل واقعا به بقای حکومت کمک کرد؟
بسیاری از مورخان معتقدند حکومت نظامی بدون تردید تلاش کرد از این قهرمانی بهرهبرداری سیاسی کند. تصاویر جشنها، استقبال رسمی از قهرمانان و تبلیغات گسترده حکومتی نشان میدهد که نظامیان ارزش سیاسی این موفقیت را به خوبی درک کرده بودند.
اما در سوی دیگر، افرادی مانند ژوکا کفوری، روزنامهنگار برزیلی و از منتقدان حکومت، استدلال میکنند که حافظه جمعی مردم مسیر دیگری را انتخاب کرد. او معتقد است این جام در نهایت نه به نام دیکتاتور که به نام فوتبالیستها ثبت شد.
پانزده سال پس از قهرمانی برزیل در مکزیک، حکومت نظامی پایان یافت. فرآیند گذار به دموکراسی از اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز شد و سرانجام در سال ۱۹۸۵ نظامیان قدرت را واگذار کردند. ژنرال مدیسی، مردی که در سال ۱۹۷۰ تلاش کرده بود از قهرمانی برزیل برای تقویت مشروعیت حکومتش استفاده کند، سالها بعد به یکی از چهرههای حاشیهای تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد.
اما سرنوشت تیم ملی مسیر دیگری را طی کرد.
امروز کمتر کسی هنگام تماشای تصاویر جام جهانی ۱۹۷۰ به یاد حکومت نظامی میافتد. حافظه جمعی برزیلیها آن تیم را نه با ژنرالها، بلکه با پله، جرزینیو، توستائو، ریولینو و کارلوس آلبرتو به یاد میآورد. حتی بسیاری از مخالفان سابق حکومت نیز بعدها پذیرفتند که قهرمانی برزیل در نهایت بیش از آنکه به دیکتاتوری تعلق داشته باشد، به مردم و فوتبالیستهایی تعلق گرفت که آن شاهکار ورزشی را خلق کردند.
شاید همین نکته باعث شده است که بیش از نیم قرن بعد، هنوز درباره تصمیم درست یا نادرست مخالفان آن زمان بحث وجود داشته باشد. آیا آنها حق داشتند نگران بهرهبرداری سیاسی حکومت باشند؟ و آیا تاریخ در نهایت آن قهرمانی را به نام حکومت ثبت کرد؟
دیکتاتوری برزیل سقوط کرد، ژنرالها از صحنه کنار رفتند و بسیاری از سیاستمداران آن دوران به فراموشی سپرده شدند. اما جام جهانی ۱۹۷۰ همچنان یکی از درخشانترین خاطرات تاریخ فوتبال باقی ماند.
اما سوالی که آن روزها جامعه برزیل را دوپاره کرده بود همچنان زنده مانده است: وقتی یک تیم ملی در کشوری بحرانزده به میدان میرود، پیروزی آن متعلق به حکومت است یا مردم؟
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
شاید به همین دلیل است که داستان پله و جام جهانی ۱۹۷۰ صرفا یک روایت فوتبالی نبود؛ بلکه ماجرایی از رابطه پیچیده سیاست، هویت ملی و فوتبال به شمار میرود.