نشریه الپائیس به بهانه تحولات اخیر در ونزوئلا که به دستگیری و محاکمه نیکلاس مادورو در ایالات متحده منجر شد در مطلبی تحلیلی که شرح کامل آن را در این گزارش میخوانید به سرانجام و فرجام مداخلات خارجی برای سرنگونی حاکمان مستبد بدون در نظرگرفتن عواقب آن پرداخته است.
این یادداشت تحلیلی با مقایسه مداخله نظامی در عراق و ونزوئلا، استدلال میکند که واشنگتن با درسگرفتن از هرجومرج حاکم بر عراق پس از سقوط صدام، این بار رویکردی عملگرایانه در پیش گرفته تا با وجود حذف مادورو، ساختار رژیم را برای جلوگیری از فروپاشی کشور حفظ کند.
نویسنده مطلب خود را اینگونه آغاز میکند: پس از تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق، جهان یک دیکتاتور کمتر داشت، اما ناامنتر شده بود. در ونزوئلا از دیکتاتور خبری نیست اما رژیم تغییر نکرده است.
اندک تردید باقیمانده درباره انگیزههای واقعی تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق باقی مانده بود، زمانی کاملاً برطرف شد که غارتگران در حال چپاول بغداد و به یغما بردن آثار باستانی چندهزار ساله از موزه باستانشناسی پایتخت عراق بودند. این درحالیست که نیروهای آمریکایی در همان زمان مشغول استحکامسازی و محافظت از «وزارت نفت» بودند؛ تنها ساختمان دولتی که دستنخورده باقی ماند و حتی یک برگ سند از آن خارج نشد.
این تهاجم فاجعهبار و غیرقانونی که به سرکردگی ایالات متحده و با حمایت نظامی بریتانیا و پشتیبانی معنوی اسپانیا انجام شد، ثابت کرد که سرنگونی یک دیکتاتور بهمراتب آسانتر از اداره کردن کشوری بدون رهبر است.
تفاوت میان حمله آمریکا به ونزوئلا که به دستگیری نیکلاس مادورو توسط نیروی دلتا منجر شد و تهاجم به عراق بسیار زیاد است. اما به نظر میرسد کاخ سفید درسهایی از آن فاجعه در خاورمیانه گرفته است.
نخستین اقدام پل برمر، حاکم منصوب عراق در سال ۲۰۰۳ که با لباس نظامی در بغداد پرسه میزد و ادای ملتسازی و ساختن کشوری را که هیچ شناختی از آن نداشت، در میآورد انحلال ارتش و حزب بعث صدام حسین بود.
کشوری که عمیقاً میان اقلیت حاکم سنی و اکثریت تحت ستم شیعه دوپاره شده بود، به هرجومرج کامل کشیده شد و سرانجام به جنگی داخلی انجامید که صدها هزار کشته بر جای گذاشت.
بیشتر سربازان سابق دیکتاتور به نیروهای مقاومت پیوستند و تهاجم به جهنمی زنده برای نیروهای ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا تبدیل شد. در هفتههای نخستِ پس از سقوط صدام، احساس اینکه هیچکس کنترل امور را در دست ندارد، به شکلی نمادین در ترافیک سنگین و بیپایانی که بغداد را فلج کرده بود، تجسم پیدا کرد؛ شرایط کشور به گونهای مدیریت میشد که حتی چراغهای راهنمایی هم کار نمیکردند.
از دل آن هرجومرج، داعش و بیثباتی سر برآورد که تبعات آن تا به امروز دامن این کشور را گرفته است. عراق کشوری بهشدت پیچیده است، دستکم به اندازه ونزوئلا؛ کشوری با ۲۸ میلیون نفر جمعیت که مساحتی دو برابر اسپانیا دارد.
تصمیم به حفظ جریان «چاوییسم» در قدرت از طریق چهرهای همچون دلسی رودریگز که اهرمهای قدرت و بهویژه نیروهای مسلح را در اختیار دارد، یقیناً درسی است که پیشتر در بغداد و از اشتباهات مکرر «بازها» (تندروها) در دولت بوش گرفته شده است؛ افرادی که در مقایسه با تندروهای کنونی، دموکراتهایی معتقد و واقعی به نظر میرسند.
خیانت به ادموندو گونزالس و ماریا کورینا ماچادو، برندگان مشروع انتخاباتی که توسط نیکلاس مادورو ربوده شد، از همان منطقی پیروی میکند که پیش از این در عراق منجر به سنگرکشیدن دور ساختمان وزارت نفت منجر شد، در حالی که همزمان یکی از مهمترین موزههای باستانشناسی جهان در حال غارت و چپاول بود.
ساموئل نوآ کرامر در یکی از آثار کلاسیک بزرگ باستانشناسی میگوید: «تاریخ در سومر آغاز میشود»، حال آنکه بخشی از آن تاریخ در آن روزهای شوم از دست رفت.
حس آزادی پس از سقوط صدام حسین، دیکتاتور نسلکشی که از بمباران شیمیایی مردم خودش هم ابایی نداشت، بهسرعت رخت بربست؛ درست همانطور که در لیبیِ پس از معمر قذافی نیز رخ داد.
تغییر رژیم با زور و بمباران، نهتنها نقض قوانین بینالمللی است بلکه همواره ایدهای نامطلوب و وحشتناک بوده است. دومینیک دو ویلپن، وزیر امور خارجه پیشین فرانسه که نماد متانت و عقلانیت در روند منتهی به حمله عراق بود، روز یکشنبه در توییتی نوشت: «هرچقدر هم که دولتهای سرنگونشده نفرتانگیز باشند، سوابق نشان میدهد که تغییر رژیم (از بیرون) نه به دموکراسی میانجامد و نه به صلح، بلکه به هرجومرج، جنگ داخلی و دیکتاتوری منتهی میشود. کافی است به وضعیت عراق یا لیبی نگاه کنید.»
دونالد ترامپ در حال بازگرداندن جهان به قرن نوزدهم است؛ زمانی که نظم بینالمللی وجود نداشت و کشورهای قدرتمند خود را محق میدانستند هر آنچه که میخواهند را تصاحب کنند.
تنها درسی که به نظر میرسد ایالات متحده از آن تهاجم فاجعهبار گرفته، درسی عملگرایانه (پراگماتیک) بوده است. عراق در سال ۲۰۰۳ باعث شد جهان یک دیکتاتور کمتر داشته باشد، اما به مکانی بسیار خطرناکتر تبدیل شود. اتفاقی مشابه در ونزوئلا در حال وقوع است: این بار دیکتاتور رفته است، اما رژیمش همچنان پابرجاست.