Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از ملا عمر تا استالین؛ چرا حکومت‌ها مرگ رهبران خود را پنهان می‌کنند؟

AP
AP Copyright  Photo
Copyright  Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

در حکومت‌های شخص‌محور همچنین در سازمان‌های شورشی و ایدئولوژیک، مشروعیت نظام به شخص رهبر گره خورده است و به همین دلیل مرگ رهبر ممکن است این پرسش را دست‌کم در حلقه نزدیک به قدرت ایجاد کند که «حالا چه کسی حق حکومت دارد؟»

پنهان کردن مرگ رهبر یا ایجاد ابهام درباره وضعیت او، از چند روز تا چند ماه بویژه برای کسانی مفید است که برسر قدرت رقابت می‌کنند. این کار درواقع با هدف «خریدن زمان» انجام می‌شود تا در این مدت جانشین تعیین و ساختار قدرت بازآرایی شود.

آگهی
آگهی

در ادامه فهرست رهبران کشورها یا گروه‌های ایدئولوژیکی ارائه خواهد شد که با همین منطق خبر درگذشتشان با تاخیر اعلام شده است.

۱. ملا عمر، رهبر طالبان افغانستان

رهبر طالبان در سال ۲۰۱۳ فوت کرد با این وجود این گروه، مرگ او را برای مدتی بیش از دو سال پنهان نگه داشت و در این مدت حتی پیام‌ها و بیانیه‌هایی به نام او منتشر کرد.

گروه طالبان نهایتا در سال ۲۰۱۵ رسما گزارش‌ها درباره مرگ او را پذیرفت و در بیانیه‌ای، دلیل این پنهانکاری را جلوگیری از انشقاق داخلی و حفظ انسجام جنبش در بحبوحه جنگ اعلام کرد.

در این بیانیه آمده که تاریخ مرگ او ۲۳ آوریل ۲۰۱۳ بوده است؛ اما از آنجایی که مرگ ملا عمر با آخرین ماههای ماموریت ناتو در افغانستان مصادف شده بود و بخش زیادی از نیروهای خارجی در حال آماده شدن برای خروج از این کشور بودند، رهبران طالبان ترجیح دادند اعلام این خبر را به تاخیر بیندازند.

۲. مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق

تحلیلگران معتقدند که مسعود رجوی سال‌هاست فوت کرده است. بطور مثال کریم سجادپور، متخصص ایران در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید: «رهبران فرقه‌ها معمولا بازنشسته نمی‌شوند. آنها یا می‌میرند یا به زندان می‌روند. اگر مسعود رجوی هنوز زنده باشد، تعجب می‌کنم.»

مسعود رجوی از سال ۲۰۰۳ میلادی در انظار عمومی دیده نشده و سازمان مجاهدین خلق نیز هرگز خبری درباره وضعیت او، همچنین زنده بودن یا مرگش منتشر نکرده است.

مسعود رجوی پس از حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی ناپدید شد و خبرگزاری تسنیم سرانجام در آبان ۱۴۰۲ (۲۰۲۳ میلادی) در گزارشی به نقل از «یک منبع آگاه امنیتی» نوشت که او ۳ سال قبل، یعنی در سال ۱۳۹۹ بر اثر بیماری و سکته قلبی مرده است.

این خبرگزاری ادعا کرد که او در جریان حمله آمریکا به عراق، از ناحیه پا و صورت دچار جراحت شدید شده و به همین خاطر از حضور در انظار عمومی اجتناب کرده است. او سپس از عراق به اردن فرار کرده و در آنجا مخفی شده است.

تسنیم می‌افزاید: «او به بیماری قند و فشار خون مبتلا شده بود و ترس ناشی از افشای محل اختفایش، مانع از درمان بیماریش در مراکز درمانی شده بود. با تشدید بیماری دیابت، مسعود رجوی بینایی خود را نیز از دست می‌دهد و یکی از پاهای او هم قطع می‌شود.»

به نوشته تسنیم، دلیل پنهان نگه داشتن وضعیت مسعود رجوی این بوده است که نیروهای سازمان مجاهدین خلق برای خروج از عراق و انتقال به آلبانی باید از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا و بریتانیا خارج می‌شدند؛ اما یکی از شروط آمریکا برای خارج کردن آنها از فهرست گروههای تروریستی «عدم حضور مسعود رجوی در هر برنامه، دیدار، ملاقات و حتی نشر تصویر او» بوده است.

۳- کیم ایل سونگ، بنیانگذار کره شمالی

مرگ کیم ایل سونگ، بنیانگذار کره شمالی در سال ۱۹۹۴ میلادی برای مدت ۳۴ ساعت پنهان ماند؛ فاصله‌ای که به مقامات کره شمالی فرصت داد تا گام‌های بعدی خود را مشخص کنند. پس از آن نیز حکومت برای چندین روز کشور را در وضعیت کاملا بسته نگه داشت تا انتقال قدرت به پسرش انجام شود. در واقع حکومت سعی کرد اطلاعات درباره مرگ او را به نفع خود «مدیریت» کند.

دیگر اینکه اگرچه مرگ او برای مدتی طولانی پنهان نماند، اما حکومت پس از مرگش مفهوم «رئیس‌جمهور ابدی» را ایجاد کرد تا به نوعی مشروعیت سیاسی خود را همچنان از نام او بگیرد و از اقتدار نمادین او استفاده کند.

پس از مرگ، جسد کیم ایل سونگ مومیایی شد. وظیفه نگهداری جسد نیز به یک موسسه تحقیقات بیولوژیکی روسی سپرده شد؛ همان موسسه‌ای که مسئول نگهداری جسد لنین بود.

جسد کیم ایل سونگ، نهمین جسد حفظ‌شده در میان رهبران کشورهای سوسیالیستی پیشین محسوب می‌شود؛ در کنار اجساد لنین و استالین از اتحاد جماهیر شوروی سابق، گئورگی دیمیتروف از بلغارستان، کلمنت گوتوالد از چکسلواکی سابق، هوشی مین از ویتنام، آگوستینیو نتو از آنگولا، فوربس بورنهام از گویان و درنهایت مائو تسه تونگ از چین.

۴. کیم جونگ ایل، دومین رهبر کره شمالی

خبر درگذشت کیم جونگ ایل، جانشین کیم ایل سونگ نیز دو روز پس از مرگ او اعلام شد. او در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱ میلادی بر اثر حمله قلبی درگذشت؛ آنهم در حالی که از حدود یکسال قبل از آن کوچکترین پسرش، کیم جونگ اون را به عنوان جانشین خود منصوب کرده بود.

کره شمالی پس از مرگ کیم جونگ ایل، او را «رهبر ابدی» نامید و جسد او را در کاخ یادبود کومسوسان در پیونگ یانگ نگهداری کرد و در معرض نمایش گذاشت.

۵. صفر مراد نیازوف، رئیس جمهور ترکمنستان

فعالان حقوق بشر در ترکمنستان می‌گویند زمانی خبر فوت صفر مراد نیازوف، رئیس جمهور ترکمنستان اعلام شده است که در واقع سه روز از مرگ او گذشته بود. او برای چندین سال از مشکلات قلبی رنج می‌برد با این وجود رسانه‌های ترکمنستان به شدت کنترل می‌شدند تا اخبار مربوط به وضعیت سلامتی او را منتشر نکنند.

مرگ نیازوف یک خلاء قدرت جدی در ترکمنستان ایجاد کرد چراکه او مرتبا مقامات را تغییر می‌داد و به همین دلیل هیچ کس را نمی‌توانستند در کشور جایگزین روشنی برای او بدانند.

درنهایت نیز قربانقلی بردی محمدوف، دندانپزشک و معاون نخست‌وزیر به عنوان رئیس جمهور موقت منصوب شد و مقامات ترکمنستان قوانین را بازنویسی کردند تا به او اجازه دهند به عنوان رئیس جمهور باقی بماند.

۶- ژوزف استالین

خبر درگذشت دبیرکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی طی سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۵۲ میلادی نیز ۶ ساعت پس از مرگ منتشر شد.

او در یکی از خانه‌های ییلاقی خود در منطقه مسکو در سن ۷۴ سالگی در اثر سکته مغزی درگذشت؛ با این وجود کنترل شدید اخبار باعث شد که کسی حتی از بیماری او باخبر نشود. درنهایت نیز خبر بیماریش تنها یک روز قبل از مرگش و زمانی که استالین بیهوش بود منتشر شد.

پس از سکته مغزی، کارکنان استالین او را برای ساعت‌ها رها کرده بودند زیرا می‌ترسیدند نزدیک شدن به او باعث شود که متهم به بدتر کردن وضعیتش شوند.

حلقه نخبگان حکومتی در شوروی پیشین در زمان مرگ او سردرگم بودند، زیرا مرگ استالین برایشان غیرقابل تصور بود. به نوشته رسانه‌های روسی، در چهار روز بین سکته مغزی تا مرگ استالین، او عملا هیچ مراقبت پزشکی دریافت نکرده بود و حلقه رهبران شوروی بر سر قدرت رقابت می‌کردند.

پنهان کردن مرگ رهبران در سازمان‌های شورشی و ایدئولوژیک، بسیار رایج‌تر از دولت‌هاست و مشابه پنهانکاری که درباره مرگ ملا عمر روی داد، برای شماری از رهبران گروههای چریکی در آمریکای لاتین نیز دیده شده است. در آمریکای لاتین، گاه حتی هویت واقعی رهبران گروههای شورشی را پنهان می‌کنند تا هرزمان بخواهند فرد جدیدی را تحت همان نام شناخته شده قبلی، به رهبری بگمارند.

هدف اصلی آنها از این کار، عمدتا جلوگیری از فروپاشی تشکیلات، جلوگیری از جنگ جانشینی، حفظ روحیه نیروها و حفظ اعتبار ایدئولوژیک رهبر است. مرگ یک رهبر بویژه در سازمان‌های شورشی و ایدئولوژیک، حتی می‌تواند منابع مالی آنها را کاهش دهد.

سرنوشت کشورها پس از «مرگ طبیعی» رهبران خودکامه

وبسایت تحلیلی goodauthority در گزارشی که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، داده‌های مربوط به ۷۹ رهبر مستبد از سراسر جهان را بررسی کرد که طی سال‌های ۱۹۴۶ تا ۲۰۱۲ میلادی هنگامی که در قدرت بودند «به مرگ طبیعی فوت کرده‌اند».

تحلیلگران این وبسایت به این نتیجه رسیدند که اولا، اکثر مستبدان از تعیین جانشین خودداری کرده بودند زیرا می‌ترسند که این کار به جانشینشان اجازه دهد یک پایگاه حمایتی برای خود ایجاد کنند و آنها را زودتر از موعد از قدرت کنار بزند.

دوم، در کشورهایی با رهبرانی مسن یا بیمار همواره درجه بالایی از عدم اطمینان درباره آینده کشور وجود دارد. در این تحقیق، وضعیت رهبران خودکامه‌ای بررسی شده بود که دست‌کم ۱۶ سال حکومت کرده بودند و دوره طولانی ماندن در قدرت، این رهبران را قادر کرده بود تا خود را به عنوان فردی غیرقابل جایگزینی برای نظام سیاسی به تصویر بکشند.

بررسی داده‌ها نشان داد که در ۸۷ درصد از مواردی که رهبران در دوران تصدی فوت کرده‌ بودند، تشکیلات رژیم دست‌کم برای یکسال دیگر همچنان در قدرت باقی مانده‌ است؛ در ۷۶ درصد موارد نیز رژیم تا پنج سال بعد هنوز در قدرت بوده است. به عبارت دیگر، احتمال تغییر رژیم به دلیل «مرگ طبیعی» یک رهبر بسیار کم است.

رهبریت در ایران؛ ابهام درباره وضعیت مجتبی خامنه‌ای

در موضوع مجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر جمهوری اسلامی، اگرچه حکومت بر حیات او و تسلطش بر امور کشور تاکید دارد اما حدس و گمان‌های زیادی نیز درباره زنده نبودن او یا دست‌کم ناتوانی‌اش از اداره حکومت مطرح است.

عدم شفافیت درباره وضعیت او و اینکه پس از گذشت ۶ ماه از حمله آمریکا به بیت رهبری که منجر به کشته شدن جمع قابل توجهی از اعضای خانواده او شد، حتی یک پیام صوتی و تصویری از او منتشر نشده، منجر به طرح تحلیل‌های دیگری شده است.

برخی معتقدند با توجه به تداوم حملات پراکنده آمریکا و اسرائیل و خطراتی که جان رهبر جمهوری اسلامی را (هرکسی که باشد) همچنان تهدید می‌کند، انتخاب فردی که هیچ عکس و تصویر جدیدی از او منتشر نشده و حتی حیات و مرگش روشن نیست، بهتر از انتخاب فرد دیگری به عنوان رهبر است که هرلحظه ممکن است هدف حمله قرار بگیرد.

دوم، با توجه به دو دستگی بزرگی که میان طرفداران حکومت در داخل ایران بطور مثال بر سر موضوع توافق با آمریکا روی داده، واگذار کردن مسئولیت‌ انجام هر اقدام حساسیت برانگیزی، به فردی که حتی معلوم نیست زنده است یا خیر، بهترین کار است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

از تیان‌آنمن تا ایران؛ نگاهی به بزرگترین کشتارهای خیابانی معترضان در جهان

جنگ روانی در زمان بحران؛ چگونه دیکتاتوری‌ها «شک و تردید» را میان مخالفان گسترش می‌دهند؟

درس‌هایی برای ایران؛ چگونه دیکتاتورهای جهان در ۵۰ سال اخیر سرنگون شدند؟