Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از تیان‌آنمن تا ایران؛ نگاهی به بزرگترین کشتارهای خیابانی معترضان در جهان

عکس آسوشیتدپرس و شبکه‌های اجتماعی
عکس آسوشیتدپرس و شبکه‌های اجتماعی Copyright  Photo
Copyright Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

روزهای ۳ و ۴ ژوئن هر سال یادآور حادثه‌ای است که اگرچه حدود چهار دهه از وقوع آن می‌گذرد، اما در حافظه تاریخی جهان همچنان به عنوان یکی از خونین‌ترین وقایع سرکوب خیابانی معترضان به دست نیروهای حکومتی، زنده است: کشتار معترضان در میدان تیان‌آنمن در چین.

اعتراضات میدان تیان‌آنمن از ۱۵ آوریل آغاز شده بود و آغازگر آن نیز دانشجویانی بودند که برای بزرگداشت مرگ هو یائوبانگ، از رهبران مهم نسل دوم انقلاب چین و دبیرکل حزب کمونیست تا ژانویه ۱۹۸۷ که درنهایت بطور مشکوکی درگذشت، دست به تجمع زده بودند. اما این تجمع به‌تدریج به فرصتی برای بیان اعتراضات به فساد و تورم گسترده در کشور تبدیل شد و معترضان خواستار انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی شدند.

آگهی
آگهی

اگرچه مقامات حزب کمونیست چین به رهبری دنگ شیائوپینگ، در ابتدا درباره نحوه برخورد با معترضان اختلاف‌نظر داشتند اما با افزایش شمار معترضان به هزاران نفر در این میدان و خیابان‌های اطراف آن و آغاز اعتصاب غذای گروهی از معترضان، حکومت به این رویداد به عنوان یک تهدید نگریست. به این ترتیب در شامگاه سوم ژوئن ارتش آزادی‌بخش خلق با تانک به میدان حمله و اعتراضات را با تلفات انسانی سنگین سرکوب کرد.

به دلیل سانسور شدید اطلاعات، ارزیابی‌ها از شمار واقعی کشته‌شدگان این حادثه متفاوت است؛ دولت چین تعداد مجروحان را بیش از ۳ هزار نفر اعلام کرد و افزود که بیش از ۲۰۰ نفر نیز در آن شب کشته شدند. با این حال، منابع غربی تعداد کشته‌شدگان را بین صدها یا تا هزاران نفر برآورد می‌کنند. اعتراضات مشابهی که همزمان در سایر شهرهای چین روی داد نیز بسرعت سرکوب و ده‌ها هزار تظاهرکننده در شهرهای سراسر کشور دستگیر شدند.

این حادثه سپس به یکی از نمادهای جهانی سرکوب دولتی تبدیل و بسرعت از سوی کشورهای مختف از جمله ایالات متحده محکوم شد. جورج دبلیو. بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا فروش‌های نظامی و تبادلات سطح بالا با مقامات چینی را به حالت تعلیق درآورد و بسیاری از رهبران بین‌المللی نیز از تحریم‌های اقتصادی گسترده‌تر علیه چین حمایت کردند.

با این وجود سرکوب خونین معترضان غیرمسلح در خیابان‌ها به دست نیروهای حکومت، تنها در واقعه میدان تیان‌آنمن خلاصه نمی‌شود و تاریخ معاصر جهان حوادث شوکه‌کننده دیگری را نیز به ثبت رسانده که برخی از مهمترین آنها به ترتیب تاریخی در ادامه می‌آید.

۱- کشتار شارپ‌ویل در آفریقای جنوبی

از این حادثه به عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ مبارزه با آپارتاید و یکی از مشهورترین نمونه‌های شلیک مستقیم حکومت به معترضان غیرمسلح در قرن بیستم یاد می‌شود.

در نظام آپارتاید آفریقای جنوبی، سیاه‌پوستان مجبور بودند همواره دفترچه‌ای به نام Pass Book همراه داشته باشند که مشخص می‌کرد فرد سیاهپوست کجا حق زندگی، کار یا تردد دارد. پلیس می‌توانست هر زمان از یک سیاه‌پوست این مدارک را مطالبه کند و در صورت همراه نداشتن، او را بازداشت کند. این قوانین یکی از منفورترین نمادهای آپارتاید محسوب می‌شد.

با این وجود در ۲۱ مارس ۱۹۶۰ حادثه‌ای رقم خود که سرنوشت اعتراضات به آپارتاید را تغییر داد. در شهرک شارپ‌ویل (حدود ۵۰ کیلومتری جنوب ژوهانسبورگ) هزاران معترض بطور همزمان و بدون همراه داشتن دفترچه‌های عبور و مرور به کلانتری‌ها مراجعه کردند و عمدا خود را در معرض بازداشت قرار دادند تا این قانون را به چالش بکشند.

اما نیروهای پلیس مجهز به خودروهای زرهی و سلاح‌های خودکار، به سوی جمعیت آتش گشودند و مطابق آمارهای رسمی حدود ۲۵۰ معترض را کشتند یا زخمی کردند. سپس در آفریقای جنوبی وضعیت اضطراری اعلام شد و بیش از ۱۱ هزار نفر بازداشت شدند.

همین حادثه، به تمرکز بیشتر افکار عمومی جهانی بر سیاست‌های آپارتاید آفریقای جنوبی و محکومیت آن کمک کرد. پس از فروپاشی آپارتاید نیز نلسون ماندلا، رئیس جمهور آفریقای جنوبی، شهرک شارپ‌ویل را به عنوان مکان برگزاری مراسم امضای قانون اساسی جدید کشور در ۱۰ دسامبر ۱۹۹۶ میلادی انتخاب کرد.

۲- کشتار تلاتلولکو در مکزیک

در سال ۱۹۶۸ میلادی مکزیک خود را برای میزبانی بازی‌های المپیک آماده می‌کرد و دولت آن سعی داشت تصویر یک کشور مدرن و باثبات را مقابل جهان به نمایش بگذارد. اما در همان زمان، اعتراضات دانشجویی در شهرهای مختلف آغاز شد و دانشجویان خواستار آزادی‌های سیاسی بیشتر، پایان خشونت پلیس و اصلاحات دموکراتیک شدند.

در ۲ اکتبر و تنها ۱۰ روز قبل از آغاز بازی‌های المپیک، هزاران معترض که عمدتا دانشجو بودند در میدان «لاس ترس کولتوراس» در منطقه تلاتلولکوی مکزیکوسیتی (Tlatelolco) تجمع کردند. در واکنش به این تجمع، ارتش و نیروهای امنیتی منطقه را محاصره و سپس شروع به تیراندازی به سمت معترضان کردند.

دولت هرگز آمار دقیق کشته شدگان را اعلام نکرد؛ با این وجود تحقیقات مستقل رقم حدود ۳۰۰ کشته و برخی سازمان‌های حقوق بشری نیز رقم ۳۰۰ تا ۵۰۰ کشته را به واقعیت نزدیک می‌دانند. در جریان این حادثه هزاران نفر نیز بازداشت یا ناپدید شدند.

۳- کشتار دانشگاه تاماسات در تایلند

این حادثه که در ۶ اکتبر ۱۹۷۶ روی داد، یکی از کمتر شناخته‌شده‌ترین کشتارهای سیاسی قرن بیستم است.

با پیروزی نیروهای کمونیست در کشورهای لائوس، ویتنام و کامبوج در دهه ۷۰ میلادی، محافظه‌کاران و نظامیان تایلند بشدت نگران گسترش نفوذ چپ‌گرایان در این کشور شدند. فضای کشور به شدت دو قطبی بود و رسانه‌های راست‌گرا، دانشجویان را «ضدسلطنت» و «کمونیست» معرفی می‌کردند.

در سپتامبر ۱۹۷۶، بازگشت دیکتاتور سابق «تانوم کیتیکاچورن» جرقه اعتراضات جدید دانشجویی را زد و هزاران دانشجو در دانشگاه تاماسات و میدان مجاور آن تجمع کردند.

در بامداد ۶ اکتبر ۱۹۷۶ میلادی پلیس و نیروهای شبه‌نظامی راست‌گرا دانشگاه را محاصره کردند و با سلاح‌های جنگی، مسلسل، نارنجک‌انداز و حتی سلاح‌های ضدزره به مقابله با دانشجویان پرداختند. آنها حتی دانشجویانی که فرار می‌کردند را با تیر می‌زدند و دانشجویان دستگیر شده را نیز مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار دادند یا اعدام صحرایی کردند.

شمار دقیق کشته شدگان این حادثه هرگز از سوی حکومت اعلام نشد. آمارهای رسمی از ۴۶ کشته و ۱۶۷ زخمی حکایت داشت اما تحقیقات مستقل، شمار واقعی کشته‌ها را بیش از ۱۰۰ نفر اعلام کردند.

نکته مهم اینکه، تنها که چند ساعت پس از پایان کشتار، ارتش کودتا کرد و دولت سرنگون شد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند فضای خشونت‌آمیز ایجادشده در دانشگاه بهانه لازم را برای کودتا به ارتش داد.

۴- سرکوب قیام‌های عراق در مارس ۱۹۹۱

سرکوب قیام‌های عراق توسط رژیم صدام حسین در سال ۱۹۹۱میلادی از نظر تعداد قربانیان از هر سرکوبی تاکنون بیشتر است؛ با این وجود این اعتراضات ترکیبی از اعتراض و قیام‌های مردمی و شورش نظامیان در مارس تا آوریل آن سال (پس از آتش‌بس جنگ اول خلیج فارس) است. در جنوب عراق، این عمدتا شیعیان و سربازان بازگشته از جنگ خلیج فارس بودند که علیه حکومت شورش کردند و در شمال، همزمان کردها علیه حکومت مرکزی بپاخاستند.

واکنش حکومت نیز از کشتارهای خیابانی غیرنظامیان و شبه‌نظامیان فراتر رفت و اعدام‌های جمعی و ناپدیدسازی اجباری، حتی جابجایی اجباری و سیستماتیک قبایل را شامل شد.

حکومت اقدام به سرکوب شدید هر اعتراضی کرد و ظرف چند روز بیش از ۱۰۰ هزار نفر را کشت و نزدیک به دو میلیون نفر را آواره کرد. پس از سقوط صدام، ده‌ها گور دسته‌جمعی مرتبط با سرکوب ۱۹۹۱ کشف شد.

بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر، نیروهای وفادار به حکومت، در تلاش برای بازپس‌گیری شهرها، هزاران نفر از هر کسی را که با آنها مخالف بود، چه شورشی و چه غیرنظامی، با شلیک بی‌هدف به مناطق مخالف، اعدام آنها در خیابان‌ها، خانه‌ها و حتی بیمارستان‌ها کشتند؛ با بازرسی خانه به خانه مظنونان بویژه مردان جوان را بازداشت کردند و کشتند؛ و با استفاده از هلیکوپتر به کسانی که سعی در فرار از شهرها داشتند، حمله کردند.

گزارش‌های متعددی نیز از حملات شیمیایی، از جمله استفاده از عامل اعصاب در حمله به بصره همچنین در حملات به مناطقی در نجف و کربلا منتشر شد.

آن بخش از نیروهای امنیتی صدام که وارد شهرها می‌شدند، اغلب از زنان و کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کردند و در کنار کشتار جمعی، گزارش‌های متعددی از شکنجه، تجاوز یا زنده سوزانده شدن مظنونان به دست آنها منتشر شد.

وزارت حقوق بشر عراق تنها بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ میلادی ۲۰۰ گور دسته‌جمعی کشف کرد که یکی از آنها گمان می‌رود ۱۰ هزار قربانی را در خود جای داده باشد.

۵- کشتار اندیجان در ازبکستان

کشتار اندیجان یکی از مهم‌ترین موارد سرکوب خونین اعتراضات مردمی توسط نیروهای حکومتی در آسیای مرکزی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. این واقعه در ۱۳ مه ۲۰۰۵ میلادی در میدان بابر شهر اندیجان در دوران ریاست جمهوری اسلام کریموف روی داد.

عاملان کشتار نیروهای ارتش، وزارت کشور و سرویس امنیت ملی ازبکستان بودند که با ماشین‌های زرهی به میدان آمدند و به سمت تجمع معترضان خشمگین از فقر، فساد، سرکوب سیاسی و محاکمه ۲۳ کارآفرین و تاجر محلی آتش گشودند.

این بازرگانان به اتهام «افراط‌گرایی اسلامی» در اندیجان محاکمه شده بودند آنهم در حالیکه بسیاری از مردم محلی این اتهامات را ساختگی می‌دانستند و معتقد بودند که دولت به دلیل نفوذ اقتصادی و اجتماعی این افراد، آنها را هدف قرار داده است؛ به همین دلیل برای چند روز مقابل دادگاه تجمع مسالمت‌آمیز برگزار کرده بودند.

این بازرگانان سرانجام توسط هواداران مسلح‌شان از زندان فراری داده شدند؛ با این وجود اعتراضات مردمی ادامه داشت و در روز حادثه، بخش بزرگی از جمعیت معترضان که شامل شهروندان عادی از جمله زنان و کودکان می‌شدند، در اعتراض به فقر، بیکاری، فساد و سرکوب سیاسی در میدان بابر تجمع کردند.

بر اساس تحقیقات دیدبان حقوق بشر، نیروهای دولتی میدان و خیابان‌های اطراف را محاصره کردند و سپس به سوی جمعیت آتش گشودند. به گفته شاهدان، تیراندازی‌ها گسترده و بدون تمایز قائل شدن میان افراد مسلح و غیرمسلح حتی کسانی بود که سعی داشتند از آن منطقه فرار کنند.

دولت شمار کشته‌ها را ۱۸۷ نفر اعلام کرد؛ در حالی که منابع مستقل از کشته شدن حدود ۱۵۰۰ نفر خبر دادند.

دولت ازبکستان، شورشیان اسلام‌گرای عضو جنبش اسلامی ازبکستان و «تروریست‌ها» را مسئول خشونتها دانست و ادعا کرد که نیروهای امنیتی صرفا برای مقابله با آنها وارد عمل شده بودند. دولت همچنین با درخواست‌های بین‌المللی برای انجام تحقیق مستقل مخالفت کرد.

همزمان گزارش‌های متعددی از ارعاب شاهدان، محدود کردن رسانه‌ها و جلوگیری از تحقیق مستقل پس از واقعه منتشر شد. برخی رسانه های خارج از این کشور نیز گزارش دادند که اجساد بسیاری از کشته‌شدگان پس از قتل عام در گورهای دسته جمعی دفن شده‌اند.

۶- کشتار خیابانی معترضان در سوریه

در نخستین ماههای اعتراضات سوریه در سال ۲۰۱۱ میلادی و پیش از آغاز جنگ داخلی سوریه، اعتراضاتی مردمی با مطالباتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، مبارزه با فساد، انجام اصلاحات سیاسی همچنین لغو وضعیت فوق‌العاده در جریان بود که با حضور جمعیت غیرمسلح برگزار می‌شد.

با این وجود بر اساس گزارش‌های عفو بین‌الملل، نیروهای امنیتی و تک‌تیراندازان دولتی در شهرهایی مانند درعا، دمشق، لاذقیه، حمص و بانیاس از گلوله جنگی علیه تظاهرکنندگان استفاده کردند.

بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر، از مارس تا نوامبر ۲۰۱۱ میلادی بیش از ۳۱۰۰ معترض و رهگذر در جریان سرکوب اعتراضات توسط نیروهای حکومتی سوریه کشته شدند. هزاران نفر نیز در سراسر کشور بطور خودسرانه دستگیر شده و در بازداشتگاهها تحت شکنجه قرار گرفتند و کنشگران محلی بیش از ۱۰۵ مورد مرگ در بازداشت در همین دوره را گزارش کرده‌اند.

۷- کشتار میدان‌های رابعه و النهضه در مصر

این حادثه در ۱۴ اوت ۲۰۱۳ در شهر قاهره روی داد؛ زمانی که نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی مصر با حمایت ارتش، دو تحصن بزرگ هواداران محمد مرسی، رئیس‌جمهور برکنار شده را در میدان‌های رابعه العدویه و النهضه متفرق کردند.

دولت شمار کشته شدگان را حدود ۶۳۸ نفر اعلام کرد اما دیده‌بان حقوق بشر از مرگ بیش از ۱۰۰۰ نفر خبر داد. در جریان این حملات دست‌کم ۴ هزار نفر نیز زخمی شدند.

دولت موقت مصر این تجمعات را تهدیدی برای امنیت عمومی می‌دانست و برای هفته‌ها هشدار داده بود که آنها را برخواهد چید.

عملیات پاکسازی بامداد ۱۴ اوت ۲۰۱۳ آغاز شد و حدود دوازده ساعت ادامه یافت. در این مدت نیروهای امنیتی از خودروهای زرهی، بولدوزر، گاز اشک‌آور، تک‌تیرانداز و مهمات جنگی استفاده کردند و تحقیقات مستقل حقوق بشری نیز به این نتیجه رسیدند که بخش بزرگی از قربانیان بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شدند.

دولت مصر اصرار داشت که در میان متحصنان در این میدان‌ها، افراد مسلح حضور داشتند و نیروهای امنیتی در برابر تیراندازی آنان واکنش نشان دادند.

۸- کشتار خارطوم در سودان

این واقعه که یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای معترضان دموکراسی‌خواه در آفریقا محسوب می‌شود، در ۳ ژوئن ۲۰۱۹ در خارطوم پایتخت سودان روی داد؛ زمانی که نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)، نیروهای امنیتی، سرویس اطلاعات و پلیس سودان به تحصن عظیم معترضان در مقابل ستاد کل ارتش حمله کردند. بر اساس تحقیقات حقوق بشری، دست‌کم ۱۲۰ کشته و بیش از ۷۰۰ نفر هم بازداشت شدند.

اعتراضات از دسامبر ۲۰۱۸ علیه حکومت سی‌ساله عمر البشیر آغاز شد و اگرچه ارتش پس از ماه‌ها تظاهرات، او را در آوریل ۲۰۱۹ از قدرت برکنار کرد، اما معترضان به این اقدام رضایت ندادند و خواهان انتقال کامل قدرت به یک دولت غیرنظامی شدند و به همین دلیل هزاران نفر در برابر مقر فرماندهی ارتش در خارطوم تحصن کردند که هفته‌ها ادامه یافت و مذاکرات میان رهبران اعتراضات و شورای نظامی انتقالی به بن‌بست رسید.

تا اینکه درنهایت در بامداد ۳ ژوئن ۲۰۱۹ میلادی، نیروهای مسلح وابسته به شورای نظامی انتقالی با استفاده از گلوله جنگی، گاز اشک‌آور، باتوم و شلاق به محل تحصن حمله کردند. بسیاری از افراد هنگام حمله در خواب بودند و نیروهای حکومتی حتی چادرهای آنها را آتش زدند.

کشتار خارطوم موجی از محکومیت بین‌المللی را در پی داشت و اتحادیه آفریقا عضویت سودان را به حالت تعلیق درآورد.

۹- کشتارهای خیابانی در ایران

در ایران طی ۲۵ سال اخیر دست‌کم سه اعتراض بزرگ (اعتراضات آبان ۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات دی ۱۴۰۴) روی داده است که ارقام تلفات سرکوب در آنها با برخی از بزرگترین کشتارهای خیابانی در جهان قابل مقایسه است.

  • بنا بر گزارش رویترز به نقل از چهار منبع نزدیک به حلقه قدرت در ایران، تجمعاتی که در پی اعتراض به سهمیه‌بندی سوخت و افزایش قیمت بنزین از شامگاه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در ۲۹ استان ایران آغاز شد، در کمتر از دو هفته ۱۵۰۰ کشته برجای گذاشت که در میان کشته‌شدگان نام دست‌کم ۱۷ نوجوان و حدود ۴۰۰ زن دیده می‌شدند. نیروهای حکومتی در برخی شهرها همچون ماهشهر، با سلاح‌های نیمه‌سنگین جنگی مانند دوشکا و تیربار اقدام به کشتار معترضان کردند.
  • سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ که در پی کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد تهران آغاز و منجر به شکل گیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» شد نیز دست‌کم در ۴ ماه اولیه اعتراضات، بیش از ۵۴۰ کشته برجای گذاشت. پس از این فرونشاندن اعتراضات نیز دست‌کم ۲۶ حکم اعدام برای معترضان جنبش صادر شد که تا کنون بسیاری از این احکام اجرا شده‌اند.
  • موج جدید اعتراضات مردمی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی بار دیگر در پی افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها و تورم افسارگسیخته آغاز شد، سرکوب بی‌سابقه‌ای را رقم زد. بخش قابل توجه کشتار معترضان نیز در دو روز ۸ و ۹ ژانویه (۱۸ و ۱۹ دی) روی داد که همانند آنچه در وقایعی مانند تیان‌آنمن دیده شد، تعیین تعداد دقیق قربانیان آن غیرممکن است.

آمار کشته شدگان کشتار خیابانی دی‌ماه

مقامات جمهوری اسلامی شمار کشته شدگان در این دو روز را ۳۱۱۷ نفر اعلام کرده‌اند؛ با این وجود ارزیابی سازمان‌های حقوق بشری همچنین رسانه‌های بین‌المللی با اتکا به منابع آگاه، متفاوت است.

سازمان حقوق بشری هنگاو در اردیبهشت ۱۴۰۵ شمار کشته شدگان این اعتراضات را دست‌کم ۳۵۰۰ نفر اعلام کرد و نوشت که نزدیک به ۴۰ هزار نفر نیز بازداشت شده‌اند.

سازمان حقوق بشری هرانا، از کشته شدن ۶ هزار ۸۰۰ معترض و غیرمعترض همچنین کشته شدن ۲۰۷ نفر در میان نیروهای نظامی و حکومتی در جریان اعتراضات دی ماه خبر داد.

در گزارش پارلمان بریتانیا که در فوریه ۲۰۲۶ منتشر شد، تعداد تخمینی کشته شدگان با اتکا به ارزیابی‌های منتشر شده از سوی رسانه‌های بین المللی بین ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار نفر اعلام شد و اینکه بیش از ۱۱ هزار نفر نیز زخمی شده‌اند.

ساندی تایمز در اواسط ماه ژانویه در گزارشی با اتکا به داده‌های جمع آوری شده توسط شبکه‌ای از پزشکان از هشت بیمارستان بزرگ و ۱۶ بخش اورژانس در ایران نوشت که بین ۱۶۵۰۰ تا ۱۸۰۰۰ نفر کشته شده‌اند و گمان می‌رود اکثر قربانیان کمتر از ۳۰ سال سن داشته باشند.

گزارش می‌افزاید که حداقل ۱۰۰۰ نفر یک چشم خود را از دست داده‌اند و یک بیمارستان در تهران از ۷۰۰۰ آسیب چشمی خبر داده است. این رسانه به نقل از یک چشم‌پزشک نوشت که «آسیب‌های چشمی ناشی از تفنگ ساچمه‌ای آنقدر زیاد است که نمی‌دانیم ابتدا چه کسی را درمان کنیم».

نشریه تایم به نقل از دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران نوشت که تنها در ۸ و ۹ ژانویه، احتمالا ۳۰ هزار نفر در خیابان‌های ایران کشته شدند و دونالد ترامپ نیز در مصاحبه هایش آمار کشته شدگان را بیش از ۴۰ هزار نفر اعلام کرد.

تداوم اعدام‌ها، دستگیری‌ها و ناپدیدشدن‌های اجباری

جو امنیتی در ایران با پایان یافتن ماه ژانویه، به پایان نرسید. سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ، از اعدام ۱۴۱ نفر در دوماهه اول سال خبر داده است که دست‌کم ۳۹ مورد اعدام سیاسی بودند. این سازمان می‌نویسد که در همین دوره ۵۳۱ گزارش دیگر از اعدام دریافت کرده که نتوانسته است به طور مستقل آنها را تایید کند.

مقامات ایران همچنین فعالیت‌های آنلاین را تحت نظارت شدید قرار دادند و بخشی از آن را به عنوان «جاسوسی» جرم‌انگاری کردند که مجازات آن نیز اعدام است. از این جمله می‌توان به ارسال تصویر به «کشورهای متخاصم» اشاره کرد.

عفو بین‌الملل در آخرین گزارشی که ۲۸ مه ۲۰۲۶ منتشر کرد، می‌نویسد که مقامات ایرانی با استفاده از آنچه «شرایط جنگی» می‌نامند، «سرکوب شدید مخالفان به اشکال مختلف از دستگیری‌های خودسرانه گرفته تا تسریع روندهای قضایی بشدت ناعادلانه، اعدام‌های با انگیزه سیاسی، احکام سنگین زندان و مصادره اموال را ادامه دادند.»

این سازمان می‌نویسد که از زمان حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، «بیش از ۶۰۰۰ نفر از معترضان، روزنامه‌نگاران، وکلا، مدافعان حقوق بشر، مخالفان و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی بصورت خودسرانه دستگیر شده‌اند.»

پارلمان بریتانیا اما با اتکا به دیگر منابع حقوق بشری، شمار بازداشت شدگان را تا پایان ماه ژانویه بیش از ۴۲ هزار نفر، و تعداد اعترافات اجباری پخش شده را ۲۶۱ مورد اعلام می‌کند.

در ۱۷ مه ۲۰۲۶ نیز احمدرضا رادان، رئیس پلیس ایران اعلام کرد که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ بیش از ۶۵۰۰ «خائن و جاسوس» دستگیر شده‌اند.

همچنین برخی گزارش‌ها ادعا می‌کنند که شکنجه‌ها و ناپدیدشدن‌های اجباری نیز ادامه دارد. عفو بین‌الملل مجموعه‌‌ای از شکنجه‌ها و سایر بدرفتاری‌ها روی داده علیه بازداشت‌شدگان از جمله اعدام‌های ساختگی از طریق حلق‌آویز کردن ساختگی، قرار دادن اسلحه در دهان بازداشت شدگان، آویزان کردن از دست و پا، حبس انفرادی طولانی‌مدت و محرومیت از غذا و مراقبت‌های پزشکی را مستند کرده است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

مسیر متفاوت اعدام در ایران و اروپا؛ چگونه اروپا به منطقه عاری از اعدام تبدیل شد؟

روانشناسی قساوت در حکومت‌های سرکوبگر؛ انسان‌های عادی چگونه به مجریان قتل‌عام تبدیل می‌شوند؟

رتبه‌بندی کشورها در کشتار شهروندان معترض؛ جایگاه ایران کجاست؟