Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

پاسخ علم به یکی از قدیمی‌ترین پرسش‌های بشر؛ مغز چگونه تصمیم می‌گیرد عاشق چه کسی شویم؟

مغز چگونه تصمیم می‌گیرد عاشق چه کسی شویم؟
مغز چگونه تصمیم می‌گیرد عاشق چه کسی شویم؟ Copyright  Canva
Copyright Canva
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

آیا عاشق شدن فقط یک اتفاق احساسی است یا مغز، پیش از آنکه خودمان متوجه شویم، درباره شریک عاطفی آینده‌مان تصمیم می‌گیرد؟ آیا مغز ما از قبل شریک عاطفی خود را انتخاب کرده؟ اینها از قدیمی‌ترین پرسش‌هایی هستند که ذهن بشر را به خود مشغول کرده‌اند. دانشمندان به چه یافته‌هایی دست‌ یافته‌اند؟

این پرسشی است که دانشمندان علوم اعصاب، روان‌شناسان و زیست‌شناسان تکاملی سال‌هاست به دنبال پاسخ آن هستند. نتیجه دهه‌ها پژوهش نشان می‌دهد عشق، برخلاف تصور رایج، نه صرفا یک احساس مرموز، بلکه محصول تعامل پیچیده میلیاردها سلول عصبی، هورمون‌ها، ژن‌ها، خاطرات و تجربه‌های زندگی است.

آگهی
آگهی

اما این به آن معنا نیست که دانشمندان فرمول عشق را کشف کرده‌اند. برعکس، آنها می‌گویند مغز انسان تنها «احتمال» عاشق شدن را شکل می‌دهد، نه اینکه بتواند از پیش تعیین کند چه کسی شریک زندگی ما خواهد شد.

مغز در چند ثانیه اول چه چیزی را ارزیابی می‌کند؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهد مغز در همان لحظات نخست ملاقات با یک فرد، حجم زیادی از اطلاعات را به سرعت پردازش می‌کند.

چهره، لحن صدا، حالت چشم‌ها، زبان بدن، بوی طبیعی بدن، نحوه صحبت کردن و حتی شباهت‌های رفتاری، همگی در این ارزیابی اولیه نقش دارند. بخش زیادی از این پردازش‌ها خارج از آگاهی ما انجام می‌شود و پیش از آنکه خودمان احساس کنیم به کسی علاقه‌مند شده‌ایم، مغز در حال مقایسه اطلاعات جدید با خاطرات، تجربه‌های گذشته و الگوهای ذهنی ذخیره‌شده است. (PubMed)

عشق از کدام بخش مغز آغاز می‌شود؟

برخلاف تصور، عشق در یک نقطه مشخص از مغز شکل نمی‌گیرد.

تصویربرداری‌های fMRI نشان می‌دهد وقتی افراد به تصویر کسی که عاشق او هستند نگاه می‌کنند، ناحیه‌ای به نام ناحیه تگمنتوم شکمی (Ventral Tegmental Area) و بخش‌هایی از هسته دمی (Caudate Nucleus) فعال می‌شود؛ مناطقی که به سیستم پاداش مغز تعلق دارند و در احساس انگیزه، لذت و یادگیری نقش اساسی دارند. (PubMed)

به همین دلیل است که دانشمندان گاهی عشق رمانتیک را نوعی «سیستم انگیزشی» توصیف می‌کنند، نه صرفاً یک احساس.

دوپامین؛ ماده‌ای که باعث می‌شود مدام به یک نفر فکر کنیم

یکی از مهم‌ترین بازیگران این فرآیند، دوپامین است.

وقتی فردی برای ما جذاب می‌شود، فعالیت سیستم پاداش مغز افزایش می‌یابد و دوپامین بیشتری ترشح می‌شود. نتیجه آن احساس سرخوشی، افزایش انرژی، تمرکز روی یک فرد خاص و میل شدید به دیدن دوباره اوست.

همین شباهت باعث شده برخی پژوهشگران بگویند مراحل اولیه عاشق شدن، از نظر فعالیت مغزی، شباهت‌هایی با برخی انواع اعتیاد دارد؛ البته این به معنای بیمار بودن عشق نیست، بلکه نشان می‌دهد هر دو از مدارهای پاداش مغز استفاده می‌کنند.

پس نقش «هورمون عشق» چیست؟

در رسانه‌ها معمولا از اکسی‌توسین با عنوان «هورمون عشق» یاد می‌شود، اما واقعیت کمی پیچیده‌تر است.

اکسی‌توسین بیشتر در شکل‌گیری اعتماد، احساس امنیت، همدلی و پیوند عاطفی نقش دارد. هورمون دیگری به نام وازوپرسین نیز در ایجاد دلبستگی بلندمدت، به‌ویژه در مطالعات حیوانی، اهمیت زیادی دارد.

به بیان دیگر، اگر دوپامین بیشتر با هیجان و کشش اولیه ارتباط داشته باشد، اکسی‌توسین و وازوپرسین در تبدیل آن کشش به یک رابطه پایدار نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند.

آیا ژنتیک هم در انتخاب شریک زندگی نقش دارد؟

مطالعات نشان داده‌اند تفاوت‌های ژنتیکی می‌توانند بر نحوه عملکرد گیرنده‌های دوپامین، اکسی‌توسین و وازوپرسین اثر بگذارند و در نتیجه، بر شیوه شکل‌گیری روابط عاطفی تأثیر بگذارند.

پژوهشگران همچنین سال‌هاست درباره نقش مجموعه ژنی MHC یا همان ژن‌های مرتبط با سیستم ایمنی تحقیق می‌کنند. برخی مطالعات نشان داده‌اند انسان‌ها ممکن است ناخودآگاه به بوی بدن افرادی جذب شوند که از نظر این ژن‌ها با آنها تفاوت بیشتری دارند؛ تفاوتی که از دیدگاه تکاملی می‌تواند به داشتن فرزندانی با سیستم ایمنی متنوع‌تر کمک کند. با این حال، نتایج این پژوهش‌ها همیشه یکسان نبوده و هنوز اجماع علمی کاملی درباره آن وجود ندارد.

آیا تجربه‌های کودکی بر انتخاب شریک زندگی اثر می‌گذارد؟

بله، و شاید بیش از آنچه تصور می‌کنیم. روان‌شناسان معتقدند سبک دلبستگی که در سال‌های نخست زندگی شکل می‌گیرد، می‌تواند بر روابط عاطفی بزرگسالی اثر بگذارد.

کسانی که در کودکی احساس امنیت و حمایت بیشتری تجربه کرده‌اند، به طور متوسط روابط باثبات‌تری برقرار می‌کنند. در مقابل، تجربه‌های دشوار یا روابط ناایمن ممکن است بر نحوه اعتماد کردن، صمیمیت یا انتخاب شریک زندگی تأثیر بگذارد.

البته این به معنای آن نیست که گذشته، آینده عاطفی افراد را تعیین می‌کند؛ بلکه تنها یکی از عوامل اثرگذار است.

آیا مغز گاهی اشتباه می‌کند؟

سیستم پاداش مغز برای افزایش احتمال تشکیل پیوندهای عاطفی تکامل یافته است، نه برای تضمین اینکه هر انتخاب بهترین انتخاب ممکن باشد.

به همین دلیل، گاهی افراد جذب کسانی می‌شوند که برای آنها مناسب نیستند یا حتی رابطه‌ای آسیب‌زا را ادامه می‌دهند. پژوهشگران می‌گویند احساسات، خاطرات، تجربه‌های گذشته، شخصیت، شرایط اجتماعی و فرهنگ، همگی می‌توانند بر تصمیم‌های عاطفی ما اثر بگذارند.

آیا می‌توان عشق را پیش‌بینی کرد؟

با وجود پیشرفت علوم اعصاب، پاسخ هنوز منفی است.

دانشمندان می‌توانند توضیح دهند هنگام عاشق شدن چه تغییراتی در مغز رخ می‌دهد و کدام شبکه‌های عصبی فعال می‌شوند، اما هنوز هیچ آزمایش یا اسکن مغزی وجود ندارد که بتواند پیش‌بینی کند یک فرد عاشق چه کسی خواهد شد یا آیا یک رابطه دوام خواهد آورد.

شاید عاشق شدن یکی از شاعرانه‌ترین تجربه‌های زندگی باشد، اما علم نشان می‌دهد این تجربه، هم‌زمان یکی از پیچیده‌ترین فرآیندهای زیستی مغز نیز هست.

وقتی عاشق می‌شویم، مغز از شبکه‌ای گسترده از مدارهای عصبی، هورمون‌ها، ژن‌ها، خاطرات و تجربه‌های گذشته استفاده می‌کند تا از میان میلیاردها انسان، توجه ما را به یک نفر جلب کند.

با این حال، دانشمندان تأکید می‌کنند که عشق را نمی‌توان تنها با دوپامین، اکسی‌توسین یا یک اسکن مغزی توضیح داد. آنچه ما عشق می‌نامیم، حاصل تعامل زیست‌شناسی، روان‌شناسی، تجربه‌های فردی و محیط اجتماعی است؛ تعاملی که هنوز همه رازهای آن برای علم آشکار نشده است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

اگر کانال سوئز بسته شود، چه اتفاقی برای اقتصاد جهان می‌افتد؟

چرا شرکت‌های هوش مصنوعی میلیون‌ها کتاب را خریدند و بعد نابود کردند؟

پاسخ علم به یکی از قدیمی‌ترین پرسش‌های بشر؛ مغز چگونه تصمیم می‌گیرد عاشق چه کسی شویم؟