Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

مرد پشت پرده حملات به تاسیسات هسته‌ای ایران؛ شلومی بایندر برای تهران چه نقشه‌ای دارد؟

شلومی بایندر
شلومی بایندر Copyright  ویکی‌پدیا
Copyright ویکی‌پدیا
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای از اواسط دهه ۱۹۹۰ به یکی از ماموریت‌های ‏اصلی موساد و ارتش اسرائیل تبدیل شد؛ ماموریتی که شلومی بایندر پس از تصدی ریاست ‏اطلاعات نظامی در اوت ۲۰۲۴ با جدیت و سرسختی بی‌پیشینه آن را ادامه داد‎.‎

در موساد و ارتش اسرائیل مقام‌های برجسته‌ای حضور داشته‌اند که برای مهار برنامه هسته‌ای ایران ماموریت‌های فوق‌العاده‌ای را به انجام رسانده‌اند.

آگهی
آگهی

اما بایندر کسی است که بمباران نطنز، اصفهان و ده‌ها سایت دیگر را فرماندهی و مدیریت کرد و اطلاعات حیاتی مورد استفاده آمریکا برای بمباران فردو در ژوئن ۲۰۲۵ را فراهم آورد.

به گزارش جروزالم پست،‌ او همچنین همان سرلشکری است که عملیات ترور علی خامنه‌ای و متلاشی کردن ساختار موشک‌های بالستیک و بخش‌های گسترده‌تری از دستگاه نظامی ایران را هدایت کرد.

البته این نیروی هوایی بود که بمب‌ها را فرو ریخت و موساد نیز برخی ماموریت‌های ویژه و کلیدی را انجام داد.

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

اما اگر اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ حدود چهار هزار بار و در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۸ هزار بار ایران را هدف قرار داد، اطلاعات مربوط به بیش از ۹۰ درصد این حملات از سوی بیندر و تیم‌های عظیم اطلاعاتی ارتش اسرائیل تامین شد.

اکنون، پنج ماه پس از جنگ سال ۲۰۲۶ و ۱۵ ماه پس از جنگ سال ۲۰۲۵، ماموریت بایندر برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران را در چه وضعیتی قرار داده است؟

روزنامه «جروزالم پست» می‌گوید دریافته است که از جنبه مثبت برای اسرائیل، در حال حاضر هیچ سانتریفیوژی در ایران مشغول غنی‌سازی اورانیوم نیست، تمام یا بخش عمده اورانیوم با غنای بالاتر ایران هنوز به‌آسانی قابل دسترسی نیست و بیشتر تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی در حملات سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نابود شده یا از مدار خارج شده‌اند.

در چند دهه گذشته هیچ دوره‌ای وجود نداشته که میزان غنی‌سازی در ایران به صفر رسیده باشد.

تاسیسات هسته‌ای ایران طی دهه‌ها گسترش یافتند و عملا هیچ‌گاه کوچک‌تر نشدند و اگرچه عملیات منتسب به موساد توانست یک یا چند تاسیسات را برای مدتی موقت از مدار خارج کند، هیچ‌گاه کل برنامه فعال هسته‌ای ایران متوقف یا از کار انداخته نشده بود.

حتی در دوره‌های موسوم به «توقف»، از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ و از ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، بخش‌های بزرگی از برنامه هسته‌ای ایران منجمد شدند، نه اینکه از بین بروند، و تقریبا همیشه بخش‌های جدیدی نیز، ولو به‌صورت پنهانی، در حال ساخته شدن بودند.

با این حال، جروزالم پست می‌گوید دریافته است که با وجود این دستاوردها، نگرانی‌ها درباره آینده بیش از آن چیزی است که بلافاصله پس از عملیات سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ تصور می‌شد.

اگرچه اکثریت قریب به اتفاق ناوگان ۲۰ هزار دستگاهی سانتریفیوژهای ایران نابود یا غیرقابل استفاده شد، شمار قابل توجهی از سانتریفیوژها در اعماق زمین سالم باقی ماندند.

علاوه بر این، چندین منبع به جروزالم پست گفته‌اند که حتی اگر تنها چند صد سانتریفیوژ پیشرفته IR-6 قابل بازیابی باشند و در میان‌مدت دوباره به یکدیگر متصل و راه‌اندازی شوند، ممکن است در مقطعی نامشخص در آینده برای غنی‌سازی مخفیانه مقدار کافی اورانیوم جهت ساخت یک بمب کافی باشند.

چندین منبع همچنین نگرانند که ایرانی‌ها بتوانند با انجام نوعی عملیات حفاری مخفیانه، اورانیوم با غنای بالاتر خود را از زیر آوار و اعماق زمین خارج کنند، به‌گونه‌ای که از نظارت آمریکا و دیگر کشورها دور بماند.

گزارش‌های منظم ماهواره‌ای «موسسه علوم و امنیت بین‌المللی» و دیگر نهادها نشان می‌دهد که ایران به‌طور مستمر سازه‌هایی را برای جلوگیری از رصد ماهواره‌ای مداوم برخی مناطق ایجاد کرده است.

همین گزارش‌های مبتنی بر منابع باز همچنین از حفاری ایرانی‌ها در مناطق مختلف خبر داده‌اند که برخی از آنها حتی چندان به بخش‌های اصلی تاسیسات هسته‌ای هدف قرارگرفته نزدیک نیستند.

حفاری زیرزمینی از فاصله‌ای دور برای خارج کردن مخفیانه اورانیوم ۶۰ درصدی یا در برخی مناطق اورانیوم ۲۰ درصدی ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد. اما شاید انتقال مخفیانه تنها حدود یک‌دهم این ذخایر برای فراهم کردن مواد اولیه لازم برای یک سلاح هسته‌ای کافی باشد.

دیدگاه بایندر این نیست که ایران احتمالا خواهد توانست دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل را فریب دهد، اما در عین حال نمی‌خواهد توانایی و ابتکار عمل ایرانی‌ها را که بارها غافلگیرکننده بوده، دست‌کم بگیرد یا نادیده بگیرد.

این بدان معناست که تا حدی محور اصلی مسئله بار دیگر از غنی‌سازی اورانیوم به موضوعات مربوط به ساخت سلاح هسته‌ای منتقل می‌شود.

بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ
بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ AP Photo

یکی از مهم‌ترین اولویت‌های حملات اسرائیل به سایت‌های برنامه هسته‌ای ایران که کمتر درباره آن گزارش شده، هدف قرار دادن نه‌تنها تاسیسات غنی‌سازی بلکه تاسیساتی بود که برای تبدیل اورانیوم غنی‌شده به فلز اورانیوم و سپس ساخت نیم‌کره‌های مورد استفاده در کلاهک هسته‌ای به کار می‌رفتند.

بدون این تجهیزات و برخی اجزای دیگر، حتی مقادیر زیادی اورانیوم با غنای تسلیحاتی نیز برای ایران فایده‌ای نخواهد داشت، زیرا قادر نخواهد بود آن را به هدفی در فاصله هزار کیلومتری یا بیشتر در خاک اسرائیل برساند.

جروزالم پست می‌نویسد دریافته است که جلوگیری از بازسازی چنین تاسیسات مرتبط با ساخت سلاح از مهم‌ترین اولویت‌های بایندر است و جمهوری اسلامی تاکنون در این زمینه پیشرفت جدی نداشته است.

در مجموع، تصویر بسیار پیچیده‌ای شکل می‌گیرد: برنامه هسته‌ای ایران بسیار بیشتر از آنچه برخی منتقدان گفته‌اند آسیب دیده، اما در عین حال شکاف‌ها و کاستی‌های این آسیب نیز بیش از آن چیزی است که مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی اسرائیل بلافاصله پس از هر دور از درگیری‌ها اذعان می‌کردند. برنامه هسته‌ای ایران چند سال به عقب رانده شده و توانایی این کشور برای بازسازی آن نیز آسیب دیده است.

با این حال، ابتکار و توانایی فنی ایرانی‌ها از برخی جهات باعث شده است که این تهدید همچنان زنده بماند و امکان بازگشت داشته باشد، هرچند در ابعادی محدودتر و با دشواری بسیار بیشتر.

«کوه کلنگ»

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در ۱۳ ژوئیه گفت: «ما کوه کلنگ را از بین خواهیم برد. به ایرانی‌ها بگویید آماده باشند.»

او در عین حال گفت: «ما هیچ فعالیتی در آنجا نمی‌بینیم.»

«کوه کلنگ» در صورت عملیاتی شدن، عمیق‌ترین تاسیسات هسته‌ای زیرزمینی خواهد بود که ایران تاکنون ساخته و عمق آن به‌مراتب بیشتر از تاسیسات زیرزمینی فردو است.

بحث زیادی وجود دارد که آیا حتی بمب سنگرشکن فوق‌سنگین و بسیار خاص «نفوذگر مهمات عظیم» با وزن ۳۰ هزار پوند و هزینه بسیار بالا نیز قادر به نفوذ به این تاسیسات خواهد بود یا خیر.

بخش دوم سخنان ترامپ درباره تاسیسات هسته‌ای ایران در «کوه کلنگ»، یعنی اینکه هیچ فعالیتی در آنجا وجود ندارد، یا به تعبیر «موسسه علوم و امنیت بین‌المللی» که مواضعی سختگیرانه درباره ایران دارد، اینکه این تاسیسات هنوز عملیاتی نشده است، دلیل اصلی آن است که تاکنون نه رئیس‌جمهوری آمریکا و نه اسرائیل دستور حمله به آن را صادر نکرده‌اند؛ با وجود اینکه ترامپ در بخش نخست سخنانش وعده حمله داده بود.

مقام‌های ارشد دفاعی آمریکا و اسرائیل در جلسات محرمانه‌ای در اوایل تابستان به «جروزالم پست» گفته‌اند که در حال حاضر تهدیدی از سوی این سایت وجود ندارد و در بهترین حالت، دلیل حمله به آن می‌تواند از بین بردن یک تهدید بالقوه در آینده باشد.

این ارزیابی‌ها با گزارش‌های قابل توجه «وال‌استریت ژورنال» و سی‌ان‌ان در ۱۴ ژوئیه در تضاد بود. بر اساس آن گزارش‌ها، اطلاعات اسرائیل به آمریکا گفته بود ایران هزاران سانتریفیوژ و همچنین اورانیوم غنی‌شده را به «کوه کلنگ» منتقل کرده است.

در مقاله‌ای که ۲۱ ژوئیه درباره این موضوع منتشر شد، چندین منبعی که پیش‌تر به جروزالم پست گفته بودند کوه کلنگ در حال حاضر تهدیدی ایجاد نمی‌کند، با وجود پیگیری‌های مکرر این روزنامه برای روشن شدن اختلاف روایت‌ها، توضیح بیشتری ندادند.

جروزالم پست مدعی شده که از آن زمان تاکنون توانسته است ابعاد این موضوع را روشن‌تر کند.

مسعود پزشکبان در نمایشگاه هسته‌ای تهران
مسعود پزشکبان در نمایشگاه هسته‌ای تهران AP Photo

هم موساد و هم اطلاعات ارتش اسرائیل کوه کلنگ را تهدیدی راهبردی می‌دانند که باید در مقطعی از بین برده شود، زیرا حمله به آن بسیار دشوار است.

علاوه بر این، هر دو نهاد ترجیح می‌دهند این کار پیش از عملیاتی شدن تاسیسات و پیش از آن انجام شود که ایران بتواند تجهیزات کافی برای راه‌اندازی سانتریفیوژها و غنی‌سازی اورانیوم را به آنجا منتقل کند.

جروزالم پست می‌گوید دریافته است آنچه در ماه ژوئیه رخ داد این بود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل امیدوار بود ترامپ را به حمله به ایران ترغیب کند و کوه کلنگ یکی از مهم‌ترین اهداف بالقوه بود.

مقام‌های ارشد دفاعی اسرائیل نیز بر این موضوع تاکید کردند، زیرا تصور می‌کردند شاید فرصتی استثنایی برای رهایی نهایی از این تهدید بالقوه و دائمی فراهم شده باشد.

هنوز چندان مشخص نیست که آیا مقام‌های سیاسی اسرائیل درباره میزان عملیاتی بودن کوه کلنگ اغراق کرده‌اند، آیا یک یا چند مقام دفاعی اسرائیل نیز در این زمینه نقش داشته‌اند، یا اینکه مقام‌های آمریکایی بعدا درباره آنچه به آنها گفته شده بود اغراق کردند.

اما جروزالم پست گفته دریافته است که تا اوایل سپتامبر، کوه کلنگ همچنان در صدر نگرانی‌های بایندر قرار داشته، هرچند آن زمان این تاسیسات هنوز عملیاتی نشده بود.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

یکی از تغییرات اخیر این است که برخی مقام‌های اسرائیلی در گفت‌وگو با جروزالم پست نسبت به گذشته اطمینان بیشتری درباره توانایی نیروهای هوایی متحد برای از کار انداختن این تاسیسات ابراز کرده‌اند، حتی اگر نابودی کامل آن ممکن نباشد.

همه این موارد نشان می‌دهد که از دید بایندر، تهدید ایران از میان نرفته است، هر توافقی که مانند توافق سال ۲۰۱۵ به تهران اجازه غنی‌سازی ۳.۶۷ درصدی بدهد این تهدید را زنده نگه خواهد داشت و اسرائیل باید برای احتمال واقعی حمله مجدد به جمهوری اسلامی در آینده‌ای نه‌چندان دور آماده باشد.

اما درباره گزارش‌های اخیر مبنی بر اینکه روسیه ممکن است موشک‌های مافوق صوت در اختیار ایران قرار دهد که رهگیری آنها برای اسرائیل دشوارتر خواهد بود، چه می‌توان گفت؟

روزنامه اسرائیلی می‌گوید هنوز کسی وارد جزئیات این موضوع نشده و برخی از چالش‌ها تازه در حال شکل‌گیری هستند، اما فعلا به نظر نمی‌رسد این مسئله در صدر نگرانی‌های ارتش اسرائیل درباره ایران باشد.

تغییر رژیم

در حالی که نتانیاهو، یسرائیل کاتس، وزیر دفاع، و رومان گوفمن، رئیس موساد همچنان در اظهارات علنی و خصوصی از «تغییر رژیم» در ایران سخن می‌گویند، این اصطلاح تا حد زیادی از ادبیات ارتش اسرائیل حذف شده است.

مقام‌های ارتش اسرائیل نیز تغییر رژیم در ایران را در بلندمدت مطلوب می‌دانند، اما درباره امکان تحقق سریع آن تردید دارند.

اما مقام‌های فرماندهی عالی ارتش اسرائیل، از جمله بایندر، هنگامی که در اوایل سال ۲۰۲۶ وارد جنگ با جمهوری اسلامی شدند، به‌شدت تردید داشتند که حکومت ایران به‌آسانی و به‌سرعت سقوط کند و اکنون احتمال چنین اتفاقی را حتی نامطمئن‌تر می‌دانند.

نه بایندر و نه دیگر مقام‌های ارشد ارتش اسرائیل از طرح استفاده از کردها برای دامن زدن به شورشی داخلی حمایت نکردند.

در حالی که نتانیاهو و مقام‌های ارشد موساد معتقد بودند حمایت از شورش داخلی کردها، در کنار اقدامات دیگری که ترامپ با آنها مخالفت کرد، می‌توانست شرایط را به‌طور اساسی تغییر دهد، بایندر و دیگران معتقد بودند چنین اقدامی حتی ممکن است به تقویت جمهوری اسلامی کمک کند.

جروزالم‌پست می‌نویسد همان‌گونه که کردها اغلب شیعیان ایرانی را سرکوبگران بیرونی می‌بینند، بسیاری از شیعیان، حتی کسانی که از جمهوری اسلامی متنفرند، نسبت به کردهای ایران بدبینی یا بی‌اعتمادی بیشتری دارند.

به عبارت دیگر، بایندر و دیگر مقام‌های فرماندهی عالی ارتش اسرائیل نگران بودند که وارد کردن کردها به صحنه به‌عنوان نیرویی که رسما از سوی اسرائیل و آمریکا حمایت می‌شود و می‌تواند تعیین‌کننده قدرت باشد، باعث شود بزرگ‌ترین گروه مخالفان شیعه دوباره به سوی جمهوری اسلامی متمایل شوند.

آنها همچنین به مشکلات عمده دیگری اشاره کردند؛ از جمله اینکه بمباران گسترده، اعتراض کردن را دشوارتر می‌کند.

برخی معتقد بودند با هماهنگی دقیق و محدود کردن بمباران به نیروهای سرکوبگر حکومت می‌توان زمینه گسترش اعتراضات را فراهم کرد، اما چنین اتفاقی هرگز در مقیاسی قابل توجه رخ نداد و بیشتر معترضان از ترس در خانه ماندند.

بایندر و فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل همچنین خاطرنشان می‌کنند که از میان کسانی که در خانه نماندند، بسیاری از معترضان در جریان شدیدترین رویارویی با حکومت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی کشته شدند یا پس از پایان جنگ اصلی در ۷ آوریل کشته یا شکنجه شدند.

کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی
کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی شبکه‌های اجتماعی

هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که بایندر و ارتش اسرائیل از ایده تغییر رژیم صرف‌نظر کرده‌اند.

اما آنها معتقدند تحقق این هدف بیش از آنچه برخی در موساد تصور می‌کنند و بیش از آنچه در وعده‌های نتانیاهو مطرح شده بود زمان خواهد برد و حتی در کوتاه‌مدت ممکن است پیشرفت در این زمینه دشوار باشد و تحولات اصلی به میان‌مدت و زمانی موکول شود که معترضان بار دیگر جسارت حضور در خیابان را پیدا کنند.

با وجود این ارزیابی‌ها، بایندر و فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل نسبت به افزایش فشار بر ایران در اواخر اوت و اوایل سپتامبر، همزمان با شتاب گرفتن قابل توجه وخامت اقتصادی، بسیار امیدوار بودند.

آنها امیدوارند افزایش فشار اقتصادی، در رویارویی بر سر تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای، دست بالا را به آمریکا بدهد.

بحث‌ها درباره نقش آمریکا همچنین به یک جمع‌بندی در دستگاه اطلاعاتی اسرائیل منجر شده است: ترامپ به جای خروج از خاورمیانه، ارتش آمریکا را در خط مقدم مدیریت بخش عمده منازعات اسرائیل با همسایگانش قرار داده است.

به استثنای یک دوره کوتاه ۲۴ ساعته، اسرائیل و ایران از ۷ آوریل تاکنون با یکدیگر نجنگیده‌اند، در حالی که واشنگتن و تهران گاه برای چندین هفته پیاپی درگیر رویارویی نظامی در سطحی محدود بوده‌اند.

پیمان مکه

در حالی که بسیاری در جهان ائتلاف عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه موسوم به پیمان مکه را اقدامی دیگر از سوی ریاض برای بازداشتن ایران از حمله مجدد، مشابه آنچه در سال ۲۰۲۶ رخ داد، تلقی کرده‌اند، بایندر و فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل نگرانی‌های مشخصی از منظر اسرائیل دارند.

برای مثال، اگر ایران به این ائتلاف بپیوندد چه خواهد شد؟

اگرچه این ائتلاف برای بازدارندگی در برابر جمهوری اسلامی شکل گرفته است، در فضای پیچیده سیاست خاورمیانه ممکن است هر دو طرف به این نتیجه برسند که ادغام تهران در آن مزایایی دارد.

مزایای چنین تحولی برای عربستان سعودی و ایران احتمالا برای اسرائیل پیامدهایی منفی خواهد داشت و حتی ممکن است برخی جنبه‌های روابط با آمریکا را پیچیده کند، به‌ویژه اگر واشنگتن فناوری‌های حساس هسته‌ای و جنگنده‌های اف-۳۵ را در اختیار ریاض قرار دهد.

در سطحی کلی‌تر، چنین ائتلافی می‌تواند نفوذ اسرائیل در منطقه را کاهش دهد.

حتی احتمال اندکی، هرچند بسیار بعید، وجود دارد که مصر نیز به این ائتلاف بپیوندد؛ تحولی که می‌تواند همکاری نزدیک نظامی چنددهه‌ای میان اورشلیم و قاهره را که چارچوب آن در توافق‌های کمپ‌دیوید تعیین شده است، تضعیف کند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

وزیر انرژی آمریکا: شاید اصلا توافق هسته‌ای با ایران در کار نباشد

ایجاد مناطق کشتار هسته‌ای؛ رقیب نتانیاهو در انتخابات اسرائیل چه برنامه‌ای برای ایران دارد؟

«کشف تاسیسات هسته‌ای دست‌نخورده در نطنز»؛ آیا ایران بخشی از برنامه غنی‌سازی خود را حفظ کرده است؟