Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

پیمان مکه؛ پاسخ کارشناسان به یک سوال: اگر ایران به عربستان حمله کند، ترکیه و پاکستان وارد جنگ می‌شوند؟

مراسم رسمی امضا پیمان مکه
مراسم رسمی امضا پیمان مکه Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان با ادعای ایجاد «بازدارندگی جمعی» در برابر حمله به هر یک از اعضا، معادلات امنیتی منطقه را تغییر داده است. اما آیا آنکارا و اسلام‌آباد واقعا در صورت حمله ایران به عربستان وارد جنگ می‌شوند؟ کارشناسان درباره اثر واقعی این پیمان اختلاف نظر جدی دارند.

در میانه تنش‌های نظامی ایران و آمریکا، سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه (۷ اوت) پیمانی دفاعی امضا کردند که هدف آن «بازدارندگی جمعی در برابر هر گونه اقدام تجاوزکارانه» اعلام شد و بر اساس آن، «هر گونه حمله مسلحانه به یکی از این سه کشور، به منزله حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.»

آگهی
آگهی

در واکنش به این اقدام، ابراهیم رضایی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، عربستان را به «گدایی امنیت از دیگران» متهم کرد و نوشت: «سعودی‌ها باید بدانند که توافق کاغذی با ترکیه و پاکستان برای آن‌ها امنیت‌آور نیست؛ همان‌طور که سال‌ها شیردهی یک‌طرفه به آمریکا برایشان امنیت نیاورد.»

با این حال سه روز پس از موضع‌گیری نماینده مجلس ایران علیه پیمان مکه، اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه ایران، نگرانی تهران از این پیمان امنیتی را رد کرد و گفت این پیمان «نشانگر تقویت این ادراک است که کشورهای منطقه دیگر نمی‌توانند متکی به ادعای تامین امنیت از سوی آمریکا باشند.»

اینکه چنین پیمانی در عمل چه نتایجی خواهد داشت، سوالی است که شاید پاسخ آن وابسته به شروع دور تازه‌ای از درگیری نظامی بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران باشد. با توجه به حملات موشکی ایران به عربستان در درگیری‌های نظامی قبلی‌اش با ایالات متحده، در صورت آغاز مجدد جنگ بین آمریکا و ایران، معلوم خواهد شد که این پیمان قدرت بازدارندگی عربستان سعودی را افزایش داده است یا خیر.

اما آزمون مهم‌تر برای این پیمان، پس از حملات احتمالی ایران به عربستان در جنگ محتمل بعدی رقم خواهد خورد. یعنی در صورت حمله موشکی ایران به عربستان، معلوم خواهد شد که آیا ترکیه و پاکستان واقعا حمله مسلحانه به عربستان سعودی را به منزله حمله به خودشان تلقی خواهند کرد یا خیر.

ناصر هادیان، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه تهران، پیمان مکه را در مجموع به سود «ترتیبات امنیتی منطقه» می‌داند و درباره نظر منفی ابراهیم رضایی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران در خصوص این پیمان به یورونیوز گفت: «البته می‌توان به این پیمان این طور نگاه کرد که علیه ایران است ولی من چنین نگاهی به این پیمان ندارم. در کوتاه‌مدت ممکن است علیه ایران به نظر آید ولی در بلندمدت علیه ایران نیست.»

آقای هادیان درباره قدرت بازدارندگی پیمان مکه می‌گوید: «همان طور که حمله ما به عربستان برای ما بازدارندگی نداشته، این پیمان هم برای عربستان بازدارندگی نخواهد داشت. این پیمان بیشتر در حکم قوت قلب برای عربستان است. بازدارندگی باید روی محاسبات و عمل کشورها موثر باشد. این پیمان، در صورت بالاگرفتن جنگ بین ایران و آمریکا، نمی‌تواند مانع حمله ایران به عربستان شود. بازدارندگی‌اش از ۱۰۰ حداکثر ۷ است. من در هیچ حالتی نمی‌توانم تصور کنم که پاکستان و ترکیه به خاطر عربستان با ما وارد جنگ شوند؛ چون هر دو خیلی با ما همسایه‌اند و روابط عمیق تاریخی و اقتصادی گسترده‌ای با ایران دارند. حداکثر بین ایران و عربستان میانجی‌گری می‌کنند.»

اما مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، برخلاف ناصر هادیان، پیمان مکه را علیه جمهوری اسلامی و در راستای بسط «نظم آمریکایی در منطقه» می‌داند و در توضیح ریشه‌ها و جهت‌گیری این پیمان به یورونیوز گفت:«کاملا روشن است که کشورهای منطقه، بویژه پیرامون خلیج فارس، از سال ۱۹۷۹ تا به امروز دربارۀ همه مسائل منطقه با هم اختلاف داشته‌اند و همگرایی در میانشان دیده نمی‌شد الّا در یک موضوع و آن وحدت نظر در دشمنی با ایران بوده. در جنگ عراق با ایران، عراق کشور متجاوز بود اما تمام کشورهای منطقه، مستقیم یا غیرمستقیم، از عراق حمایت کردند. بعدها هم در مسائل دیگری که جمهوری اسلامی سعی کرد روابطش را با جامعه بین‌المللی اصلاح بکند، کشورهای منطقه با جمهوری اسلامی اختلاف پیدا کردند؛ الّا در دوران ریاست جمهوری خاتمی، که فقط عربستان به ایران نزدیک شد. جالب است که کشورهای منطقه از فوریه ۱۹۷۹ تا الان در مسئله اسرائیل و فلسطین هیچ وقت یکپارچه عمل نکردند. یعنی همبستگی یا پیمان دفاعی‌ای در برابر اسرائیل نداشته‌اند. با نظر به این موارد، می‌توان گفت پیمان مکه در راستای همان ائتلاف سنتی است که در بین کشورهای منطقه، اعم از عرب و غیرعرب، در برابر جمهوری اسلامی وجود داشت؛ بویژه اگر رویدادهای اخیر منطقه را نیز در نظر بگیریم.»

آقای ذاکریان که بنیانگذار و مدیرمسئول فصلنامه مطالعات بین‌المللی است، در ادامه سخنانش افزود: «این پیمان را نباید صرفا پیامی برای جمهوری اسلامی دانست بلکه پیامی بزرگتر برای جامعه بین‌المللی دارد و آن اینکه ما در این منطقه نظم آمریکایی را می‌پذیریم و هر نوع تحرکی که منجر به برهم‌خوردن این نظم در منطقه شود، مقبول ما نیست. کشورهای امضاکننده پیمان مکه در این راستا دارند عمل می‌کنند. اگرچه در رسانه‌ها آن را ائتلاف اسلامی می‌نامند ولی به کام آمریکا عمل می‌کنند. آن‌ها مثلا علیه پیمان ابراهیم تحرک ویژه‌ای نداشته‌اند. در جنگ ۱۲ روزه هم اگر در زبان همراه اسرائیل و آمریکا نبودند در عمل فضا را برای عملیات آنان مهیا ساختند. یا در واکنش به اقدامات اسرائیل در لبنان و حتی در یمن، نگاهشان یا مثبت بوده یا سکوتِ توام با رضایت داشته‌اند. البته عربستان که از هدف‌قرارگرفتن حوثی‌ها حمایت هم می‌کرد. بنابراین پیمان مکه، همسویی با نظم مورد نظر آمریکا است نه یک نظم متفاوت منطقه‌ای.»

مهدی ذاکریان برخلاف ناصر هادیان، پیمان مکه را دارای قدرت بازدارندگی می‌داند و می‌گوید: «بازوی نظامی‌ای که با پیمان مکه در راستای ملاحظات آمریکا شکل گرفته، قدرت بازدارندگی دارد زیرا ترکیه و پاکستان قدرت‌هایی منطقه‌ای هستند که در گذشته به برخی اقدامات ایران واکنش نشان داده‌اند. پاکستان حملۀ موشکی ایران به خاکش را بلافاصله جواب داد، ترکیه هم به پرتابه‌ای که مدعی بود از طرف ایران شلیک شده و حکومت ایران آن را انکار کرد، واکنش فوری نشان داد. بنابراین پیمان مکه یک بازوی تبلیغاتی موثر برای آمریکا است؛ چون واکنش پاکستان و ترکیه سریع است، جمهوری اسلامی اجتناب می‌کند از ورود به مجادلۀ بیشتر.»

اما ناصر هادیان پیمان مکه را برای هیچ یک از کشورهای عضو این پیمان واجد قدرت بازدارندگی نمی‌داند و در پاسخ به این سوال که اگر تقابل کنونی ترکیه و اسرائیل هم در آینده به درگیری نظامی بکشد، می‌گوید: «در این صورت هم عربستان و پاکستان به ترکیه کمک نمی‌کنند. در چنین حالتی، احتمال اینکه ترکیه از ایران کمک بگیرد بیشتر است. البته عربستان و پاکستان ممکن است کمک مالی و دیپلماتیک به ترکیه بکنند ولی به خاطر ترکیه وارد جنگ با اسرائیل نمی‌شوند.»

آقای هادیان که در دولت اول حسن روحانی، مشاور محمدجواد ظریف، وزیر خارجه وقت بوده، احتمال پیوستن سایر کشورهای منطقه به پیمان مکه را در شرایط کنونی منتفی می‌داند ولی اظهار امیدواری می‌کند که آن‌ها نیز به این پیمان بپیوندند. او نهایتا در پاسخ به این سوال که «پیمان مکه از نظر شما عملا چه فایده‌ای دارد»، به یورونیوز گفت: **«**فایده‌اش این است که امنیت منطقه را کشورهای همین منطقه تامین می‌کنند. گسترش این پیمان، ارتباطات کشورهای منطقه را بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌کند. ما اگر یکسال آتی را پشت سر بگذاریم و شرایط عادی شود، اوضاع کاملا متفاوت می‌شود. در این صورت، قدرت نسبی ما افزایش پیدا کرده و کشورهای منطقه به دو نتیجۀ مهم رسیده‌اند. یکی اینکه برون‌سپاری امنیت، کمک چندانی به آن‌ها نکرد و حتی برای آن‌ها تولید ناامنی هم کرد. یعنی شاید اگر آمریکا در این کشورها پایگاه نظامی نداشت، ما این کشورها را نمی‌زدیم. دوم اینکه، این کشورها الان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که با حذف ایران از ترتیبات امنیتی منطقه، نمی‌توانند به توسعه و امنیت و ثبات برسند. پس ایران هم باید بیاید. اگر ایران وارد این پیمان شود، می‌بینند که به نفع همه است که یمن و عراق هم در این پیمان باشند؛ چون یمن برای عربستان یک دغدغه اساسی است و می‌داند ایران می‌تواند در رفع این دغدغه‌اش موثر باشد. بنابراین من این پیمان را کلا یک گام مثبت می‌دانم که می‌تواند به سمتی برود که سایر کشورها هم به این پیمان ملحق شوند. در کوتاه‌مدت، یعنی تا یکسال آینده، شاید این پیمان چندان مهم نباشد ولی بعد از آن می‌تواند موثر و کارا باشد. من بسیار امیدوارم که مسائل ایران و آمریکا بعد از سپری شدن یکسال آینده، مدیریت شود چون آمریکا الان فهمیده که جمهوری اسلامی با جنگ سقوط نمی‌کند.»

اما مهدی ذاکریان از یکسو آغاز مجدد جنگ را اجتناب‌ناپذیر می‌داند و در پاسخ به این سوال که «اگر پیمان مکه یک "بازوی نظامی بازدارنده" باشد، مطابق نظر شما، در جنگ محتمل بعدی جمهوری اسلامی نباید به عربستان موشک شلیک کند» چنین گفت: «جمهوری اسلامی شرایطش به گونه‌ای است که حلقۀ محاصره علیه او از دریای عمان به سرتاسر مرزهای ایران رسیده. یعنی اگر آمریکا حصار دریایی را در جنوب ایران مستقر کرده، یک حصار نظامی هم از نقطه عربستان تا پیرامون ایران دارد شکل می‌گیرد. جنگ اجتناب‌ناپذیر است؛ برای اینکه در مذاکرات ایران و آمریکا و در تفاهم‌نامه بین این دو کشور، ترامپ و تیم مذاکره‌کنندۀ آمریکا هیچ حرفی از امنیت اسرائیل نزده‌اند. در حالی که بدون حفظ امنیت اسرائیل، فعالیت امنیتی و دیپلماتیک آمریکا از اساس بی‌معناست. در واقع لابی اسرائیل و صهیونیسم در دنیا به گونه‌ای است که اول باید امنیت اسرائیل تامین شود. وقتی این موضوع در دستور کار مذاکرات قرار نمی‌گیرد و فقط بحث تنگه هرمز مطرح است و حتی بحث هسته‌ای هم از مذاکرات کنار رفته، باید گفت که پیمان بهانه است و جنگ یا تسلیم کامل ایران مد نظر است. برای جنگ بعدی هم حلقۀ حصار را دارند وسیع‌تر می‌کنند. یعنی این حلقه از محاصرۀ دریایی گسترش پیدا کرده به عربستان و در آینده امارات و کویت و بقیه کشورها نیز به چنین ائتلافی اضافه می‌شوند.»

آقای ذاکریان نهایتا درباره نحوه تاثیرگذاری پیمان مکه بر وقایع «جنگ اجتناب‌ناپذیر آینده» گفت: «اگر هدف حملات ایران به عربستان، خارج از پایگاه‌های نظامی آمریکا باشد، مثلا ریاض یا فرودگاه جده را با موشک بزنند، در این صورت واکنش ترکیه و پاکستان قطعی خواهد بود. اگر آن‌ها تهران را نزنند و صرفا به اماکن نظامی ایران شلیک کنند، فکر نمی‌کنم جمهوری اسلامی جواب بدهد چون در این صورت یک درگیری تمام‌عیار چندجانبه برای جمهوری اسلامی پیش می‌آید.»

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

ترامپ: اگر حوثی‌ها به کشتی‌های عربستان حمله کنند، ایران مسئول است و مجازات خواهد شد

ترامپ: توافق هسته‌ای با عربستان به عادی‌سازی روابط ریاض و اسرائیل در چارچوب «پیمان ابراهیم» مشروط است

تحلیل روزنامه سوئیسی از پایان «جمهوری عمامه‌به‌سرها»؛ احکام مجتبی خامنه‌ای چگونه بر سلطه سپاه مهر تائید زد؟