آنیتا، با نام هنری «آنیتا پاپیست»، آوازخوانی را با بازخوانی ترانههای دیگران آغاز کرد؛ اما یک ویدیوی کوتاه که در خیابان ولیعصر تهران، یکی از خیابانهای اصلی پایتخت ضبط کرد، برای او به تشکیل پرونده قضایی، صدور حکم ۷۴ ضربه شلاق، ممنوعالخروجی و پلمب استودیو انجامید.
داستان آنیتا پاپیست، خواننده ایرانی، با انتشار یک ویدیوی کوتاه در صفحه اینستاگراماش آغاز شد؛ ویدیویی که به گفته او برایش پرونده قضایی، ممنوعالخروجی، پلمب استودیو و حکم ۷۴ ضربه شلاق به همراه داشت. او میگوید در نهایت با پرداخت حدود ۱۰۰ میلیون تومان، از اجرای حکم شلاق جلوگیری کرد.
این مبلغ شامل هزینههای مربوط به پرونده، مجازات شلاق، اتهام بدحجابی و وکیل بود و هزینه پلمب و بازگشایی استودیو را شامل نمیشد. ۱۰۰ میلیون تومان در زمان پرداخت حدود ۱۵۰۰ دلار ارزش داشت، اما با توجه به تورم شدید و نوسان ارزش ریال، این تبدیل ارز تنها تصویری تقریبی از هزینهای است که او متحمل شده است.
آنیتا حدود دو سال پس از پایان پرونده تصمیم گرفت درباره تجربه خود صحبت کند. او میگوید میخواست روایتش را در کنار روایت زنانی قرار دهد که به گفته خودش، به دلیل خوانندگی با برخورد قضایی و مجازات روبهرو شدهاند: «میخواستم در کنار زنانی باشم که شنیده بودم به خاطر خوانندگی حکم گرفته و مجازات شدهاند.»
«صدای من بخشی از بدن من است، کاش زن نبودم»
آنیتا میگوید در تمام این سالها، سختترین بخش تجربهاش نه خود خوانندگی، بلکه زن بودن و مشکلاتی بوده که به دلیل زن بودن با آنها روبهرو شده است و میگوید: «ایکاش زن نبودم. صدا بخشی از تن و بدن من است. نمیتوانم دستم را بکنم و دور بیندازم. صدا هم همینطور است.»
به گفته او، «خوانندگی نباید جرم باشد» و او تنها میخواسته در کشوری که در آن به دنیا آمده به کار مورد علاقهاش بپردازد.
بازخوانی دردسرساز «رویای آزادی»
اجرایی که به تشکیل پرونده برای آنیتا انجامید، بازخوانی ترانهای شناختهشده با عنوان «رویای آزادی» بود. او میگوید صدا را در استودیو ضبط کرد و بعد تصاویر ویدیو را خودش با موبایل در خیابان ولیعصر تهران، بدون روسری و با پوشش کت و شلوار تهیه کرد تا بتواند ویدیوی مورد نظرش را بسازد. خیابان ولیعصر یکی از شناختهشدهترین خیابانهای تهران است و از جنوب تا شمال شهر امتداد دارد.
آنیتا میگوید هدفش از ساخت این ویدیو در فضای عمومی، طرح این پرسش بود که چرا یک زن نمیتواند در کشور خودش به اجرای موسیقی بپردازد. او در کپشن ویدیو نوشته بود که «حق دارد در کشور مادریاش کار کند.»
به گفته آنیتا، ویدیو صبح روز بعد حدود دو میلیون بازدید گرفت و با واکنش گسترده کاربران روبهرو شد.
بازدید گسترده یک اجرا و آغاز یک پرونده قضایی برای آنیتا
اما انتشار ویدیو برای او آغاز یک پرونده قضایی بود. آنیتا میگوید: «شاکی پرونده یک بازپرس بود که به ویدیوی ضبطشده در خیابان ولیعصر اعتراض کرده بود.»
او تاکید میکند که در خیابان اجرای زنده نداشته و تنها تصاویر ویدیوی موسیقی را فیلمبرداری کرده است. با این حال، به گفته او، استودیویش پلمب شد و پرونده قضایی برایش تشکیل شد.
آنیتا میگوید بعدتر متوجه شد که به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده و در پرونده با اتهامهایی از جمله «بدحجابی» و «جریحهدار کردن عفت عمومی» روبهرو شده است.
ممنوعالخروجی در فرودگاه و «خریدن» حکم شلاق
آنیتا میگوید در ابتدا از تشکیل پرونده و ابلاغیههای قضایی بیخبر بود. زمانی که قصد خروج از ایران داشت، در فرودگاه پاسپورتش ضبط شد و به او اعلام کردند ممنوعالخروج است. او پس از گرفتن وکیل، از جزئیات پرونده و حکم صادرشده مطلع شد.
آنیتا میگوید به دلیل نداشتن سابقه کیفری توانست با پرداخت مبلغی، مجازات شلاق را به جزای نقدی تبدیل کند؛ اتفاقی که خودش از آن با تعبیر «خریدن حکم شلاق» یاد میکند. او میگوید در مجموع حدود ۱۰۰ میلیون تومان برای هزینههای مربوط به پرونده، شلاق، بدحجابی و وکیل پرداخت کرده است.
در قوانین ایران، برای برخی جرایم تعزیری امکان تبدیل مجازات، با توجه به شرایط قانونی و تصمیم قضایی، وجود دارد. بنابراین در مورد آنیتا، منظور از «خریدن شلاق» پرداخت پول برای جلوگیری از اجرای فیزیکی حکم و تبدیل آن به جزای نقدی است، نه پرداخت مبلغی خارج از روند قضایی.
به گفته او، هزینههای پلمب و بازگشایی استودیو جدا از این مبلغ بود.
در قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوعیت صریحی با عنوان «جرم آواز خواندن زنان» وجود ندارد. با این حال، زنان خواننده ممکن است در عمل با استناد به عناوینی مانند «کشف حجاب» یا «جریحهدار کردن عفت عمومی» با محدودیت یا پیگرد قضایی روبهرو شوند. ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی نیز برای برخی اعمال حرام در ملاءعام یا رفتارهایی که «عفت عمومی را جریحهدار کند»، مجازاتهایی از جمله تا ۷۴ ضربه شلاق پیشبینی کرده است.
دستگاه قضایی ایران آواز خواندن آنیتا در خیابان را مصداق عملی میداند که «عفت عمومی را جریحهدار» کرده است.
به دلیل ممنوعیت آواز زنان، نمیتوان روی قراردادهای کاری حساب کرد
پیامدهای پرونده برای آنیتا تنها به مجازات قضایی محدود نشد. او میگوید پس از بازگشت به ایران، بخشی از هزینههای زندگیاش از حقوق بازنشستگی پدرش تامین میشد، زیرا امکان فعالیت رسمی به عنوان خواننده نداشت. به گفته او، در جریان همین پرونده قضایی، حقوق بازنشستگی پدرش نیز قطع شد؛ اقدامی که او آن را بخشی از فشار و تنبیه ناشی از پرونده میداند.
در نتیجه، او یکی از منابع اصلی درآمد خود را نیز از دست داد. آنیتا میگوید محدودیت فعالیت رسمی زنان خواننده، مشکلات اقتصادی دیگری نیز ایجاد میکند. به گفته او، وقتی امکان فعالیت رسمی وجود ندارد، قراردادهای کاری نیز پشتوانه قابل اتکایی ندارند: «اصولا چون فعالیت خوانندگی زنان غیرقانونی است، قرارداد قانونی هم برای آن وجود ندارد. شما قراردادی بین خودتان مینویسید، اما این قرارداد چه ارزشی دارد؟»
به گفته او، همین وضعیت زنان خواننده را در برابر قراردادهای ناعادلانه و مشکلات مالی آسیبپذیر میکند.
«مو به تنم سیخ شد»
تجربه آنیتا برای او تنها یک خاطره شخصی باقی نماند. پرستو احمدی، خواننده دیگر ایرانی، نیز پس از انتشار ویدیوی اجرای بدون حجابش در یک کاروانسرای تاریخی با پرونده قضایی روبهرو شد. گزارشها درباره صدور و بعدتر تایید حکم ۷۴ ضربه شلاق برای او نیز بازتاب گستردهای داشت.
آنیتا میگوید نخستین بار که اجرای پرستو احمدی را آنلاین دید، «مو به تنش سیخ شد».
به گفته او، دیدن این اجرا یادآور تجربه خودش و زنانی بود که با وجود محدودیتها تلاش میکنند صدایشان را به گوش مخاطبان برسانند.
در همین حال، محمد مرندی، استاد دانشگاه و از چهرههای نزدیک به جمهوری اسلامی، درباره اجرای حکم شلاق در ایران گفته است این شیوه با شلاق زدن اسب متفاوت و «بسیار ملایم» است. این اظهارنظر نیز بازتاب گستردهای پیدا کرد.
پنج دهه محدودیت برای آواز زنان
ماجرای آنیتا بخشی از داستان بزرگتر زنان خواننده در ایران است. در قوانین کیفری ایران عنوان مستقلی به نام «جرم آواز خواندن زنان» وجود ندارد، اما محدودیتهای حقوقی، اداری و فرهنگی، در کنار برداشتهای فقهی، در عمل امکان فعالیت عمومی زنان خواننده را محدود کرده است.
زنان خواننده در ایران طی دههها با محدودیتهایی برای حضور در صحنههای عمومی روبهرو بودهاند و بخشی از فعالیت موسیقایی آنها به فضاهای خصوصی، اجراهای غیررسمی و در سالهای اخیر به شبکههای اجتماعی منتقل شده است. برخی از آنها نیز ناگزیر از ایران به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند.
زنان ایران نیز در نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷، در برابر محدودیتها و تبعیضهای حقوقی و اجتماعی به شیوههای مختلف مقاومت کردهاند؛ از اعتراضهای فردی و جمعی گرفته تا حضور در عرصههای اجتماعی و فرهنگی.
این روند در سال ۲۰۲۲ و پس از مرگ مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد، بیش از هر زمان دیگری در معرض توجه جهانی قرار گرفت. اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به یکی از گستردهترین جلوههای این مبارزات تبدیل شد و تصاویر زنان بدون حجاب اجباری، حضور آنان در فضای عمومی و فعالیتهای هنری و فرهنگیشان، از جمله آواز خواندن، به مخاطبان سراسر جهان رسید.
شبکههای اجتماعی؛ فرصتی برای تمرین و عرضه آواز
برای بسیاری از زنان جوان، شبکههای اجتماعی نیز به فضایی برای انجام فعالیتهایی تبدیل شدهاند که امکان حضور رسمی آنها در آن وجود ندارد.
تجربه آنیتا یکی از نمونههای کمتر دیدهشده این وضعیت است؛ زنی که یک ویدیوی کوتاه در خیابان برایش به پرونده قضایی، ممنوعالخروجی، پلمب استودیو و حکم ۷۴ ضربه شلاق منجر شد.
با وجود این محدودیتها، صدای زنان بهطور کامل از فضای عمومی حذف نشده است. از استودیوهای کوچک و اجراهای خصوصی تا خیابانها و شبکههای اجتماعی، زنان خواننده همچنان راههایی برای رساندن صدای خود به مخاطبان پیدا میکنند.
آنیتا میگوید وقتی انتشار کارش به تعویق میافتد، مخاطبانش سراغ او را میگیرند و به او میگویند: «پاشو، پاشو دختر ایران، برو، باید بخونی.»