کانال سوئز تنها یک آبراه میان دریای مدیترانه و دریای سرخ نیست؛ یکی از مهمترین شریانهای تجارت جهانی است.
این کانال که در سال ۱۸۶۹ افتتاح شد، کوتاهترین مسیر دریایی میان اروپا و آسیا را فراهم میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند زنجیره تامین جهانی، بازار انرژی و قیمت کالاها را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای اخیر، از به گل نشستن کشتی «اور گیون» در سال ۲۰۲۱ گرفته تا حملات به کشتیهای تجاری در دریای سرخ، بارها آسیبپذیری این مسیر راهبردی آشکار شده است. اکنون نیز با افزایش تنشهای امنیتی در منطقه، این پرسش دوباره مطرح شده است: اگر کانال سوئز به طور کامل بسته شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
کانال سوئز چه اهمیتی برای تجارت جهان دارد؟
بر اساس برآوردهای کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD)، حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت جهانی و نزدیک به ۲۲ درصد تجارت دریایی کانتینری جهان از کانال سوئز عبور میکند. این مسیر همچنین یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال نفت، گاز طبیعی مایع، خودرو، غلات و کالاهای صنعتی میان آسیا و اروپا است.
در صورت بسته شدن کانال، کشتیها چه میکنند؟
تنها جایگزین عملی، دور زدن قاره آفریقا از مسیر دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی است.
این مسیر معمولا بین ۱۰ تا ۱۵ روز به زمان سفر میان آسیا و اروپا اضافه میکند و هزاران کیلومتر طولانیتر است. نتیجه آن، افزایش مصرف سوخت، هزینه حملونقل، دستمزد خدمه و هزینه بیمه خواهد بود.
نخستین اثر اقتصادی چیست؟
اولین پیامد، افزایش هزینه حملونقل دریایی است.
تجربه بحران دریای سرخ در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان داد که کاهش عبور کشتیها از کانال سوئز باعث جهش کرایه حمل کانتینر و افزایش زمان تحویل کالاها شد. صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که ادامه چنین اختلالهایی میتواند زنجیرههای تأمین را مختل و فشارهای تورمی را تشدید کند.
آیا قیمت کالاها افزایش مییابد؟
وقتی حملونقل گرانتر و زمان تحویل طولانیتر شود، هزینه اضافی در نهایت به قیمت کالاها منتقل میشود.
بیشترین تأثیر معمولا بر کالاهایی دیده میشود که به حملونقل دریایی وابستگی بالایی دارند، از لوازم الکترونیکی و پوشاک گرفته تا خودرو، مواد اولیه کارخانهها و برخی مواد غذایی. سازمان ملل هشدار داده است که اختلالهای طولانیمدت در مسیرهای دریایی میتواند امنیت غذایی و قیمت انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بازار انرژی چه واکنشی نشان میدهد؟
کانال سوئز و خط لوله «سومد» از مسیرهای مهم انتقال نفت و گاز میان خاورمیانه و اروپا هستند.
در صورت بسته شدن کانال، بخشی از صادرات نفت و گاز ناچار خواهد شد مسیر طولانیتری را طی کند. همین موضوع میتواند هزینه حمل انرژی را افزایش دهد و در صورت همزمانی با اختلال در گذرگاههای دیگری مانند تنگه هرمز یا بابالمندب، فشار بیشتری بر بازارهای جهانی وارد کند.
کدام کشورها بیشترین آسیب را میبینند؟
اروپا احتمالا بیش از دیگر مناطق تحت تاثیر قرار میگیرد، زیرا بخش بزرگی از واردات کالا از آسیا از این مسیر انجام میشود.
در مقابل، کشورهای صادرکننده آسیایی نیز با افزایش هزینه صادرات و طولانیتر شدن زمان تحویل روبهرو خواهند شد.
از سوی دیگر، مصر نیز میلیاردها دلار درآمد سالانه حاصل از عوارض عبور کشتیها را از دست خواهد داد. درآمدی که یکی از منابع مهم ارز خارجی این کشور به شمار میرود.
آیا اقتصاد جهان از چنین بحرانی جان سالم به در میبرد؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که شرکتهای کشتیرانی میتوانند مسیرهای خود را تغییر دهند، اما این انعطافپذیری رایگان نیست. سفرهای طولانیتر، هزینه بیشتر، انتشار کربن بالاتر و تأخیر در تحویل کالاها از پیامدهای اجتنابناپذیر آن خواهد بود.
به همین دلیل، اقتصاددانان معتقدند مشکل اصلی بسته شدن کانال سوئز، توقف کامل تجارت جهانی نیست؛ بلکه گرانتر، کندتر و پیچیدهتر شدن آن است.
بسته شدن کانال سوئز به معنای فلج شدن تجارت جهانی نخواهد بود، اما یکی از مهمترین شریانهای اقتصاد جهان را مختل میکند.
هرچه این اختلال طولانیتر شود، فشار بر زنجیرههای تأمین، قیمت انرژی، هزینه حملونقل و در نهایت تورم جهانی بیشتر خواهد شد. موضوعی که در سالهای اخیر، از بحران کشتی «اور گیون» تا حملات به کشتیهای تجاری در دریای سرخ، بارها اهمیت آن را نشان داده است.