بهنظر میرسد آتش زیر خاکستر ایران و آمریکا بار دیگر شعلهور شده و شرایط به سمت یک جنگ همه جانبه میل میکند. آیا درگیری میان ایران و آمریکا به جنگ تمام عیار ختم خواهد شد یا اینکه دو طرف به صلح میرسند؟ یورونیوز در این باره با هوشنگ امیراحمدی، علی افشاری، محسن سازگارا و افشار سلیمانی گفتوگو کرده.
در حالی که در سوم مرداد ماه جاری (۲۵ ژوئیه)، حملات آمریکا به جنوب ایران پس از حدود دو هفته متوقف شده بود، از روز پنجشنبه ۸ مرداد (۳۰ ژوئیه) دور جدید حملههای آمریکا به ایران آغاز شد. حملاتی که گسترۀ جغرافیاییاش بیش از مناطق جنوبی ایران بوده و مناطقی در استان فارس و حتی بندر انزلی در شمال ایران را نیز شامل شده است.
علاوه بر این، ایالات متحده آمریکا همراه با نیروی هوایی عربستان در روز پنجشنبه حمله سنگینی به مقر نیروهای حشدالشعبی انجام داد که تلفات زیادی در بر داشت و به کشتهشدن چند تن از اعضای سپاه پاسداران نیز انجامید. این اقدام پس از حمله پهپادی روز چهارشنبه به یک نفتکش آمریکایی حامل گاز طبیعی مایع در بندر دمیاط مصر صورت گرفت. اقدامی که ایالات متحده مسئولیت آن را متوجه جمهوری اسلامی ایران میداند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در اوایل مردادماه در حالی که مذاکرات با ایران را «خیلی خوب» توصیف کرده و از «فرصت دوباره به دیپلماسی» سخن گفته بود، روز جمعه با اظهار بیاعتمادی به مذاکره با جمهوری اسلامی، رفتار مقامات حکومت ایران را «غیرصادقانه» و «غیرشرافتمندانه» توصیف کرد.
تکرار درگیریهای نظامی ایران و آمریکا و کوتاهترشدن فاصلۀ آتشبس میان این زدوخوردها، در کنار اخبار مربوط به حملات هوایی کویت و بحرین به ایران و نیز حملۀ اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، این احتمال را بیش از پیش قوت بخشیده است که دولت ترامپ در تلاش است یک ائتلاف نظامی بینالمللی را علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند؛ تلاشی که طی جنگ چهلروزه، پس از اینکه ناتو دعوت ترامپ برای پیوستن به حملات آمریکا علیه ایران را رد کرد، شکست خورد.
با این حال به نظر میرسد که توسعه دامنه جنگ در خدمت افزایش شانس دولت ترامپ برای ایجاد چنین ائتلافی علیه ایران است. اینکه شکلگیری چنین ائتلافی تا چه حد محتمل است و چه تبعاتی برای تهران دارد و قدرتهای همسو با جمهوری اسلامی، یعنی روسیه و چین، چه واکنشی به آن نشان میدهند، موضوعی است که یورونیوز در گفتگو با چهار تن از تحلیلگران مسائل سیاسی ایران به آن پرداخته است.
ادامه جنگ به زیان ایران است
افشار سلیمانی، کارشناس روابط بینالملل و سفیر پیشین ایران در آذربایجان، دربارۀ وضعیت کنونی جنگ ایران و آمریکا میگوید:
«شرایط ایران جوری است که باید این درگیری را جمع کند چون نهایتا به ضررش تمام خواهد شد. روسیه و چین در پشت صحنه، اقداماتی به نفع ایران انجام میدهند ولی به صورت جدی و محکم به نفع ایران وارد میدان نمیشوند. تحولات کنونی نشان نمیدهد که اگر ایران در موضع فعلیاش باقی بماند، نتیجه بگیرد. من قبلا هم که تفاهمنامه بین ایران و آمریکا امضا شد، گفته بودم که کاسهای زیر نیمکاسه است و به نظر نمیرسد که این تفاهمنامه نتیجهای در بر داشته باشد. جمهوری اسلامی استراتژیست درستوحسابی ندارد. در تفاهمنامه، آمریکا برای ایران تله گذاشت و آن هم این بود که گفتند تنگۀ هرمز باز شود ولی جزئیات و کیفیت این بازگشایی به درستی معلوم نشد. در آن بند باید یک کلمۀ «فقط» گذاشته میشد. یعنی مینوشتند عبور و مرور کشتیها فقط زیر نظر ایران باشد. همان موقع آمریکاییها در نظر داشتند که کشتیها را از جنوب تنگۀ هرمز عبور دهند. یعنی از سمت عمان و میدانستند که ایران به این اقدام واکنش نشان میدهد و آنها هم به واکنش ایران جواب میدهند و همین اقدام ایران را میتوانند مبنای تلاش برای ایجاد یک اتحاد بینالمللی علیه ایران بکنند. یعنی به دنیا میگویند ایران علیرغم تفاهمنامۀ امضاشده، باز اجازه نمیدهد کشتیها از تنگۀ هرمز عبور کنند.»
این دیپلمات پیشین، حمله ایران به سه کشتی در تنگه هرمز در اواسط مرداد ماه را اقدامی نادرست دانست و گفت: «به نظرم ایران پس از امضای تفاهمنامه نباید به آن سه کشتی در تنگۀ هرمز حمله میکرد. آن حمله، بهانۀ لازم را به دست آمریکا و متحدانش داد و کار را به این جا رساند که شاهدش هستیم. برای اینکه سه تا کشتی از سمت عمان در تنگۀ هرمز عبور نکنند، جنوب ایران این همه تخریب شده و زیرساختهایش از بین رفته و کلی آدم کشته شدهاند. قرار است ۱۲ میلیارد دلار از آمریکا در دو مرحله دریافت کنیم، ولی با حملات اخیر آمریکا به جنوب ایران، مستقیم و غیرمستقیم، ۱ تریلیون دلار ضرر کردهایم. حکومت ایران احساس کرد در تفاهمنامه کلاه سرش رفته، کار را به جنگ کشاند و این اقدام به ضرر کشور تمام شده است.»
«درآینده شاهد حمله زمینی آمریکا به ایران خواهیم بود»
آقای سلیمانی با بعید دانستن احتمال توافق ایران و آمریکا، سیاست ترامپ در قبال ایران را متشکل از اجزای گوناگونی میداند که نهایتا به شکلگیری یک ائتلاف بینالمللی و حملۀ زمینی آمریکا به ایران ختم خواهد شد.
او در توضیح این نظرش به یورونیوز گفت: «شلکن سفتکن ترامپ، دروغها و فریبکاریهایش، حملات و پایاندادن به حملاتش، همگی اجزاء یک سیاست واحد هستند. او در مجموع سعی میکند نوعی بالانس را در سیاستش علیه جمهوری اسلامی رعایت کند و به تدریج با یارگیری، در صورتی که ایران با او راه نیاید، حملهای همهجانبه و شدیدتر از قبل به جمهوری اسلامی ایران بکند. فعلا نمنم در حال زدن جنوب ایران است و به نظر من احتمالش خیلی کم است که توافقی بین دولت ترامپ و جمهوری اسلامی شکل بگیرد. بنابراین در آینده شاهد حملۀ زمینی آمریکا به ایران نیز خواهیم بود. به نظر من حملۀ اوکراین به کشتی ایرانی هم یک سناریو بود برای باز کردن جبهۀ سومی علیه ایران. در واقع قرار است ایران را به تحرکاتی وادار کنند که دنیا، بویژه کشورهای غربی، علیه ایران متحد شود. مثلا اخیرا بلغارستان اجازه داد هواپیماهای آمریکا در خاکش مستقر شوند. بریتانیا هم که اجازه داد هواپیماهای آمریکایی از پایگاهش استفاده کنند. اعراب هم اگر بدانند آمریکا حتما بر ایران غلبه میکند، قطعا در کنار آمریکا میایستند. اعراب اگر ببینند یارگیریهای ترامپ از سایر نقاط دنیا زیاد شده، به ائتلاف ترامپ و شرکایش میپیوندند تا مسئلۀ ایران را جمع کنند. اما در شرایط فعلی دودل هستند. ولی اگر ببینند تلاش ترامپ برای جمعکردن داستان ایران واقعا جدی است، احتمال اتحاد اعراب علیه ایران و همراهیشان با سایر کشورهای متخاصم با ایران، جدی است. این اخبار مربوط به کاهش موشکهای آمریکا هم به نظر من بازی است و هدفش تهییج و به خطا انداختن ایران است.»
«شانس صلح پایدار، بیشتر از جنگ تمامعیار است»
اما هوشنگ امیراحمدی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی ایران سیاست تهاجمی ایران در تنگه هرمز را مفید میداند و درباره وضعیت کنونی تقابل ایران و آمریکا و تبعات آن میگوید: «آمریکا با ایران بازی موشوگربه راه انداخته و سعی دارد کنترل بازی را هم در دست داشته باشد. به علت موضع تدافعی ایران تا امروز، این بازی را آمریکا با موفقیت علیه ایران پیش برده است. در این چند روز گذشته اما نظامیان ایران از موضع دفاعی به یک موضع تهاجمی کنترلشده روی آوردهاند. این موضع جدید میتواند بازی آمریکا را تا حد زیادی بیاثر کند. سیاست جنگی آمریکا بر اساس «بهترین دفاع، حمله است» استوار شده. نظامیهای ایران برای اولین بار دارند مثل خود آمریکاییها فکر میکنند. یعنی به حملۀ دفاعی روی آورده اند. نمونه: حمله به اردن! از این پس آمریکا مجبور است بازی خودش را عوض کند و با این راهبرد جدید ایران هماهنگ شود. پس به جای ادامه بازی گذشته باید یا به سوی جنگ تمامعیار برود یا به سوی صلح پایدار. احتمال این دومی را من بیشتر میدانم. البته اگر بوروکراسی لشکری بتواند بوروکراسی کشوری را هم در مسیر این راهبرد جدید حرکت دهد. امیدوارم بتواند چون در غیر این صورت، بازی موشوگربه آمریکا ادامه پیدا خواهد کرد.»
احتمال ائتلاف بزرگ علیه ایران افزایش یافته
علی افشاری، تحلیلگر و فعال سیاسی، شرایط کنونی جنگ ایران و آمریکا را در راستای خواست ترامپ برای ایجاد یک ائتلاف بزرگ علیه جمهوری اسلامی میداند و اوضاع را این طور توصیف میکند:
«آمریکا از همان ابتدا تا حدی از کمکهای متحدین غربی و عربی خودش استفاده کرده و نیز از ابتدا دنبال این بود که ناتو را به این جنگ بکشاند. البته کشورهای اصلی عضو ناتو چنین درخواستی را نپذیرفتند ولی فرانسه و بریتانیا و ایتالیا به درجاتی امکانات خودشان را در اختیار آمریکا گذاشتند. همچنین کشورهای عربی هم تا حدی خدمات پشتیبانی و لجستیکی به آمریکا دادهاند. اما آمریکا در تنگناهایی قرار دارد و ترامپ نمیخواهد این جنگ فرسایشی شود. از سوی دیگر او خواستار تسلیم ایران است و این هدف را دور از دسترس میبیند. بنابراین دولت ترامپ الان در تلاش است تا همکاریهای منطقهای و جهانی را گسترش دهد و ائتلافی بزرگ علیه ایران ایجاد کند. عربستان سعودی هم مدعی است برای بازکردن تنگۀ بابالمندب چنین ائتلافی ایجاد کرده. با توجه به تغییر نخستوزیر بریتانیا و همراهی بیشتر نخستوزیر جدید این کشور با آمریکا و البته آثار منفی جهانی بستهبودن تنگۀ هرمز، آمریکا تا حدی میتواند کشورهای غربی را به سمت مداخلاتی عیله ایران سوق دهد. از سوی دیگر، عمان هم با فرانسه و بریتانیا مذاکراتی داشته. مجموع این موارد، احتمال شکلگیری یک ائتلاف بزرگ علیه جمهوری اسلامی را افزایش داده است.»
جمهوری اسلامی به هشدارهای پاکستان اهمیتی نمیدهد
با این حال، آقای افشاری شکلگیری ائتلاف مد نظر ترامپ را به معنای قطعیبودن سقوط جمهوری اسلامی نمیداند و در ادامه سخنانش میگوید: «اما اینکه این ائتلاف بتواند به سرعت معادلات نظامی و امنیتی خلیج فارس را تغییر دهد، معلوم نیست. تاثیر این ائتلاف بر جمهوری اسلامی هم در عمل تست خواهد شد. قطعا کار برای جمهوری اسلامی سختتر میشود. جمهوری اسلامی هم با استفاده از نیروهای نیابتی، جبهههای موازی درست کرده اما این اقدام تاثیر محدودی داشته است. با این حال ما شاهد هستیم که جمهوری اسلامی از گسترش سطح تنش تا حدی استقبال میکند. البته چنین رویکردی تمامعیار نیست. مثلا در قبال اوکراین، گرایش کلی در جمهوری اسلامی این بود که چنین جبههای باز نشود ولی در مواجهه با عربستان سعودی این طور نبوده. حتی ناامنکردن کانال سوئز هم مورد توجه جمهوری اسلامی قرار گرفته و حکومت ایران به نتایج احتمالی ناخرسندی دولت مصر اهمیت چندانی نمیدهد. همچنین، جمهوری اسلامی به هشدارهای دولت پاکستان بابت فشار بر عربستان سعودی اهمیت چندانی نداده است.»
این تحلیلگر سیاسی مسائل ایران نهایتا میگوید: «به هر حال به نظر میرسد که این جنگ دارد طولانیتر از تصورات قبلی میشود و ابعاد منطقهای و جهانیاش هم رو به گسترش است. دربارۀ توسعۀ منطقهای جنگ باید گفت کشورهای عربی هم به دلیل تاثیرات منفی جنگ بر اقتصادشان و کاهش فروش نفت و گازشان، ناگزیرند در این جنگ شرکت کنند. البته کویت و بحرین و تا حدودی امارات متحدۀ عربی در مقاطعی در حملات آمریکا مشارکت داشتهاند. در مجموع با طولانیشدن جنگ، شکیبایی کشورهای عربی هم در قبال ایران در حال کاهش است.»
ترامپ در پی دولتسازی در ایران نیست
محسن سازگارا، فعال و تحلیلگر سیاسی مقیم آمریکا احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران را اندک میداند و در توضیح دلایل نظرش چنین میگوید: «آمریکا اگر بتواند، کشورهای دیگر را با خودش همراه میکند. آقای ترامپ قبلا سعی خودش را کرد ولی حتی اعضای ناتو حاضر نشدند با ایران درگیر شوند. اعراب حاشیۀ خلیج فارس اصولا نیروی زمینی ندارند. حتی عربستان که جمعیت کافی دارد، الان پانزده سال است در مواجهه با مسئلۀ یمن تحت این فشار بوده که اگر میخواهد اقدامی اساسی انجام دهد، باید سربازانش را در یمن پیاده کند و آنجا را کاملا تصرف کند ولی این کار را نکرده است. الان هم سیاست عربستان کماکان این است آتش جنگ ایران و آمریکا را بخواباند یا دست کم خودش را از این جنگ دور نگه دارد. آمریکا در جنگ هوایی به نیروی سایر کشورها نیازی ندارد ولی در جنگ زمینی اگر بتواند، از نیروی زمینی سایر کشورها استفاده میکند.»
آقای سازگارا در ادامه سخنانش افزود: «اما اصولا این جنگ از نظر آقای ترامپ معطوف به پیادهکردن نیروی زمینی و فتح تهران و سرنگونی حکومت ایران نیست. حتی اگر همۀ اروپاییها با آمریکا همدست شوند، در آمریکا وحشت زیادی نسبت به چنین اقدامی وجود دارد. برگشتن تابوت جوانان آمریکایی در جنگ ویتنام، کابوس آمریکاییهاست. تجربۀ افغانستان و عراق به آمریکا این درس را داد که نمیتواند در کشورهای دیگر دولت بسازد. به همین دلیل احتمالش خیلی کم است که آمریکا در پی فتح ایران با استفاده از نیروی زمینی باشد.»
حضور اسرائیل، مانعی برای ائتلاف گسترده علیه ایران است
سازگارا درباره شانس شکلگیری ائتلاف بینالمللی مد نظر ترامپ به یورونیوز گفت: «حضور اسرائیل در این جنگ، معضلی است. اسرائیل از یکسو متحد آمریکا و غرب است ولی حضورش کشورهای عربی و اسلامی را تا حدودی مردد میکند. در کشورهای اروپایی هم یک اقلیت مهم مسلمان حضور دارد که رای میدهند و سیاستمداران اروپایی یک چشمشان به آنهاست. اروپاییها در جنگ عراق شرکت نکردند و در جنگ افغانستان هم حضور نمادین داشتند و تلفات خیلی کمی دادند. به هر حال حضور اسرائیل در این جنگ، معضلی برای آمریکا در مسیر ایجاد ائتلاف گسترده علیه ایران است.»
این تحلیلگر سیاسی، واکنش احتمالی چین و روسیه به ائتلاف کشورهای غربی و عربی علیه ایران را این طور توصیف کرد: «اگر ائتلاف گستردهای علیه ایران شکل بگیرد، چین همین موضع فعلیاش را خواهد داشت. یعنی در ظاهر صحبت از صلح و آشتی میکند ولی در باطن، اگر دستش برسد، نفت به آتش میپاشد تا آمریکا را درگیرتر کند. روسیه اما پیشاپیش با اتحادیۀ اروپا بر سر اوکراین سرشاخ است. اصولا هم ایدئولوژی و تئوری آقای پوتین ضد غرب و ضد دموکراسی است و روسیه نزدیکترین متحد جمهوری اسلامی است. با اینکه روسها از زمان استالین تا الان دربارۀ اسرائیل ملاحظات خودشان را دارند و نمیتوانند خیلی از اسرائیل فاصله بگیرند، ولی جهت اصلیشان را حفظ میکنند و با ایران به صورت پوشیده و در پرده همکاری خواهند کرد چون روسیه و جمهوری اسلامی ایران، به قول خانم اپلباوم، جزو «شرکت سهامی کشورهای خودکامه» هستند.»
ممکن است این جنگ مثل جنگ ایران و عراق طولانی شود
محسن سازگارا نهایتا عملکرد جمهوری اسلامی را در خدمت افزایش شانس دولت ترامپ برای ایجاد یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران و بازندۀ بزرگ تشدید جنگ را مردم ایران دانست و گفت:
«یکی از عوامل اصلی ایجاد یک ائتلاف بینالمللی گسترده علیه ایران، خود جمهوری اسلامی است که با اقدامات و نیروهای نیابتیاش سعی میکند منطقه را به آتش بکشد. ممکن است در منطقه آتش بزرگی به پا شود که بیشتر از همه دودش به چشم مردم ایران خواهد رفت. پاکستان در همسایگی ما، با عربستان پیمان نظامی دارد و با کویت هم پیمان آموزشی بسته و نیروی زمینی و هوایی دارد و حتی بیشتر از اسرائیل بمب اتمی دارد. سیاست جنگ، یک طرفش هم جمهوری اسلامی است که به نظر من، با توجه به سیاستی که حکومت ایران در پیش گرفته و تاکید دارد که آمریکا باید از منطقه خاورمیانه خارج شود و اسرائیل هم باید محو شود، کشور ما را به سمتی هدایت میکند که ممکن است، مثل دوران جنگ ایران و عراق، سالها درگیر جنگ با کشورهای منطقه باشیم. بازندۀ بزرگ این جنگ مردم ایران خواهند بود؛ جنگی که تا همین الان بیش از نیم تریلیون دلار خسارت به ایران زده و طعم تلخ این خسارت را مردم ایران با تحمل گرانی و بیکاری دارند میپردازند و تازه این اول راه است.»