Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

چرا آمریکا با وجود برتری نظامی، در جنگ‌ها به پیروزی سیاسی نمی‌رسد؟

نیروهای ارتش ایالات متحده
نیروهای ارتش ایالات متحده Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

رادیو ملی آمریکا (NPR) در گزارشی با بررسی تجربه جنگ‌های افغانستان، عراق و ایران، این پرسش را مطرح کرده است که چرا ایالات متحده با وجود برخورداری از قدرتمندترین ارتش جهان، در دستیابی به اهداف سیاسی خود در جنگ‌ها با دشواری روبه‌رو است.

این گزارش یادآور می‌شود که آمریکا طی ۲۵ سال گذشته بیش از ۲۰ سال درگیر سه جنگ بزرگ در خاورمیانه بوده است؛ ابتدا افغانستان، سپس عراق و اکنون ایران. هر سه جنگ با وعده پیروزی سریع و تکیه بر برتری نظامی آغاز شدند، اما در نهایت نتوانستند به اهداف سیاسی اعلام‌شده واشنگتن دست یابند.

آگهی
آگهی

در افغانستان، آمریکا تنها چند هفته پس از حمله در سال ۲۰۰۱ حکومت طالبان را سرنگون کرد، اما پس از ۲۰ سال جنگ، با خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱، طالبان بار دیگر قدرت را در دست گرفت. در عراق نیز اگرچه رژیم صدام حسین به سرعت سقوط کرد، اما این کشور سال‌ها گرفتار جنگ، شورش و بی‌ثباتی شد. اکنون نیز با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران، حکومت جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است و جنگ نیز پایان نیافته است.

پیتر برگن، تحلیلگر امنیت ملی و نویسنده کتاب «همه جنگ‌های روسای جمهور»، معتقد است آمریکا در آغاز جنگ‌ها عملکرد نظامی موفقی دارد، اما در پایان دادن به آن‌ها ناکام می‌ماند. او می‌گوید: «ما معمولا در آغاز جنگ‌ها در تخریب اهداف و از بین بردن دشمن عملکرد خوبی داریم، اما برای روز بعد از جنگ، یعنی صلحی که قرار است پس از آن برقرار شود، برنامه‌ریزی نمی‌کنیم.»

به نوشته رادیو ملی آمریکا (NPR)، یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست خارجی آمریکا، اتکای بیش از حد به قدرت نظامی و کم‌توجهی به دیپلماسی است. پل سالم، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، در این باره می‌گوید: «آمریکا اشتهای یک امپراتوری را دارد، اما با ذهنیت یک گردشگر عمل می‌کند.» به اعتقاد او، واشنگتن تصور می‌کند می‌تواند با تغییر رهبران یک کشور، ساختار سیاسی آن را نیز به سرعت دگرگون کند؛ در حالی که کشورهایی مانند عراق، افغانستان یا ایران دارای پیچیدگی‌های تاریخی، اجتماعی و نهادی هستند که با یک مداخله نظامی تغییر نمی‌کنند.

برگن نیز دیدگاه مشابهی دارد و می‌گوید آمریکا مانند یک امپراتوری رفتار می‌کند، اما حاضر نیست هزینه‌های اداره یک امپراتوری را بپردازد. او توضیح می‌دهد: «امپراتوری‌ها مستلزم حضور طولانی‌مدت، شناخت زبان و فرهنگ محلی و ماندن در منطقه هستند؛ اما آمریکا تمایلی به انجام چنین کاری ندارد.»

این گزارش همچنین به تناقض در سیاست‌های دونالد ترامپ اشاره می‌کند. دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی وعده داده بود آمریکا را از «جنگ‌های بی‌پایان» دور نگه دارد، اما اکنون درگیر رویارویی نظامی با ایران شده است؛ آن هم بدون اعزام نیروهای زمینی.

داگلاس لوت، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و سفیر پیشین این کشور در ناتو، معتقد است اگر آمریکا تصمیم دارد تنها به حملات هوایی تکیه کند، باید اهداف خود را نیز محدود کند. او می‌گوید: «وقتی فقط یک کارزار بمباران را آغاز می‌کنیم اما همچنان اهداف حداکثری مانند تغییر رژیم را دنبال می‌کنیم، تقریبا هیچ شانسی برای موفقیت وجود ندارد؛ مگر اینکه صرفا خوش‌شانس باشیم و خوش‌شانسی مبنای یک عملیات نظامی نیست.»

به گفته لوت، یکی از مشکلات تکرارشونده آمریکا در جنگ‌های اخیر، نبود تناسب میان اهداف، راهبردها و ابزارهای نظامی بوده است. او می‌افزاید: «بارها میان اهداف، شیوه اجرا و امکانات موجود ناهماهنگی وجود داشته و درک کافی از آنچه واردش می‌شدیم، نداشتیم.»

گزارش رادیو ملی آمریکا (NPR) همچنین به تغییر ماهیت جنگ‌های مدرن اشاره می‌کند. با وجود برتری فناوری نظامی آمریکا، نیروهای محلی با استفاده از تاکتیک‌های نامتقارن توانسته‌اند هزینه‌های سنگینی بر ارتش آمریکا تحمیل کنند. در افغانستان و عراق، بمب‌های کنار جاده‌ای و عملیات انتحاری، برتری نظامی آمریکا را تا حد زیادی خنثی کرد. در جنگ با ایران نیز استفاده گسترده از پهپادهای ارزان‌قیمت و ایجاد اختلال در تنگه هرمز، نمونه‌ای از این شیوه نبرد عنوان شده است.

استیون والت، استاد دانشگاه هاروارد، در این زمینه می‌نویسد: «کسانی که مجذوب فناوری پیشرفته جنگنده‌های اف-۳۵ و عملیات‌های پیچیده نظامی آمریکا و اسرائیل شده‌اند، از این واقعیت غافل مانده‌اند که جنگ به تدریج به نفع مدافعان محلی تغییر کرده است؛ حتی اگر با دشمنی بسیار قدرتمندتر روبه‌رو باشند.»

به باور تحلیلگران این گزارش، نمونه‌ای که آمریکا در آن به اهداف خود دست یافت، جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بود. در آن زمان، دولت جورج بوش پدر با جلب حمایت سازمان ملل و تشکیل ائتلافی بین‌المللی، تنها هدف خود را آزادسازی کویت از اشغال عراق اعلام کرد و از تلاش برای سرنگونی حکومت صدام حسین خودداری کرد.

داگلاس لوت درباره آن جنگ می‌گوید: «آن جنگ آخرین باری بود که آمریکا اهدافی واقع‌بینانه داشت. هدف فقط آزادسازی کویت بود، نه حرکت به سمت بغداد، نه سرنگونی صدام و نه تغییر حکومت عراق.»

در پایان گزارش، رادیو ملی آمریکا (NPR) تاکید می‌کند که اگرچه دولت ترامپ به دنبال پایان دادن به جنگ با ایران است، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی پایان این درگیری نیز به معنای پایان رویارویی واشنگتن و تهران نخواهد بود. به گفته پل سالم، آمریکا همچنان توانایی حمله به ایران را خواهد داشت و در مقابل، ایران نیز همچنان قادر است هزینه‌هایی بر اقتصاد جهانی و در نتیجه بر دولت آمریکا تحمیل کند. از این رو، آینده روابط دو کشور همچنان با احتمال تنش و درگیری‌های جدید همراه خواهد بود.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

راز ۳۰۰ فروند پهپاد ایرانی در کارائیب؛ آیا جمهوری اسلامی به کوبا تسلیحات نظامی فرستاده است؟

آتلانتیک: ترامپ در قبال ایران جز گزینه‌های فاجعه‌بار انتخابی ندارد

تنش و دیپلماسی در خلیج فارس؛ کاخ سفید: ترامپ همچنان به گفتگو با ایران تمایل دارد