Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از «امید به جنگ» تا تردید پس از ۳۹ روز حمله؛ افکار عمومی چه آینده‌ای برای ایران متصور است؟

تهران، ایران
تهران، ایران Copyright  AP
Copyright AP
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹اسفند ماه ۱۴۰۴ در شرایطی رقم خورد که حدود ۵۰ روز از کشتار وسیع مردم ایران در اعتراضات دی‌ماه می‌گذشت و اکثریت افکار عمومی از فرط اندوه و خشم ناشی از آن سرکوب خونین و بی‌سابقه در تاریخ ایران، خواستار حمله نظامی آمریکا و عملی شدن وعده ترامپ بودند.

دونالد ترامپ پیش از آغاز کشتار مردم ایران در هجدهم دی‌ماه، به حکومت ایران هشدار داده بود که در صورت سرکوب خونین معترضان، باید منتظر واکنش نظامی شدید ایالات متحده باشند. پس از سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه، گروهی از ایرانیان مقیم خارج، که قبلا مخالف حمله نظامی آمریکا به جمهوری اسلامی ایران بودند، تغییر موضع دادند و از «ضرورت جنگ با جمهوری اسلامی» دفاع کردند. در میان مردم ساکن ایران نیز، تعداد و درصد موافقان جنگ به وضوح بیشتر از قبل شد. در واقع اتفاقات دی‌ماه ۱۴۰۴ بسیاری از مردم و نخبگان را به این باور رساند که انقلاب در ایران ممکن نیست و جنگ تنها راه عبور ایران از جمهوری اسلامی است.

آگهی
آگهی

اکنون که جنگ به پایان رسیده و جمهوری اسلامی علیرغم ۳۹ روز حملات شدید آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و سیاسی‌اش سقوط نکرده، مردم ایران چه نظری درباره جنگ دارند؟ گفت‌وگو با شهروندان در ایران نشان می‌دهد که «مصائب جنگ» موجب تجدید نظر بخشی از افکارعمومی نسبت به «نقش رهایی‌بخش جنگ» یا «مفید بودن جنگ» شده است. با این حال، به نظر می‌رسد که هنوز در ایران کم نیستند شهروندانی که از ایده «براندازی حکومت از طریق جنگ» دست کم به نحو مشروط حمایت می‌کنند.

یورونیوز برای حفظ امنیت مصاحبه‌شوندگان، در این گزارش از نام‌های مستعار و اختصاری استفاده کرده است.

موافقان جنگ چه می‌گویند؟

در بین مصاحبه‌شوندگان، برخی گفتند که قبل از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، خواهان آغاز جنگ بودند و هنوز هم با جنگ موافق‌اند. مهدی، ۴۴ ساله، ناشر کتاب و ساکن تهران، می‌گوید: «جمهوری اسلامی فشارهای زیادی به مردم ایران آورده بود و مردم در واکنش به عملکرد این حکومت، آخرین زورشان را در دی‌ماه پارسال زدند. بعد از آن معلوم شد غیر از فشار خارجی، راهی برای ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی نیست. رهبران جمهوری اسلامی راه هر تغییری را کاملا بسته بودند. حملۀ نظامی باعث شد در سطح سران جمهوری اسلامی هم تغییری ایجاد شود. البته من نمی‌دانم تبعات این تحول چه خواهد بود ولی به نظرم بهتر شد که چنین تحولی ایجاد شد. در واقع راه دیگری جز جنگ باقی نمانده بود.»

او می‌گوید در پاسخ به این سوال که آیا می‌خواهد جنگ دوباره شروع شود یا نه؟ با کمی مکث این طور جواب می‌دهد: «عمده کالاهایی که وارد ایران می‌شوند، از بنادر جنوبی وارد می‌شوند. اگر قرار است محاصره دریایی به طور کامل اجرا شود، به ئظرم فشار محاصره اقتصادی بر مردم، از جنگ هم بدتر است. بنابراین جنگ را به حالتی که آتش‌بس با محاصره دریایی برقرار است، ترجیح می‌دهم.»

محمد، کوهنورد حرفه‌ایِ ۳۹ ساله نیز جزو کسانی است که موافق جنگ بوده و هنوز هم به طور مشروط موافق جنگ است. او که در اعتراضات دی‌ماه هم شرکت داشته، می‌گوید: «قبل از اینکه جنگ در اسفند ماه شروع شود، با جنگ به همان معنای محدودی که باعث سقوط یا تضعیف حکومت شود موافق بودم. به نظرم جنگ هم از این حد فراتر نرفت ولی نتیجه مورد انتظار هم از جنگ حاصل نشد اما باز بهتر از هیچی بود. به نظرم انتقام بچه‌های معترض دی‌ماه تا حدی گرفته شد. بالاخره رهبر و سایر سران حکومت، که در کشتار دی‌ماه نقش داشتند، به سزای اعمالشان رسیدند.»

از او می‌پرسیم: دوست داری جنگ دوباره شروع شود؟ در جواب می‌گوید: «من دوست دارم این حکومت نباشد. چه با اقدام مردم چه با جنگ. ولی اگر فرض را بر این بگذاریم که انقلاب در ایران ممکن نیست، در صورتی تمایل دارم جنگ دوباره شروع شود که حتما نظام را ساقط کند. اگر دوباره جنگ شود و نظام سقوط نکند، مردم ممکن است علیه هر گونه اقدام نظامی براندازانه موضع بگیرند. اگر آمریکا برنامه قطعی و محکمی داشته باشد، با جنگ مشکلی ندارم. اما با جنگی که هدف روشنی نداشته باشد، موافق نیستم.»

محسن، ۳۷ ساله، در کرج مغازۀ مرغ‌فروشی دارد و می‌گوید: «به نظرم تقریبا هفتاد درصد مردم موافق جنگ هستند چون دست خالی نمی‌توانند با این نظام مبارزه کنند. فکر می‌کنم این جنگ چهل درصد فایده داشته. شصت درصد بقیه‌اش را خود مردم باید انجام دهند. دوست دارم جنگ دوباره شروع شود ولی با برنامه‌ریزی بهتر. برنامه‌ریزی‌شان نسبتا دقیق بود ولی دقیق‌تر بشود.»

خیابان‌های شمال تهران، ۱ مه ۲۰۲۶
خیابان‌های شمال تهران، ۱ مه ۲۰۲۶ AP Photo

جنگ‌طلبانی که مخالف جنگ شدند

اما همه کسانی که در زمستان سال قبل جنگ را ترجیح می‌دادند، همچنان موافق جنگ نیستند. یگانه، زنی ۴۶ ساله و ساکن تهران، درباره نظرش راجع به جنگ در زمستان سال گذشته و نتایج سیاسی جنگ می‌گوید: «قبل از اینکه جنگ شروع شود، دوست داشتم جنگ بشود چون فکر می‌کردم ممکن است نتایج خوبی داشته باشد. طرفدار جنگ بودم ولی فکر نمی‌کردم آن قدر شدید باشد و مردم زیادی کشته شوند. به نظرم حذف سران حکومت باعث قوت جمهوری اسلامی شد چون از آن‌ها ابرانسان ساخت در ذهن مردمی که طرفدار نظام هستند. حذف رهبر جمهوری اسلامی برای آینده ایران خوب از آب درنیامد چون پسرش جانشین او شد. چیزی فرق نکرد. دوست ندارم دوباره جنگ بشود چون دیگر توان تحمل دوباره آن روزها را ندارم. ترجیح می‌دهم در گرانی دست‌وپا بزنیم ولی جنگ نشود.»

فاطمه، زنی پنجاه‌ساله در کرمان، راننده تاکسی‌تلفنی است و او هم نظرش دربارۀ جنگ تغییر کرده و می‌گوید: «پارسال وقتی آن همه فشار و گرانی را می‌دیدم، می‌گفتم شاید جنگ وضع مردم را بهتر کند؛ چون جنگ ممکن بود باعث کنار رفتن حکومت شود و حکومت جدیدی را روی کار آورد که به داد دل ما برسد. من یک زن تنها هستم که با دو تا بچه‌ام زندگی می‌کنم و سه نفری کار می‌کنیم ولی باز شب که می‌شود، به قول قدیمی‌ها، یک‌ِمان گروِ دوی‌مان است. فکر نمی‌کنم جنگ آیندۀ بهتری را برای ما ایجاد کند.»

مخالفان جنگ چه می‌گویند؟

لیلا، ۴۳ ساله، مترجم کتب و مقالات انگلیسی، جزو کسانی است که از ابتدا مخالف جنگ بودند. او درباره نظر خودش و اطرافیانش درباره جنگ و پیامدهای جنگ اخیر می‌گوید: «من مخالف جنگ بودم. حمله به خاک ایران، همیشه خط قرمزم بوده. خانواده و دوستان نزدیکم اصطلاح‌طلب‌اند و مخالف جنگ. جنگ غالبا ویرانگر است بویژه وقتی به کشتار و تخریب زیرساخت‌ها منجر می‌شود. ولی این جنگ پیامدهای روشنگرانه و چه بسا سودمند هم داشت. مثلا اثبات قابلیت‌های نظامی و قدرت بازدارندگی ایران. وقتی جمهوری اسلامی در برابر هژمونی برتر جهان حدود دو ماه با قدرت می‌ایستد و حتی آمریکا را به پذیرش بخشی از خواسته‌هایش وامی‌دارد و مجبور به آتش‌بس می‌کند و مهم‌تر اینکه بر اقتصاد جهان تاثیر می‌گذارد، یعنی قدرت بازدارندگی دارد.»

پرویز، متولد ۱۳۸۰، دکه‌دار در جاده‌ای مابین تهران و کرج، می‌گوید: «قبل از شروع جنگ، درصد موافقان و مخالفان جنگ در بین کسانی که من می‌شناختم و می‌دیدم، پنجاه-پنجاه بود. یعنی نصفشان موافق جنگ بودند و نصف هم مخالف. الان نمی‌دانم که اکثریت موافق جنگ‌اند یا مخالف. من خودم مخالف جنگ بودم چون جنگ سخت و بد است. در جنگ آد‌های بی‌گناه کشته می‌شوند. تعدادشان هم زیاد است. اینکه آمریکا کشور بدی است و استعمارگر وبی‌شرف‌اند، چیزی است که همه می‌دانند. من نمی‌گویم همه چیز در کشور ما گل و بلبل است. مشکل خیلی داریم ولی جنگ خوب نیست.»

سروش، ۳۵ ساله، صاحب یک رستوران کوچک در تهران، با اینکه از وضع زندگی‌اش اصلا راضی نیست، ولی از ابتدا هیچ موافقتی با جنگ نداشته و می‌گوید: «فکر نکنم هیچ آدم عاقلی موافق جنگ باشد چون بعد از جنگ یک سری ویرانی به جا می‌ماند و تبعات و هزینه‌های جنگ هم بر دوش مردم می‌افتد. ولی یک سری آدم‌ها زیر فشار اقتصادی و سیاسی یا به علت ناآگاهی طرفدار جنگ بودند. اگر تاریخ را خوانده باشیم، می‌دانیم که هیچ بیگانه‌ای به فکر ما نیست. من از این حکومت راضی نیستم ولی حاضر نیستم جنگ شود بلکه جمهوری اسلامی کنار برود. جنگ وضع ما را بدتر می‌کند. کاش می‌شد جمهوری اسلامی مشکل را در درون خودش حل می‌کرد و وضعی ایجاد نمی‌شد که بعضی از مردم منتظر جنگ باشند.»

او دربارi نظر مردم در خصوص جنگ می‌گوید: «زمستان پارسال، در میان آدم‌هایی که می‌دیدم و می‌شناختم، طرفداران جنگ پنجاه-پنجاه بودند. اما الان که چهل روز جنگ را تجربه کرده‌ایم، اکثر کسانی هم که موافق جنگ بودند، مخالف شده‌اند. یعنی خداخدا می‌کنند که توافق و صلح شود و برگردند به زندگی قبل از جنگشان. آن پنجاه درصدی که موافق جنگ بودند، الان سی درصد یا بیست درصد شده‌اند.»

منیر، بانوی تبریزی، ۴۴ ساله و وکیل دادگستری، جزو مخالفان سرسخت جنگ است و می‌گوید: «من از اول مخالف جنگ بودم. جنگ ۱۲ روزه هم باعث شد مخالفتم بیشتر شود. کلا جنگ را برای تغییر رژیم یا هر نوع اصلاحات، قبول ندارم و موافق دخالت یک کشور خارجی در امور داخلی ایران نیستم. بین جمهوری اسلامی و یک نظام سیاسی سکولار، به دومی علاقه دارم ولی مایل نیستم تغییر حکومت از طریق جنگ باشد؛ چون در این صورت آدم حس می‌کند حکومت بعدی بیشتر سیاست‌های مد نظر قدرت خارجی را دنبال می‌کند تا اینکه به فکر رفاه مردم باشد. استقلال ایران برایم خیلی مهم است.»

منیر درباره نظر تبریزی‌هایی که می‌شناسد در مورد جنگ، می‌گوید: «در بین نزدیکانم کسی موافق وقوع جنگ نبود. ولی چون جنگ بعد از قضایای دی‌ماه اتفاق افتاد، آدم از این و آن می‌شنید که می‌گفتند خوب شد حمله شد و حالا چنین و چنان می‌شود و دیگر چیزی از نظام باقی نمانده و از این حرف‌ها. ولی وقتی جنگ طولانی شد و حالت فرسایشی پیدا کرد، همین افراد هم، که به نظرم در اکثریت نبودند، دیگر چندان قرص و محکم مدافع ادامۀ حملات نبودند.»

کشته‌های جنگ و کشته‌های اعتراضات

یکی از مهم‌ترین دلایل ایرانیان مخالف جنگ، کشته‌شدن غیرنظامیان در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل بود اما منتقدین این افراد می‌گویند چنین استدلالی، نوعی دفاع از بقای حکومتی است که به محض مواجهه با اعتراضات مردم، ابایی از کشتن غیرنظامیان ندارد و این روزها نیز مشغول اعدام معترضانی است که در دی‌ماه سال قبل و یا حتی در جریان «جنبش مهسا» دستگیر و زندانی شده بودند. از نظر این منتقدین، مخالفان جنگ نسبت به کشته‌شدن غیرنظامیان به دست نیروی خارجی حساسیت بیشتری دارند تا به دست حکومت ایران.

احمد، ۵۶ ساله اهل سمنان، ساکن تهران است و در اعتراضات دی‌ماه پارسال نیز حضور داشته. او که نصاب آنتن ماهواره است و جزو موافقان جنگ، می‌گوید: «مگر در دی‌ماه پارسال یا در سال ۱۴۰۱ آن همه غیرنظامی کشته نشد؟ آن موقع هم هواپیماهای آمریکا و اسرائیل مشغول بمباران ایران بودند که کلی غیرنظامی کشته شد؟ مهسا و نیکا و سارینا و آن همه دختر نوجوان و جوان را آمریکایی‌ها کشتند؟ این جوانانی که در همین چند هفته اخیر اعدام شدند، مگر غیرنظامی نبودند؟ اگر این حکومت کنار نرود، هر چند وقت یکبار باید شاهد کشتار مردم معترض باشیم.»

سید حسین، پیرمردی ۷۲ ساله است که قبلا در جنوب تهران هیأت عزاداری داشته و به شدت مذهبی بوده، ولی می‌گوید الان دیگر دین و مذهب را کاملا کنار گذاشته و علتش هم عملکرد جمهوری اسلامی است. او می‌گوید طرفدار جنگ بوده و الان هم امیدوار است جنگ دوباره آغاز شود بلکه حکومت سقوط کند. او را در محله «آقا سیّد» صدا می‌کنند. آقا سیّد در دفاع از جنگ می‌گوید: «این حکومت شرایطی ایجاد کرده که در جهان کم‌سابقه است. در کدام کشور، رهبر و سایر رؤسای حکومت دستور داده‌اند نظامی‌ها مردم کشورشان را این طور به رگبار ببندند؟ آن همه جسد که در دی‌ماه سال قبل دیدیم، سرمایه‌های این مملکت بودند. آن جوان‌ها، همین طوری از زیر بته به عمل نیامده بودند. پدر و مادر و خانه و زندگی داشتند. پدر و مادرشان چقدر زحمت کشیده بودند تا بزرگشان کنند. بعد حکومت بیاید و همه را به گلوله ببندد؟ اگر جمهوری اسلامی بماند، این ملت حسابش با کرام‌الکاتبین است. یعنی حکومت دوباره جوان‌ها را به رگبار می‌بندد. باقی‌ماندن چنین حکومتی در مملکت، اصلا به صلاح نیست.»

محسن (مرغ‌فروش کرجی) هم با اینکه قبول دارد عملکرد آمریکا و اسرائیل هم در افزایش شمار کشته‌های غیرنظامی جنگ موثر بوده، می‌گوید: «بله، در جنگ غیرنظامی‌ها هم کشته می‌شوند. ولی یک سری بی‌توجهی از مردم بوده، یک سری بی‌توجهی هم از مسئولان بوده. زمانی که حملۀ نظامی می‌شود، در اسرائیل همه در پناهگاه‌اند ولی ایرانی‌ها خیلی راحت سر کار خودشان هستند و هیچ پناهگاهی ندارند و آژیر خطر و هشداری هم در کار نیست. در بیدگنه، در یکی از بمباران‌ها، از یک خانواده شش‌نفره هیچ کس زنده نماند. هیچی از آن شش نفر باقی نماند؛ چون مسئولین هشداری نداده بودند و خود آن‌ها هم به هشدارهای اسرائیل توجه نکرده بودند.»

به نظر محسن، حکومت دائما درباره کشته‌های جنگ حرف می‌زند تا مردم آن همه آدم کشته‌شده در اعتراضات پارسال را فراموش کنند. او می‌گوید: «آن چهل‌هزار نفری که در دی‌ماه کشته شدند، برای این‌ حکومت – ببخشید - عین خلال‌دندان بودند. چهل میلیون نفر هم کشته می‌شدند، این‌ها باز همین راهشان را ادامه می‌دادند. آن چهل‌هزار نفر اصلا برای این‌ها مهم نبودند.»

جنگ و اختلافات خانوادگی

علیرغم ادعای حکومت در خصوص شکل‌گیری «وحدت ملی» در ایران در واکنش به جنگ، گفت‌وگو با مردم نشان‌ می‌دهد که اختلاف نظر بر سر روایی یا ناروایی جنگ، حتی در بین اعضای خانواده‌ها نیز مایه بحث و کدورت است. کسانی که موافق سقوط جمهوری اسلامی از طریق جنگ هستند، در واقع با طرفداران حکومت و با آن دسته از مخالفان حکومت که جنگ را برای «ایران» به شدت زیانبار می‌دانند، اختلاف نظر دارند.

مژگان و مرضیه، هر دو اهل شاهرود، با یکدیگر دخترخاله‌اند و هر دو معلم زبان انگلیسی‌ و تقریبا ۴۵ ساله. مژگان مدافع حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی است اما مرضیه و برادرانش که مذهبی‌اند، با جنگ به شدت مخالف‌اند. مژگان می‌گوید فرزندان خاله‌اش در واقع در پشت نقاب «دفاع از ایران»، مشغول دفاع از حکومت مذهبی مورد علاقه‌شان هستند.

مصطفی، اهل دامغان، سی ساله و بیکار، با اینکه عمیقا از اوضاع اقتصادی کشور و شرایط زندگی خودش ناراضی است، جزو طرفداران سفت و سخت جمهوری اسلامی است و می‌گوید در چند ماه اخیر چند بار با خواهر و دایی و خاله‌هایش دربارۀ جنگ جر و بحث کرده اما سعی کرده است کدورت بین‌شان به درازا نکشد.

مصطفی می‌گوید: «این کسانی که از جنگ دفاع می‌کنند، عقلشان را در ایسنتاگرام و پای تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج کشور از دست داده‌اند وگرنه آدم عاقل از حملۀ نظامی به کشور خودش دفاع نمی‌کند.»

اما زهرا، خواهر مصطفی، 25 ساله، که جدیدا به شغل آرایشگری روی آورده اسم جدید «ساناز» را برای خودش انتخاب کرده، می‌گوید: «علی از بس تلویزیون جمهوری اسلامی را تماشا کرده، شست‌وشوی مغزی شده و عملا تبدیل شده به یک آدم حزب‌اللهی. او همیشه به نفع حکومت موضع‌گیری می‌کند. در دی‌ماه پارسال هم طرف حکومت بود و کلاً هر اتفاق ناگواری در این کشور بیفتد و عملکرد حکومت هر چقدر هم مضر و ظالمانه باشد، علی نظرش این است که جمهوری اسلامی باید باقی بماند.»

به نظر می‌رسد که این قبیل اختلافات در زیرپوست جامعۀ ایران فراوان است ولی تبلیغات رسمی و ممنوعیت بازتاب این اختلاف نظرها در رسانه‌های داخل ایران، مانع از دیده‌شدن عمق و وسعت تکثر آرای مردم ایران در خصوص جنگ می‌شود. در واقع به نظر می‌رسد که موافقت یا مخالفت با جنگ، مثل بحث جمهوری‌خواهی یا سلطنت‌طلبی، موضوعی است که اخیرا به مشاجرات سیاسی درون‌خانوادگی در جامعۀ ایران اضافه شده.

میدان انقلاب تهران، ۲۵ آوریل ۲۰۲۶
میدان انقلاب تهران، ۲۵ آوریل ۲۰۲۶ AP Photo

تاثیر جنگ بر زندگی مردم

اینکه تاثیر جنگ بر زندگی روزمرۀ مردم چه بود، از دیگر موارد اختلاف نظر بین موافقان و مخالفان جنگ بود.

در بین مصاحبه‌شوندگان، تقریبا همه متفق‌القول بودند که قطعی اینترنت و تشدید وخامت اوضاع اقتصادی، جزو نتایج نامطلوب جنگ بوده و زندگی مردم را سخت‌تر کرده ولی عده‌ای هم بر این نکته تاکید داشتند که مردم هدف حملات نظامی آمریکا و اسرائیل نبودند و به همین دلیل اکثر مردم شهرهای خودشان تحت بمباران را ترک نکردند و حتی‌المقدور در محل کارشان هم حاضر می‌شدند.

محمد (کوهنورد) می‌گوید: «جنگ را طی آن ۳۹ روز برای مردم عادی مطلقا فاجعه‌بار ندیدم. در زندگی روزمرۀ آدم‌ها خلل چندانی وارد نشد.»

محمد اگرچه منکر افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید مردم در پی وقوع جنگ نیست، ولی تشدید وخامت اوضاع اقتصادی ایران، روندی است که حتی پیش از جنگ هم برقرار بوده. مطابق آمار منتشرشده از سوی دولت ایران، تعداد غیرنظامیان کشته‌شده در جنگ، بیشتر از تعداد نظامیان کشته‌شده بوده اما محمد می‌گوید: «من در اینستاگرام ۷۰۰ تا فالور دارم. بعد از اعتراضات دی‌ماه، حدود پنجاه نفر از فالورهای من، یکی از نزدیکانشان را در اعتراضات از دست داده بودند. چطور است که الان هیچ کسی را نمی‌شناسم که یکی از بستگانش را در جنگ از دست داده باشد؟ حتی نشنیدم یکی از آشنایانم دورم بگوید فلان کس یکی از عزیزانش را در جنگ از دست داده. البته این حرف من چیزی را ثابت نمی‌کند ولی به هر حال یک نشانه است. شک نکن که یک عده از بسیجی‌های کشته‌شده در جنگ را جزو آمار غیرنظامیان قربانی جنگ قرار داده‌اند. این کار را انجام داده‌اند تا این دروغ را به خورد افکار عمومی بدهند که جنگ بیشتر باعث کشته‌شدن مردم عادی شده نه نظامیان و شبه‌نظامیان.»

سلمان، فروشنده انواع پیراشکی در یکی از خیابان‌های شهریار، مغازه‌اش چند خیابان دورتر از ستاد مرکزی نیروی انتظامی شهریار است؛ ستادی که به شدت بمباران شد و مخروبه‌اش هنوز در شهر شهریار به خوبی به چشم می‌آید. سلمان در ایام جنگ در پاسخ به این سوال که جنگ چه تاثیری بر شغلت داشته، گفت: «هر روز می‌آیم سر کار و مردم هم مشغول زندگی عادی‌شان هستند. آن‌ها آمدند و مقر نیروی انتظامی را زدند و با ما کاری ندارند. یعنی جای مهم دیگری این دور و اطراف نیست که ما نگران بمبارانش باشیم. مردم کمی کمتر از قبل خرید می‌کنند ولی هنوز رهگذران زیادی هستند که از من پیراشکی می‌خرند.»

اما لیلا (مترجم) درباره تاثیر جنگ بر زندگی‌اش می‌گوید: «قطع اینترنت برای من که نیاز به اینترنت بین‌الملل دارم، اختلال ایجاد کرد و عملا کارم متوقف شد. تورم هم بیشتر از همیشه و محسوس است. اما گرفتار کمبود سوخت و انرژی و خدمات شهری نشدیم خدا را شکر. اما آواره شدیم. مجبور شدیم از تهران به شمال بیاییم. از طرفی جنگ برای من که حیوان خانگی دارم، نگرانی و آشفتگی زیادی ایجاد کرد چون برای چنین بحرانی آماده نبودم.»

سروش (رستوران‌دار) نیز دربارۀ تاثیر جنگ بر شغل خودش و زندگی دیگران می‌گوید: «جنگ تاثیر خیلی بدی داشت روی کار و کاسبی من. درآمدم به شدت پایین آمد. پتروشیمی را زدند و پلاستیک کم شده و قیمت همین نوشابه‌ای که کنار غذای مردم می‌گذاریم، جهش کرده. الان یک بطری کوچک نوشابه، شده پنجاه هزار تومان. از یکسو قیمت‌ها بالا رفته، از سوی دیگر جیب مردم خالی شده؛ چون مردم از شهرهایشان فرار کردند و رفتند شهرستان، روستا یا شمال. پس‌اندازشان تمام شده و الان با کلی بدهی برگشته‌اند به شهر خودشان. بدهی‌شان را باید به مرور زمان پس بدهند. یعنی اکثر مردم در تنگنای مالی هستند.»

منیر (وکیل دادگستری) نیز تجربۀ ناخوشایندی از تاثیر جنگ بر کار و زندگی‌اش دارد و آن را این طور توصیف می‌کند: «در تمام روزهای جنگ سر کار نمی‌رفتم. نه شرکت می‌رفتم نه دادگستری. کارم واقعا متوقف شده بود. خانه‌مان هم با اینکه در جای امنی بود و حتی صدای انفجار نمی‌شنیدم، ولی همیشه ترس و اضطراب داشتم. قطعی اینترنت هم اعصابم را بیشتر خرد می‌کرد. پیگیری اخبار هم بر استرس آدم می‌افزود. آن وضع زندگی، اصلا برایم قابل قبول نبود. الان هم به هیچ وجه نمی‌خواهم جنگ دوباره شروع شود.»

منیر وضع شهر تبریز در ایام جنگ را نیز این طور توصیف می‌کند: «شهر تبریز حالت یک شهر جنگ‌زده را پیدا نکرد مگر از بابت خلوت‌بودن و آشفتگی مردم. دو سه مورد حملۀ مستقیم به مناطق مسکونی داشتیم در شهر، ولی در کل بیشتر اطراف شهر را زد. مثل فرودگاه و اماکن نظامی خارج شهر. به چند مکان‌ نظامی داخل شهر هم حمله شد البته.»

فاطمه (رانندۀ تاکسی) هم از تاثیر نامطلوب جنگ بر زندگی‌اش می‌گوید: «ما از این جنگ فقط ضرر کردیم. جنگ که شد، همه چیز گران‌تر شد. من دختر و پسر دم بخت دارم و نمی‌توانم عروس و دامادشان کنم. حتی نمی‌توانم شکمشان را درست سیر کنم. الان نسبت به قبل از جنگ، صددرصد وضع ما بدتر شده. کرمان را خیلی بمباران کردند و دوست ندارم دوباره آن وضع تکرار شود. در ایام جنگ کرمان را ترک نکردم و مدام استرس و اضطراب و نگرانی داشتم.»

یگانه (زن ساکن تهران) نیز مثل اکثریت مصاحبه‌شوندگان، از تاثیرات اقتصادی جنگ به شدت ناراضی است و می‌گوید: «الان می‌خواهی یک پماد از داروخانه بخری، می‌گویند این پماد قیمت قدیم است و این یکی قیمت جدید. قیمت داروها نسبت به قبل از جنگ خیلی بیشتر شده. دارو از نان شب هم واجب‌تر است. تورم به شدت کمرشکن شده. یعنی مردم اگر نان و پنیر بتوانند بخورند، هنر کرده‌اند. جنگ وضع مردم ایران را خیلی بدتر کرد. من دو تا دختر دبیرستانی و دانشگاهی دارم. آن‌ها اصلا طرفدار جنگ نبودند و دوست داشتند جنگ زودتر تمام شود. جنگ برای خانواده‌هایی که مرد نداشتند بدتر بود. همین فقدان، یکی از دلایل سختی مضاعف جنگ برای ما بود.»

بازار بزرگ تهران، ۳ مه ۲۰۲۶
بازار بزرگ تهران، ۳ مه ۲۰۲۶ AP Photo

جنگ به کجا می‌انجامد؟

فضای جامعه ایران آشکارا به گونه‌ای است که «انتظار تکرار جنگ» در آن موج می‌زند. بسیاری از مردم به امکان توافق بین جمهوری اسلامی و دولت ترامپ بدبین‌اند و منتظرند که جنگ دیر یا زود دوباره آغاز شود. مهدی (ناشر کتاب) امیدی به توافق ایران و آمریکا ندارد و می‌گوید: «کسانی هم که الان در سپاه قدرت را در دست دارند، خیلی تندرو هستند متاسفانه. شاید با عزیز جعفری و رحیم صفوی می‌شد به نوعی کنار آمد ولی با سران فعلی سپاه، چنین چیزی خیلی بعید است. حمله به نیروگاه‌های برق عواقب نامطلوبی دارد ولی اگر آمریکا این کار را انجام بدهد، یعنی می‌خواهد برود به سمت تغییر رژیم. رژیمی که برق نداشته باشد، بعید است به سادگی بتواند به حضور خودش ادامه دهد.»

او دربارۀ عاقبت جمهوری اسلامی در کشاکش با دولت ترامپ می‌گوید: «به نظرم نظام تا آخر دوره ریاست جمهوری ترامپ سقوط می‌کند. مگر اینکه ترامپ ناگهان ترور شود. اسرائیل هم این وسط مهم است. اسرائیل چون بابت موجودیتش احساس خطر می‌کند، به این سادگی کار را رها نمی‌کند. به نظرم جنگ دوباره شروع می‌شود. مردم هم به شدت تحت فشارند و از وضع موجود عمیقا ناراضی‌اند. همین که جمهوری اسلامی بازار را دارد از دست می‌دهد، خیلی مهم است. بازار همیشه طرف جمهوری اسلامی بوده. خود جمهوری اسلامی هم بعید است دست به اصلاحات بزند. با وجود سپاه پاسداران، اصلاحات بعید است.»

اما لیلا (مترجم) با اینکه به حصول توافق بین ایران و آمریکا خوش‌بین نیست، به سقوط جمهوری اسلامی هم اعتقادی ندارد و می‌گوید: «به رغم تلاش دو طرف، با توجه به اصرار ایران و آمریکا بر مواضع و خطوط قرمزی که دارند، بعید می‌دانم بحران فعلی به توافق یا پیمان پایدار ختم شود. احتمالا آتش‌بس نامحدود برقرار می‌شود. قبلا فکر می‌کردم انرژی هسته‌ای قابل مذاکره است و پیشبردش ارتباطی به منافع ملی ندارد ولی ابزارهایی مثل تنگه هرمز انرژی هسته‌ای، توان موشکی، هم‌پیمانی با چین و روسیه و غیره، بازدارنده و استراتژیک‌اند. این داشته‌ها، برگ برنده ایران در مواجهه با تهاجم خارجی‌اند.»

او با اینکه مخالف سقوط حکومت است، ولی آیندۀ مردم ایران در ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی را هم امیدوارکننده نمی‌داند و می‌گوید: «دلیلی در دست نیست که بگوییم معیشت مردم و وضعیت اقتصادی بهتر می‌شود. فضای سیاسی و اجتماعی هم به نظر نمی‌آید انعطافی داشته باشد چون جناح تندرو حاکمیت را در دست دارد. خبری از میانه‌روها و اصلاح‌طلبان نیست. آن‌ها در همه‌جا با حذف و انسداد روبرو شده‌اند. فضای پساجنگ هم پیروزی را به جناح حاکم القا می‌کند.»

محسن (مرغ‌فروش) اما نهایتا شانسی برای بقای حکومت ایران نمی‌بیند و می‌گوید: «فکر نمی‌کنم نظام به زودی سقوط کند ولی جنگ دوباره شروع می‌شود و این‌ها ضعیف‌تر می‌شوند چون یک سری دیگر از سران نظام کشته می‌شوند. ترامپ تا قبل از اتمام ریاست جمهوری‌اش کار را تمام می‌کند چون می‌خواهد یک افتخار بزرگ برای خودش تا ابد داشته باشد. نتانیاهو هم دنبال همین است.»

یگانه اما مثل لیلا فکر می‌کند و سرنوشت حکومت ایران را «بقا» می‌داند نه «سقوط». او دربارۀ احتمال توافق و عاقبت جنگ می‌گوید: «به نظرم جمهوری اسلامی با آمریکا توافق نمی‌کند ولی در نهایت جنگ تمام می‌شود. این وسط فقط هزینه‌های زیادی شده و اتفاق مثبتی هم نیفتاده. توافق نمی‌شود و جمهوری اسلامی هم سقوط نمی‌کند.»

پرویز (دکه‌دار) دربارۀ توافق بین ایران و آمریکا و تاثیر آن این طور می‌گوید: « به نظرم توافق نمی‌شود ولی ایران چه سر خم کند چه سر خم نکند، وضع بدتر می‌شود. اگر ایران سی سال قبل در برابر آمریکا سر خم می‌کرد، الان وضعش مثل کشورهای عربی بود. برج را می‌ساخت و پنجاه طبقه می‌رفت بالا! با توافقی که برنامه هسته‌ای را تعطیل کند ولی توان موشکی کشور را حفظ کند، موافقم.»

نهایتا، محمد (کوهنورد) با رد احتمال توافق ایران و آمریکا، درباره آینده جمهوری اسلامی چنین می‌گوید: «جمهوری اسلامی تا پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ سقوط می‌کند. حتی اگر سقوط نکند، به نظرم کشته‌شدن خامنه‌ای ممکن است باعث شود در آینده دیگر کسی در این نظام چنان اقتداری نداشته باشد. بسیاری از افراد برجسته جمهوری اسلامی، که نفوذ ویژه‌ای هم در بین طرفداران این نظام داشتند، الان دیگر زنده نیستند. شاید هم جنگ اخیر که در واکنش به اعتراضات دی‌ماه صورت گرفت، دست کم باعث شود که این حکومت در مواجهه با اعتراضات بعدی، در حد و اندازه دی‌ماه پارسال آدمکشی راه نیندازد و مردم معترض را با خشونت کمتری سرکوب کند.»

یورونیوز فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در مجموع به نظر می‌رسد، که «امیدواری به آینده» در بین طرفداران جنگ بیشتر از کسانی است که از ابتدا مخالف جنگ بودند یا اکنون مخالف جنگ شده‌اند. اما مخالفان جنگ معتقدند امیدواری موافقان جنگ، دل‌بستن به سراب است و بیش از آن‌که ناشی از واقع‌بینی باشد، محصول آرزواندیشی است. اینکه در این برهه کم‌نظیر در تاریخ ایران، کدام یک از این دو گروه بر حق بودند، سوالی است که جوابش از آستین «آینده» بیرون خواهد آمد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

ترامپ: ایران توافق می‌خواهد، اما بازی درمی‌آورد؛ معترضان ایران بدون‌سلاحند

سایه جنگ ایران بر راهپیمایی روز کارگر؛ از درگیری ‏با پلیس در فیلیپین تا بازداشت‌ معترضان در ترکیه

حسین راغفر به یورونیوز: دولت ایران دقیقا همان کاری را می‌کند که آمریکا می‌خواهد؛ دوباره جنگ می‌شود