به نظر میرسد جنگ بین ایران و آمریکا فعلا به دریا محدود شده و از خشونت آن نیز کاسته شده است. طرفین به جای بمباران و شلیک موشک، مشغول زورآزمایی اقتصادیاند و باید دید که تابآوری کدام یک در این نزاع بیشتر است؛ تقابلی که دونالد ترامپ امیدوار است بهزودی به سود آمریکا تمام شود.
محاصره دریایی ایران در واکنش به انسداد تنگه هرمز، جنگی اقتصادی را بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده است. اگر تا اواخر سال قبل، جنگ اقتصادی بین این دو کشور یکطرفه بود و در قالب تحریمهای آمریکا علیه ایران تحقق مییافت، اکنون به نظر میرسد ایران نیز با بستن تنگۀ هرمز، آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان را کموبیش تحت فشار اقتصادی قرار داده است.
اروزولا فن در لاین، رئیسکمیسیون اروپا در سخنرانی روز چهارشنبه خود ضمن لزوم کاهش وابستگی اتحادیه اروپا به انرژیهای فسیلی، هزینه واردات سوختهای فسیلی تنها طی ۲ ما از آغاز جنگ ایران را ۲۷ میلیارد یورو اعلام کرد.
دونالد ترامپ در روزهای اخیر محاصرۀ دریایی را موثرتر از بمباران ایران دانست و محمدباقر قالبیاف رئیس مجلس و رئیس هیات مذاکرهکنندۀ ایران با مقامات آمریکایی نیز روز گذشته گفت که ترامپ امیدوار است با افزایش فشار اقتصادی بر ایران، کشور را دچار فروپاشی کند.
اینکه محدودیت تردد در تنگۀ هرمز و محاصرۀ دریایی ایران چه عاقبتی خواهد داشت، سؤالی است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی و اقتصادی و نظامی جهان این روزها به جواب آن میاندیشند.
محاصرۀ دریایی به جنگ منتهی میشود
حسین راغفر، اقتصاددان ایرانی، که به لحاظ سیاسی به جناح اصولگرای حکومت ایران نزدیک است، دربارۀ احتمال وقوع دوبارۀ جنگ بین ایران و آمریکا در نتیجۀ محاصرۀ دریایی ایران به یورونیوز میگوید:
«اولا تجربۀ تاریخی نشان نمیدهد که محاصرۀ دریایی منتج به نتیجه شده باشد و در نهایت هم جنگ اتفاق افتاده است. در مورد ما نیز همین طور است. به نظرم جنگ اتفاق خواهد افتاد. اولا این دزدیهای دریایی آمریکا، که کشتیهای مربوط به ما را مصادره کرده، نباید توسط ایران عادیسازی شود. با این اقدامات باید برخورد خیلی جدی بشود. حداقلش این است که باید اقدامات مشابهی علیه منافع آمریکا صورت بگیرد تا آنها احساس کنند که این اقدام نمیتواند یکجانبه باشد. بنابراین به نظرم این مشکل قطعا منجر به درگیریهای بعدی خواهد شد و خودش بهانهای برای شروع مجدد تجاوز آمریکا به ایران خواهد بود. بنابراین به نظرم این وضع نمیتواند تداوم داشته باشد و منجر به جنگ میشود.»
گذر زمان به نفع ایران است
گمانهزنیها درباره احتمال دوباره از سرگیری جنگ در حالی بالا گرفته که شرایط اقتصادی در ایران به یکی از بحرانیترین دورههای خود طی ۸ دهه گذشته رسیده است و قیمت دلار و یورو چهارشنبه رکورد جدیدی را ثبت کرد و نرخ تورم نقطهای در ماه آوریل چیزی حدود ۷۴ درصد نسبت به ماه مارس بالا رفت. این اقتصاددان ایرانی در پاسخ به این سؤال که محاصرۀ دریایی چقدر میتواند اوضاع اقتصادی ایران را متلاطم کند، گفت:
«فعلا مسئلۀ مهم، گذر زمان است؛ و اینکه گذر زمان چقدر به طرفین فرصت مقاومت بیشتری میدهد. در شرایط کنونی به نظر میرسد که ایران این فرصت را بیشتر از آمریکا دارد؛ بخصوص که آمریکا متحمل فشارها نمیشود و کشورهای متحد آمریکا، مثل ژاپن و کره جنوبی و سایر کشورهای شرق آسیا هم آسیب میبینند. اگرچه آمریکاییها به یک معنا شاید از انسداد تنگۀ هرمز منتفع باشند چونکه نفتشان را میتوانند بفروشند، ولی این نفت برای ژاپن و کره و ... خیلی گرانتر درمیآید و ضمنا نفت آمریکا قادر نخواهد بود جایگزین کاملی برای نفت خلیج فارس باشد. بنابراین به نظرم گذر زمان احتمالا از جهاتی به نفع ایران خواهد بود. نکتۀ دیگر اینکه، ایران طی چهل و چند سال گذشته با انواع تحریمها آشنا شده و مقاومتش بیشتر است؛ البته مشروط به اینکه عناصر غربگرا در داخل ایران، در روند این مقاومت اقتصادی اخلال نکنند. ولی به هر صورت به نظرم میرسد که اقتصاد آمریکا به شدت مستعد رکود تورمی است و طبیعتا کنترل تنگۀ هرمز از سوی ایران، به افزایش قیمتها در آمریکا منتهی میشود.»
اعراب آلترناتیو موثری برای تنگۀ هرمز ندارند
از مارس ۲۰۲۶، جنگ اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، تغییرات بنیادینی در صنعت انرژی خاورمیانه و بازار جهانی انرژی ایجاد کرده است. حملات موشکی ایران به پالایشگاهها و بنادر کشورهای حاشیه خلیج فارس، صادرات انرژی آنها را مختل کرده و محاصره مداوم تنگه هرمز توسط آمریکا و ایران که ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکند، این اختلال را تشدید نموده است. طرح ایران برای اعمال سیستم «پرداخت عوارض» (Tolling) برای کشتیهای عبوری از هرمز، با دریافت مبالغ به یوآن چین یا ارز دیجیتال، باعث نگرانی شدید کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است. گزارش آوریل ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی، وضعیت کنونی را «شدیدترین شوک عرضه نفت در تاریخ» توصیف میکند.
در مجموع، این تحولات فراخوانها برای تنوعبخشی به مسیرهای انتقال انرژی به دور از خلیج فارس و تنگه هرمز و حتی بازسازی زنجیرههای تأمین انرژی در سراسر خاورمیانه را تشدید کرده است؛ موضوعی که میتواند توازن قدرت اقتصادی منطقه را متحول کند. مسیرهای جایگزین کدامند و چه پیامدهای ژئوپلیتیکی میتوانند داشته باشند؟
آقای راغفر دربارۀ اینکه آیا کشورهای عربی میتوانند آلترناتیوی برای تنگۀ هرمز پیدا کنند، معتقد است:
«آلترناتیوشان همین بوده که نفتشان را از مسیر دیگری صادر کنند. یعنی از طریق خطوط لولهای که از طرف غرب دارند. ولی این هم کار سادهای نیست و مسئلۀ انتقال نفت را پرهزینهتر میکند. ولی آنها در شرایط کنونی عملا کاری از دستشان برنمیآید. با اینکه کشورهای حوزۀ خلیج فارس در تلاشاند ائتلافی علیه قدرت ایران در تنگۀ هرمز تشکیل دهند ولی بعید میدانم از پس چنین کاری برآیند؛ چون اعراب همیشه نشان دادهاند که توانایی اقدامات مستقل ندارند. علیرغم اینکه اسرائیل در امارات با وارد کردن تسلیحات و نیروی کارشناسی، سعی کرده است اعراب را به مشارکت در جنگ علیه ایران ترغیب کند، به نظرم میرسد هر نوع تلاش کشورهای عربی در این راستا، هزینههای بیشتری را به آنها تحمیل خواهد کرد. بنابراین من خیلی روی ائتلاف این کشورها حساب باز نمیکنم.»
ائتلاف بینالمللی علیه ایران شکل نمیگیرد
پس از بنبست در وعده «باز بودن» تنگه هرمز، کاخ سفید برای شکستن این قفل دریایی به تکاپو افتاد. والاستریت ژورنال افشا کرد دولت ترامپ با طرح «ساختار آزادی دریانوردی»، به دیپلماتهایش دستور داده تا دولتهای جهان را برای پیوستن به این ائتلاف تحت فشار بگذارند.
با این وجود این کارشناس محافظهکار احتمال شکلگیری یک ائتلاف نظامی بینالمللی علیه جمهوری اسلامی در صورت طولانیشدن انسداد تنگۀ هرمز را ضعیف میداند و در توضیح منتفیبودن چنین احتمالی میگوید:
«احتمال شگلگیری چنین ائتلافی بعید است. وقتی آمریکا از آلمان خواست به تلاش برای باز کردن تنگۀ هرمز بپیوندد، پاسخ آلمانیها این بود که ما چه چیزی داریم که میتواند به ظرفیتهای شما بیفزاید؟ بنابراین دیگران نقش چندانی نمیتوانند ایفا کنند و صرفا میتوانند در مجامع بینالمللی، از آمریکا حمایت سیاسی کنند. گرچه در شرایط کنونی، آلمان علیرغم مواضعی که اتخاذ کرده، فرودگاههایش را در اختیار آمریکا گذاشته. همین الان هم بسیاری از هواپیماهای آمریکایی در فرودگاههای آلمان مستقرند برای عملیات بعدی علیه ایران. با این حال به نظرم نمیرسد حضور کشورهای اروپایی تغییر چشمگیری در نتیجۀ تلاش برای باز کردن تنگۀ هرمز از طریق زور ایجاد کند.»
سیاست اقتصادی دولت میتواند منجر به فروپاشی اقتصادی شود
اما در صورت طولانی شدن محاصرۀ دریایی ایران، آیا ممکن است ایران دچار فروپاشی اقتصادی شود، آقای راغفر سیاستهای اقتصادی دولت مسعود پزشکیان را مسبب چنین احتمالی میداند. وی با اینکه نظر مشخصی در این خصوص ارائه نمیکند ولی تلویجا نفس احتمال فروپاشی اقتصادی ایران را تایید کرد. او گفت:
«ما هشت سال جنگ داشتیم، ولی سیاستهای اقتصادی آن موقع که متناسب با همان شرایط اجرا میشد، هیچ یک از این بحرانهایی را که امروز داریم، موجب نشد. ولی متاسفانه سیاست اقتصادی دولت از جنگ ۱۲ روزه تا کنون، میتواند منجر به فروپاشی اقتصادی شود. یعنی دولت دقیقا همان کاری را میکند که آمریکا میخواهد. منظورم همین جماعتی است که دولت آنها را نمایندگی میکند. این الیگارشها و خود دولت، نقش اصلی را در آسیبزدن به اقتصاد کشور دارند و زمینۀ تلاش برای فروپاشی اقتصاد ایران را فراهم میکنند. نمونهاش هم تصمیمات اخیر دولت است. مثلا حقوق کارکنان خودش را گروگان گرفته برای اینکه فشار بیاورد به افکار عمومی برای افزایش قیمت ارز که توسط خود دولت صورت میگیرد. دولت به دنبال افزایش قیمت ارز است. اگر نهادهای نظارتی در این کشور فعال بودند و حضور جدی داشتند، باید از دولت سؤال میکردند که حقوق کارکنانش را چگونه پرداخت کرده؟»
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
باید جنگید و مقاومت کرد
آقای راغفر همچنین در پاسخ به این سوال که چرا تاخیر در پرداخت حقوق کارمندان دولت را در راستای خواست آمریکا میدانید، گفت:
«برای اینکه دولت خواسته است به جامعه این نکته را القا کند که ادامۀ این وضعیت، یعنی دفاع از کشور، پرهزینه است. مگر مردم و بقیۀ مسئولین کشور نمیفهمند که دفاع از کشور هزینه دارد؟ مگر ایران تصمیم میگیرد راجع به اتمام جنگ؟ آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردهاند و دولت و غربگراهای داخلی میگویند شما بیایید صلح کنید. چه صلحی کنیم وقتی که به ما تجاوز شده؟ ما داریم دفاع میکنیم. میگویند جنگ را تمام کنید. چطوری جنگ را تمام کنیم وقتی آنها به ما حمله کردهاند؟»
وی با رد این نظر میانهروهای ایرانی که میگویند باید قید غنیسازی اورانیوم را بزنیم تا توافق حاصل شود و جنگ به پایان برسد، گفت: «داستان به همین جا ختم نمیشود چون آنها بعدش میگویند موشکی را هم باید جمع کنید و بقیه و بقیه. به تدریج همۀ ابزارهای قدرت ایران را میگیرند. باید جنگید و مقاومت کرد. ما هیچ راه دیگری غیر از این نداریم.»