وال استریت ژورنال گزارش داده که راهبرد ۵۰ ساله ایران در مقابله با آمریکا، یعنی فروش نفت به چین و بهکارگیری جنگ نامتقارن، به بنبست رسیده است. تحلیلگران بر این باورند که محاصره دریایی کنونی توسط ناوگان ایالات متحده، چالشی بیسابقه و فراتر از توان نظامی و اقتصادی تهران برای عبور از این بحران است.
در گزارش وال استریت ژورنال آمده که دولت ایران نزدیک به پنج دهه با تکیه بر فروش نفت به چین و بهکارگیری تاکتیکهای جنگ چریکی در برابر فشارهای مالی و نظامی آمریکا ایستادگی کرده است. اما اکنون تحلیلگران میگویند با آغاز محاصره دریایی، راهبرد قدیمی تهران سرانجام با حریفی قدرتمندتر از خود روبرو شده است.
تهران تصور میکرد با آغاز جنگ در ماه فوریه و حمله به کشتیها در تنگه هرمز، نبض بازار جهانی را در دست گرفته است؛ اقدامی که ترافیک تجاری را متوقف و مسیر انتقال ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان را مسدود کرد. اما شش هفته بعد، واشنگتن با محاصره کامل تمامی بنادر ایران، ورق را برگرداند.
با این حال مقامهای جمهوری اسلامی مدعی هستند که میتوانند محاصره دریایی آمریکا را تاب آورده و گمان میبرند که آمریکاییها به خاطر بستهماندن تنگه هرمز و فشارهای بینالمللی ناچار به کوتاه آمدن خواهند شد.
محاصره دریایی باعث فروپاشی شبکه «کشتیهای سایه» ایران شد
زمینگیر شدن ناوگان سایه و بیاثری مسیرهای جایگزین این محاصره باعث فروپاشی شبکه «کشتیهای سایه» ایران شده است؛ ناوگانی که سالها با خاموش کردن ردیابها و انتقال مخفیانه محمولهها در دریا، تحریمها را دور میزد. اکنون اغلب نفتکشهای ایرانی توان عبور از دیواره کشتیهای جنگی آمریکا که آنها را تا اقیانوس هند تعقیب میکنند، ندارند.
«کشتیهای سایه» و داستان طولانی دور زدن تحریمها در داخل ایران نیز به افزایش معنادار فساد در داخل جمهوری اسلامی منجر شد و هر از چندگاهی نام برخی افراد به عنوان دور زنندگان تحریم برای جمهوری اسلامی بر سر زبانها افتاد. با این حال محرمانه بودن بخش عمده مبادلات مربوط به فروش نفت ذیل تحریمها مانع از آن شد تا در این زمینه تحقیق و بازرسی دقیقی شکل بگیرد.
دیوید دِ روش، مدیر پیشین سیاستگذاری خلیج فارس در وزارت دفاع آمریکا میگوید: «ایران توانست در بازار بحران ایجاد کند، اما ایجاد اختلال به معنای کنترل نیست. ایران اکنون با لحظه حقیقت روبرو شده است.» مسیرهای جایگزین مانند خطآهن به چین یا جادههای پاکستان و قفقاز نیز تنها ۴۰ درصد از نیازهای تجاری ایران را پوشش میدهند و توان جبران بنبست بنادر را ندارند.
شکاف در بدنه قدرت؛ دو راهی مذاکره یا تقابل نظامی
بحران فزاینده فعلی، فضای سیاسی ایران را به دو طیف تقسیم کرده است. وال استریت ژورنال مدعی شده که اعتدالگرایان به رهبری مسعود پزشکیان به خویشتنداری و مذاکره با ترامپ باور دارند. آنها تصور میکنند ترامپ مشتاق خروج سریع از این جنگ فرسایشی است و نگرانند که شور ناسیونالیستی اولیه مردم جای خود را به خستگی از جنگ بدهد.
در مقابل، جناح تندرو به رهبری سعید جلیلی معتقد است ایران باید ابتکار عمل نظامی را به دست بگیرد تا با جهش قیمت نفت، فشار بر ترامپ را افزایش دهد. از نظر آنها، این محاصره فراتر از تحریم و به مثابه «اعلان جنگ» است که باید به آن پاسخ نظامی داد.
پیش از این نیز مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا درباره وضعیت جناحهای سیاسی داخلی ایران نقشهای ترسیم کرده بود. آنچه به شکلی دیگر تحلیل وال استریت ژورنال از نیروهای سیاسی حاضر در ایران را به چالش میکشد. به باور مارکو روبیو هیچ نیروی میانهای در جمهوری اسلامی وجود ندارد و صرفا تندروهایی در ایران حکمرانی میکنند که برخیشان رویکرد آخرالزمانی دارند و برخی رویکرد اقتصادی و بقا.
برخی تحلیلهای دیگر نیز بر تاثیرگذاری نقش یک سپاهی در ایران تاکید دارند. محمد باقر قلیباف که این روزها به عنوان رئیسمجلس جمهوری اسلامی مشغول به فعالیت است و تنها دور برگزار شده مذاکرات مستقیم در اسلامآباد را رهبری کرد.
جدال لفظی اخیر میان رسانههای تندروی جمهوری اسلامی
اما فراتر از تحلیل وال استریت ژورنال و وزیر خارجه آمریکا درباره دستهبندیهای سیاسی در ایران، جدال تند رسانهای اخیر میان خبرگزاری تسنیم و وبسایت رجانیوز، پرده از شکافی عمیق در بدنه قدرت و جریان اصولگرا برداشت.
آنچه میتوان به نگاه بر آن به عمق شکاف بیسابقه در میان رسانههای منتسب به جمهوری اسلامی پی برد.
این درگیری با انتشار مطلبی در تسنیم آغاز شد که شروط رهبری برای صلح را «لوبیای سحرآمیز» (غیرواقعبینانه) خوانده بود.
در پی این اتفاق، رجانیوز، تسنیم را به «خیانت و زمینهسازی برای تسلیم» متهم کرد؛ در مقابل، تسنیم نیز این جریان را به «نفوذ، تفرقهافکنی و تکمیل پروژه ترامپ» متهم نموده و با تشبیه آنها به «کشمیری» (نفوذی تروریست)، از دستگیری برخی افراد در این رابطه خبر داد. این رویارویی علنی و تهدید به شکایت، حاکی از فروپاشی انسجام درونی اصولگرایان تحت فشار خردکننده بحران فعلی است.
تهدیدهای جدید و شبح جنگ تمامعیار
مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران که پس از کشته شدن پدرش در حمله اسرائیل هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده، در بیانیهای تهدیدآمیز اعلام کرد: «بیگانگانی که شرارت میکنند جایشان در اعماق آبهاست.»
گزارشها نشان از آن دارد که سپاه پاسداران برای شکستن محاصره، گزینههایی چون استفاده از زیردریاییها، دلفینهای مینگذار و حتی قطع کابلهای اینترنت زیردریایی در تنگه هرمز را روی میز دارد. حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر موسسه مؤسسه امور بینالملل و امنیت آلمان میگوید: «تهران دیگر محاصره را جایگزین جنگ نمیبیند، بلکه آن را شکلی از خودِ جنگ میداند. ممکن است به زودی مقامات ایرانی هزینه شروع دوباره درگیری را کمتر از تحمل این محاصره طولانی ارزیابی کنند.»
قمار بر سر تابآوری اقتصادی
در حالی که ترامپ این محاصره را «نبوغآمیز و ۱۰۰ درصد بینقص» توصیف کرده، آمارهای رسمی نشان میدهد که صادرات نفت ایران به صفر نزدیک شده است. اقتصاد ایران با بیکاری بیش از یک میلیون نفر، جهش قیمت مواد غذایی و سقوط ارزش ریال در آستانه فروپاشی است.
در گزارش یورونیوز در همین زمینه آمده «پول ملی ایران که در هفتههای نخست جنگ تا حدی ثبات خود را حفظ کرده بود از ابتدای این هفته روند نزولی گرفت و روز چهارشنبه به حدود یک میلیون و هشتصد هزار ریال در برابر یک دلار آمریکا رسید.»
کارشناسان هشدار میدهند کاهش ریال ایران میتواند به افزایش بیشتر تورم در این کشور دامن بزند؛ چرا که بسیاری از کالاهای وارداتی از مواد غذایی و دارو گرفته تا تجهیزات الکترونیکی به نرخ دلار وابستهاند.
این وضعیت در شرایطی رقم خورده که فشار اقتصادی بر مردم پیش از جنگ هم بالا بوده است.
ایران شرط بسته است که آمریکا تحت فشار بازارهای جهانی و قیمت بنزین، عقبنشینی کند. در مقابل، واشنگتن بر این باور است که بحران عمیق اقتصادی، تهران را به زانو در خواهد آورد. اکنون سوال اصلی این است: کدام طرف زودتر در شکاف این بنبست استراتژیک درهم خواهد شکست؟