دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در حالی قرار است برگزار شود که دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده و جیدیونس، معاون ترامپ، بیش از پیش به حصول توافق با جمهوری اسلامی ایران امیدوار به نظر میرسند.
محدباقرقالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران و سرتیم مذاکرهکنندگان ایرانی، از سوی جیدیونس «رهبر بالفعل ایران» نامیده شده است. دونالد ترامپ نیز مذاکرهکنندگان کنونی جمهوری اسلامی را افرادی باهوش و خواستار توافق توصیف کرده است.
با این حال در ایران شایعاتی به گوش میرسد که بین هیأت حاکمه جمهوری اسلامی در خصوص چند و چون توافق با دولت ترامپ اختلاف نظر جدی وجود دارد؛ اختلافی که موجب شده محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که به عنوان چهرهای تندرو در ایران شناخته میشود، در کنار قالیباف در مذاکره با مقامات آمریکایی حضور داشته باشد.
در واقع دولت ترامپ در حال حاضر مشغول مذاکره با اصولگرایان میانهرو و تندرو است. نتیجه این مذاکرات هم احتمالا در گرو این است که موضع جمهوری اسلامی را نهایتا اصولگرایان تندرو رقم میزنند یا اصولگرایان میانهرو.
یورونیوز در گفتوگو با رضا علیجانی فعال سیاسی مقیم فرانسه و احمد بخشایشی اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، دلایل شکست دور اول مذاکرات جدید ایران و آمریکا در آغاز هفتۀ جاری و چشمانداز دور دوم این مذاکرات را بررسی کرده است.
این جنگ را نمیتوان از آخر به اول خواند
رضا علیجانی در پاسخ به این سؤال که دلیل اصلی عدم توافق ایران و آمریکا در مذاکرات روز شنبه چه بود، به یورونیوز گفت: «ما اطلاع دقیقی از آنچه که در مذاکره گذشته، نداریم. طرف ایرانی که خیلی مبهم حرف میزند و فقط به زیادهخواهی آمریکا اشاره میکند. اما از مجموع سخنان مطرحشده در قبال مذاکرات اسلامآباد، بویژه سخنان مقامات آمریکایی، به نظر میرسد که طرفین مذاکره بر سر سه موضوع اختلاف داشتند. یکی تحویل بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده، دومی غنیسازی صفر در ایران، سومی هم مشارکت آمریکاییها در مدیریت تنگه هرمز. جالب است که محمود نبویان در مصاحبهای به این سه موضوع اشاره کرده ولی وقتی خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی را میبینیم، هنگامی که نبویان میگوید روی سه موضوع اختلاف نظر وجود داشت، ادامه حرفش قطع میشود و باقی سخنان نامرتبطش با این موضوع را میشنویم. این نشان میدهد که طرف ایرانی نمیخواهد این موضوع با افکار عمومی در میان گذاشته شود که سرنوشت و زیرساختها و اقتصاد و امنیت کشور و سفره و معیشت مردم را حضرات به چه چیزهایی گره زدهاند. از همینجا این سوال مطرح میشود که اساسا این جنگ چرا آغاز شده است؟»
آقای علیجانی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران را نباید از آخر به اول خواند. وی در توضیح این نظرش گفت: «جنگ با تجاوز آمریکا و اسرائیل آغاز شده است. از منظر حقوق بینالملل، وقتی یک کشور را هیچ خطر آنی و فوریای تهدید نکند، آن کشور حق شروع جنگ را ندارد و اگر چنین کاری کند، اقدامش مصداق تجاوز نظامی است. در طول جنگ هم پروتکلهای مرتبط با جنگ در سراسر جهان نیز، با زدن زیرساختها و کشتن غیر نظامیان، زیر پا گذاشته شده است. اما این جنگ را نمیتوان از آخر به اول خواند؛ باید از اول به آخر بررسیاش کرد. یعنی این جنگ در خلأ اتفاق نیفتاده. این جنگ حاصل و حلقه نهایی سیاست خارجی تهاجمی چنددههای جمهوری اسلامی برای نابودی اسرائیل و ضربهزدن به آمریکا بوده. در واقع سیاستی که مخالف و مغایر است با منافع ملت ایران و توسعۀ اقتصادی؛ سیاستی که اکثر مردم ایران با آن موافق نیستند.»
این تحلیلگر سیاسی ملی-مذهبی افزود: «از این منظر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی مسبب واقعی و سیاسی جنگ بوده. یعنی یک قلدر کوچک رفته به جنگ قلدرهای بزرگتر از خودش، آنها هم شروع به تهاجم و تجاوز کردهاند. بنابراین جمعبندی من این است که همان سیاستهایی که مسبب جنگ بوده، تا به حال مسبب به نتیجه نرسیدن مذاکرات هم بوده. و اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، این به این معناست که جمهوری اسلامی نمیخواهد از سیاست خارجی تهاجمیاش دست بردارد و یک سیاست تدافعی و بازدارنده داشته باشد و سیاست خارجیاش را مبتنی بر منافع ملی و مشخصا توسعه اقتصادی بکند.»
جمهوری اسلامی تعلق خاطری به ملت و کشور ندارد
رضا علیجانی همچنین در پاسخ به این سؤال که «اگر تا پایان مدت آتشبس توافقی حاصل نشود، به نظرتان جنگ باز هم آغاز میشود یا ممکن است وضعیت نه جنگ – نه توافق تا مدتی برقرار باشد؟» گفت:
«یکی از دلایلی که باعث آتشبس شد، اضطرار طرفین بویژه طرف آمریکایی بود؛ چون جمهوری اسلامی اساسا تعلق خاطری به ملت و کشور ندارد. نابودی زیرساختها و شهروندان بیگناه، برایش زیاد مهم نیست. برای جمهوری اسلامی این مهم است که استوار باقی بماند و سرنگون نشود؛ و همین را پیروزی خودش میداند. حالا اهرم جدیدی هم به نام تنگه هرمز پیدا کرده و توانسته اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار بدهد؛ بنابراین در ظاهر و در کوتاهمدت عجلهای برای اینکه درمذاکرات حتما به نتیجه برسد، ندارد؛ هر چند بخش اجرایی کشور، یعنی بخش مدیریتی، که باید اقتصاد کشور را رتقوفتق کند و نان و برق و آب و گاز مردم را تامین کند و حقوق کارمندها را بپردازد، فشار میآورد و ما هم نمیدانیم موازنه قوا در ایران دقیقا چه وضعی دارد.»
از هیأت حاکمه بعد از مرگ علی خامنهای اطلاع دقیقی نداریم
آقای علیجانی درباره تصمیمگیرندگان اصلی در حکومت ایران در شرایط فعلی گفت: «ما هنوز از هیأت حاکمه بعد از مرگ علی خامنهای اطلاع دقیقی نداریم ولی به هر حال همین هیأت حاکمه نه چندان واضح، آتشبس را پذیرفت؛ در حالی که چهرههای نظام در ابتدا آتشبس و مذاکره را رد میکردند. اما طرف دیگر علیرغم شعارهای اولیهاش، که سرنگونی حکومت بود و خواستههایی مربوط به صنعت هستهای و موشکی و گروههای نیابتی ایران داشت، نه تنها در جنگ پیروز نشد بلکه ناکام ماند و حالا با مشکل تازهای مواجه شده که باز ماندن تنگه هرمز است. البته اسرائیل از این حیث چندان تحت فشار نیست. البته نتانیاهو در جدالهای سیاسی داخل اسرائیل تحت فشار مخالفانش است که تو نه تنها مشکلات را حل نکردی، بلکه مشکلی هم اضافه کردی. ترامپ هم تحت فشار افکار عمومی آمریکا است. گرانی سوخت برای مردم آمریکا خیلی مهم است، جام جهانی فوتبال در پیش است، انتخابات میاندورهای نیز در راه است. حتی بخش مهمی از جمهوریخواهان، که طرفداران شعار «اول آمریکا» هستند، با جنگ مخالفاند. بنابراین ترامپ هم عجله دارد به نحوی از این مخمصمه خارج شود.»
جمهوری اسلامی زندانی شعارهای خودش شده
این فعال سیاسی منتقد حکومت ایران، فرصتسوزی را یکی از ویژگیهای مقامات جمهوری اسلامی دانست و افزود: «من باور میکنم که هر دو طرف با حسن نیت ولی با بیاعتمادی وارد مذاکره شدهاند. از قضا جمهوری اسلامی در این شرایط که آمریکا اضطرار دارد که جنگ تمام شود، میتوانست امتیازات مهمی از ترامپ بگیرد. در پانزده مادۀ طرح پیشنهادی آمریکا نیز لغو کلیهۀ تحریمها مطرح شده بود که البته چنین چیزی در اختیار ترامپ نیست ولی او حداقل میتواند تحریمهای اولیه را لغو کند یا کاهش دهد. جمهوری اسلامی بنا به رفتارشناسیاش، در ماجراهای گروگانگیری پس از حمله به سفارت آمریکا و یا در جنگ با عراق و نیز در همین مسئله هستهایاش، موقعی که میتواند امتیازات زیادی از طرف مقابل بگیرد، به چنین نتیجهای نرسیده؛ زیرا زندانی شعارهای خودش و اسیر مقلدین و پایگاه اجتماعی و نیروی میدانی خودش است. وقتی هم به نتیجه میرسد از طریق مذاکره امتیاز بگیرد، دیگر فرصت مناسب را از دست داده است. در مذاکرات اخیر هم بزرگترین فرصت برای گرفتن امتیازات مهمی از ترامپ را با کنار نهادن برنامه هستهایاش، که واقعا وبال گردن ملت ایران شده و نه تنها بازدارندگی نداشته بلکه امنیت کشور را به خطر انداخته و اقتصاد ایران را مختل کرده، از دست داد. لجبازی بر سر تداوم غنیسازی در ایران، کشور را گروگان صنعت هستهای کرده است.»
محاصره دریایی ایران ممکن است استارت جنگ را بزند
رضا علیجانی نهایتا درباره احتمال وقوع مجدد جنگ گفت: «اما درباره اینکه آیا آتشبس به پایان میرسد و جنگ مجددا شروع میشود یا نه، باید بگویم هر دو طرف تمایلی به آغاز جنگ ندارند ولی شرایط ملتهب است و ترامپ هم شخصیت نامتعادلی دارد. نتانیاهو هم او را تحریک میکند چونکه بیثباتی در جهان و منطقه و ایران برای او خیلی مهم نیست؛ در حالی که ترامپ و آمریکا و کشورهای منطقه همگی خواهان ثباتاند چون سرمایهگذاریهای بزرگ اقتصادی دارند. بنابراین ممکن است باز هم فشار بیاورند برای تمدید آتشبس. اما همین ماجرای محاصرۀ دریایی ایران ممکن است سرمنشأ تضاد و آغاز تنشی باشد که هر یک از طرفین، بدون اینکه عمدا بخواهد وارد جنگ شود، عملا استارت جنگ را بزند.»
آمریکا میخواست در اخذ عوارض از کشتیها شریک ایران باشد
اما احمد بخشایش اردستانی، عضو مجلس شورای اسلامی ایران، درباره مانع اصلی حصول توافق در مذاکرات روز شنبه گفت: «مذاکره یک پروسه است. بعد از چهل روز جنگیدن، یکروزه نمیتوان به توافق رسید. در این مذاکرات، هر دو کشور در سطح عالی شرکت کردند و این به این معنا بود که میخواستند مذاکرات به نتیجه برسد. آمریکاییها بیش از ایرانیها به توافق راغب بودند. در این مذاکره، اختلافات و اشتراکاتی بود. چند تا موضوع حل شد. مثلا ایران میخواست بر تنگه هرمز مسلط باشد، آمریکا میگفت من هم شریک باشم. درخواست شراکت، به معنای پذیرش تسلط ایران بر تنگه هرمز بود؛ با این قید که پولی هم به آنها برسد. اما ایران زیر بار این خواسته نرفت چون شراکت ایران و آمریکا در اخذ عوارض از کشتیها بابت عبور از تنگه هرمز، به معنای تداوم حضور نظامی آمریکا در منطقه است؛ در حالی که ایران خواهان برچیدهشدن این حضور است.»
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران افزود: «آمریکا برای اینکه مذاکراتش در جهان مشروعیت داشته باشد، عدم توافق را متصل میکند به بحث هستهای. در حالی که اختلاف بر سر برنامۀ هستهای ایران، تنها دلیل عدم توافق طرفین نبود. در مذاکرات اخیر، مشکل بر سر سه موضوع بود. یکی بحث هستهای، که آمریکا میگفت توقف غنیسازی در ایران باید بیستساله باشد. اختلاف دوم درباره لبنان بود. ایران میگفت لبنان هم باید بخشی از آتشبس باشد اما آمریکا میگفت نواف سلام، نخستوزیر لبنان، میگوید آتشبس بین لبنان و اسرائیل باید جدا از موضوع آتشبس بین ایران و آمریکا دنبال شود.»
بابت این جنگ ۲۷۰ میلیارد دلار غرامت میخواهیم
آقای بخشایش اردستانی درباره مسئلۀ «دریافت غرامت» که ظاهرا یکی از مطالبات جمهوری اسلامی است، گفت: «ایران خواهان ۲۷۰ میلیارد دلار غرامت بابت تهاجم اخیر آمریکا و اسرائیل است. احتمال میدهم در دور دوم مذاکرات، عوارض حاصله ایران از تنگه هرمز را به عنوان غرامت برای ایران در نظر بگیرند. اخذ عوارض بابت عبور کشتیها از تنگه هرمز، میراثی برای فرزندان ما است. ایران این کار را انجام داده و آن را تثبیت خواهد کرد. موشکهای ما پشتوانه عوارضگرفتن در تنگه هرمز است. شاه هم اگر میتوانست، چنین کاری میکرد.»
هدف اصلی جمهوری اسلامی هستهای نیست، موشکی است
بخشایش اردستانی حفظ توان موشکی را برای جمهوری اسلامی مهمتر از صنعت هستهای دانست و گفت: «هدف اصلی جمهوری اسلامی بحث هستهای نیست، موشکی است. جمهوری اسلامی در طول همه این سالها سر غرب و آمریکا را گرم کرد به هستهای، آن کنار هم سیصد چهارصد تا شهر موشکی درست کرد. الان هم میگوید سلاح هستهای در دکترین دفاعی من جایی ندارد. سید مجتبی خامنهای هم گفته من به فتوای پدرم وفادارم. بنابراین ایران نمیخواهد بمب هستهای بسازد. پس این ۴۰۰ کیلو اورانیوم را یا رقیق میکنیم یا به یک کشور ثالث میفرستیم که روسیه اعلام آمادگی کرده برای پذیرش آن. ولی باید دید در مذاکرات چه امتیازی میگیریم در ازای رقیقسازی یا ارسال این ۴۰۰ کیلو اورانیوم به خارج کشور. این دفعه دیگر این طور نیست که ما اول امتیاز بدهید تا بعدا امتیاز بگیریم. باید در ازای هر امتیازی که میدهیم، امتیازی هم بگیریم.»
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
با کنترل تنگه هرمز، تحریمهای آمریکا برای ما بیاهمیت شده
این نماینده مجلس و استاد روابط بینالملل در دانشگاههای ایران، همچنین در پاسخ به این سؤال که «بسیاری از تحریمها علیه ایران را کنگره ایالات متحده باید لغو کند و بنابراین جمهوری اسلامی در بحث لغو تحریمها دقیقا چه انتظاری از دولت ترامپ دارد؟» گفت: «ما تا وقتی که تنگه هرمز را داشته باشیم، تحریمهای آمریکا اهمیت چندانی برایمان ندارد. اگر آنها تحریمهای ما را لغو کردند، ما هم عبور از تنگه هرمز را برای کشتیهای آنها بلامانع میکنیم. تنها تحریم مهم علیه ایران، تحریم وزارت خزانهداری آمریکا است که باعث میشود تراکنش بانکی نداشته باشیم و ایران در ازای فروش نفت و سایر کالاهایش دلار دریافت نکند. یکی از دعواهای مذاکرآ اخیر هم میزان پول توقیفشدۀ ایران در جهان بوده که ما میگوییم ۱۲۰ میلیارد دلار است قطر فعلا باید آن ۷ میلیارد دلار ما را آزاد کند. کره جنوبی هم الان نماینده فرستاده به ایران، که کشتیهایش را از تنگه هرمز عبور دهیم. ما هم میگوییم پولهای مسدودشده ما را آزاد کن و عوارض عبور از تنگه هرمز را بپرداز و برو.»
در تنگه ریال میگیریم و ارزش پول ملیمان بیشتر میشود
وی همچنین درباره مشکل جمهوری اسلامی در مبادلات بانکی افزود: «ما در قانونی که در مجلس تهیه کردهایم، گفتهایم کشورها باید عوارض عبور از تنگه هرمز را به ریال بپردازند. در مبادلات دیگر هم با ریال یا نهایتا با یوان مبادله میکنیم. آنها باید بروند ریال تهیه کنند. این کار باعث افزایش ارزش پول ملی ما هم میشود. اگر توافق جامع بین ایران و آمریکا صورت گیرد، این مشکلات حل میشود. اگر هم توافق جامع نشود، ما از پانزده کشور همسایهمان، کالاهای اساسیمان را تامین میکنیم. ما با آمریکا رابطهای نداریم. بنابراین تحریمهای کنگره مسئلۀ ما نیست. کشورهایی که به دلیل مصوبات تحریمی کنگره علیه ایران، نمیتوانند با ما مبادلات مالی داشته باشند، ناچارند به آمریکا فشار بیاورند و معافیت مالی بگیرند. در غیر این صورت، تنگه هرمز بر کشتیهای این کشورها بسته خواهد ماند. اگر ما مدیریت تنگه هرمز را کامل از آن خود کنیم، مشکل تحریمها علیه جمهوری اسلامی حل میشود.»
در هیأت حاکمه اختلافی نیست
این نمایندۀ مجلس ایران درباره شایعات مربوط به وجود اختلاف در هیأت حاکمۀ جمهوری اسلامی و اینکه قالیباف قائل به امتیاز دادن بیشتر است و ذوالقدر مخالف چنین تصمیمی است، گفت: «ترامپ مدعی است که رهبران ایران جدید شدهاند. اما ساختار جمهوری اسلامی را طوری بنا کردهاند که هر مقامی شهید شود، کس دیگری جای او را میگیرد. ترامپ نمیتواند آنچه را که در ونزوئلا انجام داد، در ایران هم انجام دهد. یعنی این طور نیست که بتوانند امام را بردارند تا امت از بین برود. دیدید که لاریجانی رفت، ذوالقدر آمد. آقای خامنهای رفت، پسرش آمد. بنابراین ساختار سر جای خودش است. در هیات حاکمه ایران اختلافی بر سر مدیریت تنگه هرمز نیست. درباره غنیسازی، بالاخره آمریکا میگوید من ابرقدرت هستم و هیمنهام در جهان باید حفظ شود. بنابراین باید به آمریکا تا حدی امتیاز بدهیم. مثلا میشود گفت که غنیسازی را به مدت سه سال متوقف میکنیم و آن ۴۰۰ کیلو اورانیوم را رقیق میکنیم. ترامپ میگوید باید بیست سال غنیسازی را متوقف کنید ولی ایران چنین خواستهای را نمیپذیرد. اگر ترامپ بر حرفش اصرار کند، باید دوباره بجنگد ولی تمام عقلای عالم میگویند به لحاظ استراتژیک آمریکا در جنگ اخیر شکست خورده. ایران حداکثر عددی تکرقمی را برای سالهای توقف غنیسازیاش میپذیرد.»
کشور را مقام رهبری اداره میکند نه قالیباف
احمد بخشایش اردستانی نهایتا در نفی شایعات مربوط به اختلافات اصولگرایان به یورونیوز گفت: «بین میانهروها و تندروهای جناح اصولگرا در این مراحلٕ اختلافی وجود ندارد و کشور را نه قالیباف که مقام رهبری دارد اداره میکند. ایشان سالماند و دلیل غیبتشان مسائل امنیتی است. کمی مشکل جسمی هم داشتند که حل شده. وزیر بهداشت گفت زخم کوچکی داشتند که برطرف شده. زخمی که فکر کنم روی پا و صورت بود. اما چون روی صحنه حضور ندارند، این بحثها تا حدی شکل گرفته. اما جنگ را آقای قالیباف و احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران و مجید موسوی فرماندۀ نیروی هوافضای سپاه اداره میکردند. اختلاف زیادی نیست چون ما در دوره جنگ هستیم. اختلاف معمولا بعد از جنگ ایجاد میشود. حین جنگ اتحاد وجود دارد. این جنگ باعث شد آمریکا ایران را جدی بگیرد و به صورت جدی وارد مذاکره شود.»