Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

دیپلماسی اضطرار؛ آیا ویتکاف و عراقچی از رویارویی بزرگ جلوگیری می‌کنند؟

مذاکرات ایران و آمریکا
مذاکرات ایران و آمریکا Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده که پس از آغاز اعتراضات سراسری در ایران و چند روز بعد از آن، با استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا تشدید شده بود، اکنون وارد یک وقفه موقت شده است. این توقف همزمان است با برنامه‌ریزی برای برگزاری دیداری میان دو کشور در ششم فوریه در عمان.

موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) تحلیلی در مورد دور تازه گفتگوهای ایران و آمریکا منتشر کرده که مشروح آن را می‌خوانید:

دیدار فرستادگان آمریکا و ایران که پس از یک بحران دقیقه نودی که می‌رفت مذاکرات را به بن‌بست بکشاند، دوباره در مسیر برگزاری قرار گرفت.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌خوبی از این خطر آگاه است که در صورت نرسیدن به دستاوردی معنادار در قبال ایران، اعتبار بازدارندگی آمریکا زیر سوال خواهد رفت؛ آن هم با توجه به انتظاراتی که استقرار گسترده نظامی ایالات متحده در خاورمیانه ایجاد کرده است. همزمان به نظر می‌رسد که هنوز هیچ طرح عملیاتی کوتاه‌مدتی به او ارائه نشده که بتواند به نتیجه‌ای قاطع منجر شود.

در سوی دیگر، خود حکومت ایران در ضعیف‌ترین موقعیت خود از زمان تاسیس قرار دارد و تمام تمرکز آن بر بقا است. از همین رو، برنامه‌ریزی برای این دیدار نشان‌دهنده تمایل هر دو طرف، با تشویق کشورهای منطقه که نقش میانجی را ایفا می‌کنند، برای رسیدن به تفاهم‌هایی است که از یک رویارویی نظامی جلوگیری کند. با این حال، شکاف‌ها میان تهران و واشنگتن عمیق است و بدون یک امتیازدهی جدی از سوی ایران، گزینه نظامی دوباره می‌تواند به گزینه اصلی تبدیل شود.

افزون بر این، توافقی که صرفا به برنامه هسته‌ای بپردازد و حتی به‌صورت محدود به کاهش تحریم‌ها منجر شود، برای حکومت ایران حکم اکسیژن حیاتی را خواهد داشت، اما در مقابل، ناامیدی عمیقی در میان افکار عمومی ایران ایجاد خواهد کرد. از نگاه اسرائیل نیز چنین توافقی، چالش‌های ناشی از تولید شتابان موشک‌های ایران و ادامه حمایت تهران از زرادخانه‌های نظامی حزب‌الله و گروه‌های مسلح در عراق و یمن را حل نخواهد کرد.

بیش از یک ماه از آغاز اعتراضات در ایران می‌گذرد؛ اعتراضاتی که در پی سرکوب خشن حکومت فروکش کرده‌اند. با این حال، تنش‌ها همچنان بالاست؛ از جمله به دلیل وعده‌های ترامپ برای کمک به معترضان، تمرکز بی‌سابقه نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و تهدیدهای مکرر رئیس‌جمهور آمریکا به اقدام نظامی علیه ایران. اکنون به نظر می‌رسد که فرستادگان ترامپ، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، قرار است ششم فوریه در عمان با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، دیدار کنند.

در صورت برگزاری، این دیدار نخستین گفت‌وگوی مستقیم دو طرف از زمان عملیات «طلوع شیران» اسرائیل و حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ خواهد بود؛ زمانی که دولت ترامپ به حمله اسرائیل چراغ سبز داد و سپس خود نیز به آن پیوست، آن هم در حالی که مذاکرات میان واشنگتن و تهران در جریان بود.

این دیدار حاصل تلاش‌های فشرده دیپلماتیک کشورهای منطقه، به‌ویژه ترکیه، قطر و مصر است که هدف آنها جلوگیری از درگیری نظامی میان آمریکا و ایران بوده است. هنوز مشخص نیست که نمایندگان این کشورها در مذاکرات حضور خواهند داشت یا نه. صرف برنامه‌ریزی برای این دیدار، نشانه‌ای از تمایل به کاهش تنش است، اما هنوز معلوم نیست که این تمایل بازتاب‌دهنده اراده واقعی برای پر کردن شکاف‌های عمیق مواضع دو طرف باشد؛ شکاف‌هایی که به‌ویژه درباره آینده برنامه هسته‌ای ایران، در روزهای اخیر به‌صراحت بیان شده‌اند.

دونالد ترامپ خود را میان دو قطب متضاد می‌بیند. از یک سو، او بارها خواسته‌هایش از ایران را تکرار کرده و همزمان تهدید به اقدام نظامی کرده است. او به‌خوبی از انتظارات بالایی که استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا در منطقه ایجاد کرده آگاه است و می‌داند عقب‌نشینی بدون دستاورد ملموس، چه پیامدهای منفی برای اعتبار بازدارندگی آمریکا، چه در منطقه و چه فراتر از آن، خواهد داشت. از سوی دیگر، نگاه بنیادین ترامپ و دستورکار سیاسی‌اش بر «پایان دادن به جنگ‌ها» استوار است، نه آغاز آنها؛ آن هم از طریق توافق و از موضع قدرت.

در جلسات با تیم امنیت ملی، ترامپ خواستار ارائه طرحی عملیاتی شده که بتواند به تصمیمی سریع و با حداقل خطر درگیر شدن در جنگی فرسایشی منجر شود. به نظر می‌رسد او در پی تکرار تجربه حمله هدفمند به سایت هسته‌ای فردو در ژوئن ۲۰۲۵ و عملیات برکناری نیکلاس مادورو در ونزوئلا باشد؛ اقداماتی که بدون تلفات آمریکایی، کوتاه، محدود و در عین حال موفق توصیف شدند.

با این حال، حتی اگر هنوز مشخص نباشد که این بار آمریکا چه هدف راهبردی‌ای را در صورت حمله به ایران دنبال خواهد کرد، دستیابی به نتایج موفق به احتمال زیاد مستلزم عملیات نظامی گسترده خواهد بود؛ اهدافی که به‌سختی می‌توان آنها را از طریق حمله‌ای کوتاه و محدود محقق کرد. ترامپ در شبکه اجتماعی خود اعلام کرده که در کنار کمک به معترضان ـ حتی تا حد تغییر حکومت ـ قصد دارد ایران را وادار به توقف غنی‌سازی اورانیوم، کاهش زرادخانه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی‌اش کند.

هرچند ساختار دفاعی آمریکا متناسب با این اهداف بسیج شده و نیروهای گسترده‌ای به منطقه اعزام شده‌اند، اما تا این لحظه طرحی ارائه نشده که بتواند این دستاوردها را تضمین کند؛ به‌ویژه نه در بازه‌ای کوتاه و بدون خطر گرفتار شدن در یک جنگ بزرگ و طولانی. بر اساس تهدیدهای ایران، چنین جنگی شامل حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، اسرائیل و دیگر متحدان واشنگتن در خلیج فارس خواهد بود.

از زمان آغاز اعتراضات در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، ایران با ذهنیت بقا عمل کرده است. گستردگی اعتراضات، تصمیم ترامپ برای اعلام حمایت علنی از معترضان، گزارش‌هایی در اسرائیل درباره احتمال کمک به آنها و همچنین اعلام حمایت علنی رضا پهلوی از جنبش اعتراضی، همگی این برداشت را در حاکمیت ایران تقویت کرد که ناآرامی‌ها هدفی فراتر از اعتراض دارند و به دنبال سرنگونی نظام هستند. در چنین شرایطی، حکومت این تحولات را شدیدتر و حتی وجودی‌تر از اعتراضات پیشین تلقی کرد و به همین دلیل، سرکوبی بسیار گسترده‌تر و خشن‌تر از گذشته را در پیش گرفت.

در این چارچوب، رهبری ایران به ریاست علی خامنه‌ای تصمیم گرفت با استقرار نظامی آمریکا از دو مسیر همزمان مواجه شود. از یک سو، پیام روشنی فرستاد مبنی بر اینکه قصد تسلیم ندارد و آماده مقابله با هر اقدام نظامی آمریکا است. از سوی دیگر، مسیر دیپلماتیک فشرده‌ای را فعال کرد؛ از جمله رایزنی‌های عباس عراقچی با همتایانش در کشورهای حاشیه خلیج فارس، سفر به ترکیه و سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به مسکو. همزمان، نیروهای نیابتی ایران، حزب‌الله، گروه‌های مسلح در عراق و حوثی‌ها، نیز مامور شدند مواضع حمایتی خود را علنی کنند. آنها نیز تهدیدهایی را مطرح کردند؛ هرچند در مورد حزب‌الله، این تهدیدها با ابهام بیشتری همراه بود.

از این رو، نشست پیش‌رو در عمان قرار است بازتاب‌دهنده تمایل دو طرف، با تشویق میانجی‌ها، برای آزمودن همه راه‌های دیپلماتیک و پرهیز از درگیری نظامی باشد؛ آن هم با وجود ادامه لحن تند و پایبندی هر طرف به خطوط قرمز خود. در این مرحله، روشن نیست که تلاش‌های میانجی‌ها شامل گفت‌وگوهای محتوایی برای پر کردن شکاف‌ها بوده یا نه. بنابراین، هنوز مشخص نیست این دیدار صرفا نمادین خواهد بود یا می‌تواند گامی به‌سوی مذاکرات ادامه‌دار تلقی شود. گزارش‌های تاییدنشده‌ای از تشکیل دو کارگروه موازی، یکی درباره موضوع هسته‌ای و دیگری درباره سایر اختلافات، منتشر شده، اما مقام‌های ایرانی تاکید کرده‌اند که تنها حاضر به گفت‌وگو درباره پرونده هسته‌ای هستند.

به احتمال زیاد، ایران آمادگی دارد در موضوعات هسته‌ای، حتی در زمینه غنی‌سازی، انعطاف‌هایی نشان دهد؛ به‌ویژه با توجه به ناتوانی فعلی‌اش در ادامه غنی‌سازی پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تاسیسات هسته‌ای. اما در مورد سایر مطالبات، به‌ویژه کاهش توان موشکی، تهران اعلام کرده که حاضر به عقب‌نشینی نیست. برعکس، احساس تهدید فزاینده، در نگاه حاکمیت ایران، ضرورت حفظ این ابزار بازدارنده را تقویت کرده است. قطع حمایت از متحدان منطقه‌ای نیز برای رهبری ایران غیرقابل‌قبول است، چرا که ریشه در بنیان‌های ایدئولوژیک نظام دارد و نقش مهمی در بازدارندگی ایفا می‌کند.

در چنین شرایطی، پر کردن شکاف‌ها میان تهران و واشنگتن دشوار به نظر می‌رسد، مگر آنکه نگرانی‌های متقابل از پیامدهای یک جنگ، دو طرف را به تعدیل جدی مواضعشان وادار کند.

ایران اکنون در بحرانی‌ترین وضعیت خود در دهه‌های اخیر قرار دارد؛ بحرانی که همزمان امنیت خارجی و ثبات داخلی را در بر گرفته است. در حوزه امنیتی، فروپاشی محور موسوم به «مقاومت» و ناتوانی کامل ایران در جلوگیری از حملات مستقیم اسرائیل و آمریکا آشکار شده است. در داخل، خشم عمومی و شعارهای صریح برای سرنگونی نظام، در واکنش به خشونت بی‌سابقه حکومت علیه معترضان شدت گرفته است.

همزمان، حکومت هیچ راه‌حل روشنی برای بحران‌های اقتصادی خود ندارد؛ از سقوط ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته گرفته تا کمبود آب و انرژی، مشکلات ساختاری عمیق و فساد فراگیر.

در همین حال، ترامپ در حال ارزیابی این است که از مسیر مذاکره، چه دستاوردهایی واقعا قابل تحقق است، آن هم در حالی که تهدید نظامی را معتبر نگه می‌دارد. موافقت با برگزاری این دیدار، به او امکان می‌دهد نشان دهد پیش از هر تشدید فشاری، تلاش دیپلماتیک جدی‌ای برای رسیدن به توافق انجام شده است. با این حال، نشانه‌ای وجود ندارد که او گزینه نظامی را کنار گذاشته باشد. اگر به این جمع‌بندی برسد که ایران به الگوی پیشین مذاکراتی خود یعنی وقت‌کشی بازگشته، یا اگر احساس کند شانسی برای تحمیل چارچوبی که بتوان آن را پیروزی آمریکا معرفی کرد وجود ندارد، این گزینه می‌تواند با شدت بیشتری دوباره مطرح شود.

با این همه، حتی در این مرحله نیز ایران صرفا با به تعویق انداختن حمله آمریکا، به یک دستاورد مهم دست یافته است؛ دستاوردی که احتمالا موضع جریان‌های تندرو در داخل ایران را تقویت کرده است. وزیر خارجه ایران نیز پیش‌تر گفته بود که نتایج ایستادگی مردم ایران به‌زودی در عرصه دیپلماسی آشکار خواهد شد.

در هر صورت، توافقی که تنها به پرونده هسته‌ای بپردازد و در ازای آن، تحریم‌ها، حتی به‌طور محدود، کاهش یابد، به حکومت ایران امکان تنفس و ادامه بقا خواهد داد. اما در مقابل، بخش بزرگی از جامعه ایران که باور داشت ترامپ به کمک آنها خواهد آمد و شاید حتی به سرنگونی حکومت منجر شود، با ناامیدی عمیقی روبه‌رو خواهد شد. از همین رو، هر توافقی باید علاوه بر مسائل امنیتی، شامل تضمین‌هایی درباره جان بازداشت‌شدگان و مجروحان اعتراضات و تعهداتی درباره رفتار حکومت با شهروندانش باشد؛ تعهداتی که می‌تواند به تداوم فرسایش مشروعیت نظام کمک کند.

از منظر اسرائیل نیز، توافقی که صرفا بر موضوع هسته‌ای متمرکز باشد ـ هرچند مهم ـ چالش‌های حیاتی را حل نخواهد کرد. چنین توافقی برنامه موشکی ایران، که با سرعت در حال گسترش است، و حمایت مستمر تهران از زرادخانه‌های حزب‌الله و گروه‌های مسلح در عراق و یمن را نادیده می‌گیرد.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

این تهدیدها در صورتی که حکومت ایران در ازای تفاهم‌های هسته‌ای به کاهش قابل توجه تحریم‌ها دست یابد و بتواند خود و نیروهای نیابتی‌اش را دوباره تجهیز کند، حتی تشدید خواهند شد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا؛ اختلاف‌های کلیدی چه مواردی هستند؟

ترامپ: اگر ایران برنامه هسته‌ای یا ظرفیت موشکی خود را بازسازی کند قطعا حمله نظامی خواهیم کرد

برنامه هسته‌ای ایران و پیشنهاد ترامپ برای غنی‌سازی صفر؛ فرصت یا بن‌بست جدید؟