Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

چرا ترامپ علاقه‌ای به اپوزیسیون خارج نشین ندارد؟ تغییر چهره از درون به جای دگرگونی رژیم

دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمریکا
دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمریکا Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از سعید جعفری
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

وقتی کمتر از سه ماه قبل، ماریا کورینا ماچادو، جایزه صلح نوبل خود را به دونالد ترامپ تقدیم و رئیس جمهور آمریکا را شایسته دریافت این جایزه معرفی کرد، احتمالا باور داشت که با چنین کاری می‌تواند خود را به آلترناتیو اصلی حکومت ونزوئلا از دید کاخ سفید تبدیل کند.

اما بعد از حمله کم‌سابقه آمریکا به ونزوئلا و دستگیری نیکولاس مادورو و خروج او از کشور، دونالد ترامپ، آب پاکی را روی دست خانم ماچادو ریخت و او را فاقد «حمایت و احترام لازم برای اداره کشور» دانست. شوک بعدی به ماچادو، پذیرش معاون نیکولاس مادورو به عنوان رهبر موقت کشور بود. مقام‌های آمریکایی تایید کردند که دست‌کم فعلا دلسی رودریگز قرار است قدرت را در ونزوئلا در دست داشته باشد. کسی که سالها، به عنوان نیروی وفادار نیکولاس مادورو شناخته می‌شد.

هرچند دونالد ترامپ به بیان اظهاراتی که بعدا آنها را تغییر می‌دهد شناخته شده و هیچ تضمینی وجود ندارد که این رویکرد کاخ سفید همچنان پابرجا بماند. او در نشست خبری خود در فلوریدا خطاب به خبرنگاران گفت: «ما ونزوئلا را ادامه خواهیم کرد تا زمانی‌که بتوانیم یک گذار امن را انجام دهیم. ما نمی‌توانیم این خطر را بپذیریم که فرد دیگری که منابع مردم این کشور را در نظر ندارد، کنترل اوضاع را به دست بگیرد.»

رئيس جمهور آمریکا در ادامه اشاره کرد که احتمالا با دلسی رودریگز، معاون مادورو همکاری خواهد کرد چرا که به باور او خانم رودریگز مایل است کاری را که آمریکا برای بازگرداندن عظمت به ونزوئلا ضروری می‌داند، انجام دهد.

اما چرا این اتفاق رخ داد و ترجمه آن برای جنبش اعتراضی در ایران و همچنین جریان‌های اپوزیسیون داخلی و خارجی چیست؟

منتقد «دخالت‌های پرهزینه»

دونالد ترامپ از زمان کارزار انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۵، بارها دولت‌های پیشین این کشور را برای به راه انداختن «جنگ‌های بی‌پایان» و دخالت‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان نقد کرده است. او همچنین از دخالت‌های خارجی که آن‌را تلاش‌های «جنگ‌طلبان در آمریکا» نامیده انتقاد کرده است.

اما منطق این باور آقای ترامپ چیست؟ رئيس جمهور کنونی آمریکا اعتقاد دارد که ایالات متحده نباید تا این اندازه برای انجام اقداماتش در سراسر جهان هزینه پرداخت کند. او در طول ۵ سال حضور در کاخ سفید نشان داده که اتفاقا برخلاف باور رایج از مداخله آمریکا در امور سراسر جهان اجتناب ندارد اما موضوع کلیدی برای او مسئله «پول» است.

به این معنا که او می‌خواهد این مداخلات و تغییرات با کمترین هزینه و در سریع‌ترین زمان ممکن اتفاق بیفتد. هرچند رئيس جمهور آمریکا در این مدت به کشورهای مختلفی حمله کرده اما هیچ کدام آنها به یک درگیری نظامی طولانی‌مدت تبدیل نشده است.

دونالد ترامپ اعتقاد دارد که آمریکا نباید تا این اندازه برای انجام اقداماتش در سراسر جهان هزینه پرداخت کند. او نشان داده از مداخله آمریکا در امور سراسر جهان اجتناب ندارد اما موضوع کلیدی برای او مسئله «پول» است. به این معنا که او می‌خواهد این مداخلات و تغییرات با کمترین هزینه و در سریع‌ترین زمان ممکن اتفاق بیفتد

او همواره یکی از منتقدین اصلی حمله دولت جرج بوش پسر به عراق و سقوط صدام حسین بوده و تاکید داشته که سقوط صدام باعث به هم خوردن موازنه منطقه‌ای در خلیج فارس به سود ایران شده است.

الگوی ونزوئلا؛ تغییر چهره، نه تغییر کامل نظام

در ونزوئلا، ترامپ به‌جای تکیه بر رهبران اپوزیسیون خارج از ساختار قدرت، معاون نیکولاس مادورو را به‌عنوان رئيس جمهور به رسمیت شناخت و به‌صراحت پیام داد که اگر این چهره درون‌سیستمی حاضر به همکاری باشد، می‌تواند شریک قابل قبول واشنگتن باشد. در مقابل، او به تلاش‌های نمادین اپوزیسیون خارج از ساختار قدرت، از جمله تلاش‌های ماریا کورینا ماچادو برای جلب نظر ترامپ، بی‌اعتنایی کرد.

این رفتار نشان می‌دهد که برای ترامپ، مشروعیت عملی، کنترل ساختارهای موجود و امکان اجرای فوری توافق‌ها، بسیار مهم‌تر از نمادهای اپوزیسیونی یا سرمایه‌گذاری بلندمدت روی چهره‌هایی است که برای ایجاد یک نظم جدید در کشور با چالش‌های بیشتری رو به رو خواهند بود.

تغییرات با کمترین هزینه

ترامپ و نزدیکان او در طول هفته‌ها و ماه‌های اخیر بارها تاکید کرده‌اند که برنامه‌ای برای تغییر رژیم در ایران ندارند. هرچند نمی‌توان این بیان را قطعی در نظر گرفت و به ویژه با اعتراضاتی که این روزها در شهرهای مختلف ایران در حال مشاهده است، امکان قرار گرفتن گزینه جدید روی میز کاخ سفید دور از ذهن نیست. اما اشاره ترامپ مبنی بر اینکه برنامه‌ای برای تغییر رژیم در ایران ندارد از باور کلاسیک او برای انجام تغییرات سریع، محدود، کم‌هزینه و غیرتعهدآور برای دولت ایالات متحده نشات می‌گیرد.

تغییر سیستم کامل یک نظام سیاسی، هرچند ممکن است به سادگی رخ دهد، اما شکل‌گیری نظم جدید در کشوری که انقلاب، فروپاشی و یا حمله خارجی در آنجا رخ داده آسان و سریع نخواهد بود

تغییر سیستم کامل یک نظام سیاسی، هرچند ممکن است به سادگی رخ دهد، اما شکل‌گیری نظم جدید در کشوری که انقلاب، فروپاشی و یا حمله خارجی در آنجا رخ داده آسان و سریع نخواهد بود. در صورتی که آمریکا در چنین فرآیندی نقش داشته باشد، می‌تواند دولت او را درگیر یک سردرد جدید نماید که رهایی یافتن از آن به سادگی امکان‌پذیر نخواهد بود.

درس گرفتن از تجربه‌های عراق و افغانستان

تجربه عراق و افغانستان نشان داد که حذف کامل یک نظام سیاسی و تلاش برای ساختن همه چیز از صفر، چه هزینه‌های سنگین مالی، انسانی و سیاسی برای آمریکا به همراه دارد. ترامپ این پروژه‌ها را نماد شکست نخبگان سیاست خارجی آمریکا می‌داند و بارها تاکید کرده که نمی‌خواهد کشورش دوباره وارد چنین باتلاق‌هایی شود.

از این منظر، وارد کردن یک رهبر اپوزیسیون خارج‌نشین و تلاش برای ساخت یک نظم سیاسی کاملا جدید، احتمالا همان مسیری است که ترامپ از آن پرهیز می‌کند. چنین گزینه‌ای نه‌تنها نیازمند حضور طولانی‌مدت آمریکا خواهد بود، بلکه خطر بی‌ثباتی مزمن، جنگ داخلی و بازتولید دشمنی با واشنگتن را نیز در پی دارد.

مزیت‌های گزینه داخلی برای ترامپ

کنار گذاشتن یک رهبر و جایگزینی او با فردی دیگر از همان ساختار قدرت، در صورتی که بتواند خواسته‌های واشنگتن را تامین کند، از نگاه ترامپ هم کم‌هزینه‌تر است و هم سریع‌تر به نتیجه می‌رسد. چنین سناریویی نیازی به بازسازی کامل نهادهای حکومتی، نیروهای امنیتی و ساختار اداری ندارد و خطر فروپاشی کنترل‌نشده را کاهش می‌دهد.

به صورت مشخص، انتخاب یک مهره درون‌سیستمی، حتی اگر در مقطع کنونی به حاشیه رانده شده باشد، چند مزیت مشخص برای ترامپ دارد:

کنار گذاشتن یک رهبر و جایگزینی او با فردی دیگر از همان ساختار قدرت، در صورتی که بتواند خواسته‌های واشنگتن را تامین کند، از نگاه ترامپ هم کم‌هزینه‌تر است و هم سریع‌تر به نتیجه می‌رسد

این فرد با ساختارهای قدرت، نیروهای امنیتی و منطق حکمرانی کشور آشناست. ضمن اینکه می‌تواند انتقال قدرت را با حداقل شوک و بی‌ثباتی پیش ببرد. ضمن اینکه مشروعیت نسبی در میان بخشی از نخبگان و بدنه حاکم دارد. برای شخصی مانند ترامپ که از فرآیندهای بوروکراتیک و پیچیدگی‌های اداری فراری است، برگزیدن فردی از دورن همان سیستم، امکان اجرای سریع توافق‌ها و تغییر رفتار خارجی را فراهم می‌کند.

در حالت ایده‌آل از نگاه ترامپ، چنین تغییری می‌تواند کشور متخاصم را به بازیگری غیر دشمن و حتی بالقوه همسو با آمریکا تبدیل کند، بدون آنکه هزینه‌های سنگین اشغال یا بازسازی تحمیل شود.

افزون بر موارد بالا، چند عامل دیگر نیز این ترجیح را تقویت می‌کنند؛ نخستین عامل، ذهنیت معامله محور ترامپ است که ترجح می‌دهد با بازیگران دارای اهرم واقعی وارد گفتگو و توافق شود. در عین حال نگرانی او از ایجاد خلا قدرت که می تواند به بازیگران رادیکال ضد آمریکایی میدان دهد سبب می‌شود، رئيس جمهور آمریکا گزینه‌هایی را مورد بررسی قرار دهد که بتواند نیروهای درون سیستم را بر سر پیگیری الگوی جدید حکمرانی توجیه سازد.

چه عواملی می‌تواند این فرضیه را تضعیف کند؟

با تمام آنچه گفته شد، مسئله ممکن است به این سادگی نباشد و یا شرایط به شکلی تغییر یابد که کنترل امور از دست خارج شود و یا اولویت‌ها و ترجیحات تغییر کنند.

در مورد مشخص ایران، در صورتی که شکاف‌های درون حاکمیت به حدی عمیق شوند، ممکن است یافتن گزینه قابل اتکا درون سیستم که هم از سوی جامعه مورد پذیرش قرار گیرد و هم در خود نظام قابل قبول باشد دشوار شود.

ضمن اینکه، هرچند دونالد ترامپ به عنوان کارگزاری شناخته می‌شود که تاثیرش بر ساختار بیش از سایر روسای جمهور آمریکا بوده است اما حتی او هم از انتقادات و فشارهای احتمالی در کنگره و همچنین افکار عمومی ایالات متحده در امان نیست. در نتیجه ممکن است این عوامل بازدارنده سبب شوند، تا در نهایت ترامپ به سمت نیروهای اپوزیسیون خارج نشین حرکت کند.

با این حال تحولات میدانی و به ویژه با توجه به آنچه این روزها در خیابان‌های شهرهای مختلف ایران می‌گذرد ممکن است شرایط را به شکلی تغییر دهد که دیگر فرآیند انتقال قدرت از درون مانند الگویی که در ونزوئلا مشاهده شده وجود نداشته باشد

در خصوص مسئله ایران، دیگر بازیگر تعیین‌کننده اسرائيل است؛ در صورتی که تلاشی برای تغییر در ایران از سوی آمریکا اجرایی شود، بسیار بعید به نظر می‌رسد که بعد از خامنه‌ای، کسی در ایران قدرت را به دست بگیرد که اسرائيل با آن مخالفت داشته باشد. در نتیجه ترجیحات اسرائيل در این مسئله کلیدی خواهد بود.

و در نهایت تحولات میدانی و به ویژه با توجه به آنچه این روزها در خیابان‌های شهرهای مختلف ایران می‌گذرد ممکن است شرایط را به شکلی تغییر دهد که دیگر فرآیند انتقال قدرت از درون مانند الگویی که در ونزوئلا مشاهده شده وجود نداشته باشد.

تغییراتی سریع، کم‌هزینه و محدود

در مجموع الگوی رفتاری ترامپ نشان می‌دهد که او بیش از هر چیز به دنبال تغییر رفتار بازیگران با کمترین هزینه و سریع‌ترین زمان ممکن است. در نتیجه او چندان به دنبال تحقق پروژه‌های بلندپروازانه برای تغییر یک نظام سیاسی نیست.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

در نتیجه و با شناخت حاصل شده از الگوی رفتاری ترامپ، احتمال برگزیدن گزینه‌ای خارج از ایران و یا تکیه کردن بر اپوزیسیون خارج‌نشین کمتر از انتخاب یک گذار کم‌هزینه داخلی است؛ این انتخاب نه از سر علاقه، بلکه از سر محاسبه‌ای سرد و عمل‌گرایانه است؛ محاسبه‌ای که تجربه دو دهه گذشته سیاست خارجی آمریکا به‌روشنی آن را شکل داده است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

هشدار اژه‌ای در نهمین روز اعتراضات: دیگر مماشات در کار نخواهد بود

آیا حملات اسرائيل به فروپاشی جمهوری اسلامی می‌انجامد؟ گفتگو با جک گلدستون، متخصص تئوری‌های انقلاب

گفتگو با متخصص جنبش‌های اجتماعی؛ آیا ایران در آستانه انقلاب است؟