در اینکه هیچ کشوری به اندازه اسرائیل با دقت و حساسیت تحولات اعتراضی در ایران را دنبال نمیکند، تردیدی نیست؛ کشوری که جمهوری اسلامی را دشمنی مرگبار و تهدیدی وجودی برای خود میداند.
ایران سالهاست به وسواس اصلی بنیامین نتانیاهو، نخستوزير اسرائیل، تبدیل شده است؛ سیاستمداری که همواره حکومت تهران و رهبر آن، علی خامنهای، را تهدیدی جهانی در حد آلمان نازی توصیف کرده است. دو کشور خردادماه گذشته وارد جنگی ۱۲روزه شدند که در جریان آن اسرائیل ـ با همراهی کوتاهمدت ایالات متحده ـ مواضع نظامی و تاسیسات هستهای ایران را بمباران کرد و ایران نیز اسرائیل را با موشکهای بالستیک هدف قرار داد.
روزنامه نیویورک تایمز، در مقالهای به این موضوع پرداخته و مینویسد: بدون تردید بسیاری از شهروندان اسرائیلی از سقوط احتمالی حکومت ایران استقبال خواهند کرد. با این حال، مقامهای پیشین و تحلیلگران میگویند بعید است رهبری اسرائیل برای تسریع در تغییر رژیم در ایران دست به اقدام جدی بزند. به گفته آنها، حکومت ایران در آستانه فروپاشی قرار ندارد و اعتراضات کنونی نیز برای رساندن آن به چنین نقطهای کافی نیست. به باور این کارشناسان، اسرائیل تنها در صورتی به ایران حمله خواهد کرد که در چارچوب عملیاتی به رهبری آمریکا دعوت شود یا اینکه ایران ابتدا به اسرائیل حمله کند.
به گفته کارشناسان، احتیاط اسرائیل در قبال حمله احتمالی آمریکا به ایران کاملا قابل توجیه است. خطر واکنش متقابل علیه اسرائیل، از جمله آغاز جنگی تازه، بسیار بالاست و احتمال اینکه اقدامی محدود بتواند حاکمان اقتدارگرای مذهبی ایران را سرنگون کند، بسیار اندک ارزیابی میشود.
در ادامه، نگاهی به ارزیابی اسرائیل از اعتراضات ایران و گزینههای پیش روی این کشور انداخته میشود.
تردید عمیق نسبت به پیروزی معترضان
تحلیلگران اسرائیلی پیشبینی میکنند موج کنونی اعتراضات در ایران عمر کوتاهی داشته باشد. به گفته آنها، معترضان از رهبری منسجم و توان دفاع از خود برخوردار نیستند و گزارشهایی که این هفته از کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی ایران منتشر شده، این ارزیابی را تقویت میکند.
سیما شاین، کارشناس باسابقه ایران و از مقامهای پیشین سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد)، میگوید: «اگر میلیونها نفر به خیابان بیایند، متوقف کردنشان بسیار دشوار میشود. نمیشود همه را کشت. اما ما میلیونها نفر را نمیبینیم؛ هزاران نفر را میبینیم. و این رژیم بلد است با این وضعیت چطور برخورد کند. اولین ابزارش کشتن است و اینکه همه بدانند دارد آدم میکشد.»
تحلیلگران اسرائیلی میگویند سرکوب اعتراضات تا حد زیادی به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی بسیج انجام میشود.
به گفته زوهار پالتی، رئیس پیشین اداره اطلاعات موساد، هر دو نهاد انگیزه بالایی برای دفاع از ساختار قدرت موجود دارند، چرا که سرنوشتشان با بقای حکومت گره خورده است؛ حکومتی که سالهاست مردم ایران را به شدت سرکوب کرده است. او میافزاید: «اگر رژیم تغییر کند، آنها مردهاند. دقیقا به همین دلیل است که دارند مردم را در خیابانها میکشند.»
ایال حولاتا، مشاور امنیت ملی اسرائیل در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳، میگوید یک خیزش موفق نیازمند اپوزیسیونی سازمانیافته است که بتواند حتی در برابر سرکوب خشن و مستمر، فشار را حفظ کند. او میافزاید: «این چیزی است که در ایران وجود ندارد و همین هم دلیل اصلی تردید گسترده درباره موفقیت این اعتراضات است.»
سرنگونی از راه دور؛ کاری بسیار دشوار
کارشناسان میگویند استفاده از ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی برای تقویت صدای مخالفان یا حملات سایبری برای مختل کردن حکومت، اقداماتی که بدون حضور نظامی مستقیم و از راه دور ممکن است، برای تهدید جدی جمهوری اسلامی کافی نیست.
زوهار پالتی میگوید: «من هنوز ندیدهام که حمله سایبری بتواند یک کشور را فروبپاشد.»
از سوی دیگر، با قطع اینترنت و سرکوب شدید اطلاعرسانی مستقل در ایران، حتی برای اسرائیل، که دستگاه اطلاعاتیاش بارها توانایی نفوذ و عملیات در داخل ایران را به رخ کشیده، دستیابی به تصویری دقیق از وضعیت میدانی دشوار شده است. همه اینها بار دیگر نشان میدهد که سرنگونی یک حکومت از راه دور تا چه اندازه پیچیده و دشوار است.
ایال حولاتا میگوید: «اسرائیل نمیتواند رژیم ایران را تغییر دهد. شاید بتواند به گروههای مخالف کمکهایی بکند یا اندکی فشار وارد کند، اما این بهتنهایی کافی نیست.»
اقدام نظامی گسترده؛ تنها عامل تعیینکننده؟
به گفته چند کارشناس، تنها عاملی که میتواند معادله را در ایران تغییر دهد، یک اقدام نظامی بسیار گسترده است که توان حکومت برای سرکوب اعتراضات را مختل کند؛ اقدامی که میتواند شامل هدف قرار دادن نیروهای سپاه، بسیج یا سامانههای فرماندهی و کنترل ایران باشد. اما انجام چنین عملیاتی در کشوری به وسعت ایران چالشی بسیار بزرگ است.
رهبران اسرائیل همچنین از حمله به موشکهای بالستیک و کارخانههای تولید موشک ایران استقبال میکنند؛ تسلیحاتی که اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه آنها را تهدیدی جدی میدانند و ایران آنها را ابزار بازدارندگی حیاتی خود میخواند.
با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که چنین حملهای در حیطه توان و تصمیم اسرائیل نیست و تنها ایالات متحده میتواند آن را انجام دهد.
ضمن اینکه این اقدام اساسا تغییری در شرایط مردم ایران ایجاد نخواهد کرد، چرا که توان موشکی ایران ارتباطی به دستگاه سرکوب ایران ندارد.
گزینههای محدود اسرائیل
کارشناسان میگویند در شرایط کنونی، منافع احتمالی هرگونه مداخله اسرائیل در ایران، در برابر خطرات آن بسیار ناچیز است.
دنی سیترینوویچ، کارشناس پیشین ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، میگوید: «بیشتر گزینهها برای اسرائیل بد هستند.»
به گفته او، بزرگترین خطر برای اسرائیل این است که اقداماتش به ادعای حکومت ایران مبنی بر نقشآفرینی عوامل خارجی در اعتراضات اعتبار ببخشد. سیترینوویچ میگوید اسرائیل «تمام تلاش خود را میکند که بهعنوان ناظری بیرونی دیده شود»، چرا که هرگونه نشانه از دخالت آشکار میتواند بهانهای برای توجیه سرکوب شدیدتر معترضان فراهم کند.
پس از آنکه یکی از وزرای کمنامونشان اسرائیل در گفتوگویی رادیویی مدعی شد این کشور «هماکنون» نیروهایی در ایران دارد، بنیامین نتانیاهو به مقامها دستور داد از اظهار نظر درباره این موضوع خودداری کنند.
همچنین خطر واکنش مستقیم علیه اسرائیل وجود دارد؛ آن هم در شرایطی که این کشور همزمان نیروهایی در غزه، کرانه باختری، سوریه و لبنان دارد و هنوز در حال جبران ذخایر مهمات دفاعی خود پس از دو سال مقابله با حملات چندجانبه است.
کارشناسان میگویند هرگونه مداخله اسرائیل که از سوی ایران شناسایی شود، میتواند احتمال یک خطای محاسباتی جدی از سوی تهران را افزایش دهد. اگر ایران احساس کند اسرائیل در حال آمادهسازی برای حمله است، ممکن است دست به حمله پیشدستانه بزند. در چنین شرایطی، با توجه به عملکرد ضعیف پدافند هوایی ایران در جنگ خردادماه، انتظار میرود نیروی هوایی اسرائیل با قدرت واکنش نشان دهد. با این حال، کارشناسان میپرسند اگر چنین مداخلهای شانس چندانی برای سرنگونی رژیم نداشته باشد، چرا باید جان شهروندان اسرائیلی به خطر بیفتد؟
نقش آمریکا؛ کمک یا دردسر؟
کارشناسان امنیت ملی اسرائیل با احترام زیادی از توان نظامی آمریکا برای تهدید حکومت ایران سخن میگویند. با این حال، آنها هشدار میدهند که اقدام محدود آمریکا، مانند حملهای نمادین به چند هدف، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؛ بهویژه اگر واشنگتن پس از آن وارد مذاکرات تازهای با ایران درباره برنامه هستهای شود.
سیما شاین میگوید چنین رویکردی، مگر با شروطی که به نفع معترضان باشد، مانند بازگرداندن اینترنت، نوعی خیانت به معترضان ایرانی خواهد بود؛ معترضانی که دونالد ترامپ بارها از آنها حمایت لفظی کرده است.
او میافزاید مذاکرات میتواند به توافقی منجر شود که تحریمهای اقتصادی ایران را کاهش دهد، اما ـ مانند توافق هستهای دوران باراک اوباما که نتانیاهو بهشدت با آن مخالف بود ـ برنامه موشکی ایران را محدود نکند.
شاین میگوید: «من همیشه طرفدار توافق بودم. اما این رژیم آنقدر بد است و کاری که الان میکند آنقدر فاجعهبار است که آدم از خودش میپرسد نکند وقتش رسیده هر کاری میتوانی بکنی تا سقوط کند.»
پسر شاه؛ امیدی که جدی گرفته نمیشود
رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران که در تبعید زندگی میکند، خود را بهعنوان یکی از گزینههای رهبری آینده ایران مطرح کرده است. نتانیاهو در سال ۲۰۲۳ از او در اسرائیل استقبال کرد و برخی وزیران کابینهاش نیز در فضای مجازی از او حمایت کردهاند.
بر اساس ویدیوهایی که منتشر شده، به نظر میرسد برخی معترضان در ایران نیز با در دست گرفتن پرچم دوره پادشاهی و سردادن شعار «جاوید شاه»، گرد او جمع شدهاند.
اما کارشناسان امنیت ملی اسرائیل نسبت به توانایی رضا پهلوی برای جلب حمایت گسترده در داخل ایران تردید جدی دارند و میگویند او فاقد تجربه، کاریزما و پایگاه واقعی در کشور است.
دنی سیترینوویچ میگوید دیدار رضا پهلوی با نتانیاهو و ادامه برجستهسازی او از سوی مقامهای اسرائیلی اشتباه بوده، چرا که ایده تغییر رژیم را با اسرائیل گره میزند و این میتواند بخشی از معترضان بالقوه را دور کند. او همچنین میگوید بازگشت رضا پهلوی به ایران بعید به نظر میرسد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
سیترینوویچ در پایان میگوید: «بیشتر ایرانیها نمیخواهند یک دیکتاتور را با دیکتاتوری دیگر عوض کنند.»