محبوبیت و جایگاه رضا پهلوی در بین ایرانیان تا چه اندازه است؟ آیا واقعا ایرانیان به بازگشت سلطنت امیدوارند و آنرا راه نجات خود میدانند یا بزرگنماییهایی برای طرح پسر آخرین شاه ایران در جریان است؟
تحقیقی که روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» در تاریخ ۳ اکتبر منتشر کرد، نشان میدهد یک نهاد خصوصی که از سوی دولت بنیامین نتانیاهو تامین مالی میشده، یک کارزار گسترده نفوذ دیجیتال را برای بهبود تصویر رضا پهلوی، ولیعهد خاندان برکنارشده پهلوی، به راه انداخته است.
خاندانی که پدرش، محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران بود و برکناری او به اعلام جمهوری اسلامی در فوریه ۱۹۷۹ انجامید.
نشریه «ال پائيس» اسپانیا در گزارشی به موضوع طرح رضا پهلوی در شعارها و اعتراضات ایرانیها پرداخته و آن را مورد کاوش جدی قرار داده است.
در این گزارش آمده است: این کارزار نهتنها به تقویت چهره این شاهزاده انجامید؛ کسی که سالها بیشتر در مجلات زرد و شایعات حضور داشت تا در راهروهای قدرت؛ بلکه به شکل جعلی، میزان حمایت او در داخل ایران را نیز بزرگنمایی کرد؛ آن هم از طریق آواتارها و حسابهای کاربری جعلی که خود را شهروندان ایرانی معرفی میکردند. زمانی که حکومت ایران پنجشنبه گذشته برای پنهان کردن سرکوب اعتراضات، اینترنت را به طور کامل قطع کرد، بسیاری از حسابهایی که خود را ایرانیان داخل کشور جا میزدند، همچنان به انتشار پیامهای حمایتی از رضا پهلوی ادامه دادند.
این پیامهای مشکوک، همزمان یک واقعیت قطعی و یک نکته تردیدبرانگیز را بازتاب میدادند. واقعیت نخست این است که در برخی از تجمعات اعتراضی، در کنار شعار «مرگ بر دیکتاتور» خطاب به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، شعارهایی مانند «جاوید شاه» یا «پهلوی برمیگردد» نیز سر داده شده است. اما نکته مشکوک این است که ایرانیانی که پنجشنبه گذشته در شمار بیشتری نسبت به روزهای قبل به خیابانها آمدند، ظاهرا در پاسخ به فراخوانی بودهاند که رضا پهلوی ساعاتی پیش از آن از هموطنانش خواسته بود به اعتراض ادامه دهند.
شعارهای حمایتی از پسر شاه، پدیدهای تازه است که جز در موارد پراکنده، در موجهای قبلی اعتراضات ایران شنیده نشده بود. همچنین در اعتراضات پیشین، این تعداد پرچمهای سلطنتطلبانه با نقش شیر و خورشید دیده نشده بود.
با این حال، از نظر کریم امیل بیطار، پژوهشگر خاورمیانه در مؤسسه روابط بینالملل و راهبردی پاریس (IRIS)، این موضوع اهمیت چندانی ندارد. او معتقد است این «دیدهشدن» بیش از هر چیز بازتابدهنده «یک خلا است که اپوزیسیون کنونی ایران با آن مواجه است»؛ خلأیی که باعث شده رضا پهلوی به تنها چهره مخالفی تبدیل شود که شهروندان بتوانند در کشوری به او رجوع کنند که «بیشتر چهرههای معتبر اپوزیسیون یا زندانی شدهاند، یا در حصر خانگیاند، یا تحت نظارت قرار دارند، یا به دست حکومت کشته شدهاند». به گفته روزبه پارسی، تاریخنگار ایرانی، شاهزاده پهلوی به «بوم سفیدی» تبدیل شده که ایرانیان «مستأصل» آرزوی تغییر خود را بر آن فرافکنی میکنند و در این مسیر، خشم حکومت را نیز برمیانگیزند.
مشروعیت
میانگین سنی در ایران ۳۴ تا ۳۵ سال است و بیش از ۷۰ درصد شهروندان حتی به دنیا نیامده بودند زمانی که در آخرین سالهای سلطنت، شاه با هلیکوپتر بر فراز تهران رفتوآمد میکرد و از ترس ترور، پشت شیشههای ضدگلوله برای مردم سخنرانی میکرد. شمار بسیار کمتری از ایرانیان نیز در سال ۱۹۷۱ متولد شده بودند؛ زمانی که شاه برای بزرگداشت ۲۵۰۰مین سالگرد تأسیس امپراتوری پارس، جشن مجللی در تخت جمشید برگزار کرد. آن جشنها، با شامپاین فرانسوی و غذاهایی از رستوران لوکس «ماکسیم» پاریس، بنا بر گزارش بیبیسی، در آن زمان ۳۰ میلیون دلار هزینه داشت.
همچنین بیشتر ایرانیان یا هنوز متولد نشده بودند یا آنقدر کوچک بودند که به خاطر بیاورند در سال ۱۹۷۵، سازمان عفو بینالملل حکومت سلطنتی ایران را یکی از ناقضان جدی حقوق بشر دانست؛ آن هم در همکاری با ساواک، پلیس مخفی مخوف شاه.
رضا پهلوی در سال ۱۹۶۰ در همان دربار پرزرقوبرق خزهای گرانبها و تاجهای الماسنشان به دنیا آمد؛ فضایی که مجلات زرد و سبک زندگی، عاشق آن بودند. او در ۱۷سالگی برای آموزش خلبانی جنگنده به ایالات متحده رفت و هرگز به ایران بازنگشت. کمی بیش از یک سال بعد، انقلاب مردمی ـ که بعدها توسط جریان اسلامگرا مصادره شد ـ پدرش را سرنگون کرد و خانواده پهلوی را در ژانویه ۱۹۷۹ به تبعید فرستاد. این شاهزاده که ۴۸ سال از ۶۵ سال عمرش را خارج از کشورش گذرانده، یکشنبه گذشته در گفتوگویی با شبکه محافظهکار آمریکایی فاکسنیوز اعلام کرد آماده بازگشت به ایران است.
بر اساس محاسبات رابرت گراهام، روزنامهنگار، در کتاب «ایران: توهم قدرت»، زمانی که پهلویها به تبعید رفتند، ثروت آنها دستکم ۴ میلیارد دلار بود که در بانکهای سوئیس نگهداری میشد. این پول ـ که حاصل غارت منابع کشور بود ـ همچنان به این خاندان اجازه میدهد سبک زندگی بسیار مرفهی داشته باشند و فعالیتهای مخالف حکومت ایران را تامین مالی کنند؛ فعالیتهایی که تا همین اواخر همواره با موفقیت محدودی همراه بوده است. گزارشی از مؤسسه بروکینگز در سال ۲۰۰۹ تاکید کرده بود که جنبش سلطنتطلب عملا هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارد.
کریم امیل بیطار میافزاید که برای مدت طولانی، محبوبیت رضا پهلوی «در لسآنجلس یا نوی-سور-سن [حومه مرفه پاریس] بیشتر از ایران بود». برخلاف آنچه ممکن است پس از اعتراضات اخیر انتظار رود، این پژوهشگر IRIS میگوید مشروعیت وارث سلسله پهلوی همچنان «محدود» است.
نوستالژی
رافائله مائوریلو، استاد دانشگاه علامه طباطبایی تهران، که اکنون از ایتالیا سخن میگوید، توضیح میدهد که تا همین اواخر، مطرح شدن رضا پهلوی بهعنوان جایگزینی برای جمهوری اسلامی «خندهدار» تلقی میشد. با این حال، او میپذیرد که در سالهای اخیر، نوستالژی نسبت به دوران شاه، بهویژه در میان جوانان، افزایش یافته است.
او این موضوع را در میان دانشجویانش میبیند؛ کسانی که «گاهی چیزهایی درباره شاه منتشر میکنند و وقتی از آنها میپرسی، متوجه میشوی هیچ شناختی از آن دوره ندارند». مائوریلو این جوانان را با همتایان اسپانیاییشان مقایسه میکند که نسبت به دیکتاتوری فرانکو دچار نوستالژی هستند.
مریم، نام مستعار یک زن ایرانی ۳۷ساله ساکن در اسپانیا، یکی از کسانی است که در نبود چشماندازی روشن برای آینده، نگاهش به گذشته برگشته است. او میگوید: «خودم را سلطنتطلب نمیدانم»، او که در عین حال نگاه مثبتی به شاهزاده دارد اضافه میکند که «سالها رضا پهلوی تنها چهره اپوزیسیون بود»، اما تاکید میکند که هموطنانش خواهان «یک حکومت سکولار هستند، نه سلطنت».
به گفته بیطار، «در غیاب هرگونه اپوزیسیون، چه در داخل و چه در خارج از ایران، که بتواند یک جایگزین معتبر و عملی برای جمهوری اسلامی ارائه دهد، رضا پهلوی در حال تبدیل شدن به چهرهای است که میتواند گذار را تضمین کند».
با این حال، به باور این کارشناس، شانس موفقیت او محدود است. رضا پهلوی میتواند «بهعنوان چهرهای دیده شود که توسط قدرتهای خارجی، با حمایت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو»، به میدان می آید و این موضوع «بیاعتمادی عمیقی را در میان ایرانیان که بهشدت ملیگرا هستند، برمیانگیزد». افزون بر این، این پژوهشگر تاکید میکند «بعید است» وارث پهلوی بتواند «حمایت اقلیتهای قومی را جلب کند یا بحران اقتصادی و اجتماعی کشوری را حل کند که دیگر آن را نمیشناسد».
از همه مهمتر، همانطور که علی ترنور، تحلیلگر در متنی که دوشنبه در حساب کاربری خود در شبکه ایکس منتشر کرد نوشته است، این اشرافزاده نه حزبی پشت سر خود دارد و نه ساختار و سلسلهمراتبی. چهره او صرفا پوششی است بر «نمادپردازی و خیالپردازیهای رهبری».
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در مقالهای که در مجله تایم منتشر شد، نرگس باجغلی، انسانشناس ایرانی، این دیدگاه را تایید کرد و نوشت که حمایت واقعی از رضا پهلوی در داخل کشور حداقلی است. این استاد دانشگاه جان هاپکینز همچنین تاکید کرد که حمایت مردمی از بازگشت سلطنت «توهمی» است که از طریق کارزارهای اطلاعات نادرست ساخته شده و نتیجه گرفت که خودداری ترامپ از دیدار با پسر شاه برکنارشده «نشانهای گویاست از اینکه حتی متحدان بالقوه تا چه حد گزینه سلطنتطلبی را جدی میگیرند».