کشتار بیسابقۀ معترضان ایرانی در دی ماه امسال، آشکارا متفاوت و فراتر از سرکوب اعتراضات در دو سه دهۀ اخیر بود. اینکه چرا حکومت اسلامی این بار از سر ناکارآمدی چنین قتلعامی به راه انداخته، موضوع مورد بحث این روزها است که قطعا در آینده نیز بیشتر بررسی و واکاوی خواهد شد.
رضا علیجانی، فعال و تحلیلگر سیاسی ایران در پاسخ به این سؤال به یورونیوز گفت: «در پاسخ به این پرسش که چرا جمهوری اسلامی در برخورد با اعتراضات اخیر دست به این خشونت وحشتناک و سبعانه و کشتار زد، تنها میشود به یک علت محوری اشاره کرد و آن حضور انبوه مردم در شهرهای مختلف بود. اعتراضات از هفتم دی ماه از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرها سرایت کرد و ما بویژه در هجدهم و نوزدهم دی ماه، بعد از فراخوان آقای پهلوی، شاهد امواج انسانی بسیار وسیعی بودیم. مردم از خانههایشان بیرون زدند، با یک بغض درگلوماندۀ ناشی از وضعیت معیشتی و وضع آزادیهای سیاسی و اجتماعیشان، و از بین رفتن امید به آینده در جوانها. اینها همه باعث شکلگیری اعتراض وسیعی در سراسر کشور شد و جمهوری اسلامی احساس خطر موجودیتی کرد.»
تکرار روایت اعدامهای ۶۷
آقای علیجانی با انتقاد از کسانی که میکوشند کشتار صورت گرفته به دست مأموران جمهوری اسلامی را واکنشی ناگزیر به خشونت معترضان قلمداد کنند، گفت: «من متأسفم که افرادی در داخل کشور، تحلیل دیگری راجع به این کشتار میدهند. همچنین افراد دیگری، هزاران کیلومتر دورتر، در خارج کشور، دنبال عوامل موساد و مجاهدین و غیره میگردند و میگویند اینها خشونت کردند و رفتار حکومت، عکسالعمل خشونت این گروهها بود. این حرفها من را یاد روایت کثیف بعد از اعدامهای ۶۷ میاندازد. آن موقع هم حکومت میگفت مجاهدین از مرز حمله کردند، زندانیان قرار بود به آنها بپیوندند و ما هم زندانیان را اعدام کردیم؛ روایتی که همه اجزایش کثیف و دروغ بود. اولا شما از یکسال قبل دورخیز کرده بودید برای اعدام زندانیان، ثانیا زندانیان نمیتوانستند به نیروهای نظامی مجاهدین بپیوندند، ثالثا به حکومت باید گفت شما چرا چپها را اعدام کردید؟»
این چهرۀ ملیمذهبی مقیم پاریس در ادامۀ انتقاد از توجیهکنندگان قتلعامی که نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به راه انداختند، افزود: «الان خانم آذر منصوری، دبیر کل جبهۀ اصلاحات، در داخل کشور با صراحت کشتار معترضان را بدون اما و اگر، و بدون اینکه پای دیگران را وسط بکشد، محکوم کرد. همچنین خانم مژگان ایلانلو، مستندساز و پژوهشگر شجاع مدنی در داخل کشور. ولی افرادی هزاران کیلومتر دورتر از ایران، کشتار معترضان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی را به گردن خشونت مجاهدین و صهیونیستها و نفوذیهای موساد میاندازند.»
آقای علیجانی بروز خشونت در اعتراضات مردم را امری قابل انتظار دانست و افزایش خشونت در اعتراضات مردم ایران در سالهای اخیر را نیز ناشی از انسداد سیاسی دانست و گفت: «خشونت در اعتراضات اجتماعی، امری طبیعی است. در شورشهای قدیم هم، در مشهد و اسلامشهر و قزوین، ما شاهد این نوع خشونتها بودیم. این رفتار خشن، عکسالعمل جامعه است به وضعیت خودش و خشونت پلیس. در مواردی هم که خشونت کار خود حکومت است. در وقایع جنبش سبز، من روز شنبه (۳۰ خرداد) که به خیابان آمدم، اتوبوسهای آتشزده را دیدم. چنین چیزی را در سالهای ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ هم دیدیم. وقتی حکومت جامعه را تحت فشار قرار میدهد و هیچ راهی را باز نمیکند، نه صندوق رای، نه مطالبهمحوری، نه شنیدن صدای اعتراضات، طبیعی است که بخشی از این انفجار خشم و نارضایتی عمومی به خشونت کشیده میشود. ما این خشونت را قبول نداریم ولی چرایی وقوع آن قابل فهم است. این خشونت در اعتراضات سال ۱۴۰۴ هم مثل امسال وجود داشت.»
نیروهای سرکوب به خشونت دامن میزنند
آقای علیجانی که به تازگی به اتفاق جمعی از همفکرانش بیانیهای هم در ضرورت استعفای علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران منتشر کرده، بخش قابل توجهی از خشونتهای اعتراضات اخیر را کار خود مأموران نظامی و شبهنظامی و امنیتی جمهوری اسلامی میداند و در توضیح بیشتر این مدعای قدیمی، که پیشتر از سوی محمود احمدینژاد رئیس جمهور اصولگرای ایران نیز مطرح شده، گفت: «چنانکه گفتم، بخشی از این خشونتها کار خود حکومت بوده. نیروهای حکومت در بعضی جاها مغازههای مغازهداران اعتصابکرده را آتش زدند. در جاهایی مساجد را آتش زدند. مردم هم در جاهایی مساجد را آتش زدند. مساجد صرفا مسجد نبودند؛ پایگاه بسیج بودند و بازداشتیها را میریختند آنجا تا ماشینهایشان بیایند و آنها را ببرند. مساجد و حوزههای علمیه و فرمانداری و بانکها مکانهایی بودند که از بالای پشتبامهایشان به مردم تیراندازی میشد و به همین دلیل مردم این جاها را آتش زدند. و البته برخی از این آتشزدنها هم کار خود نیروهای حکومت بوده. من از برخی مناطق خبر موثق دارم که بسیجیها حتی مسجدبان را کتک زدند و مسجدبان به آنها اعتراض کرده شما که بسیجی هستید، پس چرا مسجد را دارید آتش میزنید؟ به هر حال ملغمهای از همۀ این موارد وجود داشته.»
با این حال، رضا علیجانی «کشتار مردم ایران در دی ماه ۱۴۰۴» را اقدامی بیشریک میداند که مسئولیتش صرفا متوجه نظام جمهوری اسلامی است و مخالفان جمهوری اسلامی را از مشارکت در «روایت کثیف» این حکومت از جنایات رخداده در شبهای هجدهم و نوزدهم و بیستم دی ماه سال جاری بر حذر داشت. آقای علیجانی نهایتا در توضیح این نکته به یورونیوز گفت: «اما آنچه که باعث کشتار شد، نه اعتراض و خشونت مردم بود، نه نفوذیهای مجاهدین و اسرائیل. این خشونتها قطرهای در دریای اعتراض مردم بودند و چنانکه گفتم، قابل فهم است اما قابل دفاع نیست؛ اما در عین حال نمیشود برای این کشتار عظیم شریک تراشید و کشتار حکومت را به گردن خشونت مردم انداخت. به گمان من این یک نوع خونشویی است و همه باید مراقب باشند درون این روایت کثیف نیفتند. هر چند میتوان دربارۀ خشونت این وقایع بحث کرد و نیروهای سیاسی را مورد پرسش قرار داد ولی مقصر کشتار جمهوری اسلامی است و خشونت و کشتار را نمیتوان به گردن نیروهای سیاسی بیندازیم، به نظر من مشارکت در یک روایت کثیف است.»