اولتیماتوم روز چهارشنبه ترامپ به جمهوری اسلامی مبنی بر ازسرگیری مذاکره یا تحمل حمله نظامی آمریکا، تهران را بر سر دوراهی قرار داده است. هر دو مسیر موقعیت رژیم پیشاپیش تضعیفشده را شکنندهتر میکنند. اما به گزارش «والاستریت ژورنال»، رژیم ایران برخی از شروط تعیینشده از سوی واشنگتن را رد کرده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا روز چهارشنبه در شبکه اجتماعی «تروتسوشال» نوشت: «یک ناوگان عظیم در حال حرکت به سوی ایران است. این ناوگان با سرعت بالا، قدرت بسیار، انگیزه و هدف در حال پیشروی است. این ناوگان بزرگتر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و در راس آن ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن قرار دارد. همانند آنچه درباره ونزوئلا رخ داد، این ناوگان آماده، مایل و قادر است در صورت لزوم بهسرعت و با خشونت ماموریت خود را انجام دهد.»
آقای ترامپ افزود: «امیدوارم ایران بهسرعت پای میز مذاکره بیاید و بر سر یک توافق منصفانه و عادلانه، بدون سلاح هستهای به توافقی مناسب برای همه طرفها برسد. زمان در حال اتمام است و هر لحظه حیاتی است.»
رئیسجمهوری آمریکا افزود: «همانطور که قبلا به ایران گفتم، توافق کنید، آنها انجام ندادند و عملیات چکش نیمهشب رخ داد و ویرانی گستردهای برای ایران بهبار آورد. حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود. نگذارید دوباره چنین اتفاقی بیفتد.»
اگرچه دونالد ترامپ جزئیاتی درباره این توافق ارائه نکرده است، اما به گزارش «نیویورکتایمز» به نقل از مقامات آمریکایی و اروپایی، خواستههایی پیشروی ایران گذاشته شده، عبارتند از پایان دائمی هرگونه غنیسازی اورانیوم، محدودیت بر برد و تعداد موشکهای بالستیک و پایان دادن به هرگونه حمایت از شبهنظامیان نیابتی در خاورمیانه از جمله حماس، حزبالله و حوثیها.
به گفته مقامات آمریکایی، مذاکرات در هفته گذشته هیچ پیشرفتی نداشته و نشانهای وجود ندارد که ایران در حال آماده شدن برای پذیرش خواستههای آقای ترامپ باشد. هر یک از این خواستهها، قدرت ایران را که پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل رو به افول رفته است، تضعیف میکند.
به گزارش «والاستریت ژورنال»، موافقت ایران با توقف غنیسازی اورانیوم بهمنزله عقبنشینی تحقیرآمیز از یکی از اولویتهای بنیادین علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی خواهد بود. از سوی دیگر، رد این خواسته نیز بهطور فزایندهای احتمال صدور دستور حمله از جانب آقای ترامپ آن را بالا میبرد که آسیبپذیری رژیم ایران را بیشازپیش آشکار خواهد کرد.
بنابر این گزارش، بلافاصله پس از سرکوب خونین اعتراضات، اکنون رژیم ایران با شدیدترین تهدید خارجی علیه بقای خود طی دهههای اخیر روبهرو است.
آلن ایر، دیپلمات ارشد پیشین آمریکا در امور ایران و پژوهشگر اندیشکده «موسسه خاورمیانه» در واشنگتن، گفت: «راهبرد آنها در حال حاضر فقط زمان خریدن است. کل نگاه راهبردیشان این است که وقتی در موقعیت ضعف هستی، سازش نکن، چون این کار دعوت به تهاجم بیشتر است.»
ایران یک سال پیش نیز در موقعیتی مشابه قرار داشت. اسرائیل حملات محدودی انجام داده بود که سامانههای پدافندی ایران را تضعیف و متحدان شبهنظامی آن یعنی حزبالله و حماس، را بهشدت آسیبپذیر کرده بود. آقای ترامپ که تازه انتخاب شده بود، تهدید میکرد اگر تهران درباره برنامه هستهای امتیاز ندهد، اقدام نظامی خواهد کرد. اما این بار فشار بسیار شدیدتر است. رژیم ایران در جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن ضربه خورد و تحریمهای سختگیرانهتر علیه صادرات نفت ایران در پاییز گذشته نیز فشار را افزایش داد. در ماههای بعد، مطالبات آمریکا برای رسیدن به توافق بالا رفت.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، علاوه بر توقف غنیسازی داخلی و تحویل ذخایر اورانیوم، تاکید کرده است که تهران باید محدودیتهایی بر زرادخانه موشکهای بالستیک خود بپذیرد و حمایت از شبهنظامیان منطقه را متوقف کند.
با این حال، ایران برخی از این شروط را پیشاپیش رد کرده است. یک مقام ارشد ایرانی گفت که تهران بر حق خود برای ادامه غنیسازی با اهداف غیرنظامی و حفظ توان موشکی که آن را برای دفاع ضروری میداند، مصالحه نخواهد کرد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه در واکنش به تهدید آقای ترامپ، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «نیروهای مسلح شجاع ما با انگشت بر ماشه آمادهاند تا به هرگونه تجاوز علیه سرزمین، حریم هوایی و آبهای کشور عزیزمان، فوری و با قدرت پاسخ دهند. درسهای ارزشمندی که از جنگ ۱۲ روزه آموختهایم، ما را قادر ساخته است که این بار حتی قویتر، سریعتر و عمیقتر واکنش نشان دهیم.»
آقای عراقچی با تاکید بر این که سلاح هستهای جایگاهی در «محاسبات امنیتی» ایران ندارد، افزود: «در عین حال، ایران همواره از توافق هستهای عادلانه، منصفانه و مبتنی بر منافع متقابل استقبال کرده است. توافقی بر پایه برابری و بدون اجبار، تهدید و ارعاب که همزمان حق ایران برای برخورداری از فناوری هستهای صلحآمیز و عدم دستیابی به سلاح هستهای را تضمین کند.»
به گفته تحلیلگران، با توجه به این که آقای خامنهای برنامه هستهای را به نماد مقاومت ایران در برابر غرب تبدیل کرده است، حتی اگر آمریکا پیشنهاد کاهش تحریمها را در ازای محدودیتهای هستهای از سوی ایران را مطرح کند، باز هم پذیرش آن برای رژیم دشوار خواهد بود.
دنی سیترینوویچ، افسر پیشین اطلاعاتی اسرائیل و پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعی «موسسه مطالعات امنیت ملی» گفت: «رهبر جمهوری اسلامی میتواند مصالحه کند، اما این مصالحه نباید به ستونهای اصلی رژیم لطمه بزند؛ یعنی نه از توسعه موشکی صرفنظر میکند، نه از حمایت از نیروهای نیابتی و نه از غنیسازی.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه گفت که تجمع نیروها پیرامون ایران عمدتا ماهیت دفاعی دارد، زیرا دهها هزار نیروی آمریکایی در منطقه «در تیررس پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک ایران» قرار دارند.
او گفت افزایش حضور آمریکا «عاقلانه و محتاطانه» است، اما این نیرو میتواند علیه ایران «بهطور پیشدستانه اقدام کند» و افزود: «امیدوارم کار به آنجا نکشد.»
خواستههای آمریکا چقدر اجرایی است؟
به گزارش «نیویورکتایمز»، نظارت بر اجرای نخستین خواسته آمریکا یعنی کنارگذاشتن کامل غنیسازی اورانیوم بسیار دشوار است. اگرچه تاسیسات هستهای فردو و نطنز که دو مرکز اصلی غنیسازی اورانیوم بودند، در حملات ماه ژوئن آمریکا به سختی آسیب دیدند و بعید است دوباره بازگشایی شوند، اما ایران میتواند غنیسازی اورانیوم و افزایش خلوص آن را در تاسیسات کوچکتر و بهسادگی انجام دهد.
اگر ایران بتواند به حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد خود که به نظر میرسد در پی حملات آمریکا زیر آوار تاسیسات هستهای مدفون شده است، دسترسی پیدا کند، میتواند سوخت مورد نیاز به تولید چند سلاح هستهای را تولید کند.
با این حال به گفته مقامات اروپایی و آمریکایی در حال حاضر نشانهای مبنی بر دستیابی ایران به این ذخایر وجود ندارد.
دومین خواسته، یعنی محدود کردن برد و تعداد موشکهای بالستیک، عملا ایران را در هدف قرار دادن خاک اسرائیل ناتوان میسازد. این موشکها آخرین عامل بازدارنده در زرادخانه ایران در برابر حمله دوباره اسرائیل است. اگرچه چنین حملهای فوری به نظر نمیرسد، اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل تهدید کرده است اگر ایران به بازسازی برنامه موشکی و هستهای خود بپردازد، حملات را از سر خواهد گرفت.
اما سومین خواسته، یعنی توقف حمایت از نیروهای نیابتی شاید آسانترین مورد برای پذیرش از سوی ایران باشد.
اقتصاد ایران در پی تحریمها به شدت تضعیف شده و ارزش پول ملی به پایینترین سطح سقوط کرده است، در نتیجه رژیم ایران اندک منابعی برای تامین مالی متحدان خود که زیر فشار حملات سنگین اسرائیل آسیب دیدهاند، دارد.