بسیاری از والدین ممکن است متوجه شده باشند که فرزند نوجوانشان از حضور ناگهانی آنها در جمع دوستان او ناراحت میشود، از پاسخ به پرسشهای آنها طفره میرود و حتی از اینکه آنها او را در مدرسه، مهمانی یا مرکز خرید صدا بزنند ناراحت میشود.
والدین نوجوانان ممکن است از این رفتار فرزند نوجوان خود دلگیر شوند و آن را نشانه بیاحترامی یا فاصلهگذاری در رابطه بدانند.
این در حالی است که روانشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این رفتارها را باید در چارچوب روند طبیعی دوران نوجوانی دید. در این دوره فرزندان تلاش میکنند همزمان با تغییرات جسمی برای خود یک هویت مستقل بسازند.
در این دوره نگاه و قضاوت دیگران به ویژه دوستان برای فرد اهمیت زیادی پیدا میکند. نوجوان بیش از گذشته به این فکر میکند که دوستان و همسالانش درباره ظاهر، رفتار، خانواده و جایگاه اجتماعی او چه قضاوتی میکنند. همزمان نیاز به استقلال و فاصله گرفتن از وابستگی دوران کودکی نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل ممکن است نوجوان در شرایطی که چند سال قبل حضور والدین برایش کاملا عادی بود، ناگهان احساس کند حضور آنها باعث میشود «کودک» به نظر برسد یا گویی کنترل زندگیاش همچنان در دست والدینش است.
روانشناسان معتقدند که این تغییر الزاما به معنای کاهش علاقه نوجوان به پدر و مادرش نیست. این تصور رایج که نوجوان پس از ورود به دوره بلوغ به طور کامل از والدین خود فاصله میگیرد صحت ندارد. فرزندان در دوره نوجوانی همچنان به رابطه با بزرگسالان مهم زندگی خود نیاز دارند، اما شکل این رابطه تغییر میکند. آنها از یک سو به استقلال بیشتر احتیاج دارند و از سوی دیگر همچنان به حمایت، محبت و احساس تعلق نیازمندند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
هراس از قضاوت همسالان
روانشناسان معتقدند که یکی از دلایل مهم خجالت کشیدن آنها از والدینشان، نگرانی از قضاوت همسالان است. در سالهای نوجوانی، پذیرفته شدن در گروه دوستان اهمیت زیادی دارد. رفتاری که در خانه ممکن است کاملا طبیعی به نظر برسد، در حضور دوستان برای نوجوان «نامناسب» یا کودکانه تلقی شود. به عنوان مثال نوجوان ممکن است از اینکه مادرش با لحنی بسیار کودکانه با او صحبت کند، پدرش در مقابل دوستانش درباره نمرات یا مسائل شخصی او سوال کند، یا والدینش درباره روابط دوستانه او شوخی کنند، احساس خجالت کند.
در چنین شرایطی، مساله نوجوان لزوما خود والدین نیستند بلکه مساله این است که نوجوان میخواهد تصویری مستقل از خود در برابر دیگران ایجاد کند. او دیگر نمیخواهد فقط «فرزند فلانی» باشد، بلکه میخواهد دیگران او را به عنوان یک فرد مستقل با شخصیت، سلیقه و تصمیمهای خودش بشناسند.
تغییرات ظاهری والدین نیز گاهی میتواند برای نوجوان اهمیت پیدا کند. ممکن است نوجوان نسبت به لباس پوشیدن، نحوه صحبت کردن یا رفتار اجتماعی پدر و مادرش حساس شود. این حساسیت گاهی بهقدری شدید است که والدین تصور میکنند فرزندشان از خود آنها خجالت میکشد. اما در بسیاری از موارد، نوجوان بیش از آنکه درباره شخصیت والدین قضاوت کند، نگران تصویری است که حضور آنها در جمع درباره خودش ایجاد میکند.
والدین چه واکنشی باید نشان دهند؟
روانشناسان معتقدند که والدین نباید هر نوع خجالت یا فاصله گرفتن را نشانه نوعی بحران بدانند. افزایش استقلال، علاقه بیشتر به جمع دوستان و تمایل به داشتن حریم شخصی، بخشی از روند رشد نوجوان است. به گفته روانشناسان نوجوانها در مسیر رشد، به تدریج از وابستگیهای خانوادگی فاصله بیشتری میگیرند و بر استقلال و روابط بیرون از خانواده تمرکز بیشتری پیدا میکنند. در عین حال، نوجوانانی که احساس میکنند به خانواده متصل هستند اما بیش از حد تحت کنترل نیستند، معمولا وضعیت بهتری دارند.
در این میان این سوال پیش میآید که مرز میان «استقلال طبیعی» و «فاصله گرفتن ناسالم» کجاست؟ اگر نوجوان گاهی از حضور والدین در جمع دوستانش خجالت بکشد یا ترجیح دهد بعضی مسائل شخصی را با آنها در میان نگذارد، این رفتار به خودی خود نگرانکننده نیست. مساله زمانی جدیتر میشود که ارتباط نوجوان با خانواده تقریبا قطع شود، بهطور مداوم از هرگونه گفتگو با والدین اجتناب کند، یا رابطه میان آنها با تحقیر، ترس، کنترل شدید و درگیری دائمی همراه شود.
نقش والدین در این مرحله نیز اهمیت زیادی دارد. تلاش برای کنترل بیشتر نوجوان معمولا راهحل مناسبی برای مقابله با فاصله گرفتن او نیست. پژوهشها نشان میدهد رابطهای که در آن صمیمیت، گفتگو، توضیح منطقی مقررات و در عین حال مرزهای مناسب وجود داشته باشد، پیامدهای بهتری برای نوجوان دارد. در مقابل، کنترل زیاد و رفتارهای مداخلهگرانه میتواند به رشد سالم استقلال نوجوان آسیب بزند.
به همین دلیل، شاید بهترین واکنش والدین این نباشد که از نوجوان بپرسند «چرا از ما خجالت میکشی؟» بلکه بهتر است بپرسند «چه چیزی باعث میشود در این موقعیت احساس راحتی نکنی؟». این تغییر کوچک در نحوه گفتگو میتواند به نوجوان نشان دهد که والدین قصد ندارند استقلال او را زیر سوال ببرند.
البته والدین نیز ممکن است از این تغییرات ناراحت شوند. آنها فرزندی را میبینند که زمانی با اشتیاق دستشان را میگرفت، درباره همه چیز با آنها حرف میزد و دوست داشت در کنارشان باشد، اما حالا ممکن است در حضور دوستانش حتی تمایلی به نزدیک شدن به آنها نداشته باشد. این تغییر میتواند برای والدین احساس طردشدگی ایجاد کند. با این حال، فاصله گرفتن در فرایند رشد لزوما به معنای فقدان رابطه عاطفی نیست، بلکه میتواند مقدمهای برای شکلگیری رابطهای متفاوت میان دو فرد بالغتر باشد.
نوجوانی را میتوان دورهای دانست که در آن فرزند تلاش میکند از «من کودک» به «من مستقل» برسد. خجالت کشیدن از والدین، حساس شدن به رفتار آنها در جمع و تمایل به داشتن حریم خصوصی، در بسیاری از موارد بخشی از همین مسیر است.
روانشناسان معتقدند که هنر والدین در این مرحله آن است که نه با هر نشانهای از فاصله گرفتن احساس خطر کنند و نه آنقدر عقب بکشند که ارتباط عاطفی از بین برود. حمایت همراه با احترام به استقلال، به نوجوان اجازه میدهد هویت خودش را بسازد، در حالی که همچنان میداند خانواده جایی امن برای اوست.