واشنگتنپست در گزارشی که به بهانه آئین تشییع علی خامنهای منتشر شده آورده است که جمهوری اسلامی پس از ماهها حملات آمریکا و اسرائیل، نهتنها دچار فروپاشی نشده بلکه با یک حلقه رهبری جوانتر و سختگیرتر از دل بحران بیرون آمده است؛ روندی که با ادعای دونالد ترامپ درباره «تغییر رژیم» تناقض دارد.
بنا به این گزارش، کشته شدن رهبر پیشین ایران در نخستین روز جنگ، این امید را در آمریکا و اسرائیل زنده کرد که جمهوری اسلامی، حکومتی که از سال ۱۳۵۷ «ایران را با مشت آهنین مذهبی» اداره میکند، به لبه فروپاشی رانده شده است.
با این حال، به گفته مقامات امنیتی و تحلیلگران، چهار ماه بعد از شروع جنگ، در حالی که ایران مراسم رسمی و دیرهنگام تشییع جنازه علی خامنهای را برگزار میکند، آیینهای خاکسپاری بیش از هر چیز گواهی بر بقای جمهوری اسلامی و نشانگر ظهور نسل جدیدی از رهبران است که رویکردی سرسختانهتر دارند.
به گفته کارشناسان، این حلقه جدید قدرت که به رهبری مجتبی خامنهای، فرزند و جانشین رهبر پیشین هدایت میشود، تیمی جوانتر است، تسلط بهتری بر اهرمهای قدرت حکومت دارد، از جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان درسهای مهمی آموخته و در استفاده از ابزارهای قدرت نرم، از جمله دیپلماسی و فضای مجازی، هوشمندانهتر عمل میکند.
مقامات و کارشناسان غربی میگویند این حکومت پس از مقاومت در برابر ماهها حملاتِ دو قدرت نظامی جهان، اکنون با اعتمادبهنفس بیشتر و در عین حال قاطعتر ظاهر شده است.
بر اساس گزارشها، تهران حتی در شرایطی که به حملات پراکنده در خلیج فارس ادامه میدهد و کنترل خود را بر تنگه هرمز به رخ میکشد، کارزار برخوردهای سخت با منتقدان داخلی و مخالفان سیاسی را نیز به اجرا گذاشته است.
راز زیمت، مدیر بخش تحقیقات ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در این باره میگوید: «ایران ممکن است از نظر وضعیت اقتصادی، صنایع و برخی توانمندیهای استراتژیک ضعیفتر شده باشد، اما نکته اساسی این است که ما اکنون با ایرانی جدید، جسورتر و با اعتمادبهنفس بالاتر روبهرو هستیم.»
تغییر آرایش قدرت و به حاشیه رانده شدن غیرنظامیان
تقریباً تمامی کسانی که اکنون در مناصب عالیرتبه قرار دارند، سالهای شکلگیری شخصیت سیاسی و نظامی خود را به عنوان فرماندهان نهادهای امنیتی یا یگانهایی گذراندهاند که مسئولیت مقابله با ناآرامیهای داخلی و تسلیح گروههای نیابتی مانند حزبالله و حماس را بر عهده داشتهاند؛ افرادی که پلههای ترقی را در سازمانهای زبدهای همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی کردهاند.
در این فهرست، نام محمدباقر ذوالقدر به چشم میخورد که نقش تاثیرگذار دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده گرفته است. او از فرماندهان پیشین سپاه و دارای روابط عمیق با نیروی قدس است؛ شاخهای از سپاه که آموزش شبهنظامیان متحد موسوم به «نیروی مقاومت» را بر عهده دارد.
به گفته مقامات و کارشناسان، احمد وحیدی، فرمانده کل جدید سپاه پاسداران نیز از حامیان برخورد قاطع با اعتراضات سال ۲۰۲۲ بوده است. همچنین محسن رضایی، مشاور نظامی جدید رهبر، یکی از مدافعان سرسخت تشدید تنش در واکنش به هرگونه حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به شمار میرود.
حتی چهرههایی که دولت ترامپ آنها را میانهرو میپنداشت نیز محصول سالها حضور در نهادهای امنیتی یا مناطق جنگی هستند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و نماینده ارشد ایران در مذاکرات صلح با ایالات متحده، در دوران جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه بوده است.
در مقابل، مقامات و کارشناسان میگویند رهبران ایرانی با پیشینه غیرنظامی، در جریان تغییرات ناشی از جنگ عمدتاً به حاشیه رانده شدهاند. از جمله این افراد میتوان به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه اشاره کرد که پیشتر هدایت مذاکرات با ایالات متحده را بر عهده داشتند اما اکنون جایگاه و نفوذشان کاهش یافته است.
تناقض در ادعاهای ترامپ
یکدستی قدرت توسط افراد وفادار به هسته سخت که به سرعت پس از جنگ شکل گرفت، ادعاهای دونالد ترامپ را مبنی بر اینکه جنگ باعث «تغییر رژیم» شده و عملگرایانِ مایل به تسلیم در برابر خواستههای آمریکا را قدرتمند کرده است، نقض میکند.
ترامپ ماه گذشته در نشست گروه هفت در فرانسه گفت: «آنها گروه جدیدی از رهبران را دارند. در واقع، فکر میکنم آنها باهوش هستند... آنها بسیار کمتر افراطیاند و به نظرم بسیار بسیار خوب هستند.»
اما کارشناسان معتقدند رویکرد ترامپ از جمله تهدید به نابودی تمدن ایران، کشوری با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت، تنها به تقویت ادعای تندروها کمک کرده است که میگویند کشور در یک نبرد موجودیتی با ایالات متحده و متحدانش قرار دارد.
این امر موضع میانهروهایی را که یک دهه پیش نقشی کلیدی در مذاکرات هستهای ایران داشتند، به شدت تضعیف کرده است.
چالشهای پیشروی رهبری جدید
تحلیلگران هشدار میدهند که خامنهای جوان و حلقه یاران نزدیکش زمانی که جنگ به طور کامل پایان یابد با آزمون دشوارتری روبهرو خواهند شد؛ چرا که باید با چالش بازسازی اقتصاد آسیبدیده و بهبود شرایط معیشتی مردم دست و پنجه نرم کنند.
در این میان، موافقت دولت ترامپ در یک یادداشت تفاهم اولیه برای آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران و ارائه امتیازات مالی دیگر، میتواند به عنوان طناب نجاتی برای تیم رهبری جدید عمل کند.
حکومت همچنین با چالشهای فوریتری مواجه است؛ از جمله اثبات اینکه خامنهای جوان از جراحات ناشی از حملهای که به مرگ پدرش انجامید بهبود یافته و قادر است تمام وظایف از جمله حضور در انظار عمومی که از الزامات جایگاه رهبری است را به درستی انجام دهد.
مراسم تشییع جنازه، آزمونی حیاتی برای سنجش اعتمادبهنفس حکومت فعلی ایران در خصوص توانایی حفاظت از اوست. این مراسم دقیقاً توسط تحلیلگران سازمان سیا و دیگر آژانسهای اطلاعاتی زیر ذرهبین قرار خواهد گرفت، درست همانطور که آنها در دوران جنگ سرد فیلمهای رژه نیروهای شوروی و جلسات «پلیتبورو» را بررسی میکردند تا سرنخهایی از وضعیت جسمانی رهبر و هویت افراد جدیدی که قدرت گرفتهاند، به دست آورند.
معمای حضور علنی
مجتبی خامنهای حتی در زمان صلح نیز چهرهای پنهان از انظار عمومی بود. تنها چند عکس معدود از او در مجامع عمومی وجود دارد و کمتر ایرانی صدای او را شنیده است. وقوع جنگ، او را بیشتر به لایههای پنهانی برد. مقامات میگویند او احتمالاً برای در امان ماندن از حملات هوایی یا ترور، مدام میان پناهگاهها و مکانهای امن جابهجا میشود.
با این حال، مراسم تشییع، نخستین تجمع عمومی بزرگ پس از جنگ است که فشارها را برای حضور وی افزایش میدهد.
نورمن رول، افسر پیشین سیا و کارشناس مسائل ایران، میگوید: «او رئیس حکومت است. یک رهبر مذهبی است و این مراسم تشییع جنازه پدرش است. عدم حضور او، سوگواری علنی نکردنش و عدم نمایش اقتدار، از سوی بسیاری در داخل و خارج از ایران به عنوان نشانهای از ضعف شخصی، ناتوانی جسمی یا حتی مرگ او تعبیر خواهد شد.»
به گفته یک دیپلمات ایرانی که به شرط ناشناس ماندن صحبت میکرد، حضور خامنهای در این مراسم بعید به نظر میرسد؛ عمدتاً به این دلیل که بیم آن میرود ایالات متحده یا اسرائیل برای ترور او تلاش کنند.
تصمیمگیری از سایه
مقامات آمریکایی و خاورمیانهای معتقدند خامنهای حتی از مخفیگاه نیز در حال اتخاذ تصمیمات سطح بالاست؛ اگرچه رعایت تدابیر امنیتی به این معناست که تصمیمات و پیامهای او عمدتاً از طریق واسطهها منتقل میشود و این امر روندی کُند و پیچیده ایجاد کرده است.
راز زیمت در این خصوص تصریح کرد: «اکنون کاملاً روشن است که مجتبی خامنهای تصمیمات راهبردی را اتخاذ میکند.» در همین حال، لایههای پایینتر یک «حلقه رهبری جمعی» تشکیل دادهاند که بر مسائل کلیدی نفوذ دارند اما در نهایت پاسخگوی آیتالله هستند.
به گفته کارشناسان، گمان میرود خامنهای چارچوبهایی را برای مذاکره با ایالات متحده تعیین کرده و بحث ماهوی درباره برنامه هستهای را پیش از برقراری یک آتشبس پایدار مردود دانسته است.
او نیز مانند پدرش، خود را از تصمیماتی که ممکن است تبعات منفی داشته باشد دور نگه داشته است. به عنوان مثال، او علناً درباره تفاهمنامهای که دولتش با آمریکا امضا کرده ابراز تردید کرد، اما با استناد به تضمینهای زیردستانش اجازه پیشبرد آن را داده است.
او همچنین کنایهای به همتای آمریکایی خود زد و گفت ایران این یادداشت تفاهم را «از روی شفقت و حسننیت» امضا کرده است، در حالی که به گفته رهبر جوان ایران، ترامپ این کار را «از روی استیصال» انجام داده است.
نسلی که غرب را متفاوت میبیند
تیم جدید رهبری ایران از نگاه نویسندگان مقاله واشنگتنپست، جایگزین نسلی شده است که در سالهای فعالیت مخفیانه علیه حکومت شاه، دوران اوج انقلاب پرآشوب ۱۳۵۷ و پیامدهای آن شکل گرفته بود.
کارشناسان میگویند کسانی که اکنون روی کار هستند، بخشی از نسل پس از انقلاب محسوب میشوند که در بهکارگیری زور برای حفظ کنترل، بسیار مصمم و قاطعاند.
درک آنها از ایالات متحده کمتر به بحران گروگانگیری ارتباط دارد و بیشتر ناشی از مشاهده مستقیم جنگها در عراق و افغانستان است؛ درگیریهایی که سالها به طول انجامید اما با دستیابی آمریکا به کمترین دستاوردهای ممکن پایان یافت.
درک هوشمندانهتر این گروه جدید از نقاط ضعف آمریکا، ممکن است دلیل اتخاذ استراتژی ایران در انجام حملات تلافیجویانه علیه متحدان آمریکا در خلیج فارس و همچنین توقف تردد نفتکشها در تنگه هرمز باشد؛ اقدامی که اهرم فشار اقتصادی بزرگی را در اختیار تهران قرار داده است.
واشنگتن پست در این گزارش میافزاید: ایران حتی پس از اعلام آتشبس اولیه در ماه آوریل نشان داد که همچنان تمایل دارد از قدرت نظامی خود استفاده کند؛ موضعی تهاجمی که به این کشور کمک کرد امتیازات اقتصادی مهمی از ایالات متحده بگیرد و به حکومت اجازه داد در داخل کشور روایتی پیروزمندانه از جنگ ارائه دهد.
یک مقام اروپایی که ارتباط منظمی با مقامات ایرانی دارد و به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، در این خصوص به واشنگتن پست گفت: «آنها سرشار از اعتمادبهنفس هستند. نه تنها جان سالم به در بردند، بلکه اهمیت تنگه هرمز را به عنوان یک اهرم فشار بزرگ دوباره کشف کردند و واقعاً فکر میکنند که اکنون میتوانند شرایط خود را به دنیا دیکته کنند.»