حضور شانهبهشانه روسای سه قوه و فرماندهان ارشد سپاه در مراسم تشییع علی خامنهای، قرار بود نمایش قدرت، تابآوری و وحدت جمهوری اسلامی پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل باشد. اما به نظر میرسد که این نمایش، تنها وقفهای کوتاه میان جدال چهرههای سیاسی رژیم بر سر مذاکره با آمریکا در غیاب مجتبی خامنهای است.
از آغاز جنگ، این نخستین بار بود که رئیسجمهوری، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران دوشادوش یکدیگر در انظار عمومی ظاهر میشدند. با این حال غیبت مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران که از زمان انتصابش به عنوان جانشین پدر در انظار عمومی حاضر نشده است، بیش از پیش چشمگیر بود.
در روزهای منتهی به مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، درگیری علنی مقامات ارشد و چهرههای برجسته سیاسی رژیم ایران تشدید شده بود و آنها یکدیگر را به توهم، خیانت، کودتاچینی، نافرمانی و مخدوش کردن اوامر رهبر جدید نظام متهم کردند.
حسن رحیمپور ازغدی، استراتژیست تندرو اخیرا در تجمعی در تهران گفت: «تف بر آن روزگاری که رهبر را بزنند و از صلح با آمریکا صحبت کنیم.»
او مدعی شد: «آمریکا و اروپا توان سی، چهل روز جنگ دیگر را ندارند.»
مجتبی خامنهای تلاش کرد با انتشار بیانیهای این جنجال را آرام کند، اما این اقدام خود به هیزمی بر آتش اختلافات تبدیل شد و آن را شعلهورتر کرد. حامیان تندروی نظام در جریان تجمعات شبانه گفتند که تنها در صورتی که آقای خامنهای چهرهاش را نشان دهد یا فایل صوتی منتشر کند، حاضر به عقبنشینی هستند.
اما، او هیچکدام از این اقدامات را انجام نداد. حتی هنوز روشن نیست که آیا مجتبی خامنهای ۵۶ ساله، در هیچیک از مراسمهای تشییع پدرش در این هفته حاضر خواهد شد یا نه. او در مراسم یادبود همسرش که روز چهارشنبه در تهران برگزار شد نیز غایب بود.
با این حال، برگزارکنندگان مراسم تشییع کوشیدهاند این مراسمها را همزمان بهعنوان وداع با پدر و بیعت با پسر به تصویر بکشند.
به گزارش نیویورکتایمز به نقل از دو عضو سپاه و یک فرد دخیل در برنامهریزی مراسم تشییع، مجتبی خامنهای به مقامات گفته است که میخواهد در مراسم شرکت کند و مایل است در مراسم خاکسپاری که برای روز نهم ژوئیه در حرم امام رضا در مشهد برنامهریزی شده است، حاضر شود و بر پیکر پدرش نماز میت بخواند.
مجتبی خامنهای در نخستین بیانیه پس از به قدرت رسیدن گفته بود که پیکر پدرش را دیده است.
به گفته این منابع، مقامات امنیتی از بیم تلاش اسرائیل برای ترور یا ردیابی محل اختفای آقای خامنهای، تاکنون با این ایده مخالفت کردهاند.
واقعا چه کسی کشور را اداره میکند؟
غیبت مجتبی خامنهای این پرسش را به وجود آورده است که در حال حاضر واقعا چه کسی کشور را اداره میکند و شکافهای آشکار را عمق بخشیده است.
هفته گذشته، پخش زنده صحبتهای محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و سرپرست هیات ایرانی در مذاکرات با آمریکا درباره توافق آتشبس ناگهان قطع شد.
در پی این حادثه طوفانی بهپا شد و درخواستهایی برای برکناری رئيس سازمان صداوسیما که منصوب علی خامنهای است، مطرح شد.
تلویزیون دولتی ایران در هفتههای گذشته حملات علیه مذاکرهکنندگان را بازتاب داده و تقویت کرده است. همچنین بخشی از حامیان تندروی جمهوری اسلامی در تجمعات شبانه خواستار محاکمه و حتی در مواردی اعدام مذاکرهکنندگان شدهاند.
فواد ایزدی، تحلیلگر سیاسی تندرو، هفته گذشته در تلویزیون دولتی، دولت و تیم آقای قالیباف را «احمق و نفهم» و «متوهم» خواند.
رقابتهای سیاسی در جمهوری اسلامی همواره وجود داشته و گاه به عرصه عمومی کشیده شده است، با این حال این شکافها بهطور سنتی میان جناحهای محافظهکار و اصلاحطلب بوده است. اما اکنون، در خلا ناشی از کشته شدن علی خامنهای که قدرت مطلقه را بر همه تصمیمات مهم اعمال میکرد، محافظهکاران دچار انشقاق شدهاند.
یک جناح خود را عملگرا توصیف میکند و استدلالش این است که بقای نظام مستلزم پایان دادن به دشمنیها با آمریکا و گشودن اقتصاد است. جناح دیگر، متشکل از اقلیت تندرو، هرگونه امتیازدهی به آمریکا، از جمله در برنامه هستهای ایران، را رد میکند و باور دارد ایران میتواند با طولانی کردن جنگ پیروز شود.
به گزارش نیویورکتایمز به نقل از چهار مقام ارشد جمهوری اسلامی و دو عضو سپاه پاسداران، شکافهای علنی تنها بخش آشکار گسلهای عمیقتری است که دور از انظار عمومی در حال شکلگیری است.
این منابع، از نبردی شدید و بیرحمانه میان دو طرف سخن میگویند. نبردی برای آنکه هر جناح رهبر جدید جمهوری اسلامی را متحد خود جلوه دهد و آینده سیاسی ایران را در اختیار بگیرد.
به گفته آنها، شاخه عملگرا که شامل فرماندهان ارشد سپاه، آقای قالیباف، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری و محمدباقر ذوالقدر، رئیس شورای عالی امنیت ملی میشود، تاکنون دست بالا را داشته است.
آنها هیاهوها را نادیده گرفته و تصمیمات کلیدی درباره پذیرش آتشبس، مذاکره مستقیم با جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، و امضای توافق با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا را پیش بردهاند.
به گفته مقامات ایرانی، بخشی از دلیل مخالفت شدید تندروها با توافق با مقامهای آمریکایی این بود که آنها میدانستند مذاکرات کنونی گستردهتر از برجام است و اگر ایران و آمریکا پس از ۴۷ سال خصومت به تنشزدایی برسند، میتواند راه را برای تغییرات گسترده باز کند.
آقای پزشکیان اخیرا گفت مجتبی خامنهای تصمیم برای رسیدن به توافق دیپلماتیک با آمریکا را تایید کرده و او حاضر نیست در برابر خواست یک اقلیت سر خم کند.
اما به گفته تحلیلگران، تاکنون اعلام پیروزی قطعی در مذاکرات نیز دشوار بوده است. زیرا مذاکرات متوقف شده، آقای ترامپ تهدید به ازسرگیری حملات کرده و حملات متقابل کوتاهی نیز رخ داده است.
این وضعیت به تندروها دستاویز داده است که بگویند اعتماد به آمریکا سادهلوحانه است و چون مجتبی خامنهای سادهلوح نیست، ممکن است با تلاشهای دیپلماتیک موافق نباشد.
محمود نبویان، روحانی تندرو و نماینده مجلس شورای اسلامی اخیرا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هشدار به ملت ایران؛ آیا کودتایی در راه است؟»
کامران غضنفری، نماینده دیگری از همین اردوگاه، در پیامی ویدیویی گفت دولت توطئه کرده مجلس را تعطیل نگه دارد و به مردم پول بدهد تا به خیابانها نیایند تا نمایندگان نتوانند با نیمهکودتایی که علیه رهبر جمهوری اسلامی در جریان است مخالفت کنند.
به گزارش نیویورکتایمز، فرماندهان سپاه پاسداران در ماههای پس از آغاز جنگ، قدرت خود را تحکیم کرده و عملا اداره کشور را در دست گرفتهاند.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهوری ایران، در اظهاراتی که نشانهای از انتقال تصمیمگیری از قدرت مطلقه علی خامنهای به روندی جمعیتر بود، به صورت تلویحی گفت رهبر جمهوری اسلامی اکنون حرف آخر را نمیزند.
آقای قائمپناه گفت: «اگر قرار باشد هر آنچه رهبری میگویند بدون طی فرآیندهای قانونی اجرا شود، دیگر مجلس، شوراها و سایر نهادهای تصمیمگیر معنا نخواهند داشت.»
او افزود: «نظر رهبری در فرآیندهای تصمیمگیری مطرح میشود و پس از بررسیهای کارشناسی، در چارچوب سازوکارهای قانونی درباره آن تصمیمگیری خواهد شد.»
چنین اظهاراتی در دوران رهبری علی خامنهای غیرقابل تصور بود.
حکمرانی در غیاب
به گفته چهار مقام ارشد ایرانی، غیاب مجتبی خامنهای و ناتوانی او در آرام کردن این درگیریها، این پرسش را در محافل سیاسی ایران برانگیخته است که آیا حکمرانی در غیاب او در بلندمدت پایدار خواهد بود یا نه. تاکنون نحوه برخورد او با مذاکرات با آمریکا، بزرگترین محک دوران رهبریاش بوده است.
به گفته چهار مقام آگاه، مجتبی خامنهای در مراحل پایانی مذاکرات برای تایید توافق اولیه آتشبس تردید داشت و در آن زمان، مسعود پزشکیان به دیدار او رفت.
به گفته این مقامات، آقای پزشکیان به رهبر جمهوری اسلامی گفت که وضعیت اقتصادی وخیم است، محاصره دریایی آمریکا ایران را فلج کرده است و او در صورت مخالفت رهبری با توافق، استعفا خواهد کرد.
به گفته این مقامات، عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، نیز در نامهای به آقای خامنهای نوشت و گفت کشور با بحران حاد بودجه روبهروست و اگر محاصره دریایی ادامه یابد، تا پایان ماه اوت ذخایر حیاتی غذا و دارو تمام خواهد شد.
آقای همتی در این نامه توضیح داد که ایران نمیتواند نفت بفروشد و مسیرهای تجاری جایگزین را در مقیاس مورد نیاز پیدا کند.
به گفته این چهار مقام، این مکاتبات در تصمیم نهایی آقای خامنهای برای حمایت از توافق نقش تعیینکننده داشت.
آقای خامنهای در بیانیهای گفت که «علیالاصول» نظر دیگری داشته و افزود: «ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیّت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.»
به گفته آقای پزشکیان اعضای شورای عالی امنیت ملی با ۱۲ رای موافق در مقابل یک رای مخالف به سود توافق رای دادند.
مجتبی خامنهای پس از پایان مراسم تشییع پدرش باید درباره انتصابهای کلیدی برای ریاست قوه قضائیه، صداوسیما، نیروی بسیج و رئیس دفتر خود تصمیم بگیرد.
به گفته مقامات ایرانی، این تصمیمها نشان خواهد داد او به کدام طرف متمایل است. سپاه و آقای قالیباف از نزدیکترین متحدان او هستند و به انتصاب او به عنوان رهبر کمک کردهاند، در حالی که جناح تندرو از نامزد دیگری حمایت کرده بود.
ولی نصر، کارشناس مسائل ایران و استاد دانشگاه «جانز هاپکینز»، گفت: «ما شاهد سیاستورزی واقعی و پرتنش و نبردی برای آینده کشور هستیم. اگر عملگرایان پیروز شوند، تندروها به حاشیه رانده خواهند شد و آنها در حال مبارزه با این روند هستند.»