همزمان با ادامه رویارویی آمریکا و ایران، واشنگتن در حال بازتنظیم بخشی از حضور نظامی خود در خاورمیانه، به ویژه در عراق است؛ در همین حال، بحثهایی درباره بازآرایی حضور نظامی آمریکا در مناطق دیگر، از جمله شرق آسیا، مطرح شده است؛ هرچند ابعاد و هدف این تغییرات هنوز روشن نیست.
از جمله خروج نیروهای آمریکایی از عراق، بر اساس توافق پیشین دو کشور قرار است تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ تکمیل شود. اخیرا بحثهایی هم درباره محدود کردن حضور نیروهای آمریکا در شرق آسیا مطرح شد.
این تحولات در برخی تحلیلها بهعنوان نشانهای از بازآرایی نیروهای آمریکا و حتی احتمال تمرکز بیشتر بر ایران تفسیر شده است.
اما آیا این وقایع به معنای آمادهشدن آمریکا برای یک عملیات زمینی در ایران است؟
خروج نیروهای آمریکایی از عراق روندی است که چارچوب آن پیشتر و در سال ۲۰۲۴ میان واشنگتن و بغداد تعیین شده بود. واشنگتن و بغداد پیشتر بر سر پایان مرحله اصلی مأموریت ائتلاف ضد داعش و تغییر وضعیت حضور نظامی آمریکا توافق کرده بودند و مهلت ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در همین چارچوب تعیین شده است.
البته کاهش یا تغییر حضور آمریکا در عراق میتواند بخشی از بازتعریف گستردهتر نقش نظامی واشنگتن در منطقه باشد؛ اما اینکه این بازتعریف مشخصا با هدف آمادهسازی برای عملیات زمینی در ایران انجام شده، در حال حاضر نیازمند شواهد بیشتری است.
بنابراین، اگر قرار باشد از این تحول نتیجهای درباره سیاست آمریکا در قبال ایران گرفته شود، باید آن را در کنار سایر تحولات نظامی و سیاسی بررسی کرد، نه اینکه خروج از عراق را بهتنهایی نشانهای از یک عملیات احتمالی علیه ایران دانست.
اشاره به کاهش حضور نظامی آمریکا در شرق آسیا نیز به بحثهای مطرح شده در کنگره آمریکا به هنگام تصویب بودجه دفاعی این کشور مربوط میشود. مجلس نمایندگان آمریکا، در ژوئیه ۲۰۲۶، در لایحه بودجه دفاعی سال ۲۰۲۷، محدودیتهای جدیدی برای استفاده از منابع فدرال بهمنظور کاهش شمار نیروهای آمریکایی در کره جنوبی وضع کرد؛ اقدامی که در بحبوحه گمانهزنیها درباره بازآرایی حضور نظامی آمریکا در شرق آسیا صورت گرفت؛ محدودیتی که مطلق و دائمی نبود و حاکی از اتخاذ تصمیمی برای کاهش گسترده و قطعی حضور نظامی در شرق آسیا نبود.
از طرف دیگر، برخی گزارشها نیز درباره وضعیت نیروهای آمریکا در منطقه بیشتر از فرسودگی ناشی از استقرارهای طولانی و تخلیه خانوادههای نظامیان از برخی پایگاههای خاورمیانه صحبت میکنند.
بنابراین نمیتوان صرفا بر اساس این موارد، از آمادگی آمریکا برای یک تهاجم زمینی گسترده به ایران سخن گفت.
گروهی از تحلیلگران نیز با یادآوری این که ایران از نظر جغرافیایی، جمعیتی و نظامی با بسیاری از میدانهای جنگی که آمریکا در دو دهه گذشته تجربه کرده، تفاوت دارد، تاکید دارند که یک تهاجم زمینی گسترده نیازمند نیروی انسانی، تجهیزات، پشتیبانی لجستیکی و ذخایر تسلیحاتی قابلتوجهی است.
به باور آنها، پس از سالها حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، درگیری با ایران میتواند به سرعت از یک عملیات محدود به بحرانی منطقهای تبدیل شود؛ بحرانی که پای متحدان و نیروهای نیابتی متعدد را نیز به میدان باز کند.
به همین دلیل، حتی تحلیلگرانی که احتمال رویارویی مستقیم میان واشنگتن و تهران را جدی میدانند، میان حملات هوایی و دریایی محدود و اشغال یا تهاجم زمینی گسترده تفاوت اساسی قائلاند.
همچنین، در شرایط فعلی، کمبود نیروی زمینی، هزینه سیاسی یک جنگ جدید و نبود حمایت گسترده داخلی از ورود به یک جنگ بزرگ دیگر، موانعی جدی بر سر راه چنین سناریویی هستند.
افزون بر این، گزارشهای مورد استناد نیز حاکی هستند که ذخایر راهبردی نفت آمریکا در اوایل اوت به حدود ۲۹۸.۷ میلیون بشکه رسیده؛ رقمی که طبق این گزارش پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ محسوب میشود و تنها فاصله محدودی با کف قانونی ۲۵۰ میلیون بشکه دارد.
در چنین وضعیتی، هرگونه تشدید تنش در خلیج فارس میتواند برای واشنگتن هزینهای مضاعف داشته باشد: از یک سو هزینه نظامی و از سوی دیگر فشار اقتصادی ناشی از افزایش قیمت انرژی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶.
هر چند دولت دونالد ترامپ همچنان میتواند روی برخی موضوعات داخلی برای حفظ حمایت رأیدهندگان حساب کند؛ از سیاستهای اقتصادی و تعرفهای گرفته تا مسائل فرهنگی و اجتماعی که برای بخش بزرگی از پایگاه جمهوریخواهان اهمیت دارد اما اگر تشدید تنش با تهران باعث افزایش قیمت بنزین و تشدید تورم شود، مسئلهای که در ابتدا در قالب یک بحران ژئوپلیتیک مطرح شده بود، میتواند مستقیما وارد زندگی روزمره آمریکاییها شود.
بر همین اساس، برخی تحلیلگران معادله پیش روی دونالد ترامپ را سادهتر از آنچه در نقشههای نظامی به نظر میرسد، ترسیم میکنند: یک طرف، تصویر رئیسجمهوری قدرتمند قرار دارد که نمیخواهد در برابر ایران عقبنشینی کند؛ طرف دیگر، واقعیت هزینههای جنگ، قیمت نفت، تورم و انتخابات نوامبر قرار گرفته است.
به همین دلیل، بخش قابل توجهی از تحلیلگران معتقدند که سناریوی جنگ زمینی گسترده در ایران در شرایط کنونی همچنان بسیار دور از ذهن به نظر میرسد. آنچه واقعیتر است، تلاش برای حفظ فشار نظامی و سیاسی بر تهران، بدون گرفتارشدن در جنگی است که بتواند اقتصاد آمریکا و موقعیت جمهوریخواهان را پیش از انتخابات تحت فشار قرار دهد.