ایران که در گذشته ۸۰ فروند جنگنده «اف-۱۴ تامکت» خریداری کرده بود، اکنون با وضعیتی روبهروست که وبسایت تحلیلی آمریکایی 19fortyfive در مطلبی مدعی شده است که احتمال میرود تعداد جنگندههای واقعا قابل پرواز آن به نزدیک صفر کاهش یافته باشد.
در ماه ژوئن ۲۰۲۵، تصاویری از سوی اسرائیل منتشر شد که انهدام جنگندههای اف-۱۴ تامکت ایران را در فرودگاه مهرآباد تهران نشان میداد. در پی این رویداد که برخیها گفتند ماکت بوهاند و نه جنگنده های واقعی، این پرسش مطرح است که ایران چه تعداد تامکتِ همچنان آماده پرواز در اختیار دارد.
ایران تنها کشوری است که ادعا میکند جنگندههای رهگیر اف-۱۴، متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده در دوران جنگ سرد را در اختیار دارد و همچنان آن را به کار میگیرد. این جنگندهها همزمان با به نمایش در آمدن فیلم «تاپ گان» به شهرت جهانی رسید و به واسطه برخورداری از رادارهای پیشرفته و سامانههای موشکی دور برد خود شناخته میشود.
با این حال، صرف در اختیار داشتن تامکتها به معنای توان بهکارگیری آنها در میدان نبرد نیست. اف-۱۴ از جمله جنگندههایی بود که حتی با پشتوانه کامل لجستیکی نیروی دریایی آمریکا نیز بهرهبرداری از آن پیچیده به شمار میرفت؛ این در حالی است که ایران از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ تاکنون با سطوح مختلفی از تحریمها و محدودیتهای تجاری روبهرو بوده است.
تهران برای حفظ تعداد محدودی از این هواپیماها در وضعیت پروازی، ناچار شده برخی از ناوگان خود را برای تامین قطعات، از رده خارج و قطعهبرداری کند و همزمان به مهندسی معکوس و شیوههای غیرقانونی تأمین تجهیزات روی آورد.
اف-۱۴ برای چه ماموریتی ساخته شد و چرا ویژه بود؟
نیروی دریایی آمریکا اف-۱۴ را بهعنوان یک جنگنده دور برد مستقر بر ناو هواپیمابر طراحی و تولید کرد تا نقش سپر دفاعی ناوگانش را ایفا کند؛ ماموریتی که بر اساس آن، این هواپیما باید تهدیدهایی مانند بمبافکنها و موشکهای ضدکشتی را پیش از نزدیک شدن به ناوهای هواپیمابر و گروههای ضربتی همراه آنها شناسایی و منهدم میکرد.
مزیت اصلی اف-۱۴ در همافزایی میان رادار قدرتمند «AN/AWG-9» و موشک «ایم-۵۴ فینیکس» نهفته بود؛ ترکیبی که به تامکت امکان میداد از فاصلهای امن و دوردست وارد درگیری شود و بهطور همزمان چند هدف را مورد هدف قرار دهد، قابلیتی که در زمان خود کمنظیر محسوب میشد.
این ترکیب برای سالهای دهه ۱۹۷۰ استثنایی بود و تامکت عموماً بهعنوان جنگندهای با بیشترین توان درگیری از فاصله دور در میان همنسلان خود شناخته میشد. بردی که بر اساس اسناد نیروی دریایی ایالات متحده بیش از ۱۰۰ مایل اعلام شده است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
این برتری به خدمه اف-۱۴ امکان میداد دفاع هوایی را پیش از هر چیز بهعنوان یک چالش راداری مدیریت کنند؛ به این معنا که تهدید را در فاصلهای دورتر شناسایی کنند، زودتر درباره آن تصمیم بگیرند و پیش از نزدیک شدن هدف، اقدام به شلیک کنند: بهویژه علیه هواپیماهایی که با سرعت بالا از فراز دریا نزدیک میشدند و عملا زمان واکنش را به حداقل میرساندند.
با این حال، این توانمندی حتی برای نیروی دریایی آمریکا نیز بهایی سنگین داشت؛ اف-۱۴ از نظر تعمیر و نگهداری بسیار پرهزینه و نیازمند نیروی انسانی گسترده بود و قطعات حیاتی آن تنها از طریق زنجیرههای تأمین تخصصی فراهم میشد. در چنین شرایطی، میتوان تصور کرد کشوری که با یکی از فراگیرترین رژیمهای تحریمی تاریخ روبهرو بوده است، تا چه اندازه برای حفظ تامکتهای خود در وضعیت عملیاتی و آماده نبرد با دشواری مواجه خواهد بود.
دلایل خرید جنگنده تامکت از سوی شاه چه بود؟
ایران در دوره حکومت محمدرضا شاه پهلوی اقدام به خرید اف-۱۴ کرد؛ مقطعی که تهران از متحدان اصلی منطقهای واشینگتن محسوب میشد و برنامهای گسترده و شتابان برای مدرنسازی نیروهای مسلح خود با اتکا به تجهیزات ساخت آمریکا را دنبال میکرد.
ایران در میانه دهه ۱۹۷۰ حدود ۸۰ فروند این هواپیماها، همراه با بستهای که شامل موشکهای فینیکس و تمهیدات پشتیبانی بلندمدت بود، سفارش داد. بیشتر منابع، ارزش این معامله را در حدود ۲ میلیارد دلار برآورد کردهاند.
مهمترین توجیه راهبردی برای این معامله، نیاز ایران به مقابله با پروازهای شناسایی در ارتفاع بالا و با سرعت زیاد عنوان میشد؛ تهدیدی که بهطور مشخص با «میگ-۲۵ فاکسبت» شوروی شناخته میشد. افزون بر این، تهران به دنبال آن بود که با تکیه بر پیشرفتهترین فناوریهای نظامی آمریکا، برتری خود را در آسمان منطقه تثبیت و حریم هوایی پیرامونی را تحت کنترل درآورد.
در هر صورت، گزینش تامکت پیام روشنی درباره اولویتهای راهبردی ایران داشت؛ تمرکز بر پوشش راداری گسترده در بردهای طولانی، توان رهگیری اهداف در فواصل دور و قابلیتی که امکان هدف قرار دادن هواپیماهای دشمن را بسیار فراتر از میدان دید مستقیم فراهم میکرد.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
تا پایان دهه ۱۹۷۰، تقریباً تمامی تامکتهایی که قرار بود به ایران واگذار شود تحویل داده شده بود؛ بهگونهای که پیش از انقلاب در مجموع ۷۹ فروند به تهران رسید و تنها یک فروند هرگز تحویل نشد.
وقتی انقلاب ۵۷ همهچیز را تغییر داد
با پیروزی انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ و قطع همکاریهای دفاعی تهران و واشینگتن، پایههای لجستیکی موردنیاز برای عملیاتی نگه داشتن جنگنده پیشرفتهای چون اف-۱۴ عملاً فرو ریخت. دسترسی ایران به قطعات یدکی و خدمات پشتیبانی شرکتهای طرف قرارداد بهصورت ناگهانی بهشدت محدود شد و در برخی موارد بهطور کامل از بین رفت.
به گزارش آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، ایران در سالهای گذشته برای غلبه بر این چالش، به ایجاد ظرفیتهای بومی در حوزه تعمیر و نگهداری روی آورده و همزمان با بهرهگیری از قطعات خارجی یا تأمینشده از مسیرهای غیرقانونی تلاش کرده است جنگندههای خود را در وضعیت آماده پرواز حفظ کند.
پس از آنکه نیروی دریایی آمریکا اف-۱۴ را از خدمت خارج کرد، رویکرد دولت ایالات متحده نسبت به تامکتهای ایران بهطرز محسوسی سختگیرانهتر شد؛ چرا که تهران تنها کاربر باقیمانده این جنگنده بود و سادهترین مسیر تأمین قطعات برای آن میتوانست استفاده از مازاد انبارهای آمریکا باشد. از همین رو، واشینگتن تدابیر بسیار سختی به اجرا گذاشت تا اطمینان یابد هیچیک از موجودیها و تجهیزات ذخیرهشدهاش، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، در دسترس ایران قرار نگیرد.
در فاصله سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ میلادی، وزارت دفاع آمریکا در پی انتشار گزارشها و نتایج تحقیقاتی که از ضعفهای امنیتی در روند فروش تجهیزات مازاد و احتمال انتقال قطعات به ایران حکایت داشت، اقدام به انهدام بدنههای بازنشسته اف-۱۴ کرد و نظارتها را بهشدت افزایش داد. در همین چارچوب، پنتاگون دستکم ۹۰۰ هزار دلار به یک شرکت پیمانکار پرداخت تا این جنگندههای قدیمی را بهطور کامل از بین ببرد.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
اهمیت این اقدام از آنجا ناشی میشود که ارزش واقعی اف-۱۴ در سامانههای درونی پیچیدهای از جمله اجزای راداری، ماژولهای اویونیک، موتورها و سامانههای یکپارچهسازی موشکها نهفته است که جایگزینی آنها، بهویژه بدون برخورداری از شبکه پشتیبانی تخصصی، بسیار دشوار است.
در چنین شرایطی، یک جنگنده ممکن است همچنان بهصورت رسمی در اسناد وجود داشته باشد یا حتی هواپیماهای آن بهطور فیزیکی در آشیانهها حاضر باشند، اما در عمل به دلیل نبود قطعات یدکی کافی، کمبود نیروهای فنی متخصص و ناتوانی صنعت داخلی در تولید این قطعات حیاتی، به تدریج کارایی عملیاتی خود را از دست بدهد و عملاً بلااستفاده شود.
جنگ هشتساله ایران و عراق
با آغاز تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰، نیروی هوایی ایران که در پی انقلاب و انزوای بینالمللی با اختلالهای جدی روبهرو شده بود، همچنان تعداد محدودی از داراییهای پیشرفته به ارث رسیده از دوره شاه از جمله تامکتها را حفظ کرده بود.
بر اساس گزارشی از اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل (CSIS)، ایران در آن مقطع گاه از اف-۱۴ها بهگونهای استفاده میکرد که عملاً نقشی مشابه یک «سامانه هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد کوچک (آواکس / AWACS)» ایفا کنند. رادار قدرتمند این جنگندهها میتوانست در خدمت شبکه وسیعتر دفاع هوایی قرار گیرد و تصویر بهتری از صحنه نبرد ارائه دهد، حتی در شرایطی که موجودی موشکها یا تعداد پروازهای عملیاتی با محدودیت مواجه بود.
این گزارش که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، توضیح میدهد: «این اف-۱۴ها همچنان امکان بهرهبرداری از رادار AN/AWG-9 ؛ با بردی بیش از ۱۰۰ مایل دریایی که توان رهگیری همزمان ۲۴ هدف را دارا بود، داشتند و با برخورداری از قابلیت مؤثر نگاه به پایین، میتواند در نقش یک آواکس کوچک ظاهر شود. این جنگندهها همچنین قادر به شلیک موشکهای AIM-7 و AIM-9 بودند.» بر پایه این گزارش، همین توانمندی سبب شد ایران حتی در بهار ۱۹۸۸ با استفاده از موشک AIM-9 یک فروند جنگنده میراژ عراقی را سرنگون کند.
ایده استفاده از اف-۱۴ در قالب یک «آواکس کوچک» هنوز هم کارکرد دارد و شاید همین موضوع دلیل تمایل ایران به حفظ حتی تعداد محدودی تامکت آماده به کار باشد. هرچند این جنگندهها در نبردهای هوایی نزدیک شانسی برای برتری ندارند، اما میتوانند برد کشف و هشدار را افزایش دهند و محاسبات و طرحریزی نیروهای مهاجم را با پیچیدگی بیشتری مواجه کنند.
چه عواملی احتمال زمینگیر شدن تامکتها را تقویت میکند؟
وبسایت 19fortyfive سه دلیل همپوشان را برای احتمال زمینگیر شدن تامکتها برمیشمارد که نشان میدهد ناوگان اف-۱۴ ایران احتمالا امروز عملا غیرقابل استفاده است: عمر و فرسودگی بدنه، کمبود قطعات یدکی و ادامه قطعهبرداری، و منسوخ شدن موشکها و حسگرهای این هواپیما. حتی اگر برخی از این جنگندهها قادر به برخاستن باشند، احتمالا در شرایط کنونی برای ایران چندان مفید نخواهند بود.
با توجه به سن بالای اف-۱۴های ایران و دیگر هواپیماهای دوران شاه مانند اف-۴، جایگزینی آنها اقدامی منطقی به شمار میرود. اگر ایران تحت شرایط عادی خرید و تأمین تجهیزات عمل میکرد، جایگزینی هواپیماهای فعلی یکی از نخستین موارد در دستور کار نوسازی آن بود.
ایران عملا دسترسی به هیچ یک از قطعات و تجهیزات مورد نیاز برای بازگرداندن اف-۱۴ها به وضعیت عملیاتی نداشت و مطلقا نمیتوانست این کار را در مقیاس گسترده انجام دهد. با گذشت زمان، کمبود قطعات یدکی ایران را به سمت قطعهبرداری سوق داد؛ بهطوری که تنها تعداد محدودی از جنگندهها با استفاده از قطعات سایر هواپیماها سرپا نگه داشته میشدند. به همین دلیل، حملات ژوئن ۲۰۲۵ برای تهران بسیار تأثیرگذار بود؛ حتی اگر اف-۱۴های هدف قرار گرفته قابل پرواز نبودند، دستکم میتوانستند منبع تأمین قطعات یدکی باشند، اما اکنون این امکان نیز وجود ندارد.
از منظر توانمندیهای تسلیحاتی و سامانههای حسگری، یک اف-۱۴ بدون موشکهای مؤثر فراتر از میدان دید و رادار عملیاتی، اکنون برای ایران کاملاً بلااستفاده و بیفایده است.
تهران علاوه بر کمبود جنگندههای قابل استفاده، با ابهام بزرگی مواجه است: هنوز مشخص نیست چند فروند از اف-۱۴ها قادر به ایفای نقش «آواکس کوچک» هستند.
همه این عدم قطعیتها باعث شده برآوردها درباره شمار واقعی تامکتهای باقیمانده در ایران بسیار متفاوت باشد. تحلیلهای مبتنی بر منابع باز نشان میدهد که ممکن است تعداد هواپیماهای قابل پرواز امروز بین چند فروند محدود تا حدود ۲۵ فروند متغیر باشد. هرچند این محدوده وسیع است، اما مهم این است که فارغ از اینکه تعداد واقعی نزدیک به ۲۵ باشد یا صفر، این جنگندهها هیچ برتری عملی قابل توجهی برای ایران فراهم نمیکنند.
اکنون دفاع هوایی تهران بیش از هر چیز بر موشکها و پهپادها اتکا دارد. اگر حملات ژوئن ۲۰۲۵ حتی ذخایر قطعات یدکی تامکتها را نیز نابود کرده باشد، به نظر میرسد دوران اف-۱۴ ایرانی یا همان «پرشن تامکت» برای همیشه به پایان نزدیک شده است.