تقویم هر جامعه، بازگو کننده فرهنگ آن جامعه است و نشان میدهد که مردم آن چه چیزهایی را مهم میدانند، چه وقایعی را به خاطر میسپارند، چه کسانی را بزرگ میدارند و برای چه مناسبتهایی زندگی روزمره را متوقف میکنند.
اروپا قارهای با تاریخی خونین است؛ کشورهای آن جنگهای داخلی و مذهبی بسیاری را تجربه کردند، دو جنگ جهانی را پشت سر گذاشتند، اشغال شدند، برای استقلال یا جدایی مبارزه کردند، نسلکشیهایی همچون هولوکاست را دیدند و در دهههای اخیر شاهد حملات تروریستی مرگباری بودند.
اما با وجود این تاریخ خونین و ثبت بسیاری از وقایع آن در تقویم، در بخش بزرگی از اروپا شمار روزهایی که برای سوگ در نظر گرفته شده، بسیار کم است و معمولا تنها روزهایی را شامل میشود که یک رویداد ملی استثنایی (مانند مرگ پادشاه یا ملکه، مرگ رئیس جمهور یا مرگ پاپ، یا یک تراژدی ملی) اتفاق افتاده باشد.
در اغلب کشورهای اروپایی حتی روزهای اختصاص یافته به یادآوری یک جنگ یا مرگ، معمولا با مفاهیمی مانند «پیروزی»، «آزادی»، «آتشبس» یا «یادبود» وارد تقویم شدهاند.
شیوه متفاوت اروپاییها در گرامیداشت رویدادهای مذهبی
اروپا همچنین سرزمینی با ریشههای عمیق مسیحی است؛ با این وجود در آن تقریبا خبری از سوگواری مذهبی نیست یا دوره آن بسیار کوتاه است.
تاریخ مسیحیت نیز پر از رنج و مرگ است: از به صلیب کشیده شدن مسیح و کشتن نخستین مسیحیان و حواریون گرفته تا آزارها و شکنجه دیگر مومنان، جنگهای سیساله و دیگر دورههای خشونتآمیز مرتبط با آن.
تجار و هنرمندان و نویسندگان و معماران، حتی ساختار سیاسی کشورهای اروپایی، برای سدهها عمیقا تحت تاثیر یکی از دو کلیسای قدرتمند قاره یعنی واتیکان یا ارتدوکس شرقی بودند. مسیحیان همچنان جمعیت غالب این قاره را تشکیل می دهند و آخرین دادههای موسسه تحقیقاتی «پیو» حاکی از آن است که حدود ۶۷ درصد جمعیت کنونی اروپا خود را مسیحی میدانند؛ به همین دلیل رویدادهای مرتبط با دین مسیحیت، از جمله به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح، همچنان بخش جداییناپذیر فرهنگ جوامع اروپایی و تقویم بسیاری از کشورهاست.
با این وجود، حتی در این موضوع، تقویم کشورهای اروپایی «تقویم سوگ» نیست و مسیحیت در تقویمها بیشتر با «عید» دیده میشود تا «عزا»: کریسمس جشن است. عید پاک «جشن رستاخیز» است و پنطیکاست (Pentecôte) یا عید مذهبی نزول روحالقدس بر حواریون نیز یک جشن است.
مراسم یادبود مصلوب شدن عیسی مسیح مصادف با «جمعه نیک» یا همان آخرین جمعه قبل از عید پاک نیز با عبادت و برگزاری مراسم «عشای ربانی» گرامی داشته میشود و تنها دو روز پس از آن یعنی در یکشنبه «جشن رستاخیز مسیح» برگزار میگردد. حتی در یونان که در مراسم تشییع نمادین مسیح در «جمعه نیک» فضای مذهبی کاملا سوگوارانه است، با رسیدن به جشن رستاخیز، ناقوسها نواخته و آتشبازی و موسیقی آغاز میشود.
دیگر آیین مهم مسیحیان را میتوان در روز «همه قدیسان» دید که در فرانسه به آن «Toussaint» و در کشورهای آنگلوفون معمولا «All Saints' Day» میگویند. این روز که بطور سنتی با عبادت و بازدید از مزار اعضای متوفی خانوادهها سپری میشود نیز روزی برای سوگواری مذهبی نیست. همزمانی آن با ایام «هالووین» نیز باعث شده که در بسیاری کشورهای اروپایی از این فرصت و تعطیلات آن، برای جشن و دورهمیهای شادمانه استفاده کنند.
عبرت به جای ماتمسرایی
شاید بتوان گفت که اروپا در قبال صفحات تاریک تاریخ ملی و مذهبی خود، عمدتا رویکرد «آموختن» را انتخاب کرده است تا «سوگوار ماندن». به عبارت دیگر اگرچه کشورها تلاش کردند رویدادهای تلخ را در حافظه تاریخی خود زنده نگه دارند، اما با این هدف که «درس بگیرند» نه اینکه هرسال به یاد آنها مدتها در سوگ بنشینند.
بر همین اساس بطور مثال، هرساله در آلمان در اوسط ماه نوامبر «روز ملی سوگواری» برگزار میشود تا به قربانیان جنگها و ستمهای حکومتهای استبدادی در سراسر جهان ادای احترام شود. مراسم اصلی در پارلمان این کشور با حضور رئیسجمهوری، صدراعظم و مقامات بلندپایه کشور برگزار میشود و این روز یکی از «روزهای سکوت» در آلمان است. پرچمها در نهادهای دولتی و عمومی به حالت نیمهافراشته درمیآیند، از پخش موسیقی با صدای بلند خودداری میشود و مردم و مقامها با حضور در گورستانها و یادمانهای جنگی، به کشته شدگان در جنگها ادای احترام میکنند.
در هلند نیز هرساله در چهارم ماه مه «روز یادبود» قربانیان جنگ جهانی دوم و قربانیان دیگر جنگها و عملیات نظامی برگزار میشود و درست در ساعت ۲۰، دو دقیقه سکوت ملی برقرار میشود. با این وجود فردای آن روز یعنی ۵ مه، روز آزادی است و پایان اشغال هلند در جنگ جهانی دوم جشن گرفته میشود.
حتی در برنامههای ویژه یادبود هولوکاست و دیگر نسل کشیها، سوگواری و ادای احترام به قربانیان معمولا با آموزش و اتخاذ تدابیر اجتماعی-سیاسی با هدف جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی همراه است.
«جشنها» در تقویم های اروپایی
برخلاف ایام محدود سوگواری، تقویمهای کشورهای اروپایی مملو از مناسبتهایی است که اساس آنها هنر، موسیقی، رقص، غذا، کارناوال، ورزش و شادی است.
تاریخ این جشنها حتی اگر تعطیل رسمی نباشد نیز معمولا در تقویمهای ملی یا تقویم رویدادهای فرهنگی کشورها ذکر میشود تا مردم و صاحبان مشاغل بتوانند برنامههای خود را برای سفر یا شرکت در جشنها و رژهها تنظیم کنند که در ادامه به شماری از آنها اشاره میشود.
برخی از این جشنها صرفا جشن ملی هستند؛ مثلا در فرانسه هرساله در روز ۲۱ ژوئن «جشن موسیقی» برگزار میشود. این رویداد از در سال ۱۹۸۲ به ابتکار وزارت فرهنگ فرانسه آغاز و در تقویم ملی ثبت شده است و در این روز خیابانها، میدانها، پارکها و فضاهای عمومی در سراسر فرانسه به صحنه اجرای موسیقیهای حرفهای و آماتور تبدیل میشوند که تا پاسی از شب ادامه دارد.
«روز قانون اساسی نروژ» نیز در ۱۷ مه احتمالا یکی از شادترین روزهای ملی اروپا است. اما برخلاف بسیاری از کشورها، رژه نظامی در مرکز جشن ملی قرار ندارد بلکه رژه کودکان بخش اصلی مراسم آنهم با حضور خانواده سلطنتی و مقامات است.
برخی از جشنها در قالب کارناوال برگزار میشوند و عمدتا نیز ریشههای مذهبی دارند که بار دیگر نشان میدهند در این قاره، مذهب و شادی دو مفهوم الزاما متضاد نیستند.
«کارناوال نیس» در ماه فوریه با رژه ارابههای تزیینشده با هزاران شاخه گل در امتداد خیابان ساحلی هم یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی فرانسه است. این برنامه در گذشته پیش از شروع دوره چهلروزه ریاضت و پرهیزکاری (لنت) برگزار میشد.
کارناوال راینلند در آلمان که بخش اصلی آن در شهرهایی مانند کلن، ماینتس و دوسلدورف برگزار میشود، در تقویم رویدادهای فرهنگی سالانه کشور ثبت شده است. این کارناوال نیز نوعی جشن و پایکوبی عمومی برای استقبال از دوران روزهداری مسیحیان (ایام صیام) بوده است.
در بریتانیا، کارناوال «ناتینگ هیل» یکی از بزرگترین جشن خیابانی اروپا با فرهنگ کارائیبی، هر سال در اواخر ماه اوت در شهر لندن برگزار میشود و خیابانهای غرب پایتخت را به صحنه موسیقی، رقص، لباسهای رنگارنگ و راهپیمایی تبدیل میکند.
برخی جشنها نیز برای نشان دادن تنوع فرهنگی موجود در کشورها برگزار میشوند که نمونه شاخص آنها «جشن دیوالی» در بریتانیا است.
این جشن که مهمترین فستیوال نور در آیین هندو محسوب میشود، از بخشهای مختلفی مانند رقصهای سنتی هندی، کارگاههای یوگا، موسیقی زنده و غذاهای گیاهی هندی تشکیل و در تقویم رویدادهای فرهنگی و مذهبی بریتانیا ثبت شده است و هر ساله در ماههای اکتبر یا نوامبر برگزار میشود. شهرهای لندن و لستر مهمترین مراکز برگزاری این جشن هستند و هر ساله هزاران نفر از جمعیت هندو، سیک و پیروان آیین جین در آن شرکت میکنند.
در پرتغال «جشنهای قدیسان» هرساله در ماه ژوئن در سراسر کشور برگزار میشود و فضای خیابانها را موسیقی، رقص، رژه، غذا و جمعیت شاد پر میکند.
حتی در تقویم رسمی واتیکان، روزی به نام «روز جهانی جوانان» وجود دارد که بزرگترین تجمع جوانان کاتولیک محسوب میشود. این تجمع، فضای بسیار شادی دارد و به دلیل کنسرتهای موسیقی راک مسیحی، رقص، پایکوبی زائران و راهبهها، به «وودستاک کاتولیکها» (Catholic Woodstock) معروف شده است. در جریان این جشن که هر دو یا سه سال به میزبانی یک کشور برگزار میشود، جوانان با پرچمهای کشورهای خود در خیابانها به رقص و نواختن ساز و آوازخوانی مشغولند و حتی پاپ در این مراسم حاضر میشود.