کاهش نرخ زاد و ولد، پیر شدن جمعیت و کمبود نیروی متخصص، بازار کار اروپا را با بحرانی روبهرو کرده که بسیاری از کارشناسان آن را یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی دهههای آینده میدانند. اما این کمبود در کدام کشورها شدیدتر است و چه فرصتهایی برای مهاجران ایجاد میکند؟
اروپا امروز با یک تناقض بزرگ روبهروست؛ از یک سو میلیونها نفر در کشورهای عضو اتحادیه اروپا همچنان جویای کار هستند و از سوی دیگر میلیونها فرصت شغلی بدون متقاضی باقی مانده است.
به بیان دیگر، مشکل اصلی اروپا دیگر فقط کمبود شغل نیست، بلکه کمبود نیروی کار دارای مهارت است؛ شکافی که به اندازهای عمیق شده که بسیاری از دولتهای اروپایی قوانین مهاجرت کاری خود را اصلاح کرده، فهرست مشاغل مورد نیازشان را گسترش دادهاند و برای جذب نیروی متخصص از خارج از اتحادیه اروپا با یکدیگر رقابت میکنند.
اما چرا اروپا به این نقطه رسیده است؟
اروپا چرا با کمبود نیروی کار روبهرو شده است؟
کارشناسان سه عامل اصلی را در شکلگیری این بحران مؤثر میدانند.
نخستین عامل، تغییر ساختار جمعیتی اروپاست. این قاره یکی از پیرترین جمعیتهای جهان را دارد و در بسیاری از کشورها نرخ زاد و ولد سالهاست پایینتر از سطحی است که بتواند جمعیت را حفظ کند. همزمان، امید به زندگی افزایش یافته و میلیونها نفر از نسل موسوم به «بیبیبومرها» در حال بازنشسته شدن هستند.
نتیجه این روند روشن است؛ هر سال افراد بیشتری از بازار کار خارج میشوند، اما تعداد جوانانی که جای آنها را بگیرند کافی نیست. کمیسیون اروپا پیشبینی کرده است که جمعیت در سن کار طی دهههای آینده در بسیاری از کشورهای عضو کاهش خواهد یافت؛ موضوعی که میتواند رشد اقتصادی، نظام بازنشستگی و حتی ارائه خدمات عمومی را با چالش روبهرو کند.
عامل دوم، شکاف میان مهارتهای موجود و نیاز بازار کار است. در بسیاری از کشورها افراد جویای کار وجود دارند، اما تخصص آنها با نیاز کارفرمایان همخوانی ندارد. شرکتها به دنبال مهندسان، برنامهنویسان، تکنسینهای صنعتی، پرستاران یا برقکاران هستند، اما تعداد افراد دارای این مهارتها کمتر از میزان تقاضاست. به همین دلیل، هزاران فرصت شغلی برای ماهها یا حتی سالها خالی میماند.
عامل سوم نیز به ماهیت اقتصاد اروپا بازمیگردد. برخلاف تصور رایج، بسیاری از مشاغل را هنوز نمیتوان با هوش مصنوعی یا رباتها جایگزین کرد. از مراقبت از سالمندان و خدمات درمانی گرفته تا ساختوساز، حملونقل و صنایع تولیدی، همچنان به حضور نیروی انسانی وابستهاند و همین موضوع باعث شده تقاضا برای نیروی کار ماهر همچنان رو به افزایش باشد.
اروپا به چه کسانی نیاز دارد؟
کمبود نیروی کار در اروپا محدود به یک یا دو شغل نیست، اما تقریباً همه گزارشهای کمیسیون اروپا، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و شبکه کاریابی اروپایی EURES بر چند حوزه اتفاق نظر دارند.
در صدر این فهرست، کارکنان بخش درمان قرار دارند. بسیاری از کشورهای اروپایی با کمبود پزشک، پرستار و مراقبان سالمندان روبهرو هستند؛ کمبودی که با پیرتر شدن جمعیت، هر سال عمیقتر میشود.
در کنار بخش درمان، صنایع نیز با مشکل مشابهی دستوپنجه نرم میکنند. مهندسان، تکنسینهای صنعتی، برقکاران، لولهکشها، جوشکاران و متخصصان نگهداری خطوط تولید از جمله نیروهایی هستند که یافتن آنها برای بسیاری از کارفرمایان دشوار شده است.
رشد اقتصاد دیجیتال نیز تقاضا برای برنامهنویسان، متخصصان امنیت سایبری، تحلیلگران داده و کارشناسان هوش مصنوعی را به شکل چشمگیری افزایش داده است.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از این مشاغل الزاماً به مدرک دانشگاهی نیاز ندارند. در برخی کشورهای اروپایی، یک برقکار، تکنسین یا جوشکار ماهر میتواند درآمدی بالاتر از بسیاری از فارغالتحصیلان دانشگاهی داشته باشد؛ موضوعی که نشان میدهد بازار کار امروز اروپا بیش از مدرک، به مهارت نیاز دارد.
این فرصتها بیشتر در کدام کشورهاست؟
اگرچه تقریباً همه کشورهای اروپایی با کمبود نیروی کار روبهرو هستند، اما شدت این بحران در همه جا یکسان نیست.
آلمان سالهاست با اصلاح قوانین مهاجرت کاری تلاش میکند نیروی متخصص بیشتری جذب کند و بیشترین نیاز را در حوزههای درمان، مهندسی، فناوری، صنعت و حملونقل دارد.
فرانسه نیز در بخشهایی مانند خدمات درمانی، رستورانداری، حملونقل، ساختوساز و صنایع با کمبود نیرو مواجه است.
در هلند و بلژیک، شرکتهای فعال در فناوری، لجستیک و صنایع پیشرفته از دشواری جذب نیروی متخصص میگویند، در حالی که کشورهای اسکاندیناوی بیش از هر چیز به متخصصان فناوری، انرژیهای تجدیدپذیر و خدمات درمانی نیاز دارند.
حتی کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا که سالها با نرخ بالای بیکاری شناخته میشدند، امروز در برخی بخشهای اقتصادی با کمبود نیروی کار روبهرو هستند.
آیا این فرصتها برای مهاجران هم وجود دارد؟
پاسخ کوتاه، بله است؛ اما نه برای همه.
اروپا بیش از آنکه به دنبال افزایش تعداد مهاجران باشد، به دنبال جذب نیروی کار متخصص است. به همین دلیل بسیاری از کشورها فهرست مشاغل مورد نیاز خود را منتشر کرده و برای دارندگان این تخصصها مسیر دریافت ویزای کاری را آسانتر کردهاند.
با این حال، داشتن مهارت به تنهایی کافی نیست. در بسیاری از مشاغل، آشنایی با زبان کشور مقصد، معادلسازی مدارک، دریافت مجوزهای حرفهای و داشتن سابقه کاری مرتبط همچنان نقش تعیینکنندهای در استخدام دارد.
به همین دلیل، هرچه تخصص فرد با نیازهای بازار کار اروپا همخوانی بیشتری داشته باشد، شانس او برای یافتن شغل و دریافت ویزای کاری نیز بیشتر خواهد بود.
آیا اروپا بدون مهاجرت میتواند این مشکل را حل کند؟
دولتهای اروپایی در سالهای اخیر راهکارهای مختلفی را برای کاهش کمبود نیروی کار دنبال کردهاند؛ از افزایش سن بازنشستگی و تشویق سالمندان به ادامه فعالیت گرفته تا افزایش مشارکت زنان در بازار کار، سرمایهگذاری در آموزش مهارتهای جدید و استفاده گستردهتر از فناوری و هوش مصنوعی.
با این حال، بیشتر مطالعات کمیسیون اروپا و OECD نشان میدهد که هیچیک از این راهکارها به تنهایی پاسخگوی کاهش جمعیت در سن کار نخواهد بود. به همین دلیل، جذب نیروی کار خارجی در سالهای آینده همچنان یکی از مهمترین ابزارهای اروپا برای حفظ رشد اقتصادی و ادامه فعالیت بسیاری از صنایع خواهد بود.
آینده بازار کار اروپا به کدام سمت میرود؟
کمبود نیروی کار دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ به یکی از مهمترین چالشهای جمعیتی و اجتماعی اروپا تبدیل شده است.
اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، دولتهای اروپایی ناچار خواهند بود هم بهرهوری نیروی کار را افزایش دهند، هم آموزش مهارتهای جدید را گسترش دهند و هم سیاستهای مهاجرت کاری را بیش از گذشته با نیازهای بازار هماهنگ کنند.
به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند رقابت آینده کشورها فقط بر سر سرمایه یا فناوری نخواهد بود، بلکه بر سر جذب نیروی انسانی ماهر خواهد بود.
شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که آیا اروپا به نیروی کار نیاز دارد یا نه؛ پاسخ این سؤال روشن است. پرسش اصلی این است که چه کسانی میتوانند از این فرصت استفاده کنند.
برای متخصصان، تکنسینها و نیروهای ماهری که مهارت، تجربه و توانایی سازگاری با نیازهای بازار کار اروپا را دارند، تغییرات جمعیتی این قاره میتواند یکی از مهمترین فرصتهای شغلی دهه آینده باشد.