راتکو ملادیچ، فرمانده ارشد پیشین نظامی صربهای بوسنی که به دلیل اعدام دستهجمعی بیش از ۸ هزار مسلمان بوسنیایی در ژوئیه ۱۹۹۵ و محاصره چندساله سارایوو به حبس ابد محکوم شده بود، در ۸۴ سالگی درگذشت.
او پیش از دستگیری در صربستان در سال ۲۰۱۱، مدت ۱۵ سال را به عنوان متهم فراری گذرانده بود.
به گزارش شبکه تلویزیونی دولتی صربستان (RTS)، ملادیچ که از او به عنوان جنایتکار جنگی یاد میشد، در بیمارستان زندانی در لاهه درگذشت.
ملادیچ که بدنامترین جنایتکار جنگی در بالکان شناخته میشد، به دلیل نقشش در نسلکشی سربرنیتسا در جریان جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۵، لقب «قصاب بوسنی» را گرفته بود.
او توسط دادگاه بینالمللی کیفری برای یوگسلاوی سابق (ICTY) به دلیل تبدیل بخشهای وسیعی از بوسنی به حمام خون در جریان جنگ دهه ۱۹۹۰ به حبس ابد محکوم شد.
در میان سایر جنایات جنگی، ملادیچ به دلیل اعدام دستهجمعی بیش از ۸ هزار بوسنیاک در سربرنیتسا در ژوئیه ۱۹۹۵ که توسط ارتش صربهای بوسنی تحت فرماندهی او انجام شد، به نسلکشی محکوم شد؛ فاجعهای که فجیعترین جنایت در اروپا پس از پایان جنگ جهانی دوم محسوب میشود.
دراگان بورساع، نویسنده و تحلیلگر برجسته سیاسی، در گفتگو با یورونیوز گفت: «ملادیچ آشکارا و به صورت سیستماتیک در جهت نابودی یک ملت کامل تلاش کرد.»
بورساع افزود: «نام او در تاریخ به عنوان کسی ثبت خواهد شد که حتی ذرهای پشیمانی نداشت، کسی که هرگاه قدرت و زور پشت سرش نبود در درجه اول یک بزدل بود، و همانطور که زندگی کرد، از دنیا رفت.»
«مغزشان را متلاشی کنید»
پس از آنکه بوسنی در اوایل سال ۱۹۹۲ و به دنبال اسلوونی و کرواسی اعلام استقلال کرد، رهبران صرب بوسنی با حمایت دولت بلگراد به رهبری اسلوبودان میلوشویچ، شبهدولت خود را تشکیل دادند.
تلاشهای نظامی بعدی به رهبری ملادیچ ــ افسر حرفهای ارتش یوگسلاوی که در نبردهای کرواسی همسایه نیز شرکت داشت ــ با هدف پاکسازی قومی هرچه بیشتر مناطق این کشور از دو گروه قومی دیگر، یعنی بوسنیاکها و کرواتها انجام شد.
ملادیچ نقش کلیدی در محاصره چندساله سارایوو ایفا کرد؛ طولانیترین محاصره یک پایتخت در جنگهای مدرن.
نیروهای صرب بوسنی تحت فرماندهی او که در ارتفاعات و تپههای اطراف مستقر شده بودند، از اوایل سال ۱۹۹۲ تا پایان جنگ در اواخر سال ۱۹۹۵، کارزار مداومی از حملات توپخانهای و شلیک تیراندازان (اسنایپرها) را علیه غیرنظامیان به راه انداختند.
به نیروها همچنین دستور داده شده بود که اماکن کلیدی غیرنظامی، از جمله کتابخانه ملی و دانشگاهی سارایوو ــ از بناهای شاخص دوره اتریش-مجارستان در بخش قدیمی شهر ــ را هدف قرار دهند. این کتابخانه در اوت ۱۹۹۲ عمداً به آتش کشیده شد و طی آن ۱.۵ میلیون جلد کتاب و بیش از ۱۵۵ هزار نسخه خطی و کتاب کمیاب نابود شد.
در طول محاصره، ملادیچ دستورات خود را از طریق سیستم رادیویی نظامی صادر میکرد و زحمتی برای رمزگذاری سیگنالها به خود نمیداد؛ مکالماتی که توسط پلیس سارایوو شنود و ضبط شد.
در نوارها و ضبطهایی که علنی شد و بعداً به عنوان مدرک در دادگاه مورد استفاده قرار گرفت، صدای او شنیده میشود که به توپخانه خود دستور میدهد دو محله سارایوو را بمباران کنند: «ولشیچی و بوفالیچی را زیر آتش بگیرید، آنجا صربهای زیادی حضور ندارند.»
به گفته بورساع، او در دستوری صریح برای ایجاد رعب و وحشت به تیراندازان خود گفت: «مغزشان را متلاشی کنید.»
بورساع گفت: «این یک نمونه کلاسیک از گرسنگی دادن به یک شهر با هدف محو و نابودی آن بود. او به شکلی سادیستی، این شهر را در صورت سقوط به دست ارتش صربهای بوسنی به عنوان یک غنیمت بزرگ میدید؛ هرچند خودش هم نمیدانست در صورت تصرف با آن چه کند.»
محاصره پایتخت بوسنی رسماً در فوریه ۱۹۹۶ و به دنبال ادغام مجدد محلههای تحت کنترل صربهای بوسنی پایان یافت ــ محلههایی که نیروهای ملادیچ در آنها کارزارهای آزار و اذیت، ترور و آوارگی اجباری به راه انداخته بودند.
بورساع گفت: «ما در ۱۱ ژوئیه (۱۹۹۵) دیدیم که اگر او با ارتش خود وارد میشد چه میکرد: شهرکُشی، نخبگانکُشی و نسلکشی آشکار.»
بدون ذرهای پشیمانی
ملادیچ معمولا جنایات نیروهای خود را به عنوان «انتقام» از حکومت عثمانی بر بوسنی ــ که در سال ۱۸۷۸ پایان یافته بود ــ توجیه میکرد.
هنگامی که نیروهای او در سال ۱۹۹۵ منطقه تحت حفاظت سازمان ملل در سربرنیتسا را تسخیر کردند ــ منطقهای که قرار بود پناهگاهی امن با حمایت بینالمللی برای ساکنان این شهر در شرق بوسنی و روستاهای اطراف باشد ــ او گفت: «زمان آن فرا رسیده است... برای انتقام از ترکها در این مناطق.»
نیروهای صرب بوسنی تحت فرماندهی او سپس ۸ هزار و ۳۷۲ مرد و پسر جوان را جدا کرده، آنها را به صورت دستهجمعی اعدام کردند و پیکرهایشان را طی یک جنایت وحشیانه که بیش از یک هفته به طول انجامید، با بولدوزر به داخل گورهای دستهجمعی ریختند.
در همین حال، یک گروه فیلمبرداری تلویزیونی تصاویری از ملادیچ ثبت کرد که در حال پخش کردن شکلات میان کودکان بوسنیاک بود ــ در حالی که دست نوازش بر سر یکی از کودکان میکشید ــ و به آنها اطمینان میداد که همهچیز درست خواهد شد.
پس از آنکه دادگاه بینالمللی کیفری برای یوگسلاوی سابق (ICTY) اولین لائحه اتهامی را در ژوئیه ۱۹۹۵ علیه او صادر کرد، ملادیچ تا زمان برکناریاش در نوامبر ۱۹۹۶ همچنان فرمانده ستاد کل ارتش صربهای بوسنی باقی ماند. از آن پس، او به یک فراری از عدالت تبدیل شد.
او ۱۵ سال را با کمک کنتاکتهای خود در سرویسهای اطلاعاتی و ارتش، در مخفیگاه گذراند یا پنهان شد. پس از سقوط میلوشویچ، حمایتها به تدریج کاهش یافت تا اینکه او سرانجام در سال ۲۰۱۱ در خانه یکی از اقارب خود در صربستان دستگیر شد.
ملادیچ که هرگز ابراز ندامت نکرد، در طول محاکمه خود رفتاری پرخاشگرانه داشت و هنگام صدور حکم حبس ابد سر قاضیان دادگاه فریاد کشید.
در سالهای اخیر و به گفته اعضای خانوادهاش، او پس از ابتلا به چند سکته مغزی در وضعیت جسمانی نامناسبی به سر میبرد.
او بدون حامی هم نبود؛ برخی از صربهای بوسنی همچنان او را یک قهرمان میدانند و دوران حبس او در لاهه را مجازاتی ناعدالتی تلقی میکنند.
این دیدگاهی است که اغلب در کشوری که هنوز با آثار جنگی با ۱۰۰ هزار کشته و ۲ میلیون آواره (بیش از نصف جمعیت آن) کنار نیامده، با انکار نسلکشی همراه است.
رفیق هوجیچ، فعال و روزنامهنگار اهل پرییدور ــ شهری که نیروهای ملادیچ در آن اردوگاههای اجباری برای بازداشت غیرنظامیان غیرصرب برپا کرده و زندانیان را به صورت سیستماتیک به قتل رساندند ــ معتقد است حمایت از این فرمانده سابق صربهای بوسنی و اقدامات او همچنان قوی است.
هوجیچ به یورونیوز گفت: «افراد زیادی خواهند بود که به دلایل مختلف تلاش خواهند کرد از مرگ او برای تعمیق شکافها و قطبیسازی جامعه سوءاستفاده کنند. اما ۳۰ سال بعد، جنایات و اقدامات بزدلانه او با پیروزیهای تیم ملی فوتبال بوسنی و همکاری جوانان از تمامی گروههای قومی شکست خورده است؛ جوانانی که با اشتیاق فراوان میخواهند او، میراثش و آنچه را که نمایندگی میکرد به فراموشی بسپارند.»
وی افزود: «بهترین راه برای واکنش به مرگ او این است که اصلاً هیچ چیزی دربارهاش نگوییم.»