گاهی تنها چیزی که افراد برای گذر از یک روز دشوار لازم دارند، نشستن روی مبل، فراموشی دغدغههای روزمره و تماشای فیلمی است که لبخند بر لب بیاورد یا امید به زندگی را دوباره زنده کند.
روانشناسان معتقدند تماشای فیلم، بهویژه آثار کمدی، الهامبخش یا سرشار از حس همدلی، میتواند به کاهش استرس، ایجاد احساس آرامش و حتی تغییر موقت الگوهای فکری منفی کمک کند.
البته در این میان باید توجه داشت که تماشای فیلم درمان افسردگی نیست و جایگزین مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نمیشود اما میتواند در کنار درمان به بهبود روحیه و ایجاد لحظاتی خوشایند کمک کند.
در ادامه با ۱۰ فیلم که بسیاری از منتقدان و مخاطبان آنها را از بهترین آثار برای بالا بردن روحیه میدانند آشنا میشویم:
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
میس سانشاین کوچولو (Little Miss Sunshine)
این فیلم آمریکایی که در سال ۲۰۰۶ اکران شد، نامزد چهار جایزه اسکار از جمله جایزه بهترین فیلم شد.
«میس سانشاین کوچولو» در واقع نام مسابقه رقص و آوازی است که برای دختران خردسال در کالیفرنیا برگزار میشود. آلیو، دختر یک خانواده متوسط آمریکایی است که برای شرکت در این مسابقه انتخاب میشود و خانواده او با وجود تمام مشکلاتی که بر سر راهشان قرار دارد، برای همراهی و حمایت از آلیو تصمیم به سفر در جادههای آمریکا میگیرد.
این فیلم نشان میدهد که شکست پایان راه نیست و خانواده، با وجود همه نقصهایش، میتواند بزرگترین منبع حمایت از فرد باشد.
دستنیافتنیها (The Intouchables)
این یک فیلم فرانسوی است که در سال ۲۰۱۱ اکران شد. این اثر کمدی جوایز زیادی را از جمله جایزه سزار بهترین بازیگر مرد دریافت کرد.
«دست نیافتنیها» براساس داستانی واقعی، روایتگر داستان دو مرد با پیشینههایی کاملا متفاوت است که یک دوستی عمیق بین آنها شکل میگیرد.
این فیلم داستان نویسنده ثروتمندی به نام فیلیپ را روایت میکند که در اثر سقوط با چتر از گردن به پایین فلج میشود و برای پرستاری از خود مردی به اسم دریس را استخدام میکند. فیلیپ که تا قبل از استخدام دریس مردی بداخلاق بود با حضور دریس که سابقه سرقت و زندان نیز دارد زندگی و شخصیتش متحول میشود.
شوخطبعی، دوستی و نگاه انسانی فیلم، آن را به یکی از محبوبترین آثار الهامبخش جهان تبدیل کرده است.
جولی و جولیا (Julie & Julia)
این فیلم که در سال ۲۰۰۹ اکران شد آمریکایی است و مریل استریپ، هنرپیشه سرشناس آمریکایی در آن بازی میکند.
«جولی و جولیا» داستان دو زن از دو دوره زمانی مختلف را روایت میکند که علاقه به آشپزی مسیر زندگیشان را تغییر میدهد. یک زن تلفنچی که از کارش ناراضی است تصمیم میگیرد هر روز یکی از غذاهای کتاب آشپزی جولیا چایلد را درست کند و همزمان یک وبلاگ راهاندازی میکند و کارهای روزانهاش را در وبلاگ مینویسد.
این فیلم کمدی به موضوع امید، خلاقیت و یافتن معنا در کارهای روزمره میپردازد و فضایی گرم و آرامشبخش دارد.
ویل هانتینگ نابغه (Good Will Hunting)
این فیلم آمریکایی محصول سال ۱۹۹۷ است و رابین ویلیامز و مت دیمون از ستارههای آن هستند.
«ویل هانتینگ نابغه» درباره جوان ۲۰ سالهای است که در دانشگاه «ام آی تی» سرایدار است و نبوغی ذاتی در علم ریاضی دارد اما استعداد خود را باور ندارد و هیچ تلاشی نیز در نمایان کردن استعدادش نمیکند.
این فیلم یکی از صادقانهترین تصویرهای سینما است از اینکه چطور تروما و دفاعهای روانی مانع رشد میشوند. صحنه «این تقصیر تو نیست» یکی از تاثیرگذارترین لحظات سینما در این زمینه است.
فروشگاه کنار خیابان (The Shop Around the Corner)
این فیلم آمریکایی به کارگردانی ارنست لوبیچ، کارگردان سینمای کلاسیک یکی از «فیلمهای آرامشبخش» (comfort movies) کلاسیک محسوب میشود.
«فروشگاه کنار خیابان» مانند بسیاری دیگر از آثار لوبیچ به تماشاگر حس خوبی منتقل میکند هرچند بیش از هشت دهه از اکران اولیه آن گذشته است.
این فیلم فیلم روایت دو همکار در یک فروشگاه هدیهفروشی در بوداپست است که مدام با یکدیگر جر و بحث میکنند، بیآنکه بدانند از طریق نامهنگاری، عاشق هم شدهاند. فروشگاه کوچک، حالوهوای زمستانی و فضای نوستالژیک فیلم، احساس آرامش و صمیمیت ایجاد میکند.
برخلاف بسیاری از کمدیهای پرهیجان، این فیلم آرام، لطیف و سرشار از لحظههای انسانی است.
همچنان قدمزنان (Still Walking)
این اثر درام ساخته هیروکازو کورئیدا، کارگردان ژاپنی است که در سال ۲۰۰۸ اکران شد.
«همچنان قدمزنان» اثری آرام، عمیق و تاملبرانگیز درباره یک خانواده ژاپنی است که برای سالگرد درگذشت پسر بزرگ خانواده دور هم جمع میشوند. در طول یک روز، خاطرات، رنجها، عشقهای ناگفته و تنشهای خانوادگی آشکار میشود.
ریتم آرام و فضای انسانی فیلم میتواند احساس همدلی و آرامش ایجاد کند. علاوه بر این پایانبندی آن حس پذیرش گذر زمان و آشتی با زندگی را منتقل میکند.
با این حال باید توجه داشت که فیلم فیلم درباره سوگ، فقدان، حسرت و روابط پیچیده خانوادگی است.
غرور و تعصب (Pride & Prejudice)
این فیلم که در سال ۲۰۰۵ اکران شد اقتباسی از رمان معروف جین آستین، نویسنده مشهور بریتانیایی است.
«غرور و تعصب» داستان الیزابت بنت و آقای دارسی را روایت میکند، دو شخصیتی که نخستین برداشتهای نادرستشان بهتدریج جای خود را به احترام، شناخت و عشق میدهد. فیلم با تصاویر خیرهکننده، موسیقی دلنشین و بازیهای درخشان، اثری است که امید، عشق و امکان تغییر انسانها را به زیبایی به تصویر میکشد و برای بسیاری از مخاطبان یکی از محبوبترین فیلمهای آرامشبخش به شمار میرود.
مناظر روستایی انگلستان، عمارتهای تاریخی و فیلمبرداری چشمنواز برای مخاطب حس آرامش ایجاد میکند.
سینما پارادیزو (Cinema Paradiso)
این اثر که محصول سال ۱۹۸۸ است یک فیلم ایتالیایی به کارگردانی جوزپه تورناتوره است.
«سینما پارادیزو» داستان پسری است که عشقش به سینما در پی دوستی عمیقش با آپاراتچی پیر یک سینمای کوچک شکل میگیرد. این فیلم درباره خاطره، دوستی، رویاها و قدرت هنر در معنا بخشیدن به زندگی است. اگرچه لحظات غمانگیز و نوستالژیک دارد اما در نهایت بیننده آن را با ترکیبی از حسهای عشق، قدردانی و امید نسبت به زندگی ترک میکند.
رابطه توتو و آلفردو در این فیلم سرشار از محبت، شوخطبعی و خرد است.
شیطان پرادا میپوشد (The Devil Wears Prada)
این فیلم آمریکایی در سال ۲۰۰۶ اکران شد و این روزها پس از ۲۰ سال شاهد اکران قسمت دوم آن هستیم.
«شیطان پرادا میپوشد» با طنز، دیالوگهای هوشمندانه و بازی خیرهکننده مریل استریپ، داستانی درباره رشد فردی، اعتمادبهنفس و یافتن تعادل میان موفقیت حرفهای و زندگی شخصی روایت میکند و از محبوبترین فیلمهای حالخوبکن دو دهه اخیر به شمار میرود.
این فیلم تنها یک کمدی رمانتیک نیست بلکه درباره فشار محیط کار، جاهطلبی، هویت و تعادل میان کار و زندگی نیز صحبت میکند. به همین دلیل، بسیاری از مخاطبان پس از پایان فیلم احساس میکنند که میتوان با اعتمادبهنفس بیشتری مسیر زندگی خود را انتخاب کرد.
جادوگر اُز (The Wizard of Oz)
این فیلم کلاسیک که در سال ۱۹۳۹ اکران شد یکی از امیدبخشترین و آرامشبخشترین فیلمهای دوره کلاسیک سینما است.
«جادوگر اُز» داستان دوروتی، دختر نوجوانی را روایت میکند که بر اثر گردباد به سرزمین جادویی اُز منتقل میشود و همراه با مترسک، مرد حلبی و شیر ترسو سفری را برای یافتن جادوگر اُز آغاز میکند.
این شاهکار کلاسیک با موسیقی فراموشنشدنی، شخصیتهای دوستداشتنی و پیامهایی درباره امید، دوستی و اعتماد به خود، بیش از هشتاد سال است که الهامبخش میلیونها نفر در سراسر جهان بوده است.
دوروتی در طول سفرش درمییابد آنچه به دنبالش بوده، تا حد زیادی در وجود خودش و در خانهاش نهفته است. مترسک، مرد حلبی و شیر ترسو هر کدام نماد تردیدهای انسانی هستند و در نهایت میفهمند بسیاری از ویژگیهایی را که فکر میکردند ندارند، از ابتدا در وجودشان بوده است.
«جادوگر اُز» این پیام را منتقل میکند که خانواده، دوستی و احساس تعلق ارزشمندتر از رسیدن به آرزوهای ظاهری هستند.
موسیقی فیلم، ساخته هارولد آرلن با ترانههایی از ئیپ هاربورگ، یکی از مشهورترین موسیقیهای تاریخ سینماست. برجستهترین قطعه آن، "Over the Rainbow" نام دارد که جودی گارلند در ابتدای فیلم آن را اجرا میکند. این ترانه از همان زمان اکران فیلم به نمادی از امید، آرزو و ایمان به آیندهای بهتر تبدیل شد و در بسیاری از نظرسنجیها به عنوان یکی از بهترین ترانههای تاریخ سینما شناخته شده است.
ترانه معروف فیلم با این جمله آغاز میشود: «جایی آن سوی رنگینکمان...»
رنگینکمان در عمل در این فیلم فقط یک پدیده طبیعی نیست، بلکه نمادی از این باور است که فراتر از دشواریهای امروز، دنیایی بهتر و امیدی تازه وجود دارد. این مفهوم برای بسیاری از مخاطبان، بهویژه در روزهای سخت، الهامبخش بوده است.
اگر قصد دارید از هنر سینما برای بهتر شدن حالتان استفاده کنید، بهتر است آن را در محیطی آرام و بدون مزاحمت تماشا کنید. از تماشای آثار بسیار غمانگیز یا استرسزا در روزهایی که حال روحی مناسبی ندارید، پرهیز کنید. فیلم را با یکی از دوستان یا اعضای خانواده ببینید، تجربه مشترک معمولا اثر مثبت بیشتری دارد.
پس از پایان فیلم، درباره احساسات و پیام آن فکر کنید یا با دیگران گفتگو کنید. در این میان توجه داشته باشید که اگر احساس غم، ناامیدی، بیانگیزگی یا علائم افسردگی شما برای بیش از دو هفته ادامه پیدا کرده و زندگی روزمره، خواب، اشتها یا روابط شما را تحت تاثیر قرار داده است، بهتر است از یک روانشناس یا روانپزشک کمک بگیرید. فیلمها میتوانند لحظاتی دلپذیر و امیدبخش ایجاد کنند، اما جایگزین درمان تخصصی نیستند.