نشریه معتبر و کهنهکار اسپکتیتور (The Spectator) در تازهترین شماره خود، یادداشتی تحلیلی به قلم فردی گری (Freddy Gray)، معاون سردبیر این نشریه منتشر کرده است که به بررسی پشتپردههای سیاسی واشنگتن پس از امضای تفاهمنامه اخیر میان آمریکا و ایران میپردازد.
فِرِدی گری که پادکست تحلیل سیاسی معروف «آمریکانو» را اجرا میکند، در این مقاله با عنوان «آیا توافق با ایران، جی. دی. ونس را نابود خواهد کرد؟» به کالبدشکافی چرخ چرخان سیاست خارجی دونالد ترامپ و قربانیان احتمالی آن در کاخ سفید میپردازد.
چرخش ۱۸۰ درجهای ترامپ؛ از «خشم حماسی» تا صلح سوئیس
فردی گری تحلیل خود را با تبیین روحیه معاملهگری دونالد ترامپ آغاز میکند و مینویسد ترامپ در سیاست خارجی نه یک شاهین (جنگطلب) است و نه یک کبوتر (صلحطلب)؛ او تاجری است که بازیگران مختلف را بازی میدهد و در نهایت جنگطلبان و صلحطلبان را به یک اندازه ناامید میکند. نویسنده با مقایسه وضعیت امروز واشنگتن با چند ماه گذشته مینویسد: «در ماه مارس، مخالفان جنگ با ایران به بزدلی و خیانت متهم میشدند؛ اما این هفته، منتقدان صلح هستند که در واشنگتن "وحشتزده" خوانده میشوند.»
او در ادامه یادآور میشود که وقتی ترامپ در ۲۸ فوریه عملیات نظامی «خشم حماسی» (Operation Epic Fury) را آغاز کرد، حامیان صلحطلبش احساس کردند به آنها خیانت شده است؛ زیرا رئیسجمهوری که با شعار پایان دادن به جنگهای تغییر رژیم روی کار آمده بود، ناگهان ادبیاتی شبیه به جورج دبلیو بوش به کار برد و خطاب به مردم ایران گفت که «ساعت آزادی شما فرا رسیده است.» همین امر موجب شد چهرههای شاخص جنبش «اول آمریکا» مانند تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین، ترامپ را به جنگافروزی برای اسرائیل متهم کنند و حتی مقامات ارشدی چون تولسی گابارد (مدیر اطلاعات ملی) در اعتراض به این وضعیت استعفا دهند.
اما به نوشته معاون سردبیر اسپکتیتور، حالا ورق کاملا برگشته است: پس از چهار ماه شلیک موشک و سردرگمی استراتژیک، ترامپ با ایرانیها به یک تفاهم اولیه رسیده و حالا نوبت «حزب جنگ» در واشنگتن است که احساس غبن و مظلومیت کند. راهروهای قدرت در واشنگتن اکنون پر از شایعاتی است که میگویند مخالفت با این تفاهم، ممکن است به قیمت حذف مهرههای تندروی حلقه اول ترامپ، یعنی جان راتکلیف (رئیس سیا) و پیت هگست (وزیر دفاع) تمام شود.
بندهای تفاهمنامه و خشم تندروها
نویسنده در تبیین جزئیات این تفاهمنامه تشریح میکند که بر اساس آن، دو طرف در همه جبههها (به ویژه لبنان) به جنگ پایان میدهند؛ یعنی اسرائیل باید حملات خود به حزبالله را متوقف کند. آمریکا تحریمهای ایران را لغو کرده و با ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی پس از جنگ (از محل داراییهای مسدودشده تهران و کمکهای کشورهای عربی خلیج فارس) موافقت کرده است. در مقابل، ایران تنگه هرمز را بازگشایی کرده و متعهد میشود هرگز سلاح هستهای نسازد. همچنین یک مهلت ۶۰ روزه برای مذاکرات فنی درباره سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران تعیین شد.
فردی گری در ادامه تحلیل خود به واکنشهای خشمگینانه در جبهه حامیان اسرائیل اشاره کرده و مینویسد: مارک تيسن، سخنران سابق بوش، این توافق را یک «فاجعه کامل» خوانده و مجریان فاکسنیوز به شدت به آن تاختهاند. او تضاد رفتاری تندروها را اینگونه توصیف میکند: «چهار ماه پیش، سناتور لیندسی گراهام به خاطر حمله به ایران، ترامپ را "روزولت و چرچیل زمانه" نامید؛ اما امروز، مقامات اسرائیلی رئیسجمهور آمریکا را به خاطر باج دادن به آیتاللهها، چمبرلین (نخست وزیر سازشکار بریتانیا) میخوانند. حتی یکی از نزدیکان بنیامین نتانیاهو، ترامپ را یک "بازنده" نامیده است.»
قربانی کردن «جی. دی. ونس» در مذبح صلح با ایران
بخش کلیدی گزارش این تحلیلگر ارشد به آینده سیاسی معاون رئیسجمهور اختصاص دارد. او معتقد است حامیان تندرو و طرفدار اسرائیل، به جای متهم کردن خود ترامپ، تمام تقصیرهای این توافق ضعیف را به گردن جی. دی. ونس خواهند انداخت که به مخالفت با مداخله نظامی مشهور است. منتقدان در شبکه فاکسنیوز از همین حالا به این توافق لقب «توافق ونس» داده و رویکرد او را به دلیل شباهت به رویکرد باراک اوباما در قبال ایران تمسخرآمیز دانستهاند.
گری در ادامه مقایسهای میان موقعیت ونس و مارکو روبیو (وزیر خارجه) انجام داده و مینویسد: هر دو نفر تلاش کردهاند خود را از عواقب این جنگِ نامحبوب دور نگه دارند تا شانس خود را برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ حفظ کنند؛ اما تفاوت اینجاست که روبیو مخالفتهای پنهانی خود را با مذاکره با ایران حفظ کرده، در حالی که ونس به «ویترین و مجری اصلی فرآیند صلح» تبدیل شده و مدام در شبکههای خبری در حال فروش این توافق به افکار عمومی است. به باور نویسنده: «اگر این توافق شکست بخورد یا یک رسوایی برای آمریکا تلقی شود، ونس به عنوان یک نابلد در سیاست خارجی طرد خواهد شد. شانس او برای نامزدی ریاستجمهوری از حزب جمهوریخواه در حال افول است و منابع نزدیک به او میگویند او حتی به عدم حضور در انتخابات ۲۰۲۸ فکر میکند.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
انزوای نتانیاهو و خشم ترامپ از اسرائیل
معاون سردبیر اسپکتیتور در بخش پایانی یادداشت خود افشا میکند که معماران اصلی این صلح شکننده، در واقع جرد کوشنر (داماد ترامپ) و استیو ویتکوف (فرستاده صلح او) بودهاند. برخلاف تئوریهای توطئه، کوشنر و ویتکوف کاملا در خدمت دستور ترامپ برای یافتن یک «راه خروج» از جنگ بودهاند و حتی به درخواست قطر و پاکستان، مقامات اسرائیلی را از دسترسی به متن تفاهمنامه محروم کردهاند که این امر موجب ناامیدی شدید حکومت نتانیاهو شده است.
فردی گری در نهایت گزارش خود را با اشاره به مواضع تند ترامپ علیه رفتار اسرائیل در لبنان به پایان میبرد و مینویسد ترامپ در نشست گروه ۷ در فرانسه علنا خشم خود را از حملات اسرائیل نشان داد و حتی پیشنهاد کرد که سوریه و رئیسجمهور جدیدش باید حساب حزبالله را برسند. ترامپ همیشه فکر میکند راه سومی میان جنگطلبی و صلحطلبی پیدا کرده است، اما جنگ او، واشنگتن را به سمت یک بازنگری دردناک در رابطه با نزدیکترین متحدش در خاورمیانه سوق میدهد؛ بار سنگینی که در نهایت ونس یا روبیو باید با عواقب آن دستوپنجه نرم کنند.