مسعود پزشکیان، رئيسجمهور ایران، روز سهشنبه ۲۳ ژوئن در سفری رسمی وارد اسلامآباد میشود؛ سفری که تنها یک روز پس از پایان نخستین دور مذاکرات سطح بالای ایران و آمریکا در بورگناشتوک سوئیس انجام میشود و از همین رو فراتر از یک دیدار معمول دوجانبه ارزیابی شده است.
این سفر از یک سو نشانه قدردانی تهران از نقش پاکستان در میانجیگری میان ایران و آمریکا است و از سوی دیگر میتواند تلاشی برای تثبیت سیاسی توافقی باشد که هنوز در مرحله ابتدایی قرار دارد و با مخالفتهایی در داخل ایران، اسرائیل و واشنگتن روبهروست.
قرار است پزشکیان در جریان این سفر با شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، که نقش مهمی در میانجیگری مذاکرات سوئیس داشت، و همچنین آصف علی زرداری، رئيسجمهور پاکستان، دیدار کند.
بر اساس اعلام وزارت خارجه پاکستان، یوسف رضا گیلانی، رئيس مجلس سنا، سردار ایاز صادق، رئيس مجلس ملی پاکستان، و اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه این کشور نیز با رئيسجمهور ایران دیدار خواهند کرد.
انتظار میرود دو طرف علاوه بر بررسی روند مذاکرات ایران و آمریکا، درباره گسترش همکاریهای دوجانبه در حوزههای تجارت، انرژی، امنیت مرزی و اتصالهای منطقهای گفتوگو کنند.
مقامهای پاکستان و قطر روز دوشنبه اعلام کردند که مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس به تدوین یک نقشه راه ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی منجر شده است. بر اساس گزارشها، در این مذاکرات درباره تشکیل یک کمیته سیاسی عالیرتبه، ایجاد کارگروههای تخصصی درباره برنامه هستهای و تحریمها، بازگشایی تنگه هرمز و سازوکاری برای کاهش تنش در لبنان توافقهایی اولیه حاصل شده است.
در همین حال، مذاکرات فنی همچنان ادامه دارد و اختلافهای مهمی باقی مانده است؛ از جمله درباره زمانبندی رفع تحریمها، نحوه نظارت بر برنامه هستهای ایران و اینکه آیا آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه خواهد یافت از تاسیسات هستهای آسیبدیده ایران بازدید کند یا نه.
چرا پاکستان؟
زمانبندی سفر پزشکیان به پاکستان تصادفی به نظر نمیرسد. او در حالی راهی اسلامآباد میشود که مهمترین دستاورد دیپلماتیک دوران ریاستجمهوریاش هنوز شکننده است و برای تبدیل شدن به توافقی پایدار، به پشتوانه سیاسی نیاز دارد.
پاکستان در ماههای گذشته نقش فعالی در انتقال پیامها میان تهران و واشنگتن داشته است. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، در کنار مقامهای قطری و سوئیسی، بخشی از مسیر دیپلماتیکی را فراهم کردند که در نهایت به مذاکرات بورگناشتوک منجر شد.
به همین دلیل، اسلامآباد احتمالا بیش از اینکه صرفا یک میزبان تشریفاتی برای رئيسجمهور ایران باشد میخواهد خود را به عنوان یکی از بازیگران اصلی در روند کاهش تنش میان تهران و واشنگتن معرفی کند؛ نقشی که میتواند جایگاه منطقهای این کشور را تقویت کند و حتی برای اقتصاد بحرانزده پاکستان مزایای سیاسی و مالی به همراه داشته باشد.
از نگاه تهران نیز پاکستان مزیتی دارد که سوئیس ندارد. بورگناشتوک میتواند محل مذاکرات فنی درباره تحریمها، برنامه هستهای، نفت و تنگه هرمز باشد، اما اسلامآباد میتواند پوشش سیاسی لازم برای ادامه این روند را فراهم کند؛ بهویژه در زمانی که مخالفان توافق در تهران، تلآویو و واشنگتن تلاش میکنند آن را به چالش بکشند.
ضمن اینکه اعتمادی که تهران به اسلام آباد دارد قابل مقایسه با روابط میان جمهوری اسلامی با سوئيس نیست.
نخستین سفر خارجی پس از جنگ
این سفر نخستین سفر خارجی پزشکیان از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه است. همین موضوع بار سیاسی آن را افزایش میدهد.
پزشکیان پیشتر نیز پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، پاکستان را به عنوان نخستین مقصد خارجی خود انتخاب کرده بود. آن سفر به امضای چندین توافق همکاری منجر شد و دو طرف هدف افزایش تجارت سالانه از حدود سه میلیارد دلار به ۱۰ میلیارد دلار را مطرح کردند.
اما روابط تهران و اسلامآباد همیشه آرام نبوده است. در ژانویه ۲۰۲۴، ایران با ادعای هدف قرار دادن مواضع جیشالعدل در خاک پاکستان حملاتی موشکی انجام داد و پاکستان نیز کمتر از ۴۸ ساعت بعد به اهدافی در استان سیستان و بلوچستان ایران حمله کرد. آن بحران یکی از جدیترین تنشهای نظامی میان دو همسایه در دهههای اخیر بود.
با این حال، دو کشور به سرعت مسیر کاهش تنش را در پیش گرفتند. اکنون همان رابطهای که دو سال پیش در آستانه بحران قرار داشت، به کانالی برای میانجیگری میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.
توافق سوئیس و نیاز به پشتوانه سیاسی
مذاکرات بورگناشتوک با وجود اعلام پیشرفت، هنوز مسیر درازی تا دستیابی به یک توافق نهایی در پیش دارد. آنچه فعلا شکل گرفته، نقشه راهی برای ۶۰ روز آینده است؛ دورهای که قرار است در آن مسائل اصلی میان ایران و آمریکا روشن شود.
این مسائل شامل آینده برنامه هستهای ایران، زمانبندی و گستره رفع تحریمها، نحوه بازگشایی کامل مسیرهای کشتیرانی، دسترسی ایران به درآمدهای نفتی و همچنین نحوه مدیریت تنش در لبنان است.
اختلاف درباره لبنان یکی از حساسترین بخشهای روند تازه است. ایران میخواهد توقف حملات اسرائیل به حزبالله بخشی از چارچوب کلی آتشبس باشد. در مقابل، اسرائیل خود را طرف توافق ایران و آمریکا نمیداند و بر آزادی عمل خود در لبنان تاکید دارد.
در چنین شرایطی، نقش آمریکا برای کنترل تنش میان اسرائیل و حزبالله اهمیت زیادی پیدا میکند. اگر جنگ در جنوب لبنان دوباره شعلهور شود، ممکن است روند دیپلماتیک ایران و آمریکا هم تحت فشار قرار گیرد.
تحریمها و لبنان در مرکز توجه
آصف درانی، سفیر پیشین پاکستان در ایران، در گفتوگو با الجزیره نسبت به نتایج این سفر ابراز خوشبینی محتاطانه کرده است.
او درباره برنامه هستهای ایران میگوید که تهران «تمایلی به حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای ندارد» و به تعهدات خود در چارچوب نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی پایبند خواهد بود. به گفته او، مهمترین دستاورد برای ایران رفع تحریمهاست.
درانی گفت: «ایران اکنون برای یک دوره ۶۰ روزه اجازه یافته نفت خود را در بازارهای جهانی صادر کند و این یک گشایش بسیار مهم برای تهران محسوب میشود.»
او درباره لبنان نیز تاکید کرد که مسئولیت تضمین پایبندی اسرائیل به هرگونه توافق میان تهران و واشینگتن بر عهده آمریکا خواهد بود.
این دیپلمات پیشین پاکستانی گفت: «بند نخست تفاهمنامه اسلامآباد به روشنی بر برقراری صلح در منطقه، از جمله در لبنان، تأکید دارد. اگر اسرائیل تصور میکند بخشی از این توافق نیست، این دیگر مشکل خود اسرائیل و آمریکا است.»
پیام پزشکیان برای داخل ایران
سفر پزشکیان به اسلامآباد در شرایطی انجام میشود که به نظر میرسد پس از امضای تفاهمنامه با آمریکا، بخشی از مسئولیت سیاسی این توافق به نهادهای منتخب جمهوری اسلامی واگذار شده است.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در نامهای که هفته گذشته منتشر شد، اعلام کرد پس از آنکه رئيسجمهور و شورای عالی امنیت ملی تعهد دادهاند مفاد توافق را اجرا و از منافع کشور صیانت کنند، با پیشبرد روند تفاهم موافقت کرده است. برخی ناظران این موضعگیری را نشانه تلاش برای قرار دادن مسئولیت سیاسی و اجرایی توافق بر عهده دولت و شورای عالی امنیت ملی ارزیابی میکنند.
در همین چارچوب، پزشکیان در هفتههای اخیر بیش از هر مقام ایرانی دیگری به چهره اصلی این توافق تبدیل شده است. او کسی بود که یادداشت تفاهم را به صورت الکترونیکی و همزمان با دونالد ترامپ امضا کرد و اکنون نیز نخستین سفر خارجی خود پس از امضای توافق را به پاکستان انجام میدهد؛ کشوری که نقش مهمی در میانجیگری میان تهران و واشینگتن ایفا کرده است.
توافق تازه با آمریکا، مانند برجام ۲۰۱۵، با مخالفت بخشی از جریانهای تندرو در ایران روبهروست. منتقدان داخلی پزشکیان میگویند اعتماد به واشنگتن میتواند دوباره به شکست منجر شود و آمریکا ممکن است از دیپلماسی برای خرید زمان یا آمادهسازی فشارهای تازه استفاده کند.
در مقابل، دولت پزشکیان تلاش میکند توافق را نه به عنوان عقبنشینی، بلکه به عنوان نتیجه مقاومت و دیپلماسی معرفی کند. سفر به پاکستان در همین چارچوب قابل فهم است: رئيسجمهور ایران میخواهد نشان دهد تهران تنها در برابر آمریکا ننشسته، بلکه با تکیه بر شرکای منطقهای و از موضعی فعال وارد گفتوگو شده است.
این پیام برای پزشکیان اهمیت دارد، زیرا توافق تازه هنوز در مرحلهای است که هر بحران تازه میتواند آن را تضعیف کند. اگر او بتواند حمایت سیاسی پاکستان و قطر را حفظ کند، شانس بیشتری برای عبور از مخالفتهای داخلی خواهد داشت.
همزمان، محمدباقر قالیباف، رئيس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران در روند گفتوگوها، شامگاه دوشنبه در عمان حضور داشت و بر اساس گزارش رسانههای ایرانی قرار است در روزهای آینده به چین نیز سفر کند؛ تحرکاتی که نشان میدهد تهران تلاش میکند همزمان با پیشبرد مذاکرات با آمریکا، حمایت شرکای منطقهای و بینالمللی خود را نیز حفظ کند.
به گفته تحلیلگران، مجموعه این تحولات نشان میدهد دولت پزشکیان در تلاش است توافق اخیر را به دستاوردی سیاسی در داخل و خارج از کشور تبدیل کند؛ در حالی که مسئولیت موفقیت یا شکست آن نیز بیش از گذشته متوجه دولت و نهادهای اجرایی خواهد بود.
تحلیلگران معتقدند این سفر علاوه بر اهمیت منطقهای، برای پاکستان نیز دستاوردی دیپلماتیک به همراه دارد. رضا خانزاده، استاد دانشگاه جرج میسون و تحلیلگر مسائل خاورمیانه به الجزیره گفته است که انتخاب علنی اسلامآباد از سوی پزشکیان به معنای ارتقای جایگاه پاکستان از یک تسهیلکننده مذاکرات به یک میانجی شناختهشده منطقهای است.
او همچنین معتقد است این سفر برای پزشکیان در داخل ایران نیز اهمیت سیاسی دارد. به گفته این تحلیلگر، «پزشکیان میتواند از این سفر برای نشان دادن این موضوع استفاده کند که دیپلماسی به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه ایران از موضع حاکمیت و با اتکا به شرکای منطقهای وارد تعامل شده و صرفاً در حال واکنش به فشار آمریکا نیست.»
پاکستان چه میخواهد؟
برای پاکستان نیز این سفر یک فرصت دیپلماتیک است. اسلامآباد در سالهای اخیر با بحران اقتصادی، نیاز مداوم به حمایتهای مالی بینالمللی و فشارهای سیاسی داخلی روبهرو بوده است. ایفای نقش میانجی در یکی از مهمترین بحرانهای خاورمیانه میتواند اعتبار بینالمللی این کشور را افزایش دهد.
تحلیلگران میگویند پاکستان امیدوار است این نقش به افزایش سرمایهگذاری، گسترش تجارت و تقویت روابط با کشورهای خلیج فارس و غرب منجر شود. با این حال، تبدیل دستاورد دیپلماتیک به منفعت اقتصادی پایدار آسان نخواهد بود و به اصلاحات داخلی و ثبات اقتصادی پاکستان بستگی دارد.
در سطح منطقهای، پاکستان همچنین میخواهد نشان دهد که میتواند میان ایران، آمریکا و کشورهای عربی نقش متوازنتری ایفا کند. این موضوع برای اسلامآباد مهم است، زیرا روابطش با عربستان و کشورهای خلیج فارس از نظر اقتصادی حیاتی است، اما همزمان با ایران نیز مرز مشترک، نگرانیهای امنیتی و منافع تجاری دارد.
نقش پاکستان در توافق ایران و آمریکا
از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، شهباز شریف و مسعود پزشکیان دستکم هفت بار تلفنی گفتوگو کردهاند؛ تماسهایی که بنا بر گفته مقامها گاهی تا یک ساعت نیز ادامه داشته است.
عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، نیز دستکم دو بار به تهران سفر کرده و محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، هم چندین بار در چارچوب تلاشهای میانجیگرانه این کشور به ایران رفته است.
این تلاشها سرانجام به امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا در ۱۸ ژوئن منجر شد؛ سندی که دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان آن را امضا کردند و شهباز شریف نیز به عنوان میانجی در آن حضور داشت.
آخرین تماس تلفنی میان پزشکیان و شهباز شریف نیز در همان روز امضای توافق انجام شد و بیش از ۳۰ دقیقه طول کشید. در جریان همین تماس بود که نخستوزیر پاکستان از رئيسجمهور ایران برای سفر به اسلامآباد دعوت کرد.
تحریمها، نفت و تنگه هرمز
یکی از مهمترین موضوعات مورد انتظار در گفتوگوهای پزشکیان با مقامهای پاکستانی، نحوه اجرای بخش اقتصادی تفاهم ایران و آمریکا است.
بر اساس گزارشها، ایران برای یک دوره ۶۰ روزه امکان بیشتری برای صادرات نفت پیدا کرده است. این موضوع برای تهران اهمیت زیادی دارد، زیرا جنگ، تحریمها و بسته شدن تنگه هرمز فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده است.
رفع یا کاهش تحریمها، حتی اگر موقت باشد، میتواند برای دولت پزشکیان یک دستاورد مهم باشد.
تنگه هرمز نیز همچنان یکی از حساسترین اهرمهای ایران در مذاکرات است. بازگشایی مسیرهای کشتیرانی برای اقتصاد جهانی اهمیت دارد و آمریکا میخواهد هرچه زودتر ثبات در این مسیر حیاتی بازگردد. اما تهران تلاش میکند این امتیاز را بدون دریافت تضمینهای سیاسی و اقتصادی از دست ندهد.
اهمیت سفر پس از مذاکرات سوئیس
سفر پزشکیان به پاکستان در واقع حلقه سیاسی پس از مذاکرات سوئیس است. مذاکرات بورگناشتوک چارچوب فنی را مشخص کرده، اما اسلامآباد قرار است به این چارچوب پشتوانه سیاسی بدهد.
پزشکیان در پاکستان احتمالا چند هدف را دنبال میکند: قدردانی رسمی از نقش میانجیگرانه اسلامآباد، هماهنگی درباره ادامه مذاکرات، اطمینان از حفظ حمایت پاکستان در ۶۰ روز آینده، و ارسال این پیام به داخل ایران که دولت او در مسیر دیپلماسی تنها نیست.
برای پاکستان نیز این سفر فرصتی است تا نقش خود را تثبیت کند و نشان دهد توافق ایران و آمریکا بدون میانجیگری اسلامآباد به این نقطه نمیرسید.
اما سرنوشت این روند همچنان نامشخص است. اگر مذاکرات فنی در سوئیس به نتیجه برسد، سفر پزشکیان به اسلامآباد ممکن است آغاز مرحله تازهای در روابط ایران، پاکستان و آمریکا تلقی شود. اما اگر اختلافها بر سر تحریمها، بازرسیهای هستهای، لبنان یا تنگه هرمز دوباره اوج بگیرد، این سفر بیشتر به عنوان تلاشی برای حفظ توافقی شکننده در میانه بحران ثبت خواهد شد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در هر دو حالت، انتخاب پاکستان به عنوان نخستین مقصد خارجی پزشکیان پس از جنگ، یک پیام روشن دارد: اسلامآباد دیگر فقط همسایه شرقی ایران نیست؛ در محاسبات تازه تهران، به یکی از مسیرهای اصلی مدیریت بحران با واشنگتن تبدیل شده است.