Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

به چالش کشیدن روایت «شکست آمریکا»؛ چرا ترامپ ایران را ضربه فنی نکرد ولی با امتیاز بالا پیروز می‌شود؟

دونالد ترامپ
دونالد ترامپ Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

نشریه معتبر و بین‌المللی فارین پالیسی (Foreign Policy) تحلیلی به قلم متیو کرونیگ (Matthew Kroenig) منتشر کرد که روایتی متفاوت از پایان جنگ اخیر میان واشنگتن و تهران ارائه می‌دهد.

متیو کرونیگ، از تحلیلگران برجسته حوزه استراتژی ملی، ستون‌نویس ثابت این نشریه و همچنین نایب‌رئیس و مدیر ارشد «مرکز استراتژی و امنیت اسکوکرافت» در اندیشکده شورای آتلانتیک است. او در این مقاله تحلیلی با عنوان «آمریکا جنگ با ایران را برد؛ ضربه فنی نبود، اما واشنگتن با امتیاز پیروز شد»، به نقد دیدگاه‌های رایجی می‌پردازد که توافق اخیر را یک شکست برای ایالات متحده ارزیابی می‌کنند.

آگهی
آگهی

به چالش کشیدن روایت «شکست آمریکا»

کرونیگ تحلیل خود را با حمله به یک باور عمومیِ در حال شکل‌گیری آغاز می‌کند؛ باوری که توافق اخیر (MOU) و نتایج جنگ با ایران را یک شکست فاجعه‌بار برای آمریکا، بدتر از جنگ ویتنام و مشابه رسوایی بریتانیا در بحران کانال سوئز (۱۹۵۶) می‌داند. او این ادعاها را «اغراق‌های نادرست» توصیف کرده و می‌نویسد: «اگرچه ایالات متحده نتوانست ضربه فنی و نهایی (Knockout) را به جمهوری اسلامی وارد کند، اما با استفاده از استعاره‌های بوکس، قطعا با امتیاز بالا پیروز میدان شد.»

نویسنده در ادامه تبیین دستاوردهای این نبرد تشریح می‌کند که ایالات متحده از زمان آغاز عملیات در ۲۸ فوریه، ضربات سنگینی را تحت عنوان «عملیات خشم حماسی» (Operation Epic Fury) بر پیکره حریف وارد آورد. به باور او، این عملیات توانست بخش عمده‌ای از اهداف اعلام‌شده دونالد ترامپ، از جمله تخریب جدی برنامه هسته‌ای، ارتش کلاسیک، پایگاه‌های صنعتی-دفاعی و کادر رهبری ایران را محقق کند. او تاکید می‌کند که ایران اکنون در ضعیف‌ترین موقعیت خود از زمان انقلاب ۱۹۷۹ قرار دارد؛ رهبران پیشین آن از بین رفته‌اند، رهبران جدید برای حفظ جان خود پنهان شده‌اند، اقتصادش با بحران فوق‌تورم و پیش‌بینی سقوط ۶ درصدی تولید ناخالص داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند و بر اساس برآوردهای خود تهران، ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت ناشی از جنگ برجای مانده است.

سرنوشت تغییر رژیم و پیام قدرت به مسکو و پکن

کرونیگ در بخش دیگری از این گزارش به موضوع تغییر رژیم می‌پردازد و می‌نویسد هرچند این جنگ منجر به تغییر حکومت در تهران نشد، اما چنین هدفی هرگز جزو برنامه‌های اصلی و پایدار استراتژی آمریکا نبوده است. در عوض، حملات سنگین آمریکا و اسرائیل منجر به کشته شدن [مقامات ارشد] و ساختار رهبری ایران شد که دستور سرکوب‌های داخلی دسامبر و ژانویه را صادر کرده بودند. به عقیده او، این اتفاق حاوی این پیام است که هر رهبر آینده در ایران، پیش از اتخاذ تصمیمات مشابه، باید به عواقب و سرنوشت سلف خود بیندیشد.

این تحلیلگر ارشد در پاسخ به منتقدانی که معتقدند مصرف سریع تسلیحات باعث تحلیل رفتن قدرت آمریکا شده، استدلال می‌کند: «برعکس، این جنگ نشان داد که ایالات متحده همچنان تمایل و توانایی ورود به عملیات‌های نظامی درمقیاس بزرگ را دارد. اکنون ولادیمیر پوتین در روسیه یا شی جین‌پینگ در چین دیگر نمی‌توانند با خیال راحت فرض کنند که در صورت حمله به ناتو یا تایوان، پنتاگون در حاشیه خواهد ماند.»

او همچنین خاطرنشان می‌کند که این نبرد یک میدان تمرین واقعی برای ارتش آمریکا بود تا تاکتیک‌ها و فناوری‌های جدیدی را آزمایش کند که در مناقشات آینده در اروپا یا آسیا به کار خواهند آمد؛ برتری بزرگی که ارتش چین به دلیل دهه‌ها دوری از جنگ عملیاتی، از آن بی‌بهره است.

حقیقت تنگه هرمز و چالش‌های توافق‌نامه

نویسنده فارین پالیسی در ادامه تحلیل خود به موضوع بسته شدن تنگه هرمز اشاره کرده و می‌نویسد منتقدان بر این باورند که این بحران موقعیت ایران را تقویت کرد چون نشان داد آن‌ها قادر به بستن شاه‌راه انرژی هستند. اما او استدلال می‌کند که این یک واقعیت ساده جغرافیایی و نظامی است و طراحان نظامی سال‌هاست می‌دانند ایران چنین توانی را دارد؛ چرا که بر اساس جغرافیا، هرگز نمی‌توان به طور مطلق مانع پرواز یک پهپاد ایرانی به سمت یک کشتی تجاری شد؛ بنابراین جنگ فقط یک فرض قدیمی را تایید کرد.

او در ادامه می‌افزاید که جنگ موازنه قدرت واقعی را عیان ساخت و ثابت کرد که ساختار رهبری، برنامه هسته‌ای و ارتش کلاسیک ایران تنها به لطف رواداری واشنگتن و تل‌آویو پابرجا بوده‌اند و این دو قدرت هر زمان که بخواهند می‌توانند دوباره این بدنه را خلع سلاح کنند. او درباره روابط با متحدان منطقه‌ای نیز معتقد است که هرچند آمریکا در همسو کردن اروپایی‌ها ضعیف عمل کرد، اما روابطش با کشورهای عرب خلیج فارس بهبود یافته است؛ چرا که کشورهایی مانند قطر که پیش از این میان واشنگتن و تهران پل می‌زدند، با دیدن حملات ایران به اهداف غیرنظامی در همسایگی خود، دریافتند که جمهوری اسلامی یک تهدید غیرقابل اعتماد است.

تفاهم‌نامه‌ای که هرگز به طور کامل اجرا نخواهد شد

کرونیگ بزرگ‌ترین هزینه این جنگ را بسته شدن تنگه هرمز، محاصره متقابل آمریکا و به تبع آن تورم جهانی می‌داند اما یادآور می‌شود که تفاهم‌نامه اخیر (MOU) با بازگشایی تنگه، این خسارت را جبران می‌کند. او در مواجهه با بندهای جنجالی توافق، از جمله کمک ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران، می‌نویسد: «این بندها سهمگین و زننده هستند، اما من نگران نیستم؛ چرا که شرایط کامل این توافق بعید است هرگز اجرایی شود.»

او تفاهم‌نامه فعلی را به دو بخش مجزا تقسیم می‌کند: بخش اول شامل بازگشایی فوری تنگه هرمز در ازای کاهش محدود تحریم‌ها است که «فورا» آغاز می‌شود. بخش دوم شامل مسائل پیچیده هسته‌ای و طرح بزرگ بازسازی است که قرار است طی ۶۰ روز آینده مذاکره شود. مطابق پیش‌بینی او، بعید است رهبران ایران هرگز برنامه هسته‌ای خود را رها کنند و رهبران آمریکا نیز هرگز یک «طرح مارشال» برای بازسازی [چنین دولتی] اجرا نخواهند کرد. او در ادامه تاکید می‌کند که واشنگتن نیازی به توافق هسته‌ای ندارد؛ زیرا ساختار هسته‌ای ایران ویران شده و در صورت بازسازی، پنتاگون می‌تواند به سادگی دوباره آن را نابود کند.

فرجام کار: سه سناریو برای ۶۰ روز آینده

متیو کرونیگ در بخش پایانی گزارش خود، دکترین دونالد ترامپ را تبیین کرده و می‌نویسد دکترین «صلح از طریق قدرت» ترامپ برای حملات کوتاه، تند و قاطع طراحی شده، اما او با جنگ‌های طولانی و فرسایشی تغییر رژیم مخالف است؛ لذا همان غریزه‌ای که عملیات خشم حماسی را رقم زد، منجر به امضای این تفاهم‌نامه شد.

او سه سناریو را برای ۶۰ روز آینده متصور می‌شود: ۱. توافق جامع: دست‌یابی به یک توافق کامل در هفته‌های آینده که بسیار بعید است. ۲. بازگشت به جنگ: شکست مذاکرات و شروع مجدد درگیری‌ها که در این صورت توافق فعلی تنها یک «آتش‌بس موقت» بوده و در صورت از سرگیری جنگ، ایران آسیب‌های به مراتب سهمگین‌تری خواهد دید. ۳. تداوم وضعیت موجود (محتمل‌ترین سناریو): عدم دست‌یابی به توافق نهایی، اما حفظ آتش‌بس و باز ماندن تنگه هرمز به دلیل انگیزه‌های اقتصادی طرفین.

نویسنده در پاسخ نهایی به کسانی که سناریوی سوم را بازگشت به وضعیت پیش از جنگ می‌دانند، به عنوان نکته پایانی می‌نویسد: «این منتقدان یک نکته کلیدی را نادیده می‌گیرند؛ پیش از جنگ، رهبری و ارتش ایران قوی بودند، اما اکنون آن‌ها به شدت ضعیف شده‌اند. ادراک رهبران در اینجا اهمیت دارد؛ ترامپ بارها اعلام کرده که آمریکا به یک "پیروزی مطلق و کامل" دست یافته است، در حالی که در جبهه مقابل، علی خامنه‌ای دیگر برای اظهار نظر در دسترس نیست.»

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران؛ ترامپ:صرف خرید از کشاورزان آمریکایی می‌شود، همتی: الزامی نداریم

پیش‌بینی لیندسی گراهام: مذاکرات صلح با ایران شکست می‌خورد و ترامپ تنگه هرمز را خواهد گرفت

تنش در تنگه هرمز در آستانه مذاکرات؛ ترامپ: عوارضی دریافت نخواهد شد، مگر به نفع آمریکا