ابراهیم المرعشی، استاد تاریخ خاورمیانه و تانیا گودسوزیان، خبرنگار حوزه خاورمیانه، در مقالهای که در نسخه انگلیسیزبان روزنامه «العربی الجدید» منتشر شده است، به بررسی نحوه بهرهگیری کشورهای منطقه از راهبردهای سنتی و مدرن در عرصه سیاست خارجی میپردازند.
نویسندگان این مقاله تاکید دارند که در خاورمیانه امروز، «یک جنگ سرد طولانی جریان دارد که سرنوشت رقابتهای مهم در آن، با رویارویی مستقیم رقم نمیخورد؛ بلکه رشد اقتصادی مداوم و تغییرات فرهنگی تدریجی، مسیر برتری را مشخص میکند.»
به اعتقاد نویسندگان، درس کلیدی سون تزو، استراتژیست چینی قرن ششم پیش از میلاد، هنوز کاربرد دارد: «هنر عالی جنگ، تسلط بر دشمن بدون جنگیدن است.» بر اساس این دیدگاه، کشورهایی که توانستهاند از این اصل پیروی کنند، نسبت به رقبای خود پیشتاز شدهاند.
ایران؛ از اوج نفوذ تا فرسایش
این تحلیلگران مینویسند ایران در آغاز هزاره جدید میلادی، با تهدیدهایی صدام حسین عراق و طالبان افغانستان در غرب و شرق خود مواجه بود.
اما با حمله آمریکا به این کشورها در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳، تهران توانست «عمق استراتژیک خود را گسترش دهد و مسیرهای جدید نفوذ باز کند.» همچنین «با اوجگیری و سپس عقبنشینی قدرت آمریکا، تهران با چابکی توانست خلا ایجاد شده توسط بهار عربی و بیتمایلی واشنگتن برای دخالت مستقیم را پر کند و نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد.»
ایران پس از توافق هستهای ۲۰۱۵ و همکاری غیررسمی با غرب علیه داعش، موقعیت خود را تقویت کرد و به اعتقاد نویسندگان، «تا زمان خروج نیروهای آمریکا از عراق و افغانستان، تهران در حال صعود به نظر میرسید؛ در بغداد مستقر، در دمشق تعیینکننده، برای حزبالله در لبنان ضروری و نفوذش در یمن رو به افزایش بود.»
حتی پس از خروج دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، آنچه «محور مقاومت» نامیده میشد، به نظر میرسید ائتلافی پیروز است که نفوذ خود را در سراسر جهان عرب با هزینهای اندک گسترش میدهد.
بحران برای حاکمیت ایران از کجا شروع شد؟
با این حال، توهم برتری ایران به زودی تحت فشار گستردگی بیش از حد و بیثباتی فزاینده شروع به ترک خوردن کرد. بحران پس از اکتبر ۲۰۲۳ شتاب گرفت. تهران میتوانست حزبالله و حوثیها را از حمله به اسرائیل بازدارد، اما ناکامی در انجام این کار، پاسخ تنبیهی اسرائیل را به دنبال داشت و رژیم را تضعیف کرد.
فشارهای غربی و حوادث داخلی ایران (همچون سقوط مشکوک هلیکوپتر رئیس جمهوری و وزیر امور خارجه ایران) و همچنین رخدادهایی چون سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و قطع شدن خطوط تأمین حزبالله، به عنوان عوامل اصلی این فرسایش بود. به گفته مقاله، «این شوکها شبکه نیابتی ایران در منطقه را سریعاً فرو ریخت و به مواجهه مستقیم کشاند.»
تا اینکه در جریان جنگ غزه، حملات اسرائیل علیه مواضع ایران افزایش یافت و با جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته، آمریکا به حملات هوایی علیه تاسیسات هستهای ایران پیوست و سیستمهای دفاع هوایی این کشور را هدف گرفت.
به باور نویسندگان، بیش از ۴۰ سال استفاده تهران از نیروهای نیابتی و ساخت بزرگترین زرادخانه موشکی منطقه، همراه با برنامه اورانیوم غنیشده، باعث فرسایش ثروت کشور و تبدیل آن به یک بازیگر «مطرود بینالمللی» شده است.
آنها نتیجه میگیرند: «ایران در دام گسترش مزمن نفوذ خود افتاده و منابع خود را برای نفوذ در جبهههای متعدد و اغلب فروپاشیده میسوزاند، و این در تضاد با هشدار بنیادین سون تزو است که میگوید: هیچ ملتی از جنگ طولانی سود نبرده است.»
عربستان سعودی: صبر، انعطاف و پیروزی غیرمستقیم
در مقابل، نویسندگان معتقدند کشورهای دیگری همچون عربستان سعودی، درس دشوار سون تزو مبنی بر «پرهیز و خویشتنداری» را آموختهاند. با فاصله گرفتن از درگیریهای مستقیم و اجازه دادن به ناپایداریهای منطقهای در تحلیل بردن دشمنان و حتی متحدان، ریاض و برخی دیگر از پایتختهای عربی توانستهاند در دل آشوبهای خاورمیانه به رونق و ثبات نسبی دست یابند.
نویسندگان بر نقش محمد بن سلمان در این روند تاکید دارند و مینویسند که او از زمان ظهور خود در سال ۲۰۱۵ میلادی با و با شروع کمپین نظامی علیه حوثیها در یمن، اغلب به عنوان فردی «بیپروا و تکانشی» معرفی شده بود.
بعد از آن هم پروژه ۵۰۰ میلیارد دلاری نیوم که در ۲۰۱۷ معرفی شد، از سوی منتقدان «به عنوان فانتزی اقتصادی و تکنولوژیک غیرواقعی» توصیف شد.
تصویر جهانی او پس از قتل جمال خاشقجی در کنسولگری عربستان در استانبول در ۲۰۱۸ هم به شدت آسیب دید. با این حال، نویسندگان تاکید میکنند که «طبق هشدار سون تزو، ظاهر میتواند فریبنده باشد».
با وجود ناآرامیهای منطقهای، نویسندگان میگویند عربستان «تحولات اجتماعی و فرهنگی گسترده، رشد اقتصادی و اجرای برنامه چشمانداز توسعه ۲۰۳۰» را دنبال کرده است و اکنون بخش غیرنفتی اقتصاد این کشور ۵۶ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد.
«ابتکار سرمایهگذاری آینده» در سال ۲۰۱۷، معروف به «داووس در صحرا» نیز نشاندهنده این بود که عربستان «در میان بیثباتی منطقهای مستقل عمل میکند و انتظار دارد پس از فروکش کردن تنشها همچنان سرپا بماند.»
در واقع «فقط حاکمیتی که از امنیت و بقای خود مطمئن است، حاضر است سرمایهگذاری سنگینی در چشماندازی کند که هنوز در حال تحقق است. این اقدام پیام روشنی به متحدان و رقبا میفرستد که این کشور به دوراندیشی و برنامهریزی برای نسلهای آینده متعهد است.»
نویسندگان خاطرنشان میکنند که سیاست خارجی عربستان بر اساس اصل «آب» سون تزو است؛ یعنی «مانند آب که در برابر فشار تسلیم میشود، از موانع عبور میکند و اجازه میدهد رقبایش خود را خسته کنند.»
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
تا جائیکه «در سال ۲۰۲۶، این انضباط، عربستان را به موقعیت استراتژیک برجستهای رسانده است؛ این کشور اکنون به عنوان نیروی تثبیتکننده در منطقه، سرمایهگذار اصلی در بازسازی و نقطه ارتباط دیپلماتیک میان واشنگتن، پکن و خاورمیانه شناخته میشود.»
نویسندگان بر این باورند که تجربه ایران و عربستان، درس مهمی برای منطقه دارد. آنها مینویسند: «همانطور که افلاطون هشدار داده است، تحمیل ایدهآلها از طریق اجبار میتواند حتی سختگیرانهترین سیستمها را نیز ناپایدار کند. تلاش ایران برای اعمال کنترل خارجی، نتیجه معکوس داشته، منابع را تحلیل برده و فشار اقتصادی ناشی از تحریمها را تشدید کرده است.»
در مقابل، کشورهایی چون عربستان، قطر و امارات «درس سون تزو را درک کردهاند: صبر، انعطاف و پیروزی غیرمستقیم.»
آقای مرعشی و خانم گودسوزیان نتیجه میگیرند: «چه محمد بن سلمان و همتایان او دانشآموخته سون تزو باشند یا صرفاً از آن بهرهمند شده باشند، نتیجه روشن است: در حالی که ایران برای حفظ جایگاه خود میجنگد، رقبای منطقه در حال سرمایهگذاری روی ثبات و نظم پسابحران هستند.»