Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از آسیا تا اروپا؛ تهدیدات «تروریستی» سپاه پاسداران در خارج از ایران

 Iranian Basij paramilitary force
Iranian Basij paramilitary force Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

شاخته‌های مختلف سپاه پاسداران، هم در داخل ایران برای سرکوب اعتراضات و هم در خارج از کشور برای پیشبرد اهداف سیاسی–امنیتی جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارند.

جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس در سال ۱۹۷۹ به‌جای اتکا به نهادهای کلاسیک نظامی مانند ارتش، بر یک شبکه چندلایه امنیتی–نظامی–ایدئولوژیک برای حفظ قدرت تکیه کرد که در راس آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد و شامل شاخه‌های متعددی از جمله بسیج (سازمان شبه‌نظامی ملی)، نیروی قدس (شاخه برون‌مرزی سپاه)، سازمان اطلاعات سپاه و مجموعه‌ای از نیروهای نیابتی فراملی می‌شود.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) قدرتمندترین نهاد ایران برای نفوذ آن در منطقه و فراتر از آن، با هدف اجرای اهداف نظامی-امنیتی حکومت است.

سپاه پاسداران مستقیما زیر نظر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند و تنها به او گزارش می‌دهد و خارج از کنترل دولت ایران و رئیس جمهور است.

ماموریت اصلی این نهاد طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «حفظ انقلاب و دستاوردهای آن» تعریف شده است، نه دفاع از تمامیت ارضی ایران و جمعیت ۹۰ میلیون نفری این کشور.

سپاه همچنین بخش‌های کلیدی اقتصاد ایران را کنترل می‌کند و این توانایی اقتصادی، آن را به سازمانی منحصر به فرد تبدیل کرده که می‌تواند قدرت نظامی، سیاسی و تروریستی را در هم بیامیزد.

شمار پرسنل تحت امر سپاه

برآوردهای مستقل غربی نشان می‌دهد که سپاه پاسداران دست‌کم ۳۰۰ هزار نیروی فعال شامل نیروهای زمینی، دریایی، هوافضا (موشکی)، اطلاعاتی و یگان‌های ویژه دارد و دست‌کم ۱۰ میلیون نیروی بسیجی نیز در داخل کشور فعال هستند.

«بسیج» که یک نیروی شبه‌نظامی وابسته به سپاه است، در محلات، دانشگاه‌ها، ادارات، مدارس، کارخانه‌ها و دیگر مراکز شهری و روستایی ایران شعبه دارد و با شبکه گسترده‌ای که در سراسر ایران ایجاد کرده، نقش مهمی در کنترل تحولات اجتماعی و ارعاب روزمره ایرانیان و سرکوب اعتراضات مردمی دارد.

سازمان «اطلاعات» سپاه نیز به‌مرور جای وزارت اطلاعات را در ساختار حکومت ایران گرفته و اکنون فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، زنان معترض و اقلیت‌های قومی و مذهبی را هدف قرار می‌دهد.

نیروی قدس سپاه پاسداران

نیروی قدس سپاه پاسداران، بازوی برون‌مرزی، جاسوسی و عملیات مخفی این نهاد است که تخمین زده می‌شود حدود ۱۵ هزار نفر نیرو داشته باشد.

مهمترین ماموریت‌ این نیروها، اجرای عملیات ترور مخالفان، خرابکاری، آموزش شبه‌نظامیان، قاچاق سلاح و آدم‌ربایی در خارج از کشور است.

اعضای نیروی قدس در طول جنگ داخلی سوریه نیز در حمایت از بشار اسد، رئیس جمهور سوریه جنگیدند.

سپاه از طریق «نیروی قدس»، شبکه گسترده‌ای از شبه‌نظامیان نیابتی را ایجاد کرده است و آنها را آموزش می‌دهد و مسلح می‌کند تا حملاتی علیه دولت‌ها و گروههای هدف خود عمدتا در کشورهای غربی اجرا کنند.

مهم‌ترین نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در دیگر سرزمین‌ها عبارتند از شبه‌نظامیان حزب‌الله در لبنان، سه گروه حشد الشعبی، کتائب حزب‌الله و عصائب اهل الحق در عراق، دست‌کم دو گروه فاطمیون (افغان‌ها) و زینبیون (پاکستانی‌ها) در سوریه، شبه‌نظامیان حوثی‌ در یمن و دست‌کم دو گره حماس و جهاد اسلامی فلسطین در غزه.

سپاه پاسداران اقدام به جذب شیعیان و آموزش نظامی آنها در افغانستان، پاکستان، کشمیر نیز کرده و شبکه گسترده‌ای از نیروهای طرفدار خود را در آنجا بوجود آورده است.

سپاه پاسداران در آفریقا و آمریکای لاتین (بطور ویژه سه کشور ونزوئلا، بولیوی، آرژانتین) همچنین در بوسنی و هرزگوین فعالیت‌های اطلاعاتی و لجستیکی گسترده‌ای انجام می‌دهد.

به این ترتیب سپاه پاسداران، به عنوان بخشی از دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، به یک ماشین امنیتی فراملی تبدیل شده است که از خیابان‌های تهران تا بیروت، صنعا، بغداد و حتی آمریکای لاتین امتداد دارد.

سقوط صدام حسین و تقویت نیروهای نیابتی سپاه پاسداران

ایران پس از پایان جنگ ۸ ساله با عراق، دکترین استراتژیک خود را اصلاح کرد و ظرفیت امنیتی و نظامی خارج از مرزهایش را بطور قابل توجهی افزایش داد.

این دکترین پس از سقوط صدام حسین، رئیس جمهور پیشین عراق در پی حملات ایالات متحده به بغداد در سال ۲۰۰۳ میلادی اجرایی شد؛ یعنی سقوط رژیمی که ایران نتوانست در طول جنگ هشت ساله آن را شکست دهد.

پس از آن بود که ایران تنها ظرف چند ماه، اجرای مراحل اولیه یک استراتژی تهاجمی را با هدف خنثی کردن طرح‌های ایالات متحده در عراق به اجرا گذاشت و همزمان تلاش کرد پویایی سیاسی در عراق را نیز به نفع ایران تغییر دهد.

این تلاش‌ها در چهارچوب یک دکترین نظامی انجام شد که «ضعف نظامی متعارف ایران» را تصدیق و از رویارویی مستقیم با دشمنان قدرتمند اجتناب می‌کرد.

این دکترین، از عملیاتی که ممکن بود تلفات سنگین به همراه داشته باشد، اجتناب می‌کرد و در عوض بر استفاده از نیروهای غیرمتعارف و نیروهای نیابتی متمرکز بود.

با همین هدف، ایران یک گروه نسبتا باتجربه از نیروهای عراقی مستقر در ایران را، به عراق فرستاد و اولین گروه شبه‌نظامی خارجی خود را از زمان ایجاد حزب‌الله لبنان پایه‌گذاری کرد.

فروپاشی سریع ثبات سیاسی در عراق، همراه با فقدان یک استراتژی روشن غربی برای جلوگیری یا تعیین هزینه برای مداخله ایران در عراق، به تهران اجازه داد تا برای اولین‌بار از زمان تحولات لبنان در دهه ۱۹۸۰میلادی، در روند تکامل سیاسی یک کشور عربی فروپاشیده، دخالت کند و همین سیاست را به دیگر کشورها گسترش دهد.

اگرچه جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ میلادی دکترین نظامی ایران را که برای درگیری‌های کم‌شدت مناسب‌تر بود به چالش کشید، اما ایجاد یک کانال لجستیکی هوایی، در دسترس بودن نیروهای نیابتی در نزدیکی، و عدم وجود هرگونه تلاش غربی برای جلوگیری از دخالت‌های ایران بویژه به دلیل مذاکرات در جریان بر سر فعالیتهای هسته‌ای، به تهران زمان داد تا بدون به چالش کشیدن اصول اساسی اعتقادی‌اش به اهداف خود دست یابد.

نتیجه اینکه، تهران اکنون در بیش از دوازده گروه شبه‌نظامی بزرگ منطقه خاورمیانه که برخی از آنها احزاب سیاسی خود را دارند، متحدانی دارد که دولت‌های محلی و همسایگان را به چالش می‌کشند.

در یک دهه گذشته، سپاه پاسداران ایران و نیروی قدس آن، سلاح، آموزش و حمایت مالی را برای این شبه‌نظامیان و جنبش‌های سیاسی در حداقل شش کشور بحرین، عراق، لبنان، سرزمین‌های فلسطینی، سوریه و یمن فراهم کردند.

برنامه‌های تهاجمی موشکی و هسته‌ای سپاه نیز بی‌ثباتی جهانی را افزایش داده و استفاده آن از شرکت‌های صوری و نهادهای تحریم‌شده، باعث شده که قوانین بین‌المللی بارها با هدف تامین مالی عملیات تروریستی دور زده شوند.

تهدیدات سپاه پاسداران برای اروپا

گستره نفوذ سپاه پاسداران اکنون بسیار فراتر از خاورمیانه است و تهدیدی آشکار برای منافع ایالات متحده و امنیت اروپا است.

سپاه تا کنون بارها حملاتی را علیه پرسنل، دیپلمات‌ها و غیرنظامیان آمریکایی انجام داده که از ترور و بمب‌گذاری تا حمله مستقیم (از مسیر شبه‌نظامیان نیابتی مستقر در عراق و سوریه) را شامل می‌شود.

در اروپا، سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی آن به طور فعال از شبکه‌هایی حمایت می‌کنند که به قاچاق و انجام عملیات تروریستی، از جمله ارسال سلاح‌های پیشرفته و مواد منفجره مشغولند.

قابلیت‌های سایبری آن نیز زیرساخت‌های حیاتی در ایالات متحده و کشورهای اروپایی را هدف قرار داده است و نشان می‌دهد که اکنون تهدیدات آن هم فیزیکی و هم دیجیتالی است.

موسسه واشنگتن نقشه‌ای از مجموعه عملیات خارجی ایران در سراسر جهان (شامل ترور، آدم‌ربایی، ارعاب و نقشه‌های نظارتی) را تهیه کرده است که افزایش قابل توجه این دست عملیات بویژه در اروپا را نشان می‌دهد.

تحلیل‌های این موسسه همچنین حاکی از آن است که از۴۸۷ توطئه‌ای که جمهوری اسلامی ایران از زمان انقلاب ۵۷ تا کنون در سراسر جهان انجام داده است، ۲۲۵ توطئه در اروپا انجام شدند.

بیش از نیمی از این توطئه‌ها نیز بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ میلادی روی داده است و هدف آنها عمدتا هدف قرار دادن مخالفان ایرانی از جمله خبرنگاران فارسی‌زبان رسانه‌های منتقد همچنین شهروندان و دیپلمات‌های اسرائیلی و یهودیان بوده است.

عملیات تروریستی به کمک مجرمان اروپایی

ایران «شهروندان اسرائیلی» را به عنوان بخشی از جنگ سایه خود با اسرائیل و تعهد به نابودی اسرائیل هدف قرار می‌دهد و بر همین اساس، از بازرگانان یهودی گرفته تا دانشجویان یهودی، همچنین مخالفان رژیم ایران و روزنامه‌نگاران خارج از کشور و اعضای گروههای اپوزیسیون رژیم، همگی اهداف حکومت ایران محسوب می‌شوند.

به گفته سرویس اطلاعات داخلی فرانسه (DGSI) اکنون «نیروهای ایرانی شیوه کار خود را تغییر داده‌اند و به طور سیستماتیک‌تری از افراد محافل جنایی استفاده می‌کنند» تا حملات خود را در خارج از کشور انجام دهند.

در واقع، در پی یک توطئه بمب‌گذاری خنثی‌شده توسط ایرانی‌ها در سال ۲۰۱۸ میلادی در حومه پاریس که منجر به دستگیری و محکومیت یک دیپلمات ایرانی به دلیل نقشش در این توطئه شد، اکنون رهبران عملیاتی ایران به ویژه سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، به طور فزاینده‌ای به سراغ شبکه‌های جنایی می‌روند تا از آنها به عنوان نیروهای نیابتی برای انجام حملات در خارج از کشور استفاده کنند و به این ترتیب تهران از اتهاماتی که ممکن است در جریان پیگیری‌های قضایی مرتبط با این عملیات انجام شود، تا جای امکان دور می‌ماند.

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده نیز در یکی از گزارش‌هایش درباره فعالیتهای تروریستی تهران می‌نویسد که نیروهای امنیتی ایران بطور مثال از یک قاچاقچیان مواد مخدر و امپراتوری جنایتکارانه آنها در ایران محافظت می‌کنند تا آنها بتوانند کسب و کارشان را در بازار مواد مخدر ایران رونق دهند و در مقابل، نیروهای همین باندهای جنایتکار در خارج از کشور، برنامه‌های سرکوب و ترور را از طرف رژیم به اجرا می‌گذارند.

ایران همچنین بارها از گروه‌های تبهکار مانند «Foxtrot» و «Hells Angels» برای انجام حملات به اهداف اسرائیلی و یهودی در سراسر اروپا استفاده کرده است.

بطور مثال، در ژانویه ۲۰۲۴ در سوئد، یک نارنجک منفجر نشده در داخل محوطه سفارت اسرائیل در استکهلم پیدا شد. چند ماه بعد، سازمان‌های اطلاعاتی سوئد و اسرائیل فاش کردند که این حمله توسط گروه «Foxtrot» به دستور ایران انجام شده است. سازمان اطلاعاتی سوئد تایید کرد که ایران چندین سال است که فعالیت‌های تهدیدآمیز امنیتی را در داخل و علیه سوئد انجام می‌دهد و از باندهای تبهکار برای هدف قرار دادن یهودیان، نمایندگان دولت اسرائیل و مخالفان ایرانی استفاده می‌کند.

پلیس سوئد در پرونده دیگری نیز درباره تیراندازی در خارج از سفارت اسرائیل در استکهلم، به این نتیجه رسید که مظنون چهارده ساله پرونده، وابسته به سازمان تبهکار «Rumba» است.

در ماه مه ۲۰۲۴ میلادی یک عضو دیگر وابسته به «Foxtrot» به دستور ایران دو نارنجک به سمت سفارت اسرائیل در بروکسل، بلژیک پرتاب کرد.

در آلمان نیز سپاه پاسداران، رامین یکتاپرست، رئیس فراری باند «Hells Angels» و دارای تابعیت دوگانه آلمانی-ایرانی را برای سازماندهی حملات تروریستی علیه کنیسه‌ها در این کشور، یکی در بوخوم و دیگری در اسن در سال ۲۰۲۱ میلادی استخدام کرده بود.

در سپتامبر ۲۰۲۴ میلادی، بازرسان در آلمان و فرانسه فاش کردند که ماموران ایرانی، شماری از مجرمان اروپایی را برای نظارت بر زندگی و کسب و کار یهودیان در پاریس، مونیخ و برلین استخدام کرده‌اند.

یک مجرم فرانسوی نیز پس از دستگیری، اعتراف کرد که در ماه آوریل هزار یورو برای گرفتن عکس از خانه یک هدف در مونیخ دریافت کرده است.

در اکتبر ۲۰۲۵ میلادی، ژنرال کن مک‌کالوم، مدیر کل MI5 اعلام کرد که از ژانویه ۲۰۲۲ میلادی مقامات این کشور با بیست توطئه تحت حمایت ایران که شهروندان و ساکنان بریتانیا را هدف قرار داده بود، مقابله کرده‌اند. او افزود که در این توطئه‌ها «عوامل دولتی ایران به طور گسترده از مجرمان به عنوان واسطه استفاده کردند؛ از قاچاقچیان مواد مخدر بین‌المللی گرفته تا کلاهبرداران سطح پایین».

هشدار به شهروندان دیگر کشورها درباره تهدیدات امنیتی ایران

تاکنون دست‌کم ۱۲ کشور در پنج قاره به شهروندانشان درباره تهدیدات ایران و رصد فعالیتهایشان توسط مجرمان اجیر شده از سوی ایران، هشدار داده‌اند.

در بریتانیا این تهدیدات، یا متوجه کارکنان رسانه‌های منتقد رژیم است که تا کنون منجر به وقوع حملات فیزیکی مستقیم به آنها نیز شده، یا متوجه جامعه یهودیان بریتانیا؛ و بر همین اساس از سال ۲۰۲۲ میلادی هشدارهای جدی از سوی دولت بریتانیا برای برخی کارکنان این رسانه‌ها صادر شده است.

در سال ۲۰۲۳ میلادی تام توگندات، وزیر امنیت بریتانیا اعلام کرد که بر اساس تحقیقات آنها، ایران در حال استخدام اعضای باندهای جنایتکار در بریتانیا برای جاسوسی از یهودیان است تا درنهایت یک کمپین ترور را علیه اعضای برجسته جامعه یهودی برگزار کند.

آلبانی نیز در سال ۲۰۲۰ میلادی دیپلمات‌ها و سفیر ایران را به دلیل «آسیب رساندن به امنیت ملی» و «نقض جایگاه دیپلماتیک» اخراج کرد.

فرای قاره سبز، در سال ۲۰۲۲ میلادی پلیس سلطنتی تایلند نیز دستور آماده‌باش در مقابل جاسوسان ایرانی صادر کرد که گمان می‌رفت در آنجا در حال جمع‌آوری اطلاعات درباره فعالیت مخالفان رژیم ایران بودند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

قطعنامه پارلمان اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران؛ گام بعدی چیست؟

تروریستی خواندن سپاه و افشای نام فرزندان آنها؛ در نشست پارلمان اروپا درباره سرکوب معترضان چه گذشت؟

سرکوب یا بقای نظام؛ چرا خامنه‌ای صدای مردم ایران را نمی‌شنود؟