ویکتور اوربان که زمانی یک فعال دانشجویی لیبرال بود با تغییر چهره به یک سیاستمدار غیرلیبرال، ساختار قدرت در مجارستان، سیاست خارجی این کشور و روابط آن با اتحادیه اروپا و روسیه را از نو طراحی کرد.
ویکتور اوربان فعالیت سیاسی خود را به عنوان یک فعال جنبش دانشجوییِ مخالف دیکتاتوری نرم کمونیستی در مجارستان آغاز کرد.
آقای اوربان نخستین بار در ژوئن ۱۹۸۹ و در سن ۲۶ سالگی به عنوان یک چهره سیاسی تازه طلوع کرد؛ زمانی که در مراسم خاکسپاری مجدد قربانیان قیام ضد شوروی ۱۹۵۶، سخنرانی کرد. او با صراحت علیه نظام کمونیستی سخن گفت و با یادآوری ناکامیهای اقتصادی مجارستان در دوره کمونیسم، خواستار شروع مسیر توسعه غربی شد.درخواست او برای خروج نیروهای شوروی، آن هم در زمانی که بسیاری از چهرههای اپوزیسیون از طرح آن امتناع میکردند، او را به صدای نسل جدید تبدیل کرد.
حزب «فیدس» که او یکی از رهبرانش بود، ابتدا به عنوان یک جنبش لیبرال جوانان آغاز به کار کرد. اما در دهه بعد، همزمان با گذار مجارستان از اقتصاد دولتی به بازار آزاد، اوربان این حزب را به یک نیروی ناسیونالیست راست میانه تبدیل کرد.
از لیبرال رادیکال تا محافظهکار ملیگرا
حزب «فیدس» که در نخستین انتخابات پارلمانیِ پس از دوران کمونیسم به مجلس مجارستان راه یافت، در ابتدا نماینده جریانی بهشدت رادیکال و لیبرال بود. طبق روایتی مشهور، در آن سالها هرگاه نمایندگان دموکراتمسیحی برای سخنرانی پشت تریبون میرفتند، آقای اوربان با کنایه و فریادِ «زانو بزنید و دعا کنید!» آنها را به باد تمسخر میگرفت.
با این حال، در دهه ۱۹۹۰ میلادی، آقای اوربان این جنبش دانشجویی را به یک حزب منسجم تبدیل کرد؛ او با کنار زدن رقبای داخلی، سکان هدایت فیدس را از مسیر لیبرالیسم به سمت محافظهکاری تغییر داد. نخستین دولت مجارستان پس از سقوط کمونیسم، به رهبری «مجمع دموکراتیک مجارستان» (MDF)، به دلیل چالشهای کمرشکن اقتصادی در دوران گذار، بهسرعت محبوبیت خود را از دست داد. فیدس در سال ۱۹۹۳ به رهبری ویکتور اوربان بخت اول پیروزی در انتخابات آتی به نظر میرسید، اما بروز یک رسوایی مالی اعتماد عمومی را به این حزب متزلزل کرد. در نتیجه، در سال ۱۹۹۴ ائتلافی متشکل از حزب سوسیالیست (جانشین کمونیستها) و حزب لیبرال به رهبری «گیولا هورن» قدرت را در دست گرفت.
این ائتلاف توانست با اجرای اصلاحات بودجهای سختگیرانه که به نام وزیر دارایی وقت به «بسته بوکروس» معروف شد، اقتصاد را به ثبات برساند. همزمان، آقای اوربان که حزب خود را کاملا به جناح راست طیف سیاسی لیبرال منتقل کرده بود، از این فرصت بهره جست و در سال ۱۹۹۸ در سن ۳۵ سالگی، بهعنوان جوانترین نخستوزیر اروپا به قدرت رسید.
نبرد با ائتلاف سوسیالیست-لیبرال: از دولت تا قدرت
نخستین دوره چهارساله حکمرانی «فیدس»، مجارستان را در مسیر اهداف تعیینشده پس از فروپاشی کمونیسم به پیش برد؛ رشد اقتصادی ادامه یافت، کشور به ناتو پیوست و گامهای بلندی برای الحاق به اتحادیه اروپا برداشته شد. با این حال، نفوذ ائتلاف سوسیالیست-لیبرال در اقتصاد، رسانهها و فرهنگ همچنان قدرتمند باقی ماند و همین امر باعث شد فیدس انتخابات سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ را به رقیب واگذار کند.
اوربان سالها بعد در تحلیل آن دوران گفت: «درسی که آموختیم این بود که تا زمانی که هژمونی لیبرال بر افکار عمومی مسلط باشد، مجارستان هرگز مستقل نخواهد بود. اگر تمام نهادها، روزنامهها، تلویزیونها و اندیشکدهها تنها یک دیدگاه یعنی دیدگاه نخبگان لیبرال غربی را ترویج کنند، استقلال کشور ممکن نیست. در صورت وجود چنین هژمونیای، محافظهکاران، ملیگرایان و مسیحیان تنها با شانس و اقبال میتوانند در انتخابات پیروز شوند.»
به نظر او برای حفظ استقلال واقعی مجارستان، شکستن این سلطه فکری و ساختاریِ لیبرالیسم یک ضرورت حیاتی بود.
در حالی که فیدس معتقد بود قدرت دموکراتیک و مشروعش توسط نفوذ فرهنگی و تجاریِ رقیب محدود شده است، احزاب رقیب و هوادارانشان، آقای اوربان را متهم میکردند که به دنبال درهمشکستن چارچوبهای دموکراتیک و دستیابی به قدرت مطلقه است. همین فضای دوقطبی، به تقابلهای شدید سیاسی در دهه ۲۰۰۰ دامن زد.
سرانجام، در دوره دومِ دولت سوسیالیست، توالیِ رسواییهای سیاسی و وقوع بحران اقتصادی، رقبای فیدس را از پا درآورد. این شرایط راه را برای بازگشت اوربان در سال ۲۰۱۰ هموار کرد؛ او با پیروزی قاطع و کسب اکثریت مطلقِ لازم برای تغییر قانون اساسی، بار دیگر به قدرت رسید.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
از محافظهکاری تا دموکراسی غیرلیبرال
ویکتور اوربان و حزبش از سال ۲۰۱۰ بازسازی ساختار دولت را بهطور کامل در راستای اهداف خود آغاز کردند. با تصویب قانون اساسی جدید، چهرههای وفادار به «فیدس» برای دورههای طولانیمدت در راس نهادهای مستقل گمارده شدند. نظام انتخاباتی نیز بازطراحی شد؛ بهگونهای که از یک سو به نفع بزرگترین حزب کشور و از سوی دیگر به نفع حزبی تمام میشد که در مناطق کوچک و روستایی محبوبیت بیشتری داشت و در آن دوره فیدس در هر دو حوزه دست برتر را داشت.
در طول چندین دوره، اپوزیسیون همچنان ضعیف و پراکنده باقی ماند و فیدس در هر انتخابات با تکیه بر موضوعات جنجالی و عامهپسند، پیروزی خود را تضمین کرد: در سال ۲۰۱۴ با طرح «تثبیت قیمت انرژی خانگی»، در سال ۲۰۱۸ با شعار «ایستادگی در برابر مهاجرت» و در سال ۲۰۲۲ با مانور بر روی توانایی دولت در تامین امنیت، آن هم در فضای ملتهب ناشی از جنگ اوکراین.
در مسیر پیریزی این نظام جدید، آقای اوربان بهطور فزایندهای با نهادهای اروپایی دچار اصطکاک شد؛ چرا که اتحادیه اروپا گامهای او در تمرکز قدرت را نقض اصول بنیادین خود میدانست. «ژان کلود یونکر»، رئیس وقت کمیسیون اروپا، در سال ۲۰۱۵ و در دیداری رسمی به شوخی ویکتور اوربان را «دیکتاتور» خطاب کرد و حتی سیلی سبکی به صورت او زد. اما واکنشهای رسمی اتحادیه اروپا بهتدریج جدیتر شد و مجارستان را با چالشهای حقوقی و مالی بیسابقهای روبرو کرد.
آقای اوربان در پاسخ، سیاست «نگاه به شرق» را اعلام کرد. او با استدلالِ اینکه غرب و دموکراسی لیبرال در حال افول هستند، بر لزوم برقراری پیوندهای مستحکم با قدرتهای نوظهور شرقی تاکید کرد. او سرانجام در تابستان ۲۰۱۴، در سخنرانی مشهور خود در «دانشگاه آزاد بانیوس»، صراحتا مدل حکمرانیاش را تبیین کرد: «دولت جدیدی که ما در مجارستان بنا میکنیم، یک دولت غیرلیبرال است. ما ارزشهای بنیادین لیبرالیسم مانند آزادی را انکار نمیکنیم، اما اجازه نمیدهیم این ایدئولوژی به رکن اصلی سازماندهی دولت تبدیل شود؛ بلکه رویکردی ملی و ویژه را جایگزین آن میکنیم.»
اوربان هرگز معنای دقیق این اصطلاح را روشن نکرد. با این حال، «برنارد-هنری لوی»، فیلسوف فرانسوی، از معدود روشنفکران منتقدی که فرصت گفتگوی مستقیم با او را داشت، بعدها استدلال کرد که اوربان مبلغِ مفهومی تقلیلیافته از دموکراسی است؛ دموکراسیای که در آن حقوق بشر جایگاهی ندارد و تنها به صندوق رای خلاصه میشود. در این نگاه، انتخابات صرفا ابزاری است برای بیان اراده مردم، و پس از آن، هیچ سد و محدودیتی (نظیر نهادهای نظارتی یا حقوق اقلیتها) نباید مانع اعمال قدرت ناشی از این اراده شود.
چرخش به شرق و انزوای دیپلماتیک در غرب
ویکتور اوربان پس از سال ۲۰۱۴ و در شرایطی که در سیاست داخلی با چالش جدی روبرو نبود، تمرکز خود را معطوف به سیاست خارجی کرد. او در راستای استراتژی «نگاه به شرق»، روابط بسیار نزدیکی با ولادیمیر پوتین، رجب طیب اردوغان و شی جینپینگ برقرار کرد. آقای اوربان همچنین نخستین رهبر یک کشور اروپایی بود که در سال ۲۰۱۶ رسما از نامزدی دونالد ترامپ حمایت کرد.
همزمان، تنشهای او با اتحادیه اروپا به اوج رسید. در سال ۲۰۱۵، او قاطعانه در برابر پذیرش پناهجویان و مهاجران اقتصادی ایستاد. بعدها، اصطکاک میان بوداپست و بروکسل بر سر مسائلی چون «حاکمیت قانون» و محدودسازی حقوق اقلیتها (از جمله جامعه دگرباشان جنسی) شدت یافت. پس از سال ۲۰۲۲ و تهاجم روسیه به اوکراین، مجارستان با اتخاذ موضعی متفاوت، از ارسال کمکهای نظامی خودداری کرد؛ اوربان استدلال میکرد که این کمکها تنها باعث طولانی شدن جنگ میشود، موضعی که عملاً او را در برابر کل جبهه متحد غرب قرار داد.
بدین ترتیب، ویکتور اوربان تا سال ۲۰۲۶ به قهرمانی جهانی برای نیروهای راستگرا و ملیگرا تبدیل شد؛ احزابی چون «جایگزینی برای آلمان»، «وُکس» اسپانیا، «آنو» چک و «اِسمِر» اسلواکی او را متحد اصلی خود میدانستند. در آستانه انتخابات، در حالی که دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین از او حمایت میکردند، افشای یک فایل صوتی جنجالی درباره روابط پشتپردهاش با پوتین، تردیدهای جدی را برانگیخت: آیا وفاداری او به متحدانش در ناتو و اتحادیه اروپا واقعی بود یا او به مهرهای برای روسیه تبدیل شده بود؟
فساد گسترده، وخامت اوضاع اقتصادی پس از دوران کرونا و انحراف آشکار از مسیر «یکپارچگی با غرب» (که آرمان اصلی انقلاب ۱۹۸۹ بود)، سرانجام به ۱۶ سال قدرت مطلق پایان داد. ظهور حزب «تیسا» در سال ۲۰۲۶، پایههای قدرت اوربان را لرزاند؛ قدرتی که حتی با مداخله گسترده دستگاههای اطلاعاتی و دولتی برای حفظ آن، دیگر تاب ایستادگی در برابر خواست تغییر را نداشت.
فرجام یک عصر: سقوط در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶
در نهایت، انتخابات ۱۲ آوریل ۲۰۲۶ به نقطه پایان زمامداری طولانیمدت ویکتور اوربان تبدیل شد. پیتر مجار، رهبر حزب «تیسا» و متحد سابق آقای اوربان که به منتقد شماره یک او تبدیل شده بود، توانست با بهرهگیری از خشم عمومی نسبت به فساد سیستماتیک و انزوای بینالمللی مجارستان، ائتلاف حاکم را شکست دهد.
این پیروزی نه تنها به معنای کنار رفتن اوربان از قدرت پس از ۱۶ سال حکومت مداوم بود، بلکه ضربهای سنگین به جریان پوپولیسم راستگرا در سراسر اروپا وارد کرد. پیتر مجار با شعار بازگشت به ارزشهای اروپایی و احیای دموکراسی، توانست ویکتور اوربان را از کرسی قدرت به پایین بکشد و فصلی جدید را در تاریخ مجارستان آغاز کند؛ فصلی که در آن «مرد مقتدر بوداپست» دیگر تعیینکننده قواعد بازی نیست.