Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

علم چه می‌گوید؛ علوم غریبه چه بودند و چرا کیمیا و سیمیا از علم مدرن جدا شدند؟

canva
canva Copyright  photo
Copyright photo
نگارش از Sanaz Hajizadeh
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

اگرچه نام این علوم با طلسم، جادو، احضار ارواح یا پیشگویی گره خورده است اما از منظر تاریخی خلاصه کردن این علوم تنها به این چند موضوع، نادرست است.

«علوم غریبه» یا «علوم خفیه» که در زبان لاتین به آنها Occultisme گفته می‌شود، مجموعه‌ای از دانش‌، فنون و سنت‌های فکری هستند که مطالعه آنها در تمدن‌های باستانی یونانی، ایرانی، هندی، اسلامی و اروپایی رواج داشت. هدف از این مطالعات نیز کشف نیروهای پنهان طبیعت، ارتباط میان عالم مادی و معنوی، تاثیر حرکت ستارگان بر سرنوشت زمینی‌ها همچنین شناخت قدرت اعداد و حروف و ارواح بود.

آگهی
آگهی

اگرچه نام این علوم با طلسم، جادو، احضار ارواح یا پیشگویی گره خورده است اما از منظر تاریخی خلاصه کردن این علوم تنها به این چند موضوع، نادرست است.

در واقع در بخش بزرگی از تاریخ بشر، «علوم غریبه» نه در مقابل دیگر شاخه‌های علم بلکه در کنار علومی مانند فلسفه، طبیعت شناسی، پزشکی، نجوم و الهیات مطالعه می‌شدند و تا پیش از انقلاب علمی قرن هفدهم، مرز روشنی میان آنچه امروز «علم»، «عرفان»، «فلسفه طبیعی» و «علوم غریبه» می‌نامیم وجود نداشت.

برخی از حوزه‌های علوم غریبه به‌ویژه کیمیا، نقش مهمی در شکل‌گیری شیمی مدرن داشتند؛ با این وجود ادعاهای فراطبیعی که در چهارچوب این علوم مطرح شده، مورد تایید علم تجربی امروز نیست.

خاستگاه تاریخی «علوم غریبه»

تاریخ «علوم غریبه» بسیار قدیمی‌تر از اسلام است. نخستین نشانه‌های آن را می‌توان در تمدن‌های مصر، بین‌النهرین، ایران باستان و هند یافت. بابلیان نظام‌های پیچیده طالع‌بینی را ایجاد کردند؛ مصریان باستان متون جادویی و آیینی گسترده‌ای پدید آوردند؛ در یونان باستان به‌ویژه در اسکندریه نیز سنت‌های مصری، ایرانی و یونانی را در هم آمیختند و نظامی فکری را شکل دادند که بعدها «هرمتیسم» نام گرفت.

در سده‌های نخست اسلامی، آثار یونانی، ایرانی و هندی به عربی ترجمه شدند. در همین دوره بود که «علوم غریبه» وارد چارچوب فکری اسلامی شد و توسط دانشمندان آن دوران بازتفسیر شد. از قرن هشتم میلادی به بعد نیز آثار فراوانی درباره کیمیا، نجوم احکامی، علم حروف، علم اعداد، طلسمات و جَفْر نوشته شد.

طبقه‌بندی پنج‌گانه علوم غریبه

در سنت ایرانی و اسلامی، علوم غریبه در قالب پنج شاخه اصلی طبقه‌بندی شدند: کیمیا، سیمیا، لیمیا، هیمیا و ریمیا.

  • «کیمیا» مشهورترین شاخه علوم غریبه است. هدف آن تبدیل فلزات کم‌ارزش به طلا از طریق ماده‌ای اسرارآمیز به نام «اکسیر» یا «سنگ فلاسفه» بود. اما کیمیا یک جهان‌بینی فلسفی هم محسوب می‌شد و بسیاری از کیمیاگران معتقد بودند همانگونه که فلزات در دل زمین به سوی کمال حرکت می‌کنند و سرانجام به طلا تبدیل می‌شوند، روح انسان نیز می‌تواند از طریق تزکیه و معرفت به مرتبه‌ای متعالی برسد.
  • در «سیمیا» فرض بر این بود که نمادها و حروف صرفا قراردادهای انسانی نیستند، بلکه دارای قدرتی کیهانی‌ هستند و استفاده صحیح از آنها می‌تواند بر ساختار جهان اثر بگذارد.
  • «لیمیا» دانش ساخت طلسم‌ها و استفاده از روابط میان اجرام آسمانی و اعداد بود. پیروان آن معتقد بودند که جهان را شبکه‌ای از «همبستگی‌های پنهان» تشکیل می‌دهد و اگر این روابط شناخته شوند، می‌توانند در قالب طلسم‌ها به کار روند. بسیاری از طلسم‌های قرون وسطی نیز دارای ساختار هندسی، نجومی و ریاضی پیچیده بودند و سازندگان آنها خود را دانشمند می‌دانستند نه ساحر.
  • «هیمیا» بر موضوع تاثیر نفس انسانی یا ارواح بر جهان متمرکز است و در عصر باستان، این حوزه در مرز میان عرفان، روان‌شناسی پیشامدرن و جادو قرار داشت. پس از اسلام بسیاری از بحث‌های مربوط به کرامات اولیا، تاثیر دعا یا قدرت اراده انسان با مباحث «هیمیا» تلاقی پیدا کردند.
  • «ریمیا» را می‌توان نزدیک‌ترین شاخه علوم غریبه به شعبده و ایلوژن (خطای ادراکی) دانست. در این حوزه، ایجاد پدیده‌های شگفت‌انگیز، نمایش‌های خارق‌العاده و تاثیرگذاری بر حواس مورد توجه بود و از این رو، ریمیا را می‌توان نمونه‌ای از انتقال یک دانش رازآمیز در گذشته به قلمرو هنر و روان‌شناسی مدرن دانست.

علوم غریبه و اندیشمندان مسلمان

برخلاف تصور رایج، علوم غریبه صرفا در میان افراد منزوی رواج نداشت؛ شخصیت‌هایی مانند جابر بن حیان، زکریای رازی، شهاب‌الدین سهروردی، ابن عربی و بسیاری دیگر به درجات مختلف با این حوزه‌ها ارتباط داشتند.

با این وجود، آنها نیز نسبت به بسیاری از ادعاهای مطرح شده در این علوم با دیده تردید می‌نگریستند. ابن خلدون، مورخ مشهور عرب، از نخستین متفکران مسلمان بود که کوشید میان تجربه معتبر و ادعاهای اثبات‌نشده تمایز قائل شود. او در آثار خود ذکر کرده که اساس برخی ادعاهای طرح شده در این علوم، فریب و تلقین یا سوءبرداشت بوده است.

ابن سینا نیز از منتقدان کیمیاگری بود و آن را فعالیتی بیهوده می‌دانست. او معتقد بود که حداکثر موفقیت کیمیاگران می‌تواند ساختن چیزهایی باشد که فقط از نظر ظاهری شبیه فلزات گرانبها هستند؛ زیرا ماده واقعی فلزات پایه، بدون تغییر باقی می‌ماند.

«علوم غریبه» چه زمانی از علم مدرن جدا شدند؟

تحول اساسی از قرن هفدهم آغاز شد؛ یعنی از زمانی که دانشمندانی همچون گالیله فیزیکدان و اخترشناس ایتالیایی، فرانسیس بیکن دانشمند انگلیسی و اسحاق نیوتن ریاضی‌دان و فیزیکدان انگلیسی، به عنوان پیشگامان «روش تجربی»، معیارهای تازه‌ای برای اعتبار دانش طرح کردند.

دانشمندان این دوران تاکید داشتند که یک نظریه در صورتی علمی است که «قابل آزمایش باشد و نتایج به دست آمده در آزمایش‌ها نیز قابل تکرار باشد».

اما بسیاری از نظریات مطرح شده در «علوم غریبه» نمی‌توانستند این پیش‌شرط‌ها را محقق کنند و در نتیجه، صرفا بخش‌های تجربی آنها جذب علوم جدید شدند و بخش‌های غیرقابل آزمون، در قلمرو عرفان و سنت‌های دینی یا فرهنگ عامه باقی ماندند.

اینگونه بود که «کیمیا» به شیمی تبدیل شد و دانشمندانی همچون جابربن حیان و محمد بن زکریای رازی نقش مهمی در توسعه روش‌های تجربی ایفا کردند؛ «نجوم احکامی» نیز جای خود را به ستاره‌شناسی داد اما نظریه‌های مرتبط با طلسم و جادوها از حوزه علم خارج شدند.

با وجود شکست «کیمیا» در دستیابی به هدف اصلی خود در تبدیل سرب به طلا، میراث علمی آن چشمگیر است. بسیاری از ابزارها و روش‌های آزمایشگاهی مانند تقطیر، تصعید، تبلور و استخراج مواد شیمیایی توسط کیمیاگران توسعه یافت. آنها همچنین اسیدهای مهم را شناسایی کردند و دانش فلزکاری را گسترش دادند و انتقال این دانش‌ها به اروپا نقش مهمی در شکل‌گیری شیمی و داروسازی نوین داشت.

آیا «علوم غریبه» همچنان رواج دارند؟

بله؛ همچنان برخی مطالعات دانشگاهی و عمدتا تاریخی به ویژه در موضوع «علوم غریبه اسلامی» انجام می‌شود.

بسیاری از جریان‌های عرفانی معاصر نیز هنوز از مفاهیم کیمیا، علم حروف و نمادهای هرمسی استفاده می‌کنند، اما آنها را بیشتر به عنوان ابزار تحول درونی تفسیر می‌کنند تا فناوری‌های واقعی برای تغییر جهان.

در حوزه‌هایی مانند طالع‌بینی، عددشناسی و انرژی‌درمانی نیز همچنان بر «علوم غریبه» تاکید می‌شود. با این حال، این حوزه‌ها تاکنون نتوانسته‌اند شواهد تجربی قابل اتکایی برای اثبات ادعاهای خود ارائه کنند و به همین دلیل از دیدگاه جامعه علمی، همچنان در زمره شبه‌علم قرار می‌گیرند.

به این ترتیب، ارزش امروزی موضوعات در این شاخه‌ها بیش از آنکه علمی باشد، تاریخی، فرهنگی، دینی و فلسفی است؛ راهی برای فهم اینکه انسان در دوره‌های مختلف چگونه می‌کوشیده رازهای جهان را کشف کند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

علم چه می‌گوید؛ سنگ‌های شفابخش چه هستند و آیا خاصیت درمانی دارند؟

علم چه می‌گوید؛ راز «چشم سوم» چیست و آیا به انسان قدرتی ماورایی می‌دهد؟

علم چه می‌گوید؛ آیا می‌توان به کمک دانش ستاره‌شناسی آینده زندگی افراد را پیش‌بینی کرد؟