برخی خانوادهها و حتی کارکنان حوزه درمان گزارش کردهاند که درست پیش از مرگ یکی از عزیزان یا بیماران، اتفاقی عجیب و غیرمنتظره رخ داده است: فردی که برای مدت طولانی بسیار ضعیف، خسته، گیج یا کمحرف بوده، ناگهان سرحالتر به نظر میرسد.
فرد ممکن است دوباره صحبت کند، لبخند بزند، غذا بخورد، حرکت کند یا حتی عزیزانش را بشناسد؛ تواناییهایی که کمی پیش از آن از دست رفته بودند.
این پدیده که گاهی «جهش زندگی پیش از مرگ» و در زبان پزشکی «آخرین هوشیاری» (Terminal Lucidity) نامیده میشود، میتواند برای اطرافیان بسیار حیرتانگیز باشد. با این حال، معمولا به معنای بهبود بیماری یا بازگشت واقعی سلامتی نیست و ممکن است پس از مدت کوتاهی دوباره کاهش سطح هوشیاری و توان جسمی اتفاق بیفتد.
آخرین هوشیاری چیست؟
آخرین هوشیاری به بازگشت موقت و غیرمنتظره تواناییهای ذهنی، ارتباطی یا حتی جسمی در برخی افراد در روزها یا ساعات پایانی زندگی گفته میشود.
فردی که مدتها قادر به صحبت کردن یا برقراری ارتباط نبوده، ممکن است ناگهان بتواند گفتوگو کند یا اطرافیان خود را بشناسد. در برخی بیماران مبتلا به زوال عقل نیز گزارش شده است که برای مدت کوتاهی بخشی از تواناییهای شناختی و ارتباطی گذشته بازمیگردد.
این وضعیت ممکن است خانواده را به این تصور برساند که فرد در حال بهبودی است، اما هوشیاری پایانی معمولا نشانه بازگشت بیماری یا توقف روند مرگ نیست. همه افراد در حال مرگ چنین تجربهای ندارند و هنوز مشخص نیست که این پدیده دقیقا در چه تعداد از بیماران رخ میدهد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
چرا گاهی پیش از مرگ چنین تغییری رخ میدهد؟
پزشکان و دانشمندان هنوز پاسخ قطعی برای این سؤال ندارند. هوشیاری پایانی همچنان یکی از پدیدههای نسبتا ناشناخته در مراحل پایانی زندگی است و مطالعه آن نیز دشوار است، زیرا بررسی مستقیم عملکرد مغز در لحظات نزدیک به مرگ با محدودیتهای زیادی روبهروست.
با این حال، چند فرضیه مطرح شده است. ممکن است نزدیک شدن به مرگ با تغییرات ناگهانی در فعالیت الکتریکی مغز همراه باشد. همچنین تغییر در مواد شیمیایی و انتقالدهندههای عصبی میتواند برای مدت کوتاهی بر سطح هوشیاری و عملکرد شناختی تأثیر بگذارد.
برخی پژوهشگران نیز احتمال میدهند که تغییر در مکانیسمهای مهاری مغز یا تغییرات متابولیکی ناشی از کاهش اکسیژن و انرژیرسانی، در بعضی افراد موجب افزایش موقت فعالیت یا هوشیاری شود.
البته یک توضیح سادهتر هم وجود دارد: در برخی بیماریهای شدید، بهخصوص بیماریهای مغزی و زوال عقل، سطح هوشیاری بهطور طبیعی نوسان میکند. بنابراین ممکن است آنچه «جهش زندگی» به نظر میرسد، در بعضی موارد یک دوره کوتاه بهبود عملکرد در میان نوسانات بیماری باشد.
نشانههای احتمالی نزدیک شدن مرگ
«جهش زندگی» معمولا در روزها یا ساعتهای پایانی زندگی گزارش میشود. پیش از آن، بدن ممکن است بهتدریج وارد مرحله پایان زندگی شود.
حدود یک تا سه ماه پیش از مرگ، ممکن است کاهش اشتها و وزن، اختلال خواب، کاهش شدید انرژی و کنارهگیری از دیگران مشاهده شود.
در یک تا دو هفته پایانی، فرد معمولا بیشتر میخوابد، کمتر غذا میخورد و ممکن است دچار ضعف، تنگی نفس، گیجی یا اختلال در تشخیص زمان و مکان شود.
در برخی افراد، پس از این دوره، یک بازه کوتاه و غیرمنتظره از افزایش انرژی یا هوشیاری ظاهر میشود. فرد ممکن است دوباره ارتباط برقرار کند، صحبت کند یا حتی تواناییهایی را نشان دهد که مدتی از دست داده است.
پس توضیح پزشکی این «جهش زندگی» چیست؟
در حال حاضر توضیح علمی قطعی برای این پدیده وجود ندارد. مهمترین فرضیهها شامل تغییرات موقت در فعالیت الکتریکی مغز، تغییرات مواد شیمیایی و انتقالدهندههای عصبی، تغییر در مکانیسمهای مهاری مغز و تغییرات متابولیکی ناشی از نزدیک شدن به مرگ هستند.
با این حال، شواهد علمی درباره این موضوع هنوز محدود است و هیچیک از این فرضیهها بهطور قطعی ثابت نشدهاند. بنابراین، برخلاف تصور رایج، نمیتوان گفت که بدن در لحظات پایانی «آخرین ذخیره انرژی خود را آزاد میکند».
آنچه مشاهده میشود واقعی و در برخی بیماران قابل توجه است، اما مکانیسم زیستی دقیق آن هنوز برای علم روشن نیست.
در نتیجه، «جهش زندگی پیش از مرگ» را بهتر است یک بازگشت موقت و پیشبینیناپذیر هوشیاری یا تواناییهای فرد در پایان زندگی بدانیم، نه نشانهای از بهبودی یا برگشت روند بیماری.