اظهارنظر تازه عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، بار دیگر واژهای را به مرکز بحث اقتصادی ایران آورده است که معمولا با تصاویری از فروپاشی پول ملی، قیمتهای چندباره در یک روز و مردمی که برای فرار از کاهش ارزش پول به خرید هر چیزی روی میآورند همراه است: ابرتورم یا Hyperinflation.
همتی گفته است با وجود فشار سنگین تورم بر زندگی مردم، اقتصاد ایران هنوز وارد مرحله ابرتورم نشده و احتمال وقوع چنین وضعیتی را نیز ضعیف میداند.
ابرتورم با تورم بالا چه تفاوتی دارد؟
در زبان روزمره، وقتی قیمتها با سرعت زیادی افزایش پیدا میکنند، ممکن است از تعبیر «ابرتورم» استفاده کنیم. اما در اقتصاد، این واژه معنای بسیار مشخصتری دارد.
تعریف کلاسیک ابرتورم را اقتصاددان آمریکایی، فیلیپ کاگان، ارائه کرد. بر اساس این تعریف، زمانی که افزایش سطح عمومی قیمتها در یک ماه از ۵۰ درصد عبور کند، اقتصاد وارد محدوده ابرتورم میشود. صندوق بینالمللی پول نیز همین معیار را در بررسی تاریخی ابرتورمها بهطور گسترده به کار برده است.
برای درک بزرگی این عدد، تصور کنید سطح قیمتها در ابتدای یک ماه ۱۰۰ باشد. اگر در یک ماه ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، به ۱۵۰ میرسد. اگر همین نرخ برای ۱۲ ماه تکرار شود، سطح قیمتها تقریبا ۱۲۹ برابر میشود؛ یعنی افزایش سالانهای در حدود ۱۲ هزار و ۸۷۵ درصد.
مطابق تازهترین گزارش مرکز آمار ایران، در مرداد ماه ۱۴۰۵ تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۳.۴ درصد بوده که ۰.۳ واحد درصد نسبت به تیر ماه افزایش داشته است.
بنابراین ابرتورم صرفا به معنای «تورم خیلی زیاد» نیست. یک اقتصاد میتواند سالها تورم بالا و مزمن داشته باشد، بدون آنکه وارد ابرتورم شود. در چنین اقتصادی مردم به افزایش مداوم قیمتها عادت میکنند و تلاش میکنند دستمزد، اجاره، قراردادها و قیمت کالاها را با تورم تنظیم کنند.
در ادبیات اقتصادی، یکی از ویژگیهای بسیاری از دورههای تاریخی ابرتورم، ارتباط میان کسریهای بودجه بزرگ، تامین مالی پولی و رشد سریع حجم پول بوده است. پژوهش صندوق بینالمللی پول درباره چرخههای ابرتورم نیز بر نقش عواملی مانند کسریهای مالی بالا و تامین مالی آنها از طریق خلق پول تاکید میکند.
اما فقط «چاپ پول» مسئله نیست. بحران اعتماد به پول نیز بسیار مهم است.
اگر مردم به این نتیجه برسند که پول ملی دائما در حال از دست دادن ارزش است و سیاستگذار قادر یا مایل به متوقف کردن این روند نیست، تقاضا برای نگهداری پول کاهش پیدا میکند. در نتیجه رفتار مردم در واکنش به تضعیف ریال در برابر دلار میتواند به تشدید تورم کمک کند.
البته اقتصادهای مختلفی در جهان دورههای طولانی تورم بسیار بالا را تجربه کردهاند، اما توانستهاند بدون عبور از آستانه کلاسیک ابرتورم، تورم را کنترل کنند.
پس چرا مردم ممکن است احساس کنند در ابرتورم زندگی میکنند؟
اینجا تفاوت میان تعریف آماری و تجربه اقتصادی مردم اهمیت پیدا میکند.
ممکن است نرخ تورم یک کشور طبق تعریف رسمی هنوز با آستانه ۵۰ درصد در ماه فاصله زیادی داشته باشد، اما خانوارها با افزایش بسیار شدید قیمت برخی کالاهای ضروری مواجه شوند.
برای مثال، اگر قیمت مسکن، اجاره، مواد غذایی، دارو یا ارز با سرعتی بسیار بیشتر از میانگین عمومی قیمتها افزایش پیدا کند، تجربه مردم میتواند بسیار شدیدتر از عدد تورم کل باشد.
از طرف دیگر، تورم فقط قدرت خرید را کاهش نمیدهد؛ بلکه برنامهریزی اقتصادی را هم دشوار میکند.
خانوادهای که نمیداند هزینه اجاره یا مواد غذایی سه ماه دیگر چقدر خواهد بود، نمیتواند بهسادگی درباره پسانداز، خرید خانه، ازدواج یا سرمایهگذاری تصمیم بگیرد.
بنگاه اقتصادی نیز با مشکل مشابهی مواجه است: قیمت مواد اولیه امروز مشخص نیست، نرخ ارز ممکن است تغییر کند و قیمت فروش محصول در آینده نامطمئن است.
در نتیجه حتی قبل از رسیدن اقتصاد به ابرتورم، نااطمینانی اقتصادی میتواند آسیب بزرگی ایجاد کند.