Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

شش ماه پس از آغاز جنگ ایران؛ رضا پهلوی کجای معادلات تعیین‌کننده آینده ایران قرار دارد؟

رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران
رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

رضا پهلوی در فاصله بین اعتراض‌های دی‌ماه که با سرکوب گسترده معترضان همراه بود و آغاز جنگ ۴۰ روزه در کانون توجه‌ها قرار داشت. او نقش غیرقابل انکاری در اعتراض‌ روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ایفا کرده بود و به هوادارانش وعده می‌داد که حتی شاید نوروز را با آنها در ایران جشن بگیرد.

او همچنین اعلام کرد که در نظر دارد رهبری دوره گذار پس از سقوط احتمالی حکومت در ایران را برعهده بگیرد. اکنون نزدیک به شش ماه پس از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، این پرسش بیش از پیش مطرح می‌شود که جایگاه و موقعیت رضا پهلوی با رویارویی ناتمام و ادامه‌دار ایران و آمریکا و عدم سرنگونی سریع حکومت جمهوری اسلامی چه تغییری کرده است؟ آیا او اکنون نسبت به شش ماه قبل در موقعیت و جایگاه مستحکم‌تری قرار دارد یا برعکس، رویدادهایی که رخ داد جایگاه و موقعیت او را تضعیف کرده است؟

آگهی
آگهی

به طور کلی‌تر رضا پهلوی کجای معادلات تعیین‌کننده آینده ایران ایستاده است؟

شش ماه پس از آغاز جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا، و در شرایطی که جنگ نه به فروپاشی جمهوری اسلامی انجامیده و نه به یک نظم سیاسی تازه در ایران منجر شده است، موقعیت رضا پهلوی را نمی‌توان با یک برچسب ساده «تقویت‌شده» یا «تضعیف‌شده» توصیف کرد.

تصویر دقیق‌تر این است که موقعیت رضا پهلوی از برخی جهات مانند وزن رسانه‌ای و تبدیل‌ به شناخته‌شده‌ترین چهره مخالف جمهوری اسلامی تقویت شده است. اما عدم موفقیت او در تشکیل یک ائتلاف منسجم سیاسی از مخالفان حکومت ایران و فقدان یک شبکه سیاسی سازمان‌یافته در داخل باعث شده است تا جایگاه او آنگونه که هوادارانش مایل بودند و هستند ارتقاء پیدا نکند.

رویارویی ایران و آمریکا و روند فرسایشی جنگ و محاصره دریایی طی شش ماه گذشته باعث شد تا جمهوری اسلامی از بسیاری جنبه‌ها مانند حذف رهبر بانفوذ و نابودی گسترده زیرساخت‌ها و صنایع نظامی تضعیف شود. با این حال حکومت ایران با استفاده از اهرم فشار تنگه هرمز توانست هم در برابر آمریکا شش ماه تاب بیاورد و هم اینکه محور تلاش‌های واشنگتن را از برنامه هسته‌ای و موشکی به سوی تلاش برای بازگشایی این آبراه حیاتی سوق دهد.

تضعیف نسبی جمهوری اسلامی در عین حال با سخت‌تر شدن هسته مرکزی آن و قدرت گرفتن بیش از پیش سپاه پاسداران که در خط مقدم رویارویی با آمریکا قرار دارد همراه شد.

جنگ ادامه‌دار، بحران تنگه هرمز و تضعیف حکومت ایران که دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا حالا آن را بیش از پیش از مسیر اقتصادی دنبال می‌کند باعث شد تا فضای مانور و فعالیت برای رضا پهلوی حفظ شود، هرچند او و هوادارانش به وضوح سرنگونی سریع حکومت ایران را به شرایط فرسایشی کنونی ترجیح می‌دادند.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

جنگ، چهره رضا پهلوی را بین‌المللی‌تر کرد

رضا پهلوی پیش از آغاز جنگ یکی از شناخته‌شده‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی بود اما بخش بزرگی از فعالیت سیاسی او در حوزه دیاسپورای ایرانی، رسانه‌های خارج از کشور و ارتباط با سیاستمداران غربی متمرکز بود. اعتراضات گسترده دی‌ماه ۱۴۰۴ و سپس جنگ، این وضعیت را تغییر داد. او توانست خود را نه صرفا به عنوان وارث خاندان پهلوی، بلکه به عنوان یکی از گزینه‌های مطرح برای دوران گذار پس از جمهوری اسلامی معرفی کند.

اینکه صدهاهزار و بنا به برخی روایت‌ها میلیون‌ها نفر در شهرهای مختلف کشور در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی نام او را فریاد زدند و شعارهایی در حمایت از او و میراث خاندان پهلوی سر دادند یک نقطه عطف بود.

برای نخستین بار در چند دهه گذشته نام «پهلوی» همزمان با یک بحران واقعی قدرت در ایران در سه سطح یعنی در داخل ایران، فضای رسانه‌ای خارج و محافل سیاست خارجی مانند کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح شد.

با این حال باید در نظر داشت که جایگاه بین‌المللی رضا پهلوی از بسیاری جهات متزلزل به نظر می‌رسد. او به جز وولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل با هیچ کدام از رهبران سرشناس جهان دیدار نکرده است. دولت دونالد ترامپ هم در جریان جنگ ۴۰ روزه و ماه‌های پس از آن نشان داد که چندان به فکر تقویت موقعیت رضا پهلوی نیست. بسیاری از مطالبی که دونالد ترامپ در طول جنگ ۴۰ روزه علیه حکومت ایران منتشر می‌کرد بیشتر برای رضا پهلوی و هوادارانش هزینه‌ساز بود و توجیه حمایت‌شان از مداخله خارجی را در برابر انتقادها دشوار می‌کرد.

به عنوان مثال هنگامی که دونالد ترامپ از «نابودی تمدن» ایران یا «بازگرداندن ایران به عصر حجر» سخن گفت یکی از نخستین پیامدهایش این بود که مدافعان مداخله خارجی مانند رضا پهلوی در موقعیتی آسیب‌پذیر در برابر انتقادها قرار می‌گرفتند.

یکی دیگر از لحظات دشوار و احتمالا ناخوشایند برای رضا پهلوی و هوادارانش زمان امضای تفاهم‌نامه بین ایران و آمریکا بود. هرچند آن تفاهم‌نامه دوامی نداشت اما بار دیگر رضا پهلوی در موقعیتی قرار گرفت که باید از مواضع خود در دفاع از مداخله‌ای خارجی که در نهایت داشت به تفاهم‌نامه‌ای با حکومت جمهوری اسلامی منتهی می‌شد دفاع می‌کرد.

از میزان محبوبیت رضا پهلوی در میان ایرانیان چه می‌دانیم؟

بررسی میزان محبوبیت رضا پهلوی در میان ایرانیان به دلایل قابل درک از جمله دشواری‌ها برای انجام نظرسنجی مستقل و معتبر در داخل ایران، هراس احتمالی پاسخگویان از بیان عقیده واقعی و فضای خفقان در داخل کشور به هیچ وجه کار آسانی نیست.

با این حال شمار زیادی از ایرانیان طی ماه‌های گذشته از شکاف در جمع‌های خانوادگی و دوستان و آشنایان خود به دلیل اختلاف بر سر حمایت از رضا پهلوی و هواداری یا مخالفت با جنگ سخن گفته‌اند. امری که نشان می‌دهد که هرچند اجماع گسترده‌ای بر سر حمایت از رضا پهلوی و گزینه حمایت از مداخله خارجی وجود نداشت اما میزان طرفداری از این گزینه‌ها نیز به هیچ وجه قابل چشم‌پوشی نبودند و نیستند.

نظرسنجی موسسه گمان از معدود داده‌های در دسترس در مورد میزان محبوبیت رضا پهلوی است که البته با توجه به شرایط خاص حاکم بر ایران و چالش‌های پیش‌روی انجام نظرسنجی معتبر باید با احتیاط با نتایج آن برخورد کرد.

نتیجه بررسی این موسسه که حدود یک ماه پیش منتشر شد نشان می‌دهد که حدود ۴۵ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که پیش از اعتراضات و جنگ نگاه مثبتی به رضا پهلوی داشته‌اند و این نگاه مثبت همچنان ادامه داشته است. در مقابل، حدود ۲۸ درصد در تمام این دوره نگاه منفی به او داشته‌اند. «گمان» نتیجه می‌گیرد که در مجموع، میزان نگاه مثبت به رضا پهلوی حدود چهار درصد کاهش یافته است.

تنها هفت درصد از پاسخگویان گفته‌اند که نظرشان نسبت به رضا پهلوی مثبت بوده و حالا منفی شده است. سه درصد نیز گفته‌اند که برعکس ابتدا نظری منفی به او داشتند و حالا نظرشان مثبت شده است.

عدم تغییر چشمگیر در میزان محبوبیت رضا پهلوی طی شش ماه گذشته را به دو شکل می‌توان تعبیر کرد. از یک سو می‌توان گفت که جنگ و بحران کنونی به افزایش چشمگیر محبوبیت او منجر نشده است. اما از سوی دیگر اینکه افت محبوبیت او در شرایط بحرانی کنونی محدود بوده است می‌تواند نشاندهنده این باشد که رضا پهلوی از یک پایگاه مستحکم و وفادار در افکار عمومی برخوردار است. این در حالی است که پس از شروع جنگ انتقادها از وی به شدت افزایش یافت.

به عبارت دیگر با اینکه پروژه مورد حمایت رضا پهلوی که براساس آن قرار بود حکومت ایران پس از حذف رهبر و شماری از فرماندهان با حضور مردم معترض در خیابان سرنگون شود، به سرانجام نرسید اما این امر ظاهرا تاثیر چشمگیری بر میزان محبوبیت او نگذاشته است.

داده‌های «گمان» در سال ۲۰۲۴ نیز نشان می‌داد که رضا پهلوی همچنان محبوب‌ترین چهره سیاسی در میان شخصیت‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران بوده و حدود ۳۱ درصد از پاسخ‌دهندگان او را در میان چهره‌های سیاسی مخالف انتخاب کرده بودند.

بنابراین به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که رضا پهلوی محبوبیت خود را که با تکیه بر آن رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دی را رقم زد از دست نداده است. با این حال داده‌ای نیز در دسترس نیست که نشان دهد او توانسته است از شرایط کنونی، تعمیق بحران و تضعیف حکومت ایران برای افزایش محبوبیت خود استفاده کند.

فاصله بین «نفوذ اجتماعی» و «توان سازمانی»؛ چالش اصلی پیش‌روی رضا پهلوی

رضا پهلوی اکنون شناخته‌شده‌ترین چهره اپوزیسیون در بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی است، اما این امر با برخورداری از یک ساختار سیاسی کارآمد در داخل ایران تفاوت دارد. رویترز در گزارش تحقیقی یک ماه پیش خود تاکید کرده بود که ادعاهای مربوط به وجود یک شبکه گسترده از هواداران او در داخل ایران به طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نیست. همین گزارش نتیجه گرفت که او با وجود افزایش شدید حضور رسانه‌ای‌اش در جریان جنگ، در ایجاد وحدت میان گروه‌های مختلف مخالف حکومت ایران با مشکلات جدی مواجه بوده است.

به این ترتیب به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی رضا پهلوی فاصله موجود بین «نفوذ اجتماعی» او و «توان سازمانی» وی و هوادارانش برای بهره‌برداری از این «نفوذ اجتماعی» است.

رضا پهلوی برای رسیدن به هدف بزرگ خود که سرنگونی حکومت ایران است به شبکه‌سازی، ارتباط‌هایی در داخل، تشکیلات سازمانی، منابع مالی و اعتماد گروه‌های مختلف اجتماعی نیاز دارد تا بتواند زمینه‌ساز شکاف در قدرت حاکم بر ایران شود.

از دیگر چالش‌های پیش‌روی رضا پهلوی می‌توان به پیوند نامش با آمریکا و اسرائیل به عنوان دو کشور آغازگر جنگ ۴۰ روزه اشاره کرد. هرچند به نظر می‌رسد برای بخشی از مخالفان حکومت ایران از جمله هواداران رضا پهلوی تکیه بر قدرت خارجی علیه قدرت سرکوبگر داخلی قبحی ندارد اما در مقابل این واقعیت نیز قابل انکار نیست که بخش‌هایی از مخالفان حکومت و جامعه مدنی این وضعیت را قابل هضم نمی‌دانند.

هواداران رضا پهلوی و مداخله خارجی با ذکر مثال‌هایی مانند کارزار متفقین در برابر آلمان نازی که تا اشغال برلین و فروپاشی حکومت پیش رفت از این راه‌حل دفاع می‌کنند. در مقابل مخالفان رضا پهلوی معتقدند که همان ایرادی که به گروه مجاهدین خلق در دوران جنگ ۸ ساله با عراق وارد بود حالا به رضا پهلوی نیز وارد است. آنها از هزینه جنگ برای غیرنظامیان مانند حمله به مدرسه میناب و تخریب زیرساخت‌ها سخن می‌گویند و بر این باور هستند که این تنها حکومت ایران نیست که مورد هجوم خارجی قرار گرفته است بلکه خود ایران و مردمش نیز در برابر حمله خارجی هستند.

چرا ممکن است آزمون واقعی برای رضا پهلوی در پیش باشد؟

در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی تضعیف شده اما دور هسته سخت قدرت یعنی نهادهای امنیتی و نظامی توانسته است خود را حفظ کند و همزمان به نظر می‌رسد دونالد ترامپ قصد دارد هم جنگ «نظامی» و هم جنگ «اقتصادی» (از طریق محاصره دریایی و تحریم‌ دیگر کشورهای طرف ارتباط با ایران) را به طور موازی پیش ببرد ممکن است آزمون واقعی برای رضا پهلوی هنوز پیش‌رو باشد.

به عبارت دیگر او ممکن است بار دیگر با توجه به «نفوذ اجتماعی» غیرقابل انکار در میان بخشی از جامعه ایران بتواند با آغاز موج جدیدی از اعتراض‌های داخلی که چندان دور از ذهن به نظر نمی‌رسد در بزنگاهی مشابه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ قرار گیرد.

در صورت تکرار چنین موقعیتی باید دید که رضا پهلوی برخلاف ماه‌های گذشته آیا توانایی ایجاد ائتلافی از همه گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی اعم از جمهوریخواهان و سلطنت‌طلبان، برقراری ارتباط با نیروهای داخل ایران و حتی بخش‌هایی از سختار اداری، امنیتی و نظامی ایران را که قطعه‌ای کلیدی از پازل فروپاشی حکومت محسوب می‌شود، دارد یا خیر.

در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که رضا پهلوی جایگاه و موقعیتی قوی‌تر از قبل و غیرقابل انکار در میان نیروهای مخالف حکومت ایران پیدا کرده است. امری که باعث می‌شود مسئولیت بیشتری نیز متوجه او و هوادارانش برای ایجاد یک ائتلاف از همه‌ گروه‌های مخالف حکومت ایران باشد.

از سوی دیگر همزمان با تقویت جایگاه رسانه‌ای، بین‌المللی و نمادین رضا پهلوی باید در نظر داشت که چالش‌های پیش‌روی او نیز جدی‌تر از قبل شده‌اند. به عبارت دیگر در شرایط فعلی لزوم برخورداری از «توان سازمانی»، ارائه برنامه‌ای برای جذب دیگر گروه‌های مخالف و مدیریت پاسخگویی به انتقاد بخش‌هایی از جامعه که هوادار او نیستند بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

تغییر رژیم در ایران؟ گزارش ویژه رویترز از پشت‌پرده تلاش رضا پهلوی برای رهبری مخالفان جمهوری اسلامی

رضا پهلوی: از هیچ دولت خارجی کمک مالی نگرفته‌ام؛ تغییر رژیم نزدیک است

رضا پهلوی، لیندسی گراهام را «دوست ثابت‌قدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی» خواند