ایران در حالی دوره گذار پرمخاطره از دوران جنگ به صلحی ناپایدار و پرتنش را پشت سر میگذارد که دوره پیشرو با ابرتورم، انقباض ۱۰ درصدی اقتصاد، قطعی برق و درخواستها از حکومت برای پایان دادن به سرکوب بیسابقه مخالفان همراه خواهد بود.
روزنامه بریتانیایی «گاردین» در گزارشی ضمن بررسی شرایط ایران در دوره پس از جنگ ۴۰ روزه و آتشبس شکننده به چالشهای پیشروی بازیگران اصلی عرصه قدرت در ایران پرداخته است.
بحث در مورد آینده ایران در درون حاکمیت نیز جریان دارد. در حالی که عدهای در داخل حاکمیت خواهان گشایش و آزادی بیشتر هستند برخی دیگر، مانند سعید آجورلو که به تیم مذاکرهکننده ایران نزدیک است، معتقدند اکنون که تصور ضعف ایران در ذهن غرب فرو ریخته است و کشور باید توسعه را از طریق خوداتکایی دنبال کند.
بسیاری از تحولات ماههای آینده ایران به این بستگی دارد که آیا دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا واقعا برای کاهش محاصره اقتصادی ایران از طریق کاهش تحریمها و پایان دادن به مسدودسازی داراییها آمادگی دارد یا خیر. این در حالی است که اقتصاددانان معتقدند چنین گشایشی حتی در صورت وقوع تنها میتواند بخش کوچکی از خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری واردشده به اقتصاد، زیرساختها، مدارس، بخش انرژی، صنایع فولاد و مسکن را جبران کند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
«بیکاری مستقیم یا غیرمستقیم دستکم دو میلیون نفر»
فواد حبیبی، استاد جامعهشناسی دانشگاه کردستان در سنندج هرچند از بهکار بردن اصطلاحاتی مانند «فروپاشی اجتماعی» پرهیز میکند اما بهصراحت معتقد است که مشکلاتی که به اعتراضات خونین دیماه منجر شد نهتنها حل نشده، بلکه جنگ آنها را تشدید کرده است.
او به «گاردین» گفت: «حتی بدون آمار دقیق، بحرانهای اقتصادی و نارضایتی معیشتی بهوضوح افزایش یافتهاند. به دلیل محاصره دریایی و پیامدهای جنگ، شاهد افزایش کمسابقه قیمتها هستیم. همچنین قطع اینترنت به بیکاری مستقیم یا غیرمستقیم دستکم دو میلیون نفر منجر شده است.»
او افزود: «از آنجا که ما جامعهای نداریم که اعتراضات در آن از طریق کانالهای رسمی مانند احزاب، اصناف و اتحادیهها بیان شود، همیشه ممکن است غافلگیر شوید.»
فواد حبیبی معتقد است «انسجام» کنونی جامعه ناشی از وجود یک عامل خارجی است: «در برابر بمباران و ویرانگری دشمن، همبستگی داخلی شکل میگیرد. اما همانطور که هگل میگفت، لحظهای که یک جبهه پیروز میشود، لحظه آغاز شکاف درون آن نیز هست.»
تورم ۱۳۰ درصدی مواد غذایی
حتی اگر توافقی برای پایان جنگ حاصل شود، اقتصاد ایران در شرایط صلح با بالاترین نرخ تورم مواد غذایی از زمان جنگ جهانی دوم روبهروست. بر اساس آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه مواد غذایی در ماه مه به ۱۳۰ درصد رسیده است. تورم گوشت و مرغ نیز به ۱۷۶ درصد افزایش یافته است.
متخصصان سلامت هشدار دادهاند که به دلیل حذف محصولات لبنی از سبد غذایی بسیاری از خانوادهها، موارد سوءتغذیه، پوکی استخوان و اختلال رشد در حال افزایش است.
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر پیشین ارتباطات، در کانال تلگرامی خود نوشته است: «بمب بعدی ترامپ و نتانیاهو شاید باروت نباشد؛ شاید تورم باشد. میدان نبرد، سفره مردم و اجاره مسکن است. آقایان مسئول، آیا از انباشت نارضایتی آگاه هستید؟ آیا پدافند اقتصادی کشور آماده است یا باز هم، خدای ناکرده، غافلگیر خواهیم شد؟»
«دو ساعت خاموشی روزانه»
به نظر میرسد مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران مامور شده است تا اوضاع داخلی را مدیریت کند. او بارها درباره روزهای سخت پیش رو و ضرورت حفظ انسجام اجتماعی هشدار داده است.
در همین حال وزارت نیرو دولت پزشکیان ناچار شد گزارشهایی را که از آغاز خاموشیهای برنامهریزیشده دو ساعته از ماه آینده خبر میدادند تکذیب کند. با این حال این واقعیت که زیرساختهای انرژی کشور تضعیف شدهاند قابل کتمان نیست. آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران هشدار داده است: «برای حفظ تولید، مردم باید خود را برای دو ساعت خاموشی روزانه آماده کنند.»
دولت ایران برای کسانی که مصرف انرژی خود را ۱۰ درصد کاهش دهند، مشوقهایی از جمله ۳۰ درصد تخفیف در قیمتها در نظر گرفته است.
نشانههایی از نارضایتی عمومی
همزمان با کاهش تدریجی قطعی اینترنت همراه با حفظ محدودیتهای معمول، نشانههای نارضایتی عمومی بیش از پیش آشکار شده است؛ تصمیمی که آنقدر جنجالبرانگیز بوده که برخی نمایندگان تندرو مجلس خواستار استیضاح وزیر ارتباطات شدهاند.
رحیم قمیشی، فعال سیاسی میگوید: «ما از یک قایق شکسته به بیرون پرتاب شده بودیم. ترس از نهنگهای خونخوار و موجهای سهمگین تمام وجودمان را فرا گرفته بود. حالا که به قایق برگشتهایم، نمیتوانیم فقط به این دلیل که نجات یافتهایم راضی باشیم. قرار نبود فقر در کشور عادی شود. قرار نبود هر صبح با خبر اعدام از خواب بیدار شویم. قرار نبود بیشتر مردم نسبت به سرنوشت خود بیگانه باشند و مهمترین دغدغه زندگی فقط سیر کردن شکم باشد.»
اگرچه بخش بزرگی از بحثهای سیاسی داخلی بر سر مذاکره با آمریکا یا مدت زمانی که ایران باید از حق نظری خود برای غنیسازی اورانیوم صرفنظر کند متمرکز است، بسیاری معتقدند دستاورد واقعی جنگ میتواند پایان دادن به محدودیتهای اقتصادی فلجکننده باشد. اما منابع مالی احتمالی نیز آنقدر بزرگ نیست که تحولی ناگهانی ایجاد کند.
آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در این مورد به خبرآنلاین گفته است: «در اقتصادی به بزرگی اقتصاد ایران و با این سطح از کارآمدی در سیاستگذاری، تصور اینکه ورود ۱۲ یا ۲۴ میلیارد دلار بتواند گشایش بزرگی ایجاد کند، اشتباه است. در گذشته بارها مبالغ بیشتری وارد اقتصاد شده، اما به دلیل نبود برنامهریزی مناسب، منابع هدر رفته و به وضعیت امروز رسیدهایم.»
اما بحث درباره اصلاح ساختار اقتصادی و مبارزه با فساد، به سدی به نام نفوذ گسترده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برخورد میکند.
موسی غنینژاد، اقتصاددان ایرانی میگوید: «مشکل اصلی اقتصاد ایران، غلبه حکمرانی دستوری بر حکمرانی مبتنی بر قانون است؛ یعنی در بسیاری موارد تصمیمها نه بر اساس قواعد پایدار و شفاف، بلکه بر پایه مصلحتهای کوتاهمدت و ملاحظات سیاسی اتخاذ میشوند.»
تشدید سرکوب در داخل همزمان با شرایط جنگی
از زمان اعتراضات دیماه ، سرکوبها تشدید شده و این موضوع در قالب قوانین جدید مربوط به «جاسوسی»، مصادره اموال مخالفان، اعدامها و محکوم کردن مخالفان در تجمعات شبانه نمود یافته است.
همین وضعیت باعث شد حزب اتحاد ملی اسلامی، یکی از مهمترین احزاب اصلاحطلب، نسخه نامهای را که پیشتر بهصورت محرمانه برای مسعود پزشکیان ارسال کرده بود منتشر کند. در این نامه از رئیسجمهوری خواسته شده است تا اعدامها را متوقف کند؛ اعدامهایی که تنها به شکافهای داخلی دامن میزنند، با اصول دادرسی عادلانه سازگار نیستند و «در زمانی که کشور در جنگ از برتری اخلاقی برخوردار بوده، به وجهه آن آسیب میزنند.»
بر همین اساس دستکم ۲۲ زندانی سیاسی بین ۱۷ مارس تا ۲۷ آوریل اعدام شدهاند.
با این حال، احتمال گشایش فضای سیاسی اندک به نظر میرسد. میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین ایران و از مخالفان حکومت فعلی که از سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی بوده و خانهاش نیز در جریان جنگ بمباران شده، به دلیل وضعیت جسمانی «وخیم» در بیمارستان بستری شده است.
در چنین شرایطی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا برای دیدار با مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران ابراز آمادگی کرده است.
دونالد ترامپ گفت: «در برخی محافل، او شهرت خوبی دارد.»
سپاه پاسداران و رهبری سیاسی ایران در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ و آغاز دوباره جنگ در فوریه ۲۰۲۶ نشان دادند که میتوانند خود را برای نبرد بازسازی کنند. اما اکنون آزمون اصلی نزدیک است: آیا آنها میتوانند برای صلح نیز خود را ساماندهی کنند و به مشکلات داخلی و بینالمللیای که مانع پیشرفت کشور شدهاند رسیدگی کنند؟
اگر پس از پایان دوره گذار از جنگ، محاصره اقتصادی ایران ادامه یابد و هیچ گشایشی در روابط بینالمللی برای ورود سرمایه، فناوری، مواد اولیه و منابع لازم برای بازسازی ایجاد نشود، ویرانیهای موجود ترمیم نخواهند شد؛ بلکه به بخشی از زندگی روزمره تبدیل خواهند شد. در این صورت، تخریب از یک حادثه موقت به یک وضعیت اجتماعی دائمی بدل میشود؛ وضعیتی که مردم ناچار خواهند بود در شرایط کمبود، فرسودگی و بیثباتی زندگی کنند.